نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8

موضوع: تهران قدیم(طهران قدیم) > سرگرمی پایتخت نشین ها

  1. #1
    عضو سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    هر جا که دل خوش باشه
    نوشته ها
    9,369
    تشکر تشکر کرده 
    12,680
    تشکر تشکر شده 
    7,551
    تشکر شده در
    3,656 پست
    قدرت امتیاز دهی
    3150
    Array

    تهران قدیم(طهران قدیم) > سرگرمی پایتخت نشین ها

    الک دولک بازی


    الک دولک بازی که تا این اواخر هم به وسیله کودکان محلات تهران بازی می شد، ‌بازی جالبی بود که بچه های محل و حتی بزرگسالان خود را به آن مشغول می داشتند. این بازی چنین بود ،که طبق قرعه انداختن، شخص چوب کلفتی را به دست می گرفت و چندین چوب کوتاه را بر روی دو آجر یا دو سنگ قرار می داد و به وسیله چوب ضخیم و بلند، چوب کوچک را به فضا پرتاب کرده و ضربه شدیدی بر آن وارد می آورد و بازیکنان که با فاصله قرار داشتند اگر چوب کوتاه را می گرفتند برنده شده و به جای بازیکن نخست می رفتند و این دور تسلسل همچنان ادامه می یافت.
    وقتی با خدا گل یا پوچ بازی می کنی ، نترس ، تو برنده ای

    چون خدا همیشه دو دستش پره


    [SIGPIC][/SIGPIC]

  2. #2
    عضو سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    هر جا که دل خوش باشه
    نوشته ها
    9,369
    تشکر تشکر کرده 
    12,680
    تشکر تشکر شده 
    7,551
    تشکر شده در
    3,656 پست
    قدرت امتیاز دهی
    3150
    Array

    پیش فرض

    بادبادک


    اختراع بادبادک به دنبال مشاهده اولین هواپیما ، که در فضای تهران به پرواز درآمد، قدم به عرصه وجود گذاشت. بچه ها بادبادک را که عبارت بود از یک زر ورق نازک با چوب های نی بود که میانش را به نخ بلندی بسته بودند به هوا می فرستادند و وقتی در جریان باد قرار می گرفت شروع به اوج گرفتن می کرد. گاهی به دم این بادبادک ها فانوس نورانی می بستند که وقتی شب به فضا فرستاده می شد با نور خود منظره جالبی را تشکیل می داد. در چهار گوشه بادبادک ها گوشواره هایی هم از کاغذ متصل می کردند که بر زیبایی آنها افزوده می شد.
    وقتی با خدا گل یا پوچ بازی می کنی ، نترس ، تو برنده ای

    چون خدا همیشه دو دستش پره


    [SIGPIC][/SIGPIC]

  3. #3
    عضو سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    هر جا که دل خوش باشه
    نوشته ها
    9,369
    تشکر تشکر کرده 
    12,680
    تشکر تشکر شده 
    7,551
    تشکر شده در
    3,656 پست
    قدرت امتیاز دهی
    3150
    Array

    پیش فرض

    بندبازی


    بندبازی و عملیات آکروباتی نیز یکی از نمایش های جالب توجه روزگار قدیم تهران بود و این بازی ها دو نوع بودند: یکی از آنها مختصر و محدود و سیار بود و یک دسته بندباز مرکب از یک آدم نسبتا گردن کلفت زورمند و یک کودک خردسال ‌آن را اجرا می کردند. کودک خردسال بر روی نوک چوب کلفتی می رفت و سردیگر چوب که کودک عملیات خود را بر فراز آن انجام می داد در بین کمربند محکمی قرار داشت که بر روی شکم شخص زورمند بسته شده بود و در همین زمان که عملیات بندبازی شروع می گردید، ‌شخص سومی که ضربی به زیر بغل داشت آهنگ هایی را زمزمه می کرد و بر روی ضرب می نواخت.
    وقتی با خدا گل یا پوچ بازی می کنی ، نترس ، تو برنده ای

    چون خدا همیشه دو دستش پره


    [SIGPIC][/SIGPIC]

  4. #4
    عضو سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    هر جا که دل خوش باشه
    نوشته ها
    9,369
    تشکر تشکر کرده 
    12,680
    تشکر تشکر شده 
    7,551
    تشکر شده در
    3,656 پست
    قدرت امتیاز دهی
    3150
    Array

    پیش فرض

    پرده قیامت


    پرده قیامت از دیگر سرگرمی های مردم به حساب می آمد و عبارت بود از: یک پرده نقاشی شده بزرگ که معمولا اوضاع و خصوصیات دوزخ را به زعم تصویرپرداز، مجسم می گردانید. بر روی چنین پرده ای تصویر جهنم با شعله های آتش تجسم می یافت و از گوشه و کنار آن چند مار و عقرب و حتی اژدها دیده می شد که گناهکاران و دوزخیان، علاوه بر مکافات عمل خود، به وسیله لهیب آتش، گرفتار جانوران وحشتناک هم می گردیدند. در برابر جهنم چند سگ با چشمان وغ زده هم دیده می شد که گویا از گماشتگان دوزخ به شمار می رفتند. متصدی پرده قیامت با چوبی بلند و صدایی زنگدار و گرفته یکایک خصوصیات و گوشه های پرده را که بر دیوار آویخته بود یادآوری می کرد.
    وقتی با خدا گل یا پوچ بازی می کنی ، نترس ، تو برنده ای

    چون خدا همیشه دو دستش پره


    [SIGPIC][/SIGPIC]

  5. #5
    عضو سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    هر جا که دل خوش باشه
    نوشته ها
    9,369
    تشکر تشکر کرده 
    12,680
    تشکر تشکر شده 
    7,551
    تشکر شده در
    3,656 پست
    قدرت امتیاز دهی
    3150
    Array

    پیش فرض

    خربازی و خرسواری


    یکی از سرگرمی های جمعی مردم، خربازی( خرسواری، بابو سواری) بود و این بازی و تفریح منحصرا خصوص داش مشدی های خوش پوش بود که برای سوار شدن بر خرهای معروف به خربندی و یا خرهای دولایی به خیابان علاء الدوله ( فردوسی) می رفتند. در این خیابان ده ها خر کوچک و بزرگ همراه پالان های دیدنی و افسارهای مزین به برنج و نقره و گل میخ نقره کوبی شده و زنگوله های ریسه ای و پالان های مخمل و شال و ترمه و اطلس پرزرق و برق و دست و پا و یال و دم حنا بسته و سم های سیاه شده و منگوله های زیبا آماده شده بود.
    خربازها و یا یابوسوارها نیز لباس های جالبی می پوشیدند. مثلا لباده های بلند از ماهوت و مخمل و رداهای رالی و کپک های نمدی و شال های ابریشمی و کبوه های آجیره و ملکی و غیره و این خرسوارها در برابر چشمان صدها تماشاچی از حاشیه خیابان علاء الدوله و گاهی لاله زار بالا و پایین می رفتند.
    وقتی با خدا گل یا پوچ بازی می کنی ، نترس ، تو برنده ای

    چون خدا همیشه دو دستش پره


    [SIGPIC][/SIGPIC]

  6. #6
    عضو سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    هر جا که دل خوش باشه
    نوشته ها
    9,369
    تشکر تشکر کرده 
    12,680
    تشکر تشکر شده 
    7,551
    تشکر شده در
    3,656 پست
    قدرت امتیاز دهی
    3150
    Array

    پیش فرض

    عکاسی


    از ورود اولین دوربین عکاسی به ایران بیش از ۱۵۰ سال ، می گذرد. در اوایل سلطنت ناصرالدین شاه قاجار، کلاسی در مدرسه دارالفنون دایر شد که برای آموزش عکاسی به شاه زادگان و درباریان قاجار و توسط عبدالله قاجار اداره می شد که می توان به عنوان پدر عکاسی ایران از وی نام برد .
    ناصرالدین شاه، به علت علاقه ای که خود به عکاسی داشت، عکاسی می کرد و از آن دوران عکس هایبسیاری باقی مانده که در کاخ گلستان موجود است.
    بعد از دارالفنون و عبداله قاجار، عکاسی تدریجاً توسط اشخاصی مانند آنتوان عکاس، ماشاء الله خان و روسی خان، توسعه یافت و از حالت درباری خارج شد و فراگیر شد. از جمله عکاسی های قدیمی به فتوگرافی تهامی یا بیش از ۷۰ سال سابقه می توان اشاره نمود که دارای آرشیو بزرگی از عکس های تاریخی می باشد.
    وقتی با خدا گل یا پوچ بازی می کنی ، نترس ، تو برنده ای

    چون خدا همیشه دو دستش پره


    [SIGPIC][/SIGPIC]

  7. #7
    عضو سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    هر جا که دل خوش باشه
    نوشته ها
    9,369
    تشکر تشکر کرده 
    12,680
    تشکر تشکر شده 
    7,551
    تشکر شده در
    3,656 پست
    قدرت امتیاز دهی
    3150
    Array

    پیش فرض

    مساله گوها یا مرشدها


    یکی از سرگرمی های تهرانی ها مساله گوها یا مرشدها بودند که با صدای رگه دار و زنگدار در میدان ها و خیابان های دارلخلافه معرکه به راه می انداختند. آنها معمولا دو نفر بودند یکی خود مرشد ( مساله گو) و دیگری بچه مرشد به این ترتیب که مرشد مساله ای را در برابر جمعیت حاضر مطرح می کرد و بچه مرشد به آن پاسخ می گفت. این مرشدها معمولا تا پولی از مردم جمع آوری نمی کردند شروع به مساله گویی نمی کردند و گاهی این حضرات مرشدها حرف های خود را در یک جای حساس قطع می کردند، بقیه آن را به روز دیگر حواله می کردند تا خلایق را تشنه تر و مشتاق تر گردانند.
    وقتی با خدا گل یا پوچ بازی می کنی ، نترس ، تو برنده ای

    چون خدا همیشه دو دستش پره


    [SIGPIC][/SIGPIC]

  8. #8
    عضو سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    هر جا که دل خوش باشه
    نوشته ها
    9,369
    تشکر تشکر کرده 
    12,680
    تشکر تشکر شده 
    7,551
    تشکر شده در
    3,656 پست
    قدرت امتیاز دهی
    3150
    Array

    پیش فرض

    نمایش لوطی عنتری


    تماشای لوطی عنتری هم از جمله سرگرمی های مردم تهران قدیم بود و به کمک یک کمانچه، عنتر یا میمون تربیت شده ای را در حضور مردم به رقص و عملیات شگفت آور وا می داشتند گاهی به جای یک عنتر، خرس های کوچک دست آموز وظیفه اجرای نقش عنتر را به عهده داشتند و حرکاتی جالب را در معرض دید تماشاگران قرار می دادند. لوطی عنترها به طور سیار نمایش می دادند و در کوچه و خیابان ها با نواختن ضرب اهل محل را خبر می کردند.
    وقتی با خدا گل یا پوچ بازی می کنی ، نترس ، تو برنده ای

    چون خدا همیشه دو دستش پره


    [SIGPIC][/SIGPIC]

برچسب ها برای این تاپیک

علاقه مندی ها (بوک مارک ها)

علاقه مندی ها (بوک مارک ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

http://www.worldup.ir/