صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 20

موضوع: ترسیم زبان (تاریخچه خط در ایران و جهان)

  1. #1
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4891
    Array

    پیش فرض ترسیم زبان (تاریخچه خط در ایران و جهان)

    خط و نگاهی تازه(1)


    زبان مجموعهاي از نشانه ها و دلالتهاي وصفي است كه از روي قصد ميان افراد بشر براي القاي انديشه يا فرماني يا خبري از ذهني به ذهن ديگر به كار برود (دكتر خانلري, تاريخ زبان فارسي).
    نوع ديگر از وسايل ارتباط ذهني ميان افراد بشر يا خط يا نوشتن است كه نخست صورت نگاري بوده مانند هيروگليف مصري كه براي نشان دادن چيزي تصوير آن را ميكشيده اند و سپس آن را ساده كرده و به نشانهاي وضعي تبديل كرده اند مانند خط چيني و خط ابتدايي سومري. سومريها نگارش تصويري را هفت هزار سال پيش پديدآوردند. مصريان آن را در پنج هزار سال پيش به كار بردند. پس از خط تصويري, خط هجايي (syllabic) ساخته شد, مانند خط ميخي كه سومريها در پنج هزار سال پيش اختراع كردند, و آكديها آن را بهبود دادند و ديگران آن را براي زبان خودشان اقتباس كردند, مانند اقوام هيتي و ايلام و ماد و پارس.
    مشتق از خط هجايي مصري, كه به دنبال خط تصويريشان پديد آمد, ميتوان از خطهاي آرامي و به دنبال آن خط عبري و عربي و فينيقي نام برد. البته خط چيني كه امروزه در خاور دور به كار ميرود نيز از زمره خطهاي تصويري است كه سپس به خط هجايي تبديل شده است, اما هيچ رابط هاي با خط هاي خاور ميانه نداشته و از هم مشتق نشده اند.
    فينقي ها خط هجايي را كه از آراميها برداشت كرده بودند تكميل و به خط الفبايي نزديك كردند. يوناني ها آن را گرفته و خط الفبايي را, كه هر حرف معرف صدايي است, به وجود آوردند. بنابر اين ميتوان گفت كه خط الفبايي, كه امروزه در بخش بزرگي از دنيا به كار برده ميشود, اختراع يونانيهاست. روي هم رفته, خط هاي آلفابتيك بر دو گونه اند: يكي خطي كه حروف مصوت آن نشانه هاي جدا دارد مانند خط يوناني و لاتين و ديگري خطي كه مصوتهاي آن با نشانه هايي مشخص مي شود مانند خط عبري و عربي. تفاوت اين دو خط در اين است كه آوردن حرف مصوت در خط هاي يوناني و لاتين الزامي است اما در خطهاي عربي و عبري اختياري است. آوردن مصوتها در دو خط عبري و عربي تنها در كتاب مقّدس و قرآن اجباري است اما در ديگر نشريات اختياري است.
    خط فارسي باستان. ايرانيها هرگز خطي از خود نداشته اند و در تمام تاريخ خود خطهاي ديگران را گرفته و ساده كرده و براي زبان خودشان سازگار كرده اند. از پيش از دوران مادها و از زمان فرمانروايي آنها هيچ نوشته اي برجا نمانده است, و در دوران نخستين هخامنشيان گزارش ها و اسناد درباري و حكومتي را به زبان آرامي و عيلامي و به خط ميخي مي نوشتند و به زبان پارسي باستان مي خواندند. ايرانيها در زمان هخامنشيان كم كم خط ميخي را كه سومريها ساخته بودند از آكديها و بابليها اختيار كردند و براي زبان پارسي باستان ساده و سازگار كردند و تا دوران ساسانيان همين خط ميخي به كار برده مي شد.
    مفصلترين و مهمترين نوشته هاي پارسي ايران باستان از داريوش يكم است كه بيشتر همراه دو متن بابلي و عيلامي است. از دوران پيش از او تنها پنج سنگ نوشته كوتاه به دست آمده است كه دو تاي آن از كورش دوم, نخستين پادشاه هخامنشي, است. همه اين سنگ نوشته ها به خط ميخي است. پس از آن سنگ نوشتههاي بسياري از ديگر پادشاهان هخامنشي برجاي مانده كه به خط ميخي است و تا كنون همه آنها خوانده و ترجمه شده است. خط ميخي ايران باستان, چنانكه گفتيم, از خط آكدي گرفته شده و براي زبان فارسي ساده و مناسب كرده اند. اين خط داراي 26 حرف است و نشانه هايي ويژه نيز براي اعداد دارد.

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



  2. #2
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4891
    Array

    پیش فرض

    خط و نگاهی تازه(2)

    از زباني كه در دوران اشكانيان به كار ميرفته, دكتر خانلري آن را زبان پهلوانيك خوانده است, نوشته اي به دست نيامده مگر چند سكه كه روي آنها به خط يوناني نوشته شده است. چنانكه ميدانيم, اشكانيان پس از انقراض يونانيان بر سركار آمدند و تا چندي خط يوناني به كار ميرفت و روي سكه ها نام و لقبهاي شاهان اشكاني به خط يوناني نوشته ميشد اما همین كه سلطه اين فرمانروايان پا بر جا شد, براي نوشتن اسناد رسمي خط ويژهاي به كار گرفته شد كه از خط آرامي ريشه گرفته بود اين خط پهلوي خوانده شد و در دوره ساسانيان با اندك تفاوتي به كار رفت. هيچ سندي در دست نيست تا از روي آن بتوان گفت كه خط آرامي در چه زماني و به دست چه كساني تحول يافته و به خط پهلوي منتهي شده است . اين قدر ميتوان دانست كه اين تحول كار يك يا چند تن نبوده و بتدريج انجام گرفته است. گذشته از انواع خطهايي كه پهلوي خوانده ميشود, براي نوشتن زبانهاي ايراني چند خط ديگر به كار ميرفته كه ظاهراً همه از اصل آرامي مشتق بوده اند. از آن جمله بوده است

    خط مانوي.
    ماني از پدر ومادري ايراني به سال 215 ميلادي زاده شد و دين تازهاي آورد كه نزديك هزار سال از رايجترين دين هاي جهان بود. دين مانوي در سده هاي سوم و چهارم ميلادي در آسياي غربي و اروپاي جنوبي و افريقاي شمالي منتشر شد و كشورهاي گل(فرانسه امروزي) و اسپانيا را نيز فرا گرفت و از سده هفتم ميلادي بود كه در برابر آيين مسيح رو به زوال رفت. از سوي ديگر, دين ماني در سده چهارم ميلادي در شمال شرقي ايران رواج فراوان گرفت و تا پايان سده ششم ميلادي تا چين نفوذ كرد و در سراسر آسياي شرقي گسترش يافت اما, در حدود سده هفتم. در نبرد با آيين هاي مسيحي و اسلام و بودايي يكباره شكست قطعي يافت. خط مانوي درست معلوم نيست از كجا سرچشمه گرفته اما گمان مي رود كه از يك شيوه نگارش خط آرامي مايه گرفته باشد. البته بايد در نظر داشت كه ماني معروف صورتگري هنرمند بوده و در ايجاد تكميل خط مزبور دخالت داشته است.
    خط سغدي.
    اين خط نيز از شيوه نگارش خط آرامي مشتق شده و نيز احتمال ميتوان داد كه اصل خط مزبور همان خط پهلوي كهن باشد. در خط سغدي مانند خط پهلوي, براي مصوت هاي كوتاه نشانه هاي خاصي وجود ندارد. تنها سه حرف براي واك هاي مصوت بلند كه(آ...و...ي...) باشد هست.
    خط پهلوي
    خط پهلوي در دوران ساسانيان براي نوشتن زبان فارسي آن دوران, كه آن را پارسي ميانه مينامند, از خط آرامي, كه ميتوان آن را مادر همه خطهاي الفبايي دانست, گرفته شده است. اين خط تا سه قرن پس از اسلام در سنگ نوشته ها و سكه ها و اسناد و معاملات و كتابها و رسالاتي كه به زبان پهلوانيك و پارسيك نوشته ميشد به كار مي رفته است. از اين خط آثار زيادي در سنگ نوشته ها و متنهاي اداري و ادبي و مذهبي, از جمله نوشته هاي ماني و سكه هاي ساساني, در دست است. خط پهلوي خطي ناقص بوده كه خواندن آن بسيار مشكل بوده و هست. در اواخر دوران ساسانيان, موبدان زرتشتي بر پايه خط پهلوي, خطي ساختند كه در دقت و همآهنگي صوت با حرف يكي از بهترين الفباهاي جهان است. اين خط داراي 47 حرف كه هر حرف نشانه يكي از اصوات زبان پارسي زمان خودش بوده است. اختراع اين خط براي نوشتن اوستا بود كه كتاب ديني رزدشتيان است و به همين مناسبت آن را خط اوستايي مينامند. زباني هم به نام زبان اوستايي بوده اما روشن نيست كه مردم كدام يك از سرزمين بسيار گسترده ايران آن روز به اين زبان گفتگو ميكرده اند. برخي از زبانشناسان آن را زبان مردم دوران اشكانيان كه مقرشان در شمال شرق ايران بوده ميدانند و آن يكي از گويشهاي پارس باستان ميشناسند, كه به زبان دوران هخامنشيان نزديك بوده است.
    خط فارسي دري
    در طي تاريخ درازمدت كشور ايران, يك زبان رسمي اداري بوده كه بر گويش هاي گوناگون محلي غلبه داشته است؛ به سخن ديگر: هميشه در ايران يك زبان دري(درباري,ديوان) در كار بوده كه زبان دري پس از اسلام آخرين مرحله تكامل و تحول آن است. اين زبان, به اتفاق همه گويش هاي ديگر ايراني رسميت يافت و در امور اداري و ادبي به كار رفت.
    درست نميدانيم كه از چه تاريخي ايرانيان خط عربي را براي نوشتن زبان خود به كار برده اند. زيرا كهن ترين متن تاريخ دار فارسي به خط عربي از قرن پنجم هجري است اما مسلم است كه مدتها پيش از آن خط مشترك عربي و فارسي براي نوشتن نامه ها و اسناد دولتي در ايران رايج بوده است. مدرك ها و سندهايي نيز در دست است كه نشان ميدهد مردم فارسي زبان در سده هاي نخستين اسلامي به خط هاي ديگر نيز مينوشته اند اين خطها كه بيشتر نزد اقليت ها ايران به كار ميرفته عبارت بود, از : عبري, مانوي, و پهلوي.
    چنانكه مي دانيم خط عربي داراي 28 حرف صامت است كه هريك نشان يك صداست و چند علامت براي زير و زِبَر و پيش و تنوين و تشديد و آي مدي دارد, كه اگر مصوتها را هم به آنها بيفزاييم 35 حرف ميشود. ايرانيها براي نوشتن فارسي امروزي چهار حرف براي صداهايي كه در عربي نيست به خط عربي افزوده اند كه عبارت است از (پ), (چ), (ژ),و (گ). و نيز ميدانيم كه در زبان عربي صداهايي دارند مانند (ص) و (ض) و (ط) و (ظ) و (ح) كه در فارسي نيست اما آنها را در الفباي فارسي به كار ميبرند زيرا براي نوشتن واژه هاي بسياري از عربي به زبان فارسي وارد شده نگه داشته شده اند همزه نيز كه از عربي آمده در زبان فارسي به كار ميرود. در زبان فارسي(و) و (ي), اگر در ميان يا پايان كلمه باشد, از حروف مصوت به شمار مي آيد مصوتهاي فارسي كه نوشتن آنها اختياري است عباتند از: (زِبَر) و (زير) و (پيش) و يك(او) ممتد نيز داريم كه با (واو) نوشته ميشود مانند: درو, مو, جو. بنا بر آنچه گفته شد, براي نوشتن زبان فارسي دري كه امروز به آن گفت و گو مي شود 32 حرف و چهار نشانه مصوت به كار مي رود در حالي كه خود اين زبان بيش 24 صدا وجود ندارد.

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



  3. #3
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4891
    Array

    پیش فرض

    آیا ریشه همه خطها یكی است؟

    آیا ریشه تمام خط‌ها یكی است؟ این پرسشی است كه تمام خط‌شناسان دنیا دارند ، ولی تاكنون به جواب معینی نرسیده‌اند. در چگونگی پیدایش الفبا و حرف‌های هجایی سخن بسیار است ، اما در اینجا به بیان نگره‌های گوناگون می‌پردازیم.
    نگرش نخست: تمام خط‌ها از سه خط چینی ، هندی و سامی شكل گرفته‌اند و خاستگاه خط‌های هیروگلیف و میخی جای دیگری است.
    نگرش دوم: تمام خط‌ها برگرفته از خط فنیقی (فونتیک كنعانی) هستند.
    نگرش سوم: خط فنیقی برگرفته از هیروگلیف است ، در حالی كه صورت‌نگاری هیروگلیف را مختصر و الفبایی كرده‌اند.
    نگرش چهارم: خط فنیقی و عبری از خط اصلی و مادری كه در جزیره كرت پیدا شده ، گرفته شده است.
    نگرش پنجم: خط فنیقی برگرفته از خط میخی است كه كنعانیان طی سالیان دراز ، آن را اصلا‌ح كرده و بصورت فنیقی درآوردند.
    باید بخاطر داشت كه علت پیدایش و نوع نگارش هر خط بسته به نوع استفاده از آن خط برای هر ملتی است. در تمدن بین‌النهرین خط میخی پس از ابداع آن توسط سومریان مورد استفاده حكومت‌های آكد ، كلده ، بابل ، آشور و پارس بوده است و نوع استفاده آن در مورد قانون ، حكومت و نوشته‌های دولتی بوده است و این خط تا پایان حكومت هخامنشی مختصر شد. بعد از هخامنشی و نفوذ فرهنگ هلنی این نگارش فراموش شد.

    خط هیروگلیف مصر نیز چندی بعد از برپایی حكومت سومریان بین‌النهرین در مصر پدیدار شد ، ولی مصریان خط جدیدی ابداع كردند تا كاهنان مصری بتوانند متن‌های مذهبی خدایان خود را به طرزی متفاوت و رمزآلود بنگارند. خط آرامی نیز جدا و مستقل از خط‌های دیگری است به‌گونه‌ای كه نه‌تنها در امور بازرگانی كاربرد داشت ، بلكه در كتابت صحف مقدس ادیان ابراهیمی استفاده شده است تا جایی كه این خط را خطی خدایی می‌نامیدند. خط و گویش آرامی در زمان حضرت مسیح (ع) كاربرد داشت. پیدایش الفبا خود نظمی در الفبا را پدید آورد. خط‌های تدمری ، نبطی ، عبری ، سریانی ، مندایی و فنیقی هر كدام تحول‌یافته و مشتق از آرامی هستند. خط‌های (تدمری ، نبطی و عبری) را آرامی غربی و خط‌های (سریانی ، مندایی و آرامی یهودی) را آرامی شرقی باید خواند. خط فنیقی در لبنان و شمال فلسطین به دلیل تبادلا‌ت بازرگانی در ساحل دریای مدیترانه شكل تجاری به خود گرفت. خط فنیقی را از این پس می‌توان در منطقه ایونیا (یونان) یافت كه خط فنیقی را مادر خط یونانی و سپس خط لا‌تین می‌توان نامید.

    خط آرامی
    خط آرامی را می‌توان مادر خط‌های غرب بین‌النهرین و تمدن‌های مغرب زمین دانست. خط آرامی در ناحیه شام و فلسطین رواج داشت و در مدت زمان كمی در بین‌النهرین و شمال مصر فراگیر شده كه بدلیل نوع مردمانی كه از آن استفاده می‌كردند ، نام تازه‌ای یافتند. مانند تدمری ، نبطی ، عبری ، سریانی ، مندایی و فنیقی. بدلیل مراوداتی كه بازرگانان فنیقی (لبنان امروزی) با یونانی داشتند ، خط هجایی بدانجا راه یافت ، خط یونانی تحول یافته خط فنیقی است. خط لا‌تین یا اروپایی از الفبای یونانی اقتباس و پس از حدود قرن 3 میلا‌دی انجیل‌ها با خط جدید نگاشته شدند.

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



  4. #4
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4891
    Array

    پیش فرض

    آیا ریشه همه خطها یکی است(2)

    خط‌های غرب بین‌النهرین:

    خط آرامی 4000 سال پیش (غرب بین‌النهرین منطقه شام - فلسطین) ، خط آرامی غربی (تدمری ، نبطی و عبری) ، خط آرامی شرقی (سریانی ، مندایی و آرامی یهودی) ، خط فنیقی (فونتیک) ، خط یونانی

    خط‌های شرق بین‌النهرین:

    خط هند و ایرانی (اوستایی) 4000 سال پیش از میلا‌د (شرق بین‌النهرین منطقه ایران ، سغد ، بلخ و خوارزم و هند) ، خط عیلا‌می (حروف خط عیلا‌می خاص است و بیشتر جهت تجارت و مالكیت استفاده می‌شده و هنوز به‌طور كامل رمزگشایی نشده است) ، خط پارسی (میخی ایرانی) خط رسمی كتیبه‌ها به‌شمار می‌آید ،‌خط پهلوی اشكانی (پهلوانی پیشین) ، خط پهلوی ساسانی (پهلوانی پسین) ، خط مانوی (خط ابداعی مانی كه برگرفته از پهلوی ولی سر هم نگاشته می‌شد)

    خط‌های ایرانی:‌
    خط ایرانی شاخه‌ای از خط‌های آریایی (هند - ایرانی) است. زبان و خط هند - ایرانی به دو شاخه هندی و ایرانی تقسیم می‌شود و از دیدگاه تحول تاریخی می‌توان برای زبان‌های ایرانی سه دوره قائل شد. (خط هندی تغییریافته محلی خط اوستایی كهن است كه خود به گونه‌های مختلف تقسیم می‌شود): دوره باستان ، دوره میانه و دوره جدید.

    خط اوستایی:‌ زرتشت پیامبر ایرانی است كه حدود 550 سال پیش از میلا‌د می‌زیسته است. این خط را به دلیل نگارش اوستا توسط زرتشتیان باستان ، خط اوستایی می‌نامیم. زبان اوستایی با پارسی باستان نزدیكی زیادی دارد. دارای 48 حرف است. سمت نگارش از راست به چپ بوده و از كامل‌ترین خط‌های جهان به‌شمار می‌رود. در زمان شاپور دوم ساسانی خط اوستایی توسط دانشمندان ایرانی ساده و روان‌تر شد. دوره باستان از دورانی كه نخستین آثار خط و زبان ایرانی وجود دارد ، یعنی زمان تالیف گات‌ها (گاهان) زرتشت است ، آغاز می‌شود. خط اوستایی بازمانده فرهنگ هند و ایرانی است كه در بین مردم ایران ویژه (خاستگاه اصلی و نخستین ایرانیان) رواج داشته است و هنگامی كه اشو زرتشت ظهور می‌كند از این خط كه در آن جامعه مورد استفاده بوده ، سعی در بیان رسالت خود به همگان كرده است. بعد از اشو زرتشت خط اوستایی مقدس شمرده می‌شود و ایرانیان ازآن فقط در كتابت اوستا استفاده می‌كنند. ایرانیان پارتی خط جدیدی را به نام خط پارتوی یا پهلوی ابداع می‌نمایند تا گفتمان خود را با این خط جاودان سازند.

    خط پهلوی:‌ زبان‌شناسان عقیده دارند كه پارت (پرثو) به مرور (برهو) و بعد به (پهلو) تبدیل شده و خط مربوط به آن پهلوی نامیده می‌شود. پس از سلطه سلوكیان و برقراری حكومت اشكانیان ، پارتیان نظام نوشتاری منظمی براساس خط دیوانی هخامنشیان كه خط آرامی بود ، خطی جدید ابداع كردند و آن را پهلوی یا پارتوی نامیدند ، ولی تغییری در نگارش پهلوی برای ساده‌نگاشتن پدید آمد و خطی گشت كه تقریبا به مدت 1000 سال خط رسمی ایران شد. پهلوی اشكانی دارای 22 حرف است و در آذربایجان ، خراسان ، اصفهان ، كردستان و سواحل غربی و شرقی دریای مازندران و ارمنستان رواج داشت. نگارش پهلوی اشكانی از راست به چپ و جدا از هم بود و ساسانیان با تغییراتی توانمندی خط پهلوی را گسترش دادند و سر هم و متصل می‌نگاشتند.

    باید یادآوری كرد خطی كه هخامنشیان به دلیل پهناوری حكومت خود و در برداشتن 23 ایالت ، در كتابت رسمی ، لوحه‌ها و سنگ‌نبشته‌های خود ، از خط میخی پارسی استفاده می‌كردند ، ولی بعد از فروپاشی هخامنشیان و برپایی حكومت اشكانیان كه از مردمان پارت بودند ، خط پارتوی پیشین (پهلوی) رواج یافت و فراگیر شد و پس از اشكانیان نیز ساسانیان با تغییری جزئی به خط پهلوی پسین می‌نگاشتند.

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



  5. #5
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4891
    Array

    پیش فرض

    ظهور اسلا‌م و رشد خط‌های عربی و فارسی:

    پس از ظهور اسلا‌م و گسترش دین اسلا‌م بدلیل اینكه گستره پادشاهی ایران ساسانی بیشترین مرز را با عرب‌ها داشت، نزدیك‌ترین تمدن بزرگ آن زمان به شبه‌جزیره عربستان بود. كوفه شهر بزرگ دوران اسلا‌می نزدیک به شهر تیسفون پایتخت ساسانیان بود ، خطی كه قرآن كریم در سال‌های نخستین اسلا‌م برای جلوگیری از تحریف بدان نگاشته شد ، خط كوفی نام گرفت كه خود برگرفته از خط‌های آرامی و پهلوی ساسانی است كه بعدها ابن مقله شیرازی با ابداع خطوط شش‌گانه یا اقلا‌م سته (نسخ ، ثلث ، محقق ، ریحان ، توقیع و رقاع) تحولی در نگارش آیات قرآن و متن عربی ایجاد كرد. پس از ورود اسلا‌م به ایران و نگارش قرآن به خط كوفی ، ایرانیان از آن خط به‌دلیل ساده و روان بودن استفاده كردند و به 28 حرف خط عربی ، 4 حرف پارسی (گ - چ - ب - ژ) اضافه و حروف خط پارسی جدید به 32 حرف رسید. ایرانیان خود به‌دلیل پذیرفتن دین مبین اسلا‌م نگارش جدید اسلا‌می را به‌كار بردند و خط فارسی نامیده شد. از این زمان دوره جدید نگارش خط ایرانی آغاز شد و تا به امروز ادامه داد.

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



  6. #6
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4891
    Array

    پیش فرض

    گذری بر تاریخچه خط در ايران زمين

    بیش از 4000 سال خط مکتوب در ایران زمین

    تاريخ خط و زبان ايران به دو دوره متمايز پيش از اسلام و بعد از اسلام تقسيم مي شود.ملاك اين تقسيم ، تنها تسلط اعراب و انقراض سلسله ساساني نيست زيرا اتفاقات و حوادث سياسي تنها عامل تمايز خط و زبان نمي تواند باشد بلكه علت اين تقسيم ، آن است اين دو دوره از هر جهت با هم تفاوت دارند و با آنكه ايرانيان بسياري از سنن و خصوصيات كهن ملي خود را بعد از تسلط اعراب تازي حفظ كردند ولي به علت تغيير مذهب و تحول اوضاع سياسي و اجتماعي ادبيات خط و تا حدودي زبان بعد از اسلام با پيش از آن تفاوت كلي را حاصل نمود .

    در اين پست و چند پست بعد به زبان و خط بعد از اسلام پرداخته نخواهد شد و هدف اصلي شناساندن زبان ، خط و ادبيات از شاهنشاهی هخامنشی تا پایان شاهنشاهی ساسانی است . با توجه به تاریخچه خط در ایران باستان که طبق کتیبه ای که در جنوب ایران کشف شده است مبدا آن به حدود پنج تا هفت هزار سال پیش می رسد . برای نمونه میتوان از کتیبه های موجود در معبد سه هزار و پانصد ساله زیگورات نام برد ولی از آنجا که مدارک در این باره کامل نیست از نوشتن خط قبل از هخامنشیان خودداری نمودیم .

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



  7. #7
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4891
    Array

    پیش فرض

    دوره هخامنشي

    تاريخ ايران از زمان مادها روشن و مدون است خلاصه اينكه شخصي به نام دياكو مؤسس سلسله ماد بود او هگمتان يا اكباتان (همدان)را پايتخت خود قرار داد يكي از فرمانروايان بزرگ ماد بنام هُوَخشَتَرَ حكومت آشور را منقرض ساخت و دولت متد را اقتدار و اهميت بخشيد . جانشين او كه آستياگ نام داشت مغلوب كوروش كبير گرديد و سلسله ماد منقرض شد .

    از زبان مادي سند و آثار كتبي باقي نمانده است ولي شكي نيست كه زبان مادي با پارسي باستان خويشاوندي نزديك داشته است ‍‌؛ به طوري كه پارسيها و مادي ها زبان يكديگر را به خوبي مي فهميدند .

    كوروش موسس سلسله هخامنشيان ، مركز حكومت خويش را در پاسارگاد قرار داد و كشور ليدي و بابل را مسخر نمود و مهمترين دولت و سلطنت دنياي قديم را تشكيل داد .

    داريوش بزرگ بزرگترين شاهنشاه هخامنشي ، نخست ياغيان كشور را سركوب كرد و در داخل كشور ايران را از سر حد چين تا ريگزارهاي سوزان افريقا بسط داد و دولت هخامنشي را از مقتدرترين دولت هاي روي زمين كرد .

    فرهنگ و تمدن درخشان ايران از روزگار هخامنشي آغاز مي شود كه سند هاي موجود و آثار باقيمانده ، قدرت و عظمت هخامنشيان و نياكان ما را مسلم مي دارد .

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



  8. #8
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4891
    Array

    پیش فرض

    پارسي باستان

    زبان ايرانيان در زمان هخامنشيان پارسي باستان يا فرس قديم ناميده مي شود كه ريشه زبان فارسي كنوني است .

    كتيبه هاي شاهان هخامنشي و لوح هاي زرين و سيمين كه از آن روزگار باقيمانده به اين زبان نوشته شده است . مجموع واژه هاي اصلي كتبيبه ها از چهارصد كلمه ***** نمي كند و مطالب آن عبارت است از نام و شرح خاندان شاهان تفصيل فتوحات ستايش يزدان نكوهش دروغ و ناپاكي سفارش به راستي و نيكو كاري.

    اين كتيبه ها غالبا به چند زبان است و غير از پارسي باستان ، به زبان هاي آسوري ،ايلامي ، آرامي كه بين ملل دست نشانده هخامنشيان معمول بوده ، نگاشته شده است .

    مجموع كتيبه هاي هخامنشي بالغ بر چهل كتيبه است و مهمترين آنها در تخت جمشيد ، همدان ، شوش ،نقش رستم ، بيستون ،الوند ، وان است كه كتيبه بيستون از همه مفصل تر و مشتمل بر 420 سطر و هيجده هزار و نهصد كلمه مي باشد كه داريوش در اين كتيبه چگونگي فرونشاندن شورش هاي داخلي و غلبه و تسلط به كشورهاي خارجي و حدود متصرفات خود را شرح مي دهد و در پايان مجد و بزرگواري كشور ايران را آرزو مي كند .

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



  9. #9
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4891
    Array

    پیش فرض

    خط ميخي

    كتيبه هاي هخامنشي به خط ميخي است . ايرانيان اين خط را از قوم كلده و آشور گرفتند و در آن تغييراتي دادند و آن را به صورت الفبايي در آوردند .

    تين خط از چپ به راست نوشته مي شد و داراي 36 حرف بود و در كنده كاري و نوشتن روي سنگ و اجسام سخت به كار مي رفت .

    اولين خط ميخي كه به دست آمده از زمان آريار منه و آخرين آن از روزگار پادشاهي اردشير سوم است و به سبب دشواري نگارش ، خط ميخي از دوران اشكانيان رو به زوال نهاد و به تدريج منسوخ گرديد .

    در خط ميخي و كتيبه هاي پنج كلمه به صورت پندار نگاري باقي مانده است پندار نگاري : بعد از مرحله تصوير نگاري در تاريخچه خط را گويند كه تصوير كم كم ساده شد و به صورت علامت و نشانه در آمد و براي اسامي معني نيز علائمي ايجاد گرديد.علائم رياضي كه به صورت خط بين المللي در آمده از نمونه هاي پندارنگاري است .

    اورامزدا - اهورامزدا

    خشايثيه - شاهنشاه

    دهيو - كشور

    بغا - خدا

    بومي - بوم سرزمين

    گذشته از سنگ نبشته ها ، سكه هاي هخامنشي و خطوط روي بعضي ظروف و سنگ ترازو ها و نگين هاي باقي مانده از آن عهد ، همه به خط ميخي و زبان پارسي باستان مي باشد .

    براي شناختن زبان پارسي باستان چند جمله از بند اول كتيبه نقش رستم با زبان پارسي باستان نوشته مي شود .

    بغ وزر كه اورامزداهي ايمم بوميم اداهي اومام آسمانم اداهي مرتيم اداهي شياتيم ادامرتيهي .

    ترجمه : خداي بزرگ است اهورا مزدا كه اين زمين را آفريد كه آن آسمان را آفريد كه شادي را براي مردم آفريد .

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



  10. #10
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4891
    Array

    پیش فرض

    زبان اوستايي

    قديمي ترين اثر از آثار آريايي اوستاست . زبان اوستايي با سانسكريت ،زبان ادبي و كهن هنديان شباهت تام دارد و معلوم مي شود كه ايرانيان و هنديان در روزگاري با هم زندگاني كرده و زبان مشتركي داشته اند كه ريشه زبان اوستايي و سانسكريت بوده است .

    زردشت پيامبر ايران باستان كه قرن ها پيش از مسيح زندگي مي كرده است از شمال يا شمال غرب ايران برخاسته است و متوجه مشرق ايران شده است و پيروانش گشتاسب و گرشاسب در مشرق ايران بوده اند پس زبان اوستايي در قسمت هاي شرقي هم مفهوم بوده است .

    اوستا داراي دو لهجه است قسمتي از خود زردشت كه خيلي قديمي است و بقيه جديدتر مي باشند. گاتها يا سرودهاي مذهبي از خود زردشت مقدس است .

    اوستا در قديم 21 كتاب را شامل مي شده كه مردم ايران از حفظ داشتند . در استيلاي اسكندر ، مقداري از آن از دست رفت . بلاش اول اشكاني اهتمام به جمع آوري اوستا نمود و دستور داد اوستاي پراكنده را كه موبدان در حافظه داشتند جمع آوري كنند. ولي اقدام اساسي براي تدوين اوستا در زمان ارشير بابكان انجام گرفت و عده اي از موبدان كه رياست آنها با تنسر ، هيربد هيربدان بود مامور جمع آوري اوستا شدند . بعد از اردشير ، پسرش شاپور اول خرده اوستا را كه پراكنده بود جمع آوري كرد . به روزگار شاپور دوم ساساني درباره مراسم ديني بين زردشتيان اختلاف افتاد و به دستور شاپور ، آذر بد مهر اسپندان موبد موبدان به كتاب اوستا مراجعه و مطالب آن را مرتب نمود .

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

برچسب ها برای این تاپیک

علاقه مندی ها (بوک مارک ها)

علاقه مندی ها (بوک مارک ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

http://www.worldup.ir/