صفحه 1 از 5 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 44

موضوع: ویژه نامه رحلت حضرت فاطمه معصومه (س)

  1. #1
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Dec 2010
    نوشته ها
    28,440
    تشکر تشکر کرده 
    12,424
    تشکر تشکر شده 
    11,190
    تشکر شده در
    5,632 پست
    قدرت امتیاز دهی
    7108
    Array

    ویژه نامه رحلت حضرت فاطمه معصومه (س)

    01kkkjhidyuuhuisre8dhfkjnmnkbfdrsd515fffgfd




    رحلت حضرت فاطمه معصومه (س) کریمه اهل بیت را بر شما تسلیت عرض مینماییم


    14fafffsdfgfjdfjihyuyyhuiujioiiouiuyhjhjkjiopklkkojuhk
    گروهى از مردم «رى» به زيارت امام ششم، حضرت صادق عليه السلام رفته بودند. هنگامى كه به محضر امام شرفياب شدند، در معرفى خود چنين گفتند: ما اهل رى هستيم. حضرت فرمود: «مرحبا به برادرانِ قمىِ ما». گفتند: ما از رى آمده‏ايم. حضرت دوباره همان سخن را فرمود: چند بار ديگر تأكيد كردند كه ما اهل رى هستيم. پاسخ حضرت همان بود. سپس امام چنين افزود:
    «خداوند حرمى دارد كه آن «مكه» است. پيامبر(صلي الله عليه و آله) هم حرمى دارد و آن «مدينه» است. اميرالمؤمنين عليه السلام نيز حرمى دارد كه «كوفه» است. ما ـ ائمه ديگر ـ هم حرمى داريم و آن «شهر قم» است. به زودى دخترى از فرزندانم به نام «فاطمه» در آنجا به خاك سپرده مى‏شود؛ هر كس قبر او را زيارت كند، بهشت بر او واجب مى‏شود.»
    اين سخن را ـ به گفته راوى ـ امام صادق عليه السلام در زمانى فرمود كه هنوز امام كاظم، پدر حضرت فاطمه معصومه عليهاالسلام به دنيا نيامده بود.
    آرى ... «قم»، حرم اهل بيت و حريم امامان است. بانويى در آن مدفون است كه بارگاهش چون نگينى در اين خطه كويرى مى‏درخشد و حرمش چشمه‏اى پرفيض و كرامت‏جوش است و نه تنها كبوتران بر آسمان مزارش عاشقانه طواف مى‏كنند، بلكه پروانگانى شيفته علم و معنويت، از سراسر ايران، بلكه از كشورهاى ديگرى همچون حجاز، بحرين، هند، پاكستان، تركيه، عراق، سوريه، لبنان و كشورهاى آفريقايى و آسياى دور به اين وادى نور آمده‏اند. حوزه علميه قم، به بركت مرقد پاك اين بانو، پديد آمده و دوام يافته است.
    زائران حرمش، هنگام تشرّف بايد خود را ايستاده در برابر آينه‏اى از كمال و بصيرت و عفاف و علم ببينند و از شايستگى‏ها، فضيلت‎ها، ايمان و اخلاقش اسوه و الگو بگيرند. زيارت، در اين صورت است كه اثر تربيتى خواهد داشت. اگر براى زيارت، پاداش و اجر عظيم است، به خاطر سازندگي‎هاى آن و تأثيرگذارى در فكر، روح، اخلاق و زندگى زائر است.
    ايران ما، از فروغ رضوى و عصمت فاطمى روشن و مطهر است.
    اين دو برادر و خواهر، يكى از شرق كشور، همچون خورشيد مى‏درخشد و بر ايران بزرگ، نور مى‏افشاند، ديگرى در قلب كشور، در خاستگاه نهضت، مركزيت حوزه فقاهت و عاصمه تشيّع را گرم و پر جنب و جوش نگه داشته است.
    سخن از «فاطمه»، دختر موسى بن‏ جعفر است، كه به «حضرت معصومه» شهرت يافته و مدفنش زيارتگاه دل‎هاى شيدا و شيفتگان فضيلت و عفاف است.
    سخن از شرافت‏بخش قم و طراوت‏بخش اين شهر كويرى است كه از زلال فيض اين «دختر امام»، همواره خرم و هميشه شاداب است.
    كريمه اهل بيت


    نهالى كه در بوستان امامت برويد و از آب عفاف و نور فضيلت سيراب شود و توان بگيرد و با گذشت زمان، خود به شاخه‏اى پربار و زيبا از «شجره طيبه» دودمان رسول تبديل گردد، اگر «كريمه اهل بيت» نام نگيرد، پس چيست؟
    اين دختر فرزانه كه به «فاطمه معصومه» مى‏شناسيمش، در سال 183 هجرى در مدينه ديده به دنيا گشوده و در خانه‏اى كه پدرى چون «امام كاظم» ـ عليه السلام ـ و برادرى چون حضرت رضا عليه‎السلام در آن مى‏زيسته، بزرگ مى‏شود. نام مادرش را «خيزران»، يا «نجمه» يا «اروى» دانسته‏اند، كه كنيزى است لايق و پاك، و چون حضرت رضا را به دنيا مى‏آورد، به «طاهره» ناميده مى‏شود.
    سخن از «فاطمه»، دختر موسى بن‏ جعفر است، كه به «حضرت معصومه» شهرت يافته و مدفنش زيارتگاه دل‎هاى شيدا و شيفتگان فضيلت و عفاف است.
    سخن از شرافت‏بخش قم و طراوت‏بخش اين شهر كويرى است كه از زلال فيض اين «دختر امام»، همواره خرم و هميشه شاداب است.
    فاطمه معصومه، در دامان ايمان و پاكى رشد مى‏كند و در چشمه عفاف و عصمت و علم و حكمت، به طهارت روح و جان مى‏رسد. نسب و تبارش نبوى و فاطمى و علوى است. عبادت و ادب، شاخ و برگ روييده بر اين «سروِ پاكدامنى» است. ويژگي‎هاى روحى و خصايص فردى سبب شده كه با لقب «كريمه اهل بيت» در زبان عالمان و فقيهان شيعه ياد شود. لقبى كه از ميان بانوان اهل بيت، تنها به او اختصاص يافته است. لقب‎هاى ديگرش نيز، هر يك گوياى كمالات والاى اوست؛ از جمله «محدّثه»، «عابده»، «مقدامه» و «معصومه»، كه هم نام‎ها و لقب‎هايش و هم ارزش‎ها و فضايلش، يادآور مادر والاقدرش، عصمت هستى و حبيبه خدا، حضرت زهرا ـ سلام ‏الله ‏عليها ـ است.
    در سايه تربيت رضوى


    فاطمه معصومه عليهاالسلام تنها به عنوان خواهرى كه برادرش «على بن ‏موسى ‏الرضا» را دوست بدارد و به خاطر برادرى و خواهرى، دل در گرو محبت او گذاشته باشد، نيست. گرچه «فاطمه» و «رضا» هر دو از يك پدر و مادرند و از يك سينه پاك شير خورده و در يك دامن لايق و عفيف، بزرگ شده و با نوازش دست و نگاه‎هاى يك پدر و مادر رشد كرده‏اند، ليكن فاطمه معصومه، تربيت‏شده برادرش حضرت «رضا»ست.
    حكيم عارف، مرحوم ملاصدراى شيرازى كه مدت‎ها در روستاى «كهك» قم به سر مى‏برد، هرگاه يك مشكل علمى و گره فلسفى برايش پيش مى‏آمد، يا از حل يك مسأله فلسفى در مى‏ماند، آهنگ زيارت قبر دختر موسى بن‏ جعفر عليهماالسلام مى‏كرد و فاصله چهار فرسخ تا قم را مى‏پيمود و در اين زيارت قبر و التجاء و استمداد از روح بلند حضرت معصومه عليهاالسلام مشكل علمى خود را حل مى‏كرد و به محل اقامت خود برمى‏گشت.
    دودمان او، خانواده يك زندانى است. يعنى پدرش حضرت موسى بن‏ جعفر عليهماالسلام مبغوض دربار هارون‏الرشيد گشته و به امر او بازداشت و زندانى شده است. اين حبس و زندان هم سالها طول كشيده و تا شهادت امام كاظم عليه السلام ادامه يافته است. خانواده امام، به درد هجران پدر مبتلاست، ولى چون اسارت پدر به خاطر خدا و دين و حريت است، با همه سختي‎هايش براى فرزندان، قابل تحمل است، چون خدا راضى است.
    در اين همه سال كه موسى بن‏جعفر عليهماالسلام در زندان‎هاى مختلف به سر مى‏برد. امام رضا عليه‎السلام عهده‏دار تربيت و متكفل زندگى خواهرش حضرت معصومه و ديگر خواهران است. در نبود پدر، رسالتِ رهبرى و مسؤوليت رسيدگى به تربيت فرزندان و حل مشكلات خانواده امام محبوس، بر دوش اوست. حتى رسيدگى به خاندان‎هاى علوى كه امام كاظم عليه السلام سرپرستى يا سركشى و رسيدگى به آنان را عهده‏دار بوده، در اين دوران سخت و غم‏آلود، بر عهده حضرت رضاست. مورخين، تعداد خانواده‏هايى را كه از طريق امام هفتم، موسى بن‏جعفر عليهماالسلام اداره مى‏شوند و تحت تكفل او بودند تا پانصد خانواده ذكر كرده‏اند. تأثير تربيتى امام رضا عليه السلام را بر خواهر معصومش فاطمه، نمى‏توان ناديده گرفت. بى‏جهت نيست كه اين بانوى جوان، در دانش و كمال، در حديث و فضل، در ايمان و ثبات قدم، در اراده و فداكارى و هجرت، پايگاه و جايگاه بلندى يافته و به مرز «عصمت» رسيده است و دل‎هاى عاشقان عترت را مجذوب خود ساخته است و عالمانى فرزانه و فقيهانى بلندمرتبه، به آستان‏بوسى او افتخار كرده و مى‏كنند و سلام به او را هر صبح و شام، توفيقى الهى مى‏شمردند.
    علامه طباطبايى«رحمة‏ الله‏ عليه» هنگام روزه، پيش از افطار به حرم مشرف مى‏شدند و با بوسه بر مزار اين بانو، روزه خود را مى‏گشودند. فاطمه، راوى حديث


    در خانواده امام، زمينه از هر جهت فراهم است كه فرزندان ـ چه دختر و چه پسر ـ با علم و قرآن و حديث و فقه، آشنايى كامل داشته باشند. فاطمه عليهاالسلام نيز از اين موهبت برخوردار است و آن گونه كه گفته‏اند، «عالمه محدّثه راويه» بوده است. هم احاديثى را از پدران ارجمندش روايت مى‏كند، و هم زنان و مردانى صاحب دانش و آشناى حديث، احاديثى را از زبان اين بانو روايت مى‏كنند و نام «فاطمه دختر موسى ‏بن ‏جعفر» در سلسله سند برخى روايات ديده مى‏شود و عالمانى از شيعه و سنت، روايات او را در ضمن روايات ثابت و صحيح و مورد قبول نقل مى‏كنند.
    يكى از اين روايات، با سندهاى متصل به حضرت زهرا و پيامبر اکرم مى‏رسد و مربوط به «حديث غدير» و «حديث منزلت» است. و حديثى ديگر به پيامبر اسلام مى‏رسد و مضمونش نقل قضايا و مشاهداتى از شب معراج است.
    و حديثى ديگر با سندى نزديك به همين صورت، به پيامبر(صلي الله عليه و آله) مى‏رسد كه مضمونش طهارت و پاكيزگى امام حسين عليه السلام هنگام ولادت و عدم احتياج به تميز كردن است.


    نقل حديث از فاطمه معصومه و اهتمام و توجه عالمان به آنچه از زبان او به عنوان «حديث» مى‏شنوند و نقل و ثبت آن در مجموعه‏هاى حديثى، نشان‏دهنده جايگاه معتبرى است كه اين دختر جوان و عالم، نزد ارباب بصيرت دارد.
    امام خميني «قدس‏سره» در سال‎هاى پيش از تبعيد، هر روز بعد از درس، غروب تا موقع نماز، يك تشرّف مختصر به زيارت حضرت معصومه عليهاالسلام داشتند و اين كار، به طور مداوم بود. رحلت


    در ويژگي‎هاى چندى، اين بانوى والاقدر، شبيه مادرش حضرت زهرا عليهاالسلام است. مرگ در جوانى هم يكى از اين نقاط اشتراك و تشابه است.
    هفده ساله است كه برادرش حضرت رضا عليه السلام به اجبار از «مدينه» به «مرو» برده مى‏شود و مأمون با عنوان «ولايتعهدى» او را به پايتخت خود احضار مى‏كند. در اين هنگام، سال 200 هجرى است. وداع دردمندانه و پرسوزى كه حضرت رضا عليه السلام هنگام ترك مدينه به سوى مرو انجام مى‏دهد، همه را به گريه مى‏اندازد. همه مى‏دانند كه حضرت را پس از اين «سفر بى‏بازگشت» نخواهند ديد. از اين‏رو، يك سال نمى‏گذرد كه حضرت معصومه، به شوق ديدار برادرش، عزم سفر مى‏كند و به قصد خراسان به راه مى‏افتد. اما دست تقدير، تدبير ديگرى انديشيده است. به ساوه كه مى‏رسد بيمار مى‏شود. قرائن نشان مى‏دهد كه اين بيمارى، او را از پاى خواهد افكند. مى‏پرسد: تا «قم» چقدر فاصله است؟ مى‏گويند: ده فرسخ. مى‏خواهد كه او را به قم برسانند. وقتى به قم مى‏رسد، عده‏اى از بزرگان و چهره‏هاى معتبر قمى به استقبال او مى‏شتابند. «موسى بن‏ خزرج اشعرى» در پيشاپيش استقبال‏كنندگان است. پيش مى‏رود و زمام ناقه دختر موسى بن ‏جعفر عليه السلام را مى‏گيرد و او را به طرف خانه خود مى‏برد. موسى بن ‏خزرج، تنها افتخار آن را دارد كه هفده روز از دختر امام پذيرايى كند. حال اين بانو وخيم‎تر مى‏شود و چشم از جهان بسته، به خانه ابدى آخرت كوچ مى‏كند. به دستور موسى بن‏خزرج، او را غسل مى‏دهند و كفن مى‏كنند و براى خاك‏سپارى، به قطعه ‏زمينى به نام «بابلان» ـ كه متعلق به موسى است ـ منتقل مى‏كنند. سردابى را حفر كرده‏اند كه پيكر اين بى‏بى را در آنجا دفن كنند. بر سر اين كه چه كسى بدن مطهر حضرت معصومه را برداشته و وارد قبر كند، ميان خاندان و بستگان موسى بن‏ خزرج اختلاف مى‏شود. در نهايت تصميم مى‏گيرند كه خادم پير و با ايمان و صالحى كه دارند، بدن او را در قبر بگذارد. كسى را در پى آن خادم ـ كه نامش قادر است ـ مى‏فرستند، ولى در همين لحظه چشمشان به دو تكسوار نقابدارى مى‏خورد كه از سوى ريگزار به شتاب مى‏آيند. چون آن دو سواره، به جنازه نزديك مى‏شوند، فرود آمده، بر او نماز مى‏خوانند و وارد سرداب شده و جنازه را وارد آنجا مى‏كنند و به خاك مى‏سپارند، سپس بيرون مى‏آيند و بى ‏آنكه حتى يك كلمه با كسى سخن بگويند، مى‏روند و كسى نمى‏شناسد كه اين دو سوار ناشناس ـ و در واقع، شناس با اين بانوى گرامى ـ كيستند؟
    از آن پس، سايه‏بانى از حصير بر قبر او مى‏سازند، تا آن كه «زينب»، دختر امام جواد ـ عليه‏السلام ـ قبه‏اى بر روى قبر عمه‏اش حضرت معصومه عليهاالسلام بنا مى‏كند.
    تأثير تربيتى امام رضا عليه السلام را بر خواهر معصومش فاطمه، نمى‏توان ناديده گرفت. بى‏جهت نيست كه اين بانوى جوان، در دانش و كمال، در حديث و فضل، در ايمان و ثبات قدم، در اراده و فداكارى و هجرت، پايگاه و جايگاه بلندى يافته و به مرز «عصمت» رسيده است و دل‎هاى عاشقان عترت را مجذوب خود ساخته است و عالمانى فرزانه و فقيهانى بلندمرتبه، به آستان‏بوسى او افتخار كرده و مى‏كنند و سلام به او را هر صبح و شام، توفيقى الهى مى‏شمردند. فضيلت زيارتش


    تأكيد و توصيه‏اى كه نسبت به زيارت قبر حضرت معصومه عليهاالسلام در روايات ديده مى‏شود، شگفت است و ما را به مقام و منزلتش بيشتر واقف مى‏سازد.


    پاداش زيارت مدفن او «بهشت» است. اين، در بيشتر روايات مربوط به زيارتش آمده است. تشويق به زيارت او، از زبان امام صادق، امام رضا، امام جواد عليهم السلام و ... نقل شده است. سعد بن ‏سعد از امام رضا عليه السلام در اين باره مى‏پرسد، حضرت پاسخ مى‏دهد: «مَنْ زارها فَلَه الجنَة»؛ «كسى كه او را زيارت كند پاداشش بهشت است.»
    در حديث ديگرى كه سعد روايت مى‏كند، چنين است كه امام رضا عليه السلام از او مى‏پرسد: اى سعد! قبرى مربوط به ما اهل بيت نزد شماست؟ پاسخ مى‏دهد: آرى فدايت شوم، قبر فاطمه، دختر موسى ـ عليهماالسلام. آنگاه حضرت مى‏فرمايد: آرى! هر كس با معرفت به حقش، او را زيارت كند، بهشت براى اوست: «نَعَم، مَنْ زارَها عارفا بحقِّها فَلَهُ الجنّة.»
    اما اين شرطِ «عارفا بحقّها» مهم و در عين حال دشوار است. گرچه امروز، به توصيه امامان، زائران بسيارى همه‏ روزه در طول سال، از همه جا به ديدار مرقدش مى‏آيند و در حرمش و كنار ضريحش رو به قبله مى‏ايستند و 34 مرتبه «الله‏ اكبر»، 33 مرتبه «سبحان ‏الله‏» و 33 مرتبه «الحمدلله‏» مى‏گويند، سپس به خواندن زيارتنامه‏اش مى‏پردازند، ولى آيا همه زائران يكسانند؟ و آيا همه با يك روحيه و احساس و معرفت، به زيارت اين حرم مى‏آيند و فرازهاى زيارتنامه را مى‏خوانند؟
    توشه زائران از اين زيارت چيست؟ و آيا همه بهره مى‏برند، يا برخى دست خالى از اين «بازار معرفت» برمى‏گردند؟
    امام امت «قدس‏سره» در سال‎هاى پيش از تبعيد، هر روز بعد از درس، غروب تا موقع نماز، يك تشرّف مختصر به زيارت حضرت معصومه عليهاالسلام داشتند و اين كار، به طور مداوم بود.
    در اين همه سال كه موسى بن‏جعفر عليهماالسلام در زندان‎هاى مختلف به سر مى‏برد. امام رضا عليه‎السلام عهده‏دار تربيت و متكفل زندگى خواهرش حضرت معصومه و ديگر خواهران است. در نبود پدر، رسالتِ رهبرى و مسؤوليت رسيدگى به تربيت فرزندان و حل مشكلات خانواده امام محبوس، بر دوش اوست. حتى رسيدگى به خاندان‎هاى علوى كه امام كاظم عليه السلام سرپرستى يا سركشى و رسيدگى به آنان را عهده‏دار بوده، در اين دوران سخت و غم‏آلود، بر عهده حضرت رضاست.
    علامه طباطبايى«رحمة‏ الله‏ عليه» هنگام روزه، پيش از افطار به حرم مشرف مى‏شدند و با بوسه بر مزار اين بانو، روزه خود را مى‏گشودند.
    حكيم عارف، مرحوم ملاصدراى شيرازى كه مدت‎ها در روستاى «كهك» قم به سر مى‏برد، هرگاه يك مشكل علمى و گره فلسفى برايش پيش مى‏آمد، يا از حل يك مسأله فلسفى در مى‏ماند، آهنگ زيارت قبر دختر موسى بن‏ جعفر عليهماالسلام مى‏كرد و فاصله چهار فرسخ تا قم را مى‏پيمود و در اين زيارت قبر و التجاء و استمداد از روح بلند حضرت معصومه عليهاالسلام مشكل علمى خود را حل مى‏كرد و به محل اقامت خود برمى‏گشت.
    اين بزرگواران، از «زيارت» چه مى‏ديدند و مى‏يافتند كه ما نمى‏يابيم؟ بى‏شك، معرفت آنان بيشتر بود، در نتيجه بهره روحى‏شان هم از زيارت، افزون‎تر بود.


    قم، حرم اهل بيت عصمت است و شوق زيارت قبر اين بانوى عظيم، دل‎هاى مشتاق و گام‎هاى ره‎پوى را همواره به اين «مرقد» كشانده است.
    دريغ است كنار دريا زيستن و تشنه بودن! ...
    وقتى ديگران براى زيارت حرمش از شهرهاى ديگر مى‏آيند و حتى زائرانى از پاكستان، كويت، لبنان، بحرين و كشورهاى مختلف شيعه‏نشين زائر قبر او مى‏شوند، از ساكنان اين شهر و مردم قم، كه در كنار اين «كوثر ثانى» از رحمت خدا و بركت‎هاى او برخوردارند، انتظارى بيشتر است.
    زائران حرمش، هنگام تشرّف بايد خود را ايستاده در برابر آينه‏اى از كمال و بصيرت و عفاف و علم ببينند و از شايستگى‏ها، فضيلت‎ها، ايمان و اخلاقش اسوه و الگو بگيرند. زيارت، در اين صورت است كه اثر تربيتى خواهد داشت. اگر براى زيارت، پاداش و اجر عظيم است، به خاطر سازندگي‎هاى آن و تأثيرگذارى در فكر، روح، اخلاق و زندگى زائر است.
    با اين حساب، حرم فاطمه معصومه، يك مهد تربيت روح و مركز تعليم كمال است؛ اگر زائر را چشمى بينا و قلبى آگاه باشد


    d79gibl38tqrm7is3x77


     


    x5lc1ibig9cekrsxpqe5








  2. کاربر مقابل از R A H A عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  3. #2
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Dec 2010
    نوشته ها
    28,440
    تشکر تشکر کرده 
    12,424
    تشکر تشکر شده 
    11,190
    تشکر شده در
    5,632 پست
    قدرت امتیاز دهی
    7108
    Array

    پیش فرض

    زندگینامه حضرت معصومه سلام الله علیها



    47lllllllljiiuh44


    نام شریف آن بزرگوار فاطمه و مشهورترین لقب آن حضرت، «معصومه» است. پدر بزرگوارش امام هفتم شیعیان حضرت موسى بن جعفر علیه السلام و مادر مكرمه‌اش حضرت نجمه خاتون سلام الله علیها است . آن بانو مادر امام هشتم نیز هست . لذا حضرت معصومه سلام الله علیها با حضرت رضا علیه السلام از یك مادر هستند.
    ولادت آن حضرت در روز اول ذیقعده سال 173 هجرى قمرى در مدینه منوره واقع شده است. دیرى نپایید كه در همان سنین كودكى مواجه با مصیبت شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربیت برادر بزرگوارش حضرت على بن موسى الرضا علیه السلام قرار گرفت.
    در سال 200 هجرى قمرى در پى اصرار و تهدید مأمون عباسى سفر تبعیدگونه حضرت رضا علیه السلام به مرو انجام شد و آن حضرت بدون این كه كسى از بستگان و اهل بیت خود را همراه ببرند راهى خراسان شدند.
    ولادت آن حضرت در روز اول ذیقعده سال 173 هجرى قمرى در مدینه منوره واقع شده است. دیرى نپایید كه در همان سنین كودكى مواجه با مصیبت شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربیت برادر بزرگوارش حضرت على بن موسى الرضا علیه السلام قرار گرفت.
    یك سال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه سلام الله علیها به شوق دیدار برادر و ادای رسالت زینبی و پیام ولایت به همراه عده‌اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حركت كرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى‌شد. این جا بود كه آن حضرت نیز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زینب سلام الله علیها پیام مظلومیت و غربت برادر گرامیشان را به مردم مؤمن و مسلمان مى‌رساندند و مخالفت خود و اهل‌بیت علیهم السلام را با حكومت حیله‌گر بنى‌عباس اظهار مى‌كرد. بدین جهت تا كاروان حضرت به شهر ساوه رسید عده‌اى از مخالفان اهل‌بیت كه از پشتیبانى مأموران حكومت برخوردار بودند، سر راه را گرفتند و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتیجه تقریباً همه مردان كاروان به شهادت رسیدند، حتى بنابر نقلى حضرت معصومه سلام الله علیها را نیز مسموم كردند.
    به هر حال، یا بر اثر اندوه و غم زیاد از این ماتم و یا بر اثر مسمومیت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها بیمار شدند و چون دیگر امكان ادامه راه به طرف خراسان نبود قصد شهر قم را نمود. پرسید: از این شهر«ساوه» تا «قم» چند فرسنگ است؟ آن چه بود جواب دادند، فرمود: مرا به شهر قم ببرید، زیرا از پدرم شنیدم كه مى‌فرمود: شهر قم مركز شیعیان ما است. بزرگان شهر قم وقتى از این خبر مسرت بخش مطلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند؛ و در حالى كه «موسى بن خزرج» بزرگ خاندان «اشعرى» زمام ناقه آن حضرت را به دوش مى‌كشید و عده فراوانى از مردم پیاده و سواره گرداگرد كجاوه حضرت در حركت بودند، حدوداً در روز 23 ربیع الاول سال 201 هجرى قمرى حضرت وارد شهر مقدس قم شدند. سپس در محلى كه امروز «میدان میر» نامیده مى‌شود شتر آن حضرت در مقابل در منزل «موسى بن خزرج» زانو زد و افتخار میزبانى حضرت نصیب او شد.
    آن بزرگوار به مدت 17 روز در این شهر زندگى كرد و در این مدت مشغول عبادت و راز و نیاز با پروردگار متعال بود. محل عبادت آن حضرت در مدرسه سِتّیه به نام «بیت النور» هم اكنون محل زیارت ارادتمندان آن حضرت است.
    سرانجام در روز دهم ربیع الثانى و «بنا بر قولى دوازدهم ربع الثانى» سال 201 هجرى پیش از آن كه دیدگان مباركش به دیدار برادر روشن شود، در دیار غربت و با اندوه فراوان دیده از جهان فرو بست و شیعیان را در ماتم خود به سوگ نشاند. مردم قم با تجلیل فراوان پیكر پاكش را به سوى محل فعلى كه در آن روز بیرون شهر و به نام «باغ بابلان» معروف بود تشییع نمودند. همین كه قبر مهیا شد در این كه چه كسى بدن مطهر آن حضرت را داخل قبر قرار دهد دچار مشكل شدند، كه ناگاه دو تن سواره كه نقاب به صورت داشتند از جانب قبله پیدا شدند و به سرعت نزدیك آمدند و پس از خواندن نماز یكى از آن دو وارد قبر شد و دیگرى جسد پاك و مطهر آن حضرت را برداشت و به دست او داد تا در دل خاك نهان سازد.
    آن دو نفر پس از پایان مراسم بدون آن كه با كسى سخن بگویند بر اسب‌هاى خود سوار و از محل دور شدند.
    آن بزرگوار به مدت 17 روز در این شهر زندگى كرد و در این مدت مشغول عبادت و راز و نیاز با پروردگار متعال بود. محل عبادت آن حضرت در مدرسه ستیه به نام «بیت النور» هم اكنون محل زیارت ارادتمندان آن حضرت است.
    بنا به گفته بعضی از علما به نظر مى‌رسد كه آن دو بزرگوار، دو حجت پروردگار: حضرت رضا و امام جواد علیهماالسلام باشند چرا كه معمولاً مراسم دفن بزرگان دین با حضور اولیاء الهی انجام شده است.
    پس از دفن حضرت معصومه سلام الله علیها موسى بن خزرج سایبانى از بوریا بر فراز قبر شریفش قرار داد تا این كه حضرت زینب فرزند امام جواد علیه السلام به سال 256 هجرى قمرى اولین گنبد را بر فراز قبر شریف عمه بزرگوارش بنا كرد و بدین سان تربت پاك آن بانوى بزرگوار اسلام قبله‌گاه قلوب ارادتمندان به اهل‌بیت علیهم السلام و دارالشفای دلسوختگان عاشق ولایت و امامت شد.

    احادیثی پیرامون حضرت معصومه سلام الله علیها


    قال الصادق علیه السلام:
    انّ للّه حرماً و هو مكه ألا انَّ لرسول اللّه حرماً و هو المدینة ألا و ان لامیرالمؤمنین علیه السلام حرماً و هو الكوفه الا و انَّ قم الكوفة الضغیرة ألا ان للجنة ثمانیه ابواب ثلاثه منها الى قم تقبض فیها اموأة من ولدى اسمها فاطمه بنت موسى علیهاالسلام و تدخل بشفاعتها شیعتى الجنة با جمعهم؛ خداوند حرمى دارد كه مكه است پیامبر حرمى دارد و آن مدینه است و حضرت على علیه السلام حرمى دارد و آن كوفه است و قم كوفه كوچك است كه از هشت در بهشت سه در آن به قم باز مى‌شود - زنى از فرزندان من در قم از دنیا مى‌رود كه اسمش فاطمه دختر موسى علیه السلام است و به شفاعت او همه شیعیان من وارد بهشت مى‌شوند.
    یك سال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه سلام الله علیها به شوق دیدار برادر و ادای رسالت زینبی و پیام ولایت به همراه عده‌اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حركت كرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى‌شد. این جا بود كه آن حضرت نیز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زینب سلام الله علیها پیام مظلومیت و غربت برادر گرامیشان را به مردم مؤمن و مسلمان مى‌رساندند و مخالفت خود و اهل‌بیت علیهم السلام را با حكومت حیله‌گر بنى‌عباس اظهار مى‌كرد.
    عن سعد عن الرضا علیه السلام قال:
    یا سعد من زارها فله الجنة ثواب الأعمال و عیون اخبار الرضا علیه السلام: عن سعدبن سعد قال: سالت اباالحسن الرضا علیه السلام عن فاطمه بنت موسى بن جعفر علیه السلام فقال:
    من زارها فله الجنة.
    امام رضا علیه السلام فرمود: كسى كه حضرت فاطمه معصومه را زیارت كند پاداش او بهشت است .
    عن ابن الرضا علیهماالسلام قال:
    من زار قبر عمتى بقم فله الجنة .(1)
    امام جواد علیه السلام: كسى كه عمه‌ام را در قم زیارت كند پاداش او بهشت است .
    امام صادق علیه السلام:
    من زارها عارفاً بحقّها فله الجنة.(2)
    امام صادق علیه السلام: كسى كه آن حضرت را زیارت كند در حالى كه آگاه و متوجه شأن و منزلت او باشد بهشت پاداش اوست .
    امام صادق علیه السلام:
    «الّا انَّ حرمى و حرم ولدى بعدى قم»(3) ؛ آگاه باشید كه حرم و حرم فرزندان بعد از من قم است .

    جایگاه حضرت معصومه سلام الله علیها


    لقب «معصومه» را امام رضا علیه السلام به خواهر خود عطا فرمود: آن حضرت در روایتى فرمود:
    «مَنْ زَارَ الْمَعصُومَةَ بِقُمْ كَمَنْ زَارَنى»(4) ؛ «هر كس معصومه را در قم زیارت كند، مانند كسى است كه مرا زیارت كرده است.»
    این لقب، كه از سوى امام معصوم به این بانوى بزرگوار داده شده، گویاى جایگاه والاى ایشان است.

    امام رضا علیه السلام در روایتى دیگر مى‌فرماید:


    هر كس نتواند به زیارت من بیاید، برادرم را در رى یا خواهرم را در «قم» زیارت كند كه ثواب زیارت مرا در مى‌یابد.(5)
    دیگر حضرت معصومه سلام الله علیها «كریمه اهل بیت» است. این لقب نیز بر اساس رؤیاى صادقانه یكى از بزرگان، از سوى اهل‌بیت به این بانوى گرانقدر داده شده است. ماجراى این رؤیاى صادقانه بدین شرح است :
    مرحوم آیة اللّه سیّدمحمود مرعشى نجفى، پدر بزرگوار آیة اللّه سید شهاب الدین مرعشى (ره) بسیار علاقه‌مند بود كه محل قبر شریف حضرت صدّیقه طاهره سلام الله علیها را به دست آورد. ختم مجرّبى انتخاب كرد و چهل شب به آن پرداخت. شب چهلم پس از به پایان رساندن ختم و توسّل بسیار، استراحت كرد. در عالم رؤیا به محضر مقدّس حضرت باقر علیه السلام و یا امام صادق علیه السلام مشرّف شد.

    امام به ایشان فرمودند:


    «عَلَیْكَ بِكَرِیمَةِ اَهْل ِ الْبَْیت ِ»؛ یعنى به دامان كریمه اهل بیت چنگ بزن.
    ایشان به گمان این كه منظور امام علیه السلامحضرت زهرا سلام الله علیها است، عرض كرد: «قربانت گردم، من این ختم قرآن را براى دانستن محل دقیق قبر شریف آن حضرت گرفتم تا بهتر به زیارتش مشرّف شوم.» امام فرمود: «منظور من، قبر شریف حضرت معصومه در قم است.» سپس افزود:«به دلیل مصالحى، خداوند مى‌خواهد محل قبر شریف حضرت زهرا سلام الله علیها پنهان بماند؛ از این رو قبر حضرت معصومه سلام الله علیها را تجلّى‌گاه قبر شریفحضرت زهرا سلام الله علیهاقرار داده است. اگر قرار بود قبر آن حضرت ظاهر باشد و جلال و جبروتى براى آن مقدّر بود، خداوند همان جلال و جبروت را به قبر مطهّر حضرت معصومه سلام الله علیها داده است.» مرحوم مرعشى نجفى هنگامى كه از خواب برخاست، تصمیم گرفت رخت سفر بربندد و به قصد زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها رهسپار ایران شود. وى بى‌درنگ آماده سفر شد و همراه خانواده‌اش نجف اشرف را به قصد زیارت كریمه اهل‌بیت ترك كرد.(6)

    پی‌نوشت‌ها:


    1- كامل الزیارة.
    2- بحارالانوار، ج 48، ص 307.
    3- بحارالانوار، ج 60 ص 216.
    4- ناسخ التواریخ، ج 3، ص 68، به نقل از كریمه اهل‌بیت، ص 32.
    5- زبدة التصانیف، ج 6، ص 159، به نقل از كریمه اهل بیت، ص 3.
    6-کریمه اهل‌بیت، ص 43.


    d79gibl38tqrm7is3x77


     


    x5lc1ibig9cekrsxpqe5








  4. کاربر مقابل از R A H A عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  5. #3
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Dec 2010
    نوشته ها
    28,440
    تشکر تشکر کرده 
    12,424
    تشکر تشکر شده 
    11,190
    تشکر شده در
    5,632 پست
    قدرت امتیاز دهی
    7108
    Array

    پیش فرض

    تاریخ تولد و رحلت حضرت معصومه علیهاالسلام


    masoom20b42546585661


    تاریخ تولد و وفات حضرت معصومه علیهاالسلام تا زمان زیادی بر مردم پنهان و غیر معلوم بود، جناب حجة الاسلام آقای حاج شیخ جواد مجتهد در مسافرت به مكه معظمه در مدینه طیّبه در كتابخانه مباركه به زحمت زیاد این تاریخ را به دست آورد. در كتاب «نزهة الأبرار فی نسب اولاد الائمة الأطهار»(1) و در كتاب «لواقح الأنوار فی طبقات الأخیار»(2)، كه كتاب مفصّلی است، نقل می‌فرماید:
    «ولدت فاطمة بنت موسی بن جعفر فی مدینة المنورة غرّة ذوالقعدة الحرام سنة 173 ثلاث و سبعین و مائة بعد الهجرة النّبویّة صلی الله علیه و آله، و توفیّت فی العاشر من ربیع الثانی فی سنة 201 احدی و ماتین؛ حضرت فاطمه دختر حضرت كاظم علیهماالسلام در روز جمعه ذوالقعدة الحرام در سال 173 در مدینه طیبه متولد شد و در دهم ماه ربیع الثانی در سال 201 از هجرت در شهر قم وفات فرمود.»
    به این حساب، سن مبارك ایشان 27 سال و 52 روز می‌شود، و شایسته است كه تمام شیعیان و دوستان این دو روز را محض تعظیم شعائر اسلام بزرگ شمارند. و آنچه شایسته است در سرور و حزن در روز ولادت و وفات آن سیّده جلیله معصومه، نهایت خدمت را به جای آرند كه «وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَی الْقُلُوبِ.»(3)

    پی‌نوشت‌ها:

    1- نزهة الأبرار فی نسب أولاد الأئمة الأطهار، سید موسی شافعی برزنجی مدنی، مطبوع كما حكی عنه، (الذریعه، ج 24، ص 107).
    2- لواقح الأنوار فی طبقات السادة الأخیار (طبقات شعرانی)، عبدالوهاب شعرانی.
    3- حج 22، آیه 32.


    d79gibl38tqrm7is3x77


     


    x5lc1ibig9cekrsxpqe5








  6. کاربر مقابل از R A H A عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  7. #4
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Dec 2010
    نوشته ها
    28,440
    تشکر تشکر کرده 
    12,424
    تشکر تشکر شده 
    11,190
    تشکر شده در
    5,632 پست
    قدرت امتیاز دهی
    7108
    Array

    پیش فرض

    قم در نگاه اهل بيت عليهم السلام


    afdgrfhgfhghjl525

    مقدس بودن پاره‌اي از مكان‌ها به پاس بعضي از ارزش‌هاي الهي، موضوعي است كه قرآن كريم، به آن اشاره مي‌نمايد و برخي آيات بيانگر اين حقيقت است:
    «لا اُقْسِمُ بِهذَاالْبَلَدِ»(1)؛ «وَ طُورِ سينين وَ هذَا الْبَلَدِ الاَمين»(2)؛ «مُبوّءَ صِدْقٍ»(3)؛ «الاَرضُ الّتِي بارَكْنا فيِها»(4)؛ «اَلْوادِ الاَيْمَنِ فيِ البُقعَةِ الْمُبارَكَةِ»(5) و «بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ.»(6)
    به راستي چرا قطعه‌اي از خاك، «مبوء صدق» و مورد ستايش قرار مي گيرد؛ كوهي به چنان قداستي مي‌رسد كه خداوند به آن سوگند ياد مي‌كند؛ بلد طيّب و پاكيزه، بقعه مبارك و پربركت و تزيين شهري مانند مكّه به آن همه مجد و عظمت؟! اين همه تقديس و اكرام، پاسداشت چه منزلتي است؟ جز آن است كه فروغ الهي بر آن قطعه از زمين تجلّي كرده و آن را آسماني ساخته است؟
    كوهي، مشرق تابش انوار حق مي گردد و خداوند موسي عليه السلام را در پرتو رسالت آسماني، لباس پيامبري مي‌پوشاند و آن كوه، قداستي جاودانه مي‌يابد.
    بقعه‌اي در اين پرتو، نورباران مي‌گردد و كليمي در اين مقام به نور مي‌نشيند. نور افشاني خداوند، اين بقعه و اين سرزمين را مبارك و مقدس گردانيده و آن را مانند ستاره‌اي نزد ملكوتيان فروزان ساخته و در مقامي ديگر كعبه و پيامبر خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) مورد تقديس و حرمت الهي گرديده است و... .
    به هر روي، اين قداست‌ها در پرتو حقايق ملكوتي است و وجود اين جلوه‌هاي عرشي اين مكان‌ها را مقدس ساخته است.
    از اين رو «شرف المكان بالمكين» ريشه وحياني دارد. شرف آفريني الهي است كه بعضي از مكان‌ها را - مانند پاره‌اي از زمان‌ها - به پاس وقوع بعضي از حوادث لباس تقدّس مي‌پوشاند و الا بديهي است كه طيبعت زمان و مكان يكسان است. اجزاي اين دو، يكسان است؛ همانگونه كه قطعه‌اي از زمان، ظرف نزول قرآن و فرشتگان مي‌شود و «ليله مباركه» شكل مي‌گيرد، مكان نيز افقي تابان از حقايق آسماني شده و مورد تقديس الهي مي‌گردد.
    البته دليل اين كه چرا اين قطعه از زمان، ظرف اين مظروف آسماني شد يا چرا اين قطعه از زمين به چنين شرفي نايل گرديد بر ما پوشيده است.
    بر اين اساسِ وحياني است كه ائمه هدي (عليهم السلام) - كه مفسّران قرآن كريمند - به پاس بعضي از حقايق ارزشي، بعضي از مكان‌ها را لباس شرف پوشانده‌اند. از جمله اين مكان‌هاي مقدس، شهر قم است كه روايات اهل بيت عليهم السلام چون رودي از نور بر آن جاري شده است. وجود ده‌ها روايت درباره قم، اين سرزمين و مردمش را مانند ستاره تابان در نگاه امامان عليهم السلام و بر آسمان جهان تشيّع، تابنده و فروزنده ساخته است.
    بدون ترديد، صدور اين همه روايت با مضامين مختلف و قدسي، جاودانگي اين سامان را رقم زده است. اين رفعت و طاق بلند آسمانيِ قم و مردمش، به پاسداشت اين است كه آفاق اين شهر در گستره تاريخ اسلامي به انوار فرهنگ شيعي درخشان بوده و جلوه‌هاي ولايي بر آسمان صافش مي‌درخشيده است.
    بنابراين، جا دارد كه كهكشاني از روايات، آفاق اين سرزمين مقدس را نورباران كند و عِطر سخن معصوم عليه السلام، خاك آن را سرشت بهشتي بخشد.
    فروغ روايات

    1. قال رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم: «لَمَّا اُسرِيَ بي اِلَّي السَّماءِ الرَّابِعَةِ نَظَرْتُ إلي قُبّةٍ مِنْ لُؤْلُؤٍ وَ لَها اَرْبَعةُ اَركانٍ وَ اَرْبَعَةُ اَبْوابٍ كَاَنّها مِن اِسْتَبْرَقِ اَخْضَرَ.
    قُلْتُ: يا جَبْرَِئِيلُ! ما هذِهِ القُبَّةُ الَّتي لَمْ اَرَ فِي السَّماءِ الرَّابِعَةِ اَحْسَنَ مِنْها؟
    فقال: حَبِيبي مُحَمَّدٌ، هذه صُورَةُ مِدينَةٍ يُقالَ لَها: قُمُّ...»(7) ؛ «در آن شب كه مرا از اين كلبه غبري برگرفتند و بر گنبد خضرا بالا بردند، در آسمان چهارم، قبّه‌اي فروزان را ديدم از لؤلؤ، كه براي آن چهار پايه و چهار در بود و چون استبرق سبز مي‌درخشيد.
    به جبرئيل گفتم: اين قبّه كه زيباتر از آن در آسمان چهارم مشاهده نكردم، چيست؟


    جبرئيل گفت: حبيب من محمد، اين صورت و تمثال شهري است كه به آن گفته مي‌شود قم ... .»
    2. قْالَ الاِمامُ الكاظم عليه السلام: «قُمُّ عُشُّ آلِ مُحَمَّدٍ و مَأوي شيعَتِهِمْ»(8)؛ «قم، آشيانه آل محمد عليهم السلام و پناهگاه شيعيان آنها است.»
    3. قال الامام الرّضا عليه السلام: «اِنَّ لِلْجَنَّةِ ثَمانِيةُ اَبْوابٍ، و لاَِهْلِ قُمَّ واحدٌ مِنْها؛ فَطُوبي لَهُمْ؛ ثُمَّ طُوبي لَهُمْ؛ ثُمَّ طُوبي لَهُمْ»(9) ؛ «بهشت را هشت در است و يكي از آنها براي قمي‌ها است. خوشا به حالشان! پس خوشا به حالشان! پس خوشا به حالشان!»
    4. قال الامام الصّادق عليه السلام: «اِذا اَصابَتْكُمْ بَلِيَّةٌ وَ عِناءٌ فَعَلَيْكُمْ بِقُمَّ، فَاِنَّهُ مَأوَي الْفاطِمِيِّينَ، و مُسْتَراحُ المُؤْمِنينَ... وَ ما اَرادَ اَحَدٌ بِقُمَّ و اَهْلَهُ سُوءً اِلاَّ اَذَلَّهُ اللهُ وَ اَبْعَدَهُ مِنْ رَحْمَتِهِ»(10)؛ «آنگاه كه بلا و گرفتاري به شما روي آورد به قم پناه بريد؛ همانا قم، پناهگاه فرزندان فاطمه عليهاالسلام و راحت سراي مؤمنان است... هر ستمگري بخواهد بر اين شهر و مردمش جفا كند خداوند او را خوار و از رحمتش دور مي‌سازد.»
    5. قال الامام الصادق عليه السلام: «... وَ اَهْلُ قُمَّ اَنْصارُنا...»(11)؛ «مردم قم، ياوران مايند.»
    6. قال الامام الصادق عليه السلام:« ... فَالْهَرْبَ الْهَرْبَ عَنْ جَوارِهِم، فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِداكَ اِلي اَيْنَ؟ قال: اِلي الْكُوفَةِ و نَواحيها، اَو اِلي قُمَّ و حَواليها، فَاِنَّ البَلاءَ مَدْفُوعٌ عَنْهُما»(12)؛ «آن هنگام كه آرامش و امنيت از ميان رفت... پس بگريزيد از همسايگي ايشان. راوي مي‌گويد: گفتم: فدايت گردم، به كجا بگريزيم؟ فرمودند: به كوفه و اطراف آن و به قم و حوالي آن. بلا از اين دو سرزمين برطرف گرديده است.»
    7. قال الامام الصّادق عليه السلام: «تُربَةُ قُمَّ مُقدَّسَةٌ و اَهْلُها مِنَّا وَ نَحْنُ مِنْهُمْ؛ لا يُريدُ هُمْ جَبَّارٌ بِسُوءٍ الاَّ عُجِّلَّتْ عُقُوبَتُهُ مالَمْ يَخُونُوا اِخْوانَهُمْ... اَما اِنَّهُمْ اَنْصارُ قائِمِنا وَ دُعاةُ حَقِّنا، ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ اِلي السَّماءِ وَ قالَ: اَللهُمَّ اعْصِمْهُمْ مِنْ كُلِّ فِتْنَةٍ وَ نَجِّهِمْ مِنْ كُلِّ هَلَكَةٍ»(13)؛ «خاك قم، مقدس است. مردم قم از مايند و ما از آنها. هيچ ستمگري به آنان قصد ستم نكند، مگر آن كه خداوند به سرعت او را عقاب فرمايد. [البته اين كرامت و بالندگي] تا آن زمان است كه به برادران خود خيانت نكنند... سپس فرمود: مردم قم، ياوران قائم مايند.
    آنگاه سر مبارك را به سوي آسمان بلند كرد و فرمود: خداوندا! آنان را از هر فتنه‌اي حفظ فرما و از هر مهلكه‌اي نجات بخش.»
    8. قال الامام الصّادق عليه السلام: «... مَحْشَرُ النَّاسِ كُلِّهِمْ اِليَ بَيْتِ الْمَقْدِسِ اِلاَّ بُقْعَةً بِاَرْضِ الْجَبَلِ يُقالُ لَها: قُمُّ فَاِنَّهُمْ يُحاسَبُونَ في حُفَرِهِمْ و يُحْشَرُونَ مِنْ حُفَرِهِمْ اِلَي الْجَنَّةِ؛ ثُمَّ قال: أهلُ قُمَّ مغْفُورٌ لَهُمْ»(14) ؛ «جايگاه حشرِ همه مردم به سوي بيت المقدس است؛ مگر (مردم) سرزميني از بلاد جبل كه آن را قم گويند. آنان در قبرهايشان حسابرسي مي‌شوند و از همان جا به سوي بهشت مي‌روند.
    سپس فرمود: مردم قم، در غفرانند و براي آنان طلب مغفرت گرديده است.»
    9. «سُئِلَ عَلِيٌ عليه السلام عَنْ اَسْلَمِ الْمُدُنِ و خَيْرِ الْمَواضِعِ عِنْدَ نُزُولِ الْفِتَنِ وَ ظُهُورِ السَّيْفِ؛
    فقال عليه السلام: اَسْلَمُ المَواضِعِ يَوْمَئِذٍ اَرْضُ الجَبَلِ،... فَاَسْلَمُ المَواضِعِ يَوْمَئِذٍ قَصَبَةُ قُمَّ... تِلكَ الّتِي تُسمَّي الزَّهْراءُ، بِها مَوْضِعُ قَدَمِ جَبْرَئِيلَ...(15)؛ «از امام اميرالمؤمنين عليه السلام سؤال شد: آن هنگام كه فتنه‌ها نازل گردد و شمشيرها آشكار [و بازيگر ميدان شود، فتنه‌ها فراگير گردد]، امن‌ترين مكان‌ها كجاست؟
    فرمود: پس امن‌ترين مكان‌ها در آن روزگار سرزمين جبل است،... پس امن‌ترين مكان‌ها [در آن روزگار] قصبه قم است... و آن سرزمين زهرا ناميده شده و در آنجا قدمگاه جبرئيل است!
    10. قال الامامُ الصّادق عليه السلام: «اِنَّ لَعَلي قُمَّ مَلَكاً رَفْرَفَ عَلَيْها بِجَناحَيْهِ، لا يُرِيدُها جَبَّارٌ بِسُوءٍ اِلاَّ اَذابَهُ اللهُ كَذَوْبِ الْمِلْحِ فِي الْماءِ!»(16)؛ «همانا فرشته‌اي بال‌هايش را بر آسمان قم برافراشته و هر ستمگري بخواهد بر اين مردم ستمي كند، خداوند آن را ذوب كند؛ آنگونه كه نمك در آب ذوب مي‌گردد!»


    11. عن الامام الصّادق عليه السلام: (اَنَّهُ عليه السلام اَشارَ اِلي عيسي بنِ عَبْدِاللهِ) فَقالَ: سَلامُ اللهِ عَلي اَهْلِ قُمَّ؛ يُسْقِي اللهُ بِلادَ هُمُ الغَيْثَ وَ يُنْزِلُ اللهُ عَلَيْهِمْ الْبَرَكاتِ وَ يُبَدِّلُ اللهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ؛ هُمْ اَهلُ رُكُوعٍ و سُجُودٍ وَ قِيامٍ وَ قُعُودٍ؛ هُمُ الفُقَهاءُ؛ الفُهَماءُ، هُمْ اَهْلُ الدِّرايَةِ وَالرِّوايَةِ وَ حُسْنِ الْعِبادَةِ»(17)؛
    در روايتي است كه امام صادق عليه السلام [به عيسي بن عبدالله قمي اشاره كرد] سپس فرمود: سلام خدا بر مردم قم، خداوند بلادشان را از باران سيراب گرداند و بركاتش را بر آنان فرود آورد و گناهانشان را به خوبي‌ها و حسنات تبديل فرمايد. آنان اهل ركوع و سجود و قيام و قعودند. آنان فقيه و فهيمند. آنان اهل شناخت حقايق و بيان حقايقند و عبادتشان نيكو و زيباست.»



    d79gibl38tqrm7is3x77


     


    x5lc1ibig9cekrsxpqe5








  8. کاربر مقابل از R A H A عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  9. #5
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Dec 2010
    نوشته ها
    28,440
    تشکر تشکر کرده 
    12,424
    تشکر تشکر شده 
    11,190
    تشکر شده در
    5,632 پست
    قدرت امتیاز دهی
    7108
    Array

    پیش فرض

    12. عن الامام الرّضا عليه السلام: قال: «اِذا عَمَّتِ البُلْدانَ الْفِتَنُ فَعَلَيْكُمْ بِقُمَّ و حَوالِيها و نَواحِيها، فَاِنَّ البَلاءَ مَرْفُوعٌ عَنْها»(18)؛ «آنگاه كه فتنه‌ها بر همه جا سايه افكند، بر شما باد كه به قم پناه بريد؛ همانا بلا از قم و اطرافش برداشته شده است.»
    13. عَنْ الامام الصّادق عليه السلام: قال: «اِنَّ لِلَّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَكَّةُ و انَّ لِلّرَسُولِ حَرَماً وَ هُوَ الْمَدينةُ وَ اِنَّ لِاَميرِالْمُؤْمِنِينَ حَرَماً وَ هُوَ الْكُوفَةُ و اِنَّ لَنا حَرَماً وَ هُوَ بَلْدَةُ قُمَّ...»(19)؛ «خدا را حرمي است و آن مكه است. رسول خدا (صلي الله عليه و آله) را حرمي است و آن مدينه مي‌باشد. براي علي عليه السلام حرمي است و آن كوفه است و براي ما اهل‌بيت عليهم السلام حرمي است و آن شهر قم است... .»
    14. قالَ اَبُوالصَّلْتِ الْهِرَوِي: «كُنْتُ عِنْدَالِّرضا عليه السلام فَدَخَلَ قَوْمٌ مِنْ اَهْلِ قُمَّ، فَسَلَّمُوا عَلَيْهِ؛ فَرَدَّ عَلَيْهِمْ و قَرَّبَهُمْ ثُمَّ قالَ لَهُمْ: مَرحَباً بِكُمْ وَ اَهْلاً! فَاَنْتُمْ شِيعَتُنا حَقّاً!»(20)؛ «محضر امام رضا عليه السلام بودم. گروهي از اهل قم بر ايشان وارد شدند؛ به امام سلام كردند. امام جواب سلامشان را داد و آنان را در كنار خود نشاند، سپس فرمود: مرحبا بر شما! خوش آمديد! شما شيعيان راستين ماييد!»
    15. قال الامام الصّادق عليه السلام: «سَتَخْلُو الْكُوفَةُ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ و يَأْزِرُ عَنْها الْعِلْمُ كَما تَأْزِرُ الْحَيَّةُ فِي جُحْرِها؛ ثُمَّ يَظْهَرُ العِلْمُ بِبَلْدَةٍ يُقالُ لَها قُمُّ و تَصيرُ مَعْدِناً لِلعِلْمِ وَالفَضْلِ... فَيَجْعَلُ اللهُ قُمَّ وَ اَهْلَهُ قائِمَيْنِ مَقامَ الحُجَّةِ،... فَيَفِيضُ الْعِلْمُ مِنْهُ اِلي سائِرِ الْبِلادِ فِي الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ...»(21)؛ «كوفه به زودي از مؤمنان خالي مي‌شود و علم از آن جمع مي‌شود؛ همانگونه كه مار در لانه‌اش جمع مي‌شود! آنگاه فروغ دانش از افق شهري تجلّي كند كه آن را قم گويند و آنجا مركز دانش و فضيلت مي‌گردد... در اين زمان، قم و مردمش جانشينان حجت خدايند و قم، سرچشمه جوشان معارف است كه علم از آنجا به شرق و غرب عالم، جاري شود... .»
    16. «رَوي بَعضُ اَصْحابِنا قال: كُنتُ عِنْدَ اَبي عَبْدِاللهِ عليه السلام جالِساً اِذْ قَرَأَ هذِهِ اْلآيَةَ: «فَاِذا جاءَ وَعْدُ اُوليهُما بَعَثْنا عَلَيكُمْ عِباداً لَنا اُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّيارِ وَ كانَ وَعْداً مَفْعُولاً»(22) فَقُلْنا: جُعِلْتُ فِداكَ، مَنْ هؤُلاءِ؟ فَقالَ: ثَلاثَ مَراتٍ هُمْ [وَاللهِ]اَهلُ قُمَّ»(23) ؛ «يكي از اصحاب نقل كرده است: خدمت امام صادق عليه السلام نشسته بودم، امام عليه السلام اين آيه را خواند: آن هنگام كه نخستين وعده فرا رسد [بندگان] پيكارجوي خود را بر ضد شما مي‌انگيزيم تا شما را سخت در هم كوبند؛ تا آنجا كه براي به دست آوردن مجرمان، خانه‌ها را جستجو كنند و اين وعده‌اي قطعي است.
    پس ما گفتيم: فداي شما شويم، اين بندگان پيكار جوي الهي كيانند؟
    امام سه بار فرمود: به خدا سوگند آنان اهل قم خواهند بود!»
    17. «عَنْ صَفْوانَ بنِ يَحْيي بَيَّاعِ السَّابُرِيِّ قال: كُنْتُ يَوْماً عِنْدَ اَبِي الْحَسَنِ عليه السلام فَجَري ذِكْرُ قُمَّ وَ اَهْلِهِ وَ مَيْلِهِمْ اِلَي الْمَهْدِيِ عليه السلام فَتَرحَّمَ عَلَيْهِمْ وَ قالَ: رَضِيَ اللهُ عَنْهُم ثُمَّ قالَ: ... وَ هُم خِيارُ شِيعَتِنا مِنْ بَيْنِ سائِرِ الْبِلادِ، خَمَّرَاللهُ تَعالي وِلايَتَنا فِي طِينَتِهِمْ»(24)؛ «صفوان بن يحيي مي‌گويد: خدمت ابي الحسن بودم. نام قم و مردمش به ميان آمد و عشق و علاقه آنان به مهدي(عج) مطرح شد. امام ابوالحسن براي آنان طلب رحمت كرد. آنگاه فرمود: خداوند از آنان خشنود باد... سپس فرمود: آنان بهترين دوستان و پيروان مايند. خداوند سرشت آنان را با ولايت و دوستي ما عجين ساخته است!»
    18. قال الامام الصّادق عليه السلام: «اِنَّما سُمِّيَ قُمْ لاَِنَّ اَهْلَهُ يَجْتَمِعُونَ مَعَ قائِمِ آلِ مُحَمَّدٍ وَ يَقُومُونَ مَعَهُ وَ يَسْتَقِيمُونَ عَلَيْهِ وَ يَنْصُرُونَهُ»(25)؛ «قم را قم ناميده‌اند؛ زيرا مردم قم بر گرد قائم آل محمد (عليهم السلام) اجتماع مي‌كنند و با آن حضرت قيام مي‌نمايند و با كمال استقامت و پايداري به ياري او برمي‌خيزند.»
    19. قال الامام الكاظم عليه السلام: «رَجُلٌ مِنْ اَهْلِ قُمَّ يَدْعُو النَّاسَ اِليَ الحَقِّ يَجْتَمِعُ مَعَهُ قَوْمٌ كَزُبَرِ الْحَدِيدِ، لا تُزِلِّهُمُ الرِّياحُ الْعَواصِفُ وَ لا يَمُلُّونَ مِنَ الْحَرْبِ وَ لا يَجْبُنُونَ وَ عَلَي اللهِ يَتَوَكَّلُونَ وَالْعاقِبَةُ للِمُتَّقينَ»(26)؛ «مردي از قم قيام مي‌كند و مردم را به سوي حق فرا مي‌خواند. گروهي با او همراه مي‌شوند كه مانند پاره‌هاي آهن فولادينند. تندبادها و توفان‌هاي سخت، آنان را نلغزانند و از جنگ خسته نشوند، [شجاع و دليرند] و نمي‌ترسند، به خداوند توكل مي‌كنند و سرانجام، پيروزي براي پرهيزگاران است.»
    20. قال الامام الصّادق عليه السلام: «... فقال اِلي الْكُوفَةِ وَ حَوالِيها و اِلي قُمَّ وَ نَواحِيها. ثُمَّ قال: فِي قُمَّ شِيعَتُنا وَ مَوالِينا...»(27)؛ [پس از يادآوري فتنه‌هاي بني عباس، سؤال شد: در اين هنگامه سخت به كجا فرار كنيم و پناه بريم] امام صادق عليه السلام فرمود: به كوفه و حوالي آن و به شهر قم و اطراف آن پناه بريد.سپس فرمود: قم، مركز شيعيان و دوستان ما است.»
    21. قال الصادق عليه السلام: «اِنَّ اللهَ اخْتارَ مِنْ جَميعِ الْبِلادِ كُوفَةَ وَ قُمَّ...»(28)؛ «همانا خداوند از ميان همه سرزمين‌ها، قم و كوفه را برگزيد.»
    22. عَنْ اَبي الْحَسَنِ الْهادِي عليه السلام قالَ: «اِنَّما سُمِّيَ قُمْ بِهِ لاَِنَّهُ لَمَّا وَصَلَتْ السَّفِينةُ اِلَيْهِ فِي طُوفانِ نُوحٍ قامَتْ وَ هُوَ قِطعَةٌ مِنْ بَيْتِ الْمَقْدِسِ»(29)؛ «همانا قم، قم ناميده شد؛ زيرا زماني كه كشتي نوح بدين مكان رسيد ايستاد و اين سرزمين، قطعه‌اي از بيت المقدس است.»
    23. قال الامام الصّادق عليه السلام: «اِنَّ اللهَ احْتَجَّ بِالْكُوفَةِ... وَاحْتَجَّ بِبَلْدَةِ قُمَّ عَلي سائِرِ البِلادِ وَ بِاَهْلِها عَلي جَميعِ اَهْلِ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ مِنَ الْجِنِّ وَاْلاِنْسِ وَ لَمْ يَدَعِ اللهُ قُمَّ وَ اَهْلَهُ مُسْتَضْعَفاً بَلْ وَفّقَهُمْ وَ اَيَّدَهُمْ...»(30)؛ «همانا خداوند به اهل كوفه حجّت مي‌آورد... و همانا خداوند، حجّت مي‌آورد بر تمام شهرها به شهر قم و همچنين به مردم قم احتجاج مي‌كند به اهل مشرق و مغرب، از جن و انس و خداوند، قم و مردمش را مستضعف فكري رها نساخته؛ بلكه آنان را در پرتو توفيقات و تأييدات خويش، موفق و مؤيد گردانيده است.»
    24. قال الامام الصّادق عليه السلام: «اِنَّ فيها مَوضِعاً يُقالُ لَهُ بَحْرٌ و يُسمَّي بِقُمَّ و هُو مَعْدِنُ شِيعَتِنا»(31)؛ «در آن [ارض جبل]، مكاني است كه آن را بحر گويند و قم ناميده شده و معدن شيعيان ما است.»
    25. عَنْ حَمَّادِ النَّاب قالَ: كُنَّا عِندَ اَبِي عَبْدِاللهِ عليه السلام وَ نَحْنُ جَماعَةٌ اِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ عِمْرانُ بْنُ عَبْدِاللهِ الْقُمِّيُّ فَسَأَلَهُ وَ بَرَّهُ وَ بَشَّهُ، فَلَمَّا أَنْ قامَ، قُلْتُ لِاَبي عَبْدِاللهِ عليه السلام: مَنْ هذَا الّذِي بَرَرْتَ بِهِ هذَا الْبِرَّ فَقالَ عليه السلام: «مِنْ اَهْلِ بَيْتِ اَلنُّجَباءِ يَعْنِي اَهْلَ قُمَّ ...»(32)؛ حمادّ ناب مي‌گويد: ما جماعتي نزد امام صادق عليه السلام بوديم كه عمران، پسر عبدالله قمي وارد شد. امام صادق عليه‌السلام او را به گرمي پذيرفت و با او مهرباني كرد. آن هنگام كه عمران بن عبدالله برخاست و (رفت)،به امام صادق عليه السلام عرض كردم: اين شخص چه كسي بود كه به او اينگونه مهر ورزيديد؟
    امام صادق عليه السلام فرمود: «از اهل بيت نجبا و شريف‌زادگان شهر قم است.»


    همين مضمون در روايت ديگري آمده است: «هذا نَجِيبُ قَوْمِ النُّجَباءِ!(33)؛ اين مرد نيكوسرشتي از طايفه فرزانگان است.»
    26. قال رَسُولُ اللهِ صلي الله عليه و آله: «لَمَّا اُسْرِيَ بِي اِلَي السَّماءِ حَمَلَنِي جَبْرَئيِلُ عَلَي كِتْفِهِ اْلاَيْمَنِ؛ فَنَظَرْتُ اِلي بُقْعَةٍ بِاَرْضِ الْجَبَلِ حَمْراءَ اَحْسَنَ لَوْناً مِنَ الزَّعْفَرانِ وَ اَطْيَبَ رِيْحاً مِنَ الْمِسكِ ... فَسُمِّيَتْ قُمَّ»(34)؛ «هنگامي كه خداوند مرا به آسمان‌ها بالا برد، جبرئيل مرا بر شانه راستش حمل مي كرد؛ در اين هنگام به سرزميني بنام "ارض جبل" نگاه كردم كه سرخ رنگ بود و رنگش زيباتر از زعفران به نظر مي‌رسيد و خوش بوتر از مشك ... پس قم ناميده شد.»
    27. قال الامام الصّادق عليه السلام: «سَيَأْتِي زَمانٌ تَكُونُ بَلْدَةُ قُمَّ وَ اَهْلُها حُجَّةً عَلَي الْخَلائِقِ وَ ذلِكَ فِي زَمانِ غَيْبَةِ قائِمِنا عليه السلام اِلي ظُهُورِهِ...»(35)؛ «زماني فرا مي‌رسد كه شهر قم و اهل آن، حجت و راهنماي همه خلايق مي‌باشند و اين [نشان و منزلت قم] در زمان غيبت امام زمان(عج) است [تا آن زمان كه مهر فروزنده‌اش بر مشرق كعبه تجلّي كند.]»
    اين بود بخشي از رواياتي كه بر جايگاه مذهبي و فرهنگي قم و شأن والاي مردمش دلالت مي‌كند.
    از نظر محتوا، بعضي از اين روايات، مكان را تقديس مي كنند؛ مانند:


    قم، قبّه‌اي تابان در آسمان چهارم است.
    قم، خاكش قدسي است.
    قم، آشيانه آل محمد صلي الله عليه و آله و سلم است.
    قم، پناهگاه فاطميان است.
    قم، دارالسلام و قدمگاه جبرئيل امين است.
    قم، سرچشمه جوشان معارف اسلامي است.
    قم، قطعه‌اي از بيت المقدس است.
    قم، حرم اهل بيت عليهم السلام است.
    بعضي از روايات، جايگاه «مردم قم» را مي‌ستايد؛ مانند:
    يكي از درهاي بهشت مخصوص اهل قم است.
    آنان ياوران اهل بيت هستند.
    آنان از ما و ما از آنان هستيم.
    آنان انصار حضرت مهدي عليه السلام اند.
    اهل قيام و قعود و ركوع‌اند.
    مردمي فهيم، حكيم و خردورزند.
    از مجموعه اين روايات، 33 عنوان ارزشي براي قم استخراج گرديده است:
    قم، زهرا، ارض جبل، قطعه‌اي از بيت المقدس، مطهّره، مُقدّسه، مجمع انصار قائم عليه السلام، حرم اهل البيت عليهم السلام، حجّة بر بلاد، بحر، پناهگاه فاطميين، استراحتگاه مؤمنان، آشيانه آل محمد عليهم السلام، معدن شيعه، كوفه صغير، مأواي شيعه آل محمد عليهم السلام، معدن علم و فضل، سرزمين منتخب، مقصم الجبارين، مُذاب الجبارين، سرزمين ائمه عليهم السلام، سرزمين شيعه ائمه، مفزع للمؤمنين، مفر للهاربين، المدفوع عنها البلاء، المرفوع عنها البلاء، المفتوح اليه باب الجنّة، بلد الامين، مرفوف الملائكه، خاك فرج، محروس الملائكه و مزيّن بالعرب.(36)
    پي‌نوشت‌ها:
    1- بلد/ 1.
    2- التين / 3.
    3- يونس/ 93.
    4- انبياء/ 81 .
    5- قصص/ 30
    6- سبأ / 15.
    7- بحارالانوار، مجلسي، ج 60، ص 207؛ تاريخ قم، ص 96؛ اختصاص، شيخ مفيد، ص 101.
    8- همان، ص 214؛ تاريخ قم، ص 98.
    9- همان، ص 215؛ تاريخ قم، ص 99.
    10- همان؛ تاريخ قم، ص 98.
    11- همان، ص 214؛ تاريخ قم، ص 98.
    12- همان؛ تاريخ قم، ص 97.
    13- همان، ص 219-218؛ تاريخ قم، ص 93.
    14- همان، ص 218؛ تاريخ قم، ص 92؛ وسائل الشيعه، ج 10، ص 438 .
    15- همان؛ تاريخ قم، ص 90.
    16- همان؛ تاريخ قم، ص 99.
    17- همان، ص 217.
    18- همان؛ تاريخ قم، ص 99.
    19- همان، ص 216.
    20- همان، ص 231؛ وسائل الشيعه، ج 10، ص 446.
    21- همان، ص 213.
    22- اسراء / 5.
    23- بحارالانوار، ج 60، ص 216.
    24- همان، ص 316؛ تاريخ قم، ص 99.
    25- همان، ص 216.
    26- همان.
    27- همان، ص 215.
    28- بحارالانوار، ج 60، ص 214.
    29- همان، ص 213؛ تاريخ قم، ص 96.
    30- همان.
    31- همان، ص 212؛ ترجمه تاريخ قم، ص 94.
    32- همان، ص 211.
    33- همان.
    34- همان، ص 207.


    d79gibl38tqrm7is3x77


     


    x5lc1ibig9cekrsxpqe5








  10. کاربر مقابل از R A H A عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  11. #6
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Dec 2010
    نوشته ها
    28,440
    تشکر تشکر کرده 
    12,424
    تشکر تشکر شده 
    11,190
    تشکر شده در
    5,632 پست
    قدرت امتیاز دهی
    7108
    Array

    پیش فرض

    ثواب زیارت حضرت فاطمه معصومه علیها السلام



    kfduijfksdyuyhhfrejhgtyfrtgiftjp

    در كتاب تحفة المظفریه فی تذكرة اولاد الائمة در شرح اولاد حضرت امام همام موسی الكاظم علیه‌السلام ذكر شده كه در ثواب زیارت حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام مدفونه در قم، چهار حدیث از سه امام وارد شده است.
    1- از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام كه می‌فرماید: به درستی كه از برای خداوند تعالی حرمی است كه او مكه است، و از برای حضرت رسول صلی الله علیه وآله حرمی است كه او مدینه است، و از برای حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام حرمی است كه او كوفه است، و از برای ما اهل بیت حرمی است كه او قم است. زود است دفن شود در او زنی از فرزندان من كه اسم او فاطمه است: «من زارَها وَجَبت له الجنّة(1)‌؛ كسی كه زیارت كند او را، بهشت بر او واجب است»، و در خبر دیگری آمده است: «اِنَّ زیارتها تعادل الجنّة.»(2)
    2- از حضرت علی بن موسی الرضا علیهماالسلام در جواب سعد بن سعد كه سؤال می‌كند از فاطمه دختر موسی بن جعفر علیهماالسلام، می‌فرماید: «من زارها فله الجنة»(3)؛ كسی كه زیارت كند او را به بهشت می‌رود.
    3- نیز از آن حضرت است كه می‌فرماید به سعد، از ما نزد شما قبری است؟ عرض می‌كند: بلی، پدر و مادرم به فدای تو باد! فاطمه دختر موسی بن جعفر است؟ می‌فرماید: «من زارها عارفاً بحقها فله الجنة»(4)؛ كسی كه با معرفت و شناخت ایشان را زیارت كند، پاداشش بهشت است.
    4- حضرت امام محمد تقی علیه السلام می‌فرماید: «من زار عمّتی بقم فله الجنّة»(5)؛ كسی كه زیارت كند عمه مرا در قم، بهشت برای او است.
    پی‌نوشت‌ها:
    1- بحارالانوار، ج 48، ص 316 - 317.
    2- مفاتیح الجنان، ص 1023؛ بحار، ج 48، ص 317.
    3- بحارالانوار، ج 48، ص 316 - 317.
    4- بحارالانوار، ج 48، ص 316 - 317.
    5- همان، ج 102، ص 265 - 266.


    d79gibl38tqrm7is3x77


     


    x5lc1ibig9cekrsxpqe5








  12. کاربر مقابل از R A H A عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  13. #7
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Dec 2010
    نوشته ها
    28,440
    تشکر تشکر کرده 
    12,424
    تشکر تشکر شده 
    11,190
    تشکر شده در
    5,632 پست
    قدرت امتیاز دهی
    7108
    Array

    پیش فرض

    به جان پاک تو ای دختر امام، سلام


    55888888888888888


    به جـــان پاک تو ای دختر امام، ســلام
    به هر زمان و مـکان و به هر مقام، سـلام

    تویـی که شــاه خراسان بوَد بــرادر تــو
    بـــر آن مقام رفیــع و بـر این مقام، ســلام

    به هر عدد که تکلم شـود به لیل و نهار
    هــــزار بـار فـــزون‌تـر ز هـر کـلام، ســلام

    صبح تا شب و از شام، تا طلیعه صبــح
    بر آستـانه قــدسـت علی الـدوام، ســلام

    در آســـمان ولایــت، مــه تمــامی تـــو
    ز پای تا به ســرت ای مـــه تـمـام، ســلام

    به پیشگــاه تو، ای خواهـــر شه کـَـونین
    ز فـرد فـرد خلق، به صبح و شام ســلام

    منم که هر سر مویم به هر زمان گویـد
    به جـان پــاک تـو ای دخــتـر امـام، ســلام



    d79gibl38tqrm7is3x77


     


    x5lc1ibig9cekrsxpqe5








  14. #8
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Dec 2010
    نوشته ها
    28,440
    تشکر تشکر کرده 
    12,424
    تشکر تشکر شده 
    11,190
    تشکر شده در
    5,632 پست
    قدرت امتیاز دهی
    7108
    Array

    پیش فرض

    ثواب زیارت حضرت معصومه علیهاالسّلام


    4455hgggggggggggggggjkhijkkkkkkkkkk
    ا ز جمله زیارات مسلّم و مأثور از خاندان وحى، زیارت حضرت فاطمه ‏معصومه سلام‏اللَّه‏ علیها است. روایات متعدّدى از امامان معصوم در ترغیب و تشویق مردم به زیارت آن حضرت و راجع به اجر و ثواب عظیمى که بر زیارت وى مترتّب است وارد شده است.

    علّامه مجلسى اعلى‏اللَّه‏مقامه از کتاب تاریخ قم نقل کرده است که حضرت صادق علیه‏السّلام فرمودند:
    اِنَّ لِللَّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَکَّةُ وَ اِنَّ لِلرَّسُولِ حَرَماً وَ هُوَ مَدینَةُ وَ اِنَّ لأمیرَالْمُؤمِنینَ حَرَماً وَ هُوَ الْکُوفَةُ وَ اِنَّ لَنا حَرَماً وَ هُوَ بَلْدَةِ قُمْ وَ سَتُدْفَنُ فیها اِمْرَأةٌ مِنْ اَوْلادى تُسَمَّى فاطِمَةُ فَمَنْ زارَها وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةَ. قالَ علیه‏السّلام ذلِکَ وَ لَمْ تَحْمِلْ بِمُوسى اُمُّه؛ راستى که براى خدا حرمى است و آن مکّه است و براى رسول خدا حرمى است و آن مدینه است و براى امیرالمؤمنین حرمى است و آن کوفه است و براى ما حرمى است و آن شهر قم است و به زودى زنى از اولاد من به نام فاطمه در آن سرزمین دفن مى‏شود، پس هرکس او را زیارت کند، بهشت بر او واجب خواهد شد.
    امام‏ صادق علیه‏السّلام این را فرمود در حالى که هنوز مادر موسى‏بن‏جعفر علیه‏السّلام به آن حضرت حمل بر نداشته بود.

    اهمیّت‏مقام این بانوى‏مکرّمه و عنایت‏خاصّى که روى‏زیارت‏آن‏حضرت‏است از این‏روایت به‏خوبى ظاهرمى‏شود،زیرا:
    اوّلاً زمانى امام صادق علیه‏السّلام از این مکرّمه و زیارت او سخن مى‏گوید که هنوز انعقاد نطفه پدر بزرگوار او نشده، چه رسد به خود او.
    و ثانیاً از دفن فاطمه معصومه علیهاالسّلام در قم اطّلاع مى‏دهند و ظاهراً به همین لحاظ قم را حرم امامان قلمداد مى‏کند در حالى که شهرهاى متعدد داریم که مدفن امامزادگان والامقام و بلکه مدفن امامان است، ولى این وجهه و عنوان را پیدانکرده‏اند که حرم امامان باشند.
    و ثالثاً وعده صریح و قطعى بهشت به زائران قبر حضرت فاطمه‏معصومه سلام‏اللَّه‏علیها داده است.
    و این روایت به سند دیگرى نیز آمده و در آنجا عبارت چنین است که: حضرت صادق علیه‏السّلام مى‏فرمایند:
    اِنِّ زیارَتَها تَعْدِلُ الْجَنَّةَ؛ زیارت فاطمه معصومه سلام‏اللَّه‏علیها معادل و هم‏طراز بهشت است.
    ابن قولویه متوفّاى سال ۳۶۷ ه’ق که خود استاد شیخ مفید اعلى‏اللَّه‏مقامه بوده نقل کرده است که سعدبن‏سعد گفته: من از حضرت اباالحسن، امام رضا علیه‏السّلام راجع به زیارت فاطمه سلام‏اللَّه‏علیها، دختر حضرت موسى بن جعفر علیه‏السّلام پرسش کردم. حضرت فرمودند: مَنْ زارَها فَلَهُ الْجَنَّة؛ هرکس او را زیارت کند، بهشت از براى اوست.
    و نیز از ابن الرّضا، حضرت جواد علیه‏السّلام نقل کرده که فرمودند: مَنْ زارَ عَمَّتى بِقُمْ فَلَهُ الْجَنَّة؛ کسى که قبر عمّه‏ام را در قم زیارت کند، بهشت از براى اوست.
    از تعبیر عَمَّتى که در روایت حضرت جوادالائمه علیه‏السّلام آمده به ذهن تداعى مى‏شود که امام جواد علیه‏السّلام به داشتن چنین عمّه محترمه‏اى افتخار مى‏کند و از این‏رو به جاى ذکر نام آن مکرّمه، عنوان عاطفى و زیباى عمّه‏من را به‏کار مى‏برد.
    علّامه مجلسى رضوان‏اللَّه‏علیه مى‏گویند: در بعضى از کتب و روایات دیدم که على‏بن‏ابراهیم از پدرش از سعد نقل کرده که حضرت على بن موسى الرضا علیه‏السّلام فرمودند: یا سَعْدُ عِنْدَکُمْ لَنا قَبْرٌ؛ براى ما در نزد شما قبرى است. عرض‏کردم: جانم‏فدایت، منظورتان قبر فاطمه‏بنت‏موسى‏علیهماال �ّلام‏است؟ فرموند:نَعَمْ،مَنْ زارَها عارِفاً بِحَقِّها فَلَهُ‏الْجَنَّةُ. (۴۲)
    آرى، منظورم همان است، کسى که او را با شناخت حق و مقامش زیارت کند، بهشت از براى اوست.
    در عبارت این روایت لطایفى است:
    ۱- طبق این روایت، حضرت امام رضا علیه‏السّلام ابتداءً به سعد که قمى بوده فرموده‏اند: براى ما در نزد شما قبرى است. عبارت چنانست که گویى این قبر مال همه امامان و براى خاندان عصمت و طهارت است و همگى بدان توجّه و عنایت دارند.
    ۲- در این روایت نیز وعده بهشت در مقابل زیارت حضرت معصومه سلام‏اللَّه‏علیها داده شده است.
    ۳- در خصوص این روایت براى فاطمه‏معصومه سلام‏اللَّه‏علیها قید شده است که: عارِفاً بِحَقِّها؛ اگر با معرفت مقام والا و شناخت عالى نسبت به آن بانوى مکرّمه وى را زیارت کند، بهشت از براى اوست.
    و طبق این تعبیر، هنگامى بهشت جزاوپاداش زیارت حضرت فاطمه‏معصومه سلام‏اللَّه‏علیها است که زائر، عارف به مقام شامخ و مرتبه رفیع و منیع آن بزرگوار باشد.
    بنابراین باید کوشش کرد که قبل از زیارت آن حضرت، شناختى نسبت به او پیدانمود و باید زائر، آشناى به جلالت‏قدر و منزلت رفیع وى در نزد خداى متعال شود تا به چنین فوز عظیم و مرتبه والایى نایل گردد.
    مطلب بسیار مهم و چشمگیرى که در این روایات آمده است و قدر مشترک و جامع بین همه آنهاست، وعده بهشت به زائران قبر شریف حضرت فاطمه معصومه سلام‏اللَّه‏علیها است. وعده صریح و آشکار به بهشت در مقابل زیارت حضرت معصومه سلام‏اللَّه‏علیها در لسان مبارک سه امام معصوم و مفترض‏الطاعة علیهم‏السّلام آمده است:
    حضرت امام صادق علیه‏السّلام این وعده را دادند، حضرت امام رضا علیه‏السّلام نیز تصریح به این وعده فرمودند و بالاخره حضرت جواد علیه‏السّلام نیز زائران قبر عمه‏شان را نوید به بهشت دادند.
    بر اساس این روایات شریفه و اخبار عدیده، استحباب زیارت مرقد منوّر حضرت فاطمه معصومه علیهاالسّلام جاى اندک تردیدى ندارد و خود مطلبى روشن و واضح است.
    زعیم شیعه مرحوم آیت‏اللَّه‏العظمى گلپایگانى اعلى‏اللَّه‏مقامه نیز در جواب یکى از استفتائاتى که از ایشان شده، بدین موضوع تصریح کرده‏اند و متن سؤال و جواب این است:
    سؤال: آیا مى‏توان گفت زیارت حضرت معصومه علیهاالسّلام در قم با ادلّه اجتهادى ثابت است، بدین ترتیب آیه
    وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ…
    حدیث: مَنْ زارَ فاطِمَةُ بِقُمْ فَلَهُ الْجَنَّةُ.
    اجماع: اتفاق همگى علماى شیعه از گذشته تا کنون.
    سیره‏تمامى مردم شیعه از قدیم تا حال؟
    جواب: بسم اللَّه الرحمن الرحیم. استحباب زیارت حضرت معصومه سلام‏اللَّه‏علیها، از نظر روایات مسلّم است و حاجتى به استدلال به ادلّه مذکور نیست. واللَّه‏العالم. ۲۴/ج۲ /۱۴۰۸ .
    مطلبى را در اینجا براى اکمال بحث اضافه مى‏کنیم و آن این است که مرحوم شیخ صدوق علیه‏الرّحمة در کتاب ثواب‏الاعمال و نیز ابن قولویه در کتاب کامل الزّیارات و علّامه مجلسى در بحارالانوار اوّلاً زیارت حضرت معصومه سلام‏اللَّه‏علیها را ذکر کرده‏اند و سپس به نقل روایت زیارت حضرت عبدالعظیم حسنى علیه‏السّلام پرداخته‏اند.
    و این مراعات تقدیم و تأخیر آن هم در کتاب‏هاى علماى کم‏نظیر در عالم تشیّع اسرارى را کشف مى‏کند و خلاصه این ترتیب در ذکر حاکى از آنست که حضرت معصومه سلام‏اللَّه‏علیها بر حضرت عبدالعظیم – با تمام جلالت قدرش – تقدّم و ترجیح دارد، با آنکه حضرت عبدالعظیم علاوه بر شرافت امامزاده بودن، محدث نیز بوده است و از جمله راویان معروف اخبار امامان معصوم صلوات‏اللَّه‏علیهم‏اجمع �ن به شمار مى‏رود.
    آرى، حضرت معصومه سلام‏اللَّه‏علیها علاوه بر مقامات معنوى، فرزند بلاواسطه حضرت موسى بن جعفر، امام کاظم علیه‏السّلام است ولیکن حضرت عبدالعظیم علیه‏السّلام با چهار واسطه به امام مجتبى علیه‏السّلام مى‏پیوندد. ضمناً حضرت معصومه سلام‏اللَّه‏علیهانیز از محدّثین و راویان اخبار به شمار مى‏رود، چنانکه در فصل مربوط به این موضوع خواهید دید که روایاتى از روایات مهمّه را این بانوى با عظمت نقل کرده ‏اند.



    d79gibl38tqrm7is3x77


     


    x5lc1ibig9cekrsxpqe5








  15. #9
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Dec 2010
    نوشته ها
    28,440
    تشکر تشکر کرده 
    12,424
    تشکر تشکر شده 
    11,190
    تشکر شده در
    5,632 پست
    قدرت امتیاز دهی
    7108
    Array

    ▄▀▄ عروج دخت آفتاب{ویژه نامه وفات شهادت گونه کریمه اهل بیت} ▄▀▄

    41410647112403636262
    عروج دخت آفتاب
    ویژه نامه وفات شهادت گونه
    قبله گاه عشق و عفاف

    کریمه اهل بیت ٬حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام

    87616861637805184542

    82096088416500458476


    d79gibl38tqrm7is3x77


     


    x5lc1ibig9cekrsxpqe5








  16. #10
    کاربر فعال
    تاریخ عضویت
    Dec 2010
    نوشته ها
    28,440
    تشکر تشکر کرده 
    12,424
    تشکر تشکر شده 
    11,190
    تشکر شده در
    5,632 پست
    قدرت امتیاز دهی
    7108
    Array

    پیش فرض

    48324364186094652188



    ای که بوی فاطمه آید ز خاک کوی تو
    برتر از عطر بهشت است به جانها بوی تو

    مسجد الحرام عشقی کعب را خود قبله ای
    چون شرف دارد به کعبه خاک قبر و کوی تو

    یادگار بی مثال مادری غم دیده ای
    ثانی زهرا شدی و دیده ها شد سوی تو

    فاطمه هستی و هم معصومه و مظلومه ای
    فاطمه هستی ولی نیلی نباشد روی تو

    فاطمه هستی و نورانی چو زهرایی ولی
    کی شده بشکسته از ضرب جفا پهلوی تو

    از میان کوچه های شهر قم کردی عبور
    چادرت خاکی نشد خونین نشد بازوی تو

    من نمی دانم تو هم قامت کمان بودی مگر
    کز غمت خم شد فلک بر روضه مینوی تو

    گرچه جان دادی ولی تا انتها پاینده ای
    زنده می گردد مسیحا با نسیم هوی تو

    چون نباشد محرمی در دفن جسم اطهرت
    با جوادش آمده آن دلبر نیکوی تو



    22497545195093071162



    d79gibl38tqrm7is3x77


     


    x5lc1ibig9cekrsxpqe5








  17. کاربر مقابل از R A H A عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


صفحه 1 از 5 12345 آخرینآخرین

برچسب ها برای این تاپیک

علاقه مندی ها (بوک مارک ها)

علاقه مندی ها (بوک مارک ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

http://www.worldup.ir/