نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: یادگیری ریشه لغات

  1. #1
    مدیر سایت
    نمی‌دانم در کدامین کوچه جستجویت کنم ؟ آسوده بخواب مادر بیمارم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    13 78 57
    نوشته ها
    13,577
    تشکر تشکر کرده 
    15,753
    تشکر تشکر شده 
    17,227
    تشکر شده در
    4,905 پست
    حالت من : Khoonsard
    قدرت امتیاز دهی
    24983
    Array

    یادگیری ریشه لغات

    بدون شك مهمترين مشكل يادگيري زباتن انگليسي ،گستردگي و تنوع لغات آن مي باشد! كه اين مشكل شامل ضعف فرد در يادگيري لغات يا فراخواني و يا استفاده به جا از آنها مي باشد.
    مطمئناً بايد براي شما هم پيش اومده باشه كه يك لغت رو با اطمينان كامل ترجمه كرده باشين اما ترجمه غلط بوده!(چرا؟)
    زبان انگليسي يه خوبي داره و اونم اينه كه بيشتر لغات بوسيله پسوند –پيشوندها بوجود ميان؛حالا اگه مهمترين و رايج ترين پسوند –پيشوند ها رو بلد باشيم به راحتي هم ميتونيم واژه جديد پيدا كنيم و هم در هنگام ترجمه متن (و...) خيلي معني سريع كلمه مورد نظر رو حدس بزنيم!
    اليته اين روش گاهي به ساخت لغات جديد منجر ميشه!
    در اينجا من دو جدول از پيشوندها و پسوندها همراه با معني و مثال آماده كردم كه بسيار مهم و كاربردي هستند.

    جدول شماره 1» متداولترين پيشوندها:
    مثال
    معنا
    پيشوند
    antedate, antecedent
    قبل(از)
    ante-
    antibiotic, antibody
    ضد، مخالف
    anti-
    automatic, automobile
    خود
    auto-
    bicycle, bikini
    دو
    bi-
    circumstance
    اطراف
    circum-
    connect, cooperate, collect, combination
    با هم
    con-, co-, col-,com-
    decay, decrease
    كم، متضاد
    de-
    explicit, emotion
    بيرون، خارج از
    ex-, e-
    include, inside
    داخل
    in-
    international, intermediate
    ميان
    inter-
    macrocosm
    بزرگ
    macro-
    microcomputer, micron
    كوچك، ريز
    micro-
    mistake, mistranslate
    نادرست، اشتباه
    mis-
    monochrome, monogamy
    يك
    mono-
    postdate, postwar
    بعد از
    post-
    precede, predict
    قبل از، ابتدا
    pre-, prim-
    proceed, project
    جلو، قبل
    pro-
    recall, redo
    دوباره
    re-
    subordinate, suppose
    زير
    sub-, sup,
    transfer, translate
    از اين سو به آن سو
    trans-
    triangle, tripod
    سه
    tri-
    uniform, unique
    يك
    uni-
    unimportant, irritate, incorrect
    بدون، غير، نا
    un-, ir-, in-
    ultramodern
    فوق
    ultra-
    جدول شماره 2» متداولترين پسوندها:
    مثال
    معنا
    پسوند
    eatable, responsible
    قابل، قادر
    -able, -ible
    assistance, existence
    چگونگي، حالت، وضعيت، كار
    -ance, -ence
    explanation, invention
    كار، عمل، حالت، شرط
    -action, -tion
    boredom, kingdom
    حالت، شرايط ، چگونگي
    -dom
    employee
    شخص مفعول
    -ee
    golden, wooden
    ساخته شده از
    -en
    teacher, driver
    كننده
    -er
    careful, helpful
    پر از، دارنده
    -ful
    economic, musical
    وابسته به، مربوط به
    -ic, -ical
    conscious, dangerous
    پر از، چگونگي
    -ious, -ous
    realize, emphasize
    كردن، شدن
    -ize, -ise
    boyish, sheepish
    وابسته، شبيه
    -ish
    capitalism, socialist
    مكتب، روش، عقيده، فرد معتقد
    -ism, -ist
    careless, motionless
    بدون، بي، نا
    -less
    slowly, happily
    قابليت، مانند
    -ly
    silliness, happiness
    حالت، شرط ،قابليت
    -ness
    friendship, championship
    حالت، مهارت ،استادي
    -ship
    *دوستان توجه داشته باشيد كه اين دو جدول بسيار بسيار مهم هستند و سعي كنيد كه اين دو جدول رو فرا يگيريد.
    زندگی در بردگی شرمندگی است * معنی آزاد بودن زندگی است
    سر که خم گردد به پای دیگران * بر تن مردان بود بار گران




  2. #2
    مدیر سایت
    نمی‌دانم در کدامین کوچه جستجویت کنم ؟ آسوده بخواب مادر بیمارم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    13 78 57
    نوشته ها
    13,577
    تشکر تشکر کرده 
    15,753
    تشکر تشکر شده 
    17,227
    تشکر شده در
    4,905 پست
    حالت من : Khoonsard
    قدرت امتیاز دهی
    24983
    Array

    پیش فرض

    پيشوند و پسوند به ريشه لغات اضافه مي شوند .گاهي اوقات يك ريشه لغت نيز به تنهايي استفاده مي شود، مانند "act".اما بيشتر اوقات يك ريشه لغت فقط هنگامي مي تواند به كار رود كه يك پسوند يا پيشوند داشته باشد.مثلاً "dict" به معني گفتن ،هرگز به تنهايي به كار نمي رود.
    بيشتر ريشه هاي لغات در زبان انگليسي از زبان لاتين و يوناني مشتق مي شوند.اگر شما متداولترين آنها را بياموزيد، مي توانيد معاني بسياري از لغات را تجزيه و تحليل كنيد؛
    بدون اينكه مجبور به استفاده ازديكشنري باشيد!
    *مقدمه اي بود راجب به ريشه هاي لغات.
    حالا عكس مطلي قبلي كه راجب به suffixes & prefixes بود،اين دفعه يه جدول بسيار مهم تر از ريشه لغات (با استفاده از كتابStudy Skills) تهيه و تايپ كردم كه ميدم خدمتتون!
    ادامه مطلب
    »متداولترين ريشه هاي لغات به ترتيب الفبا:
    مثال
    معنا
    ريشه لغت
    anthropoid
    انسان
    anthro
    automation
    خود
    auto
    bibliography
    كتاب
    bibl
    chromosome
    رنگ
    chrome
    chronicle
    وقت، زمان
    chron
    cosmology
    ترتيب، جهان
    cosm
    bicycle, cyclist
    چرخ، دايره
    cycle
    edict, predict
    گفتن
    dic, dict
    produce, conduct
    هدايت كردن
    duc, duct
    factory, manufacture, affect, perfect
    ساختن
    fac, fact, fect
    formation, formal
    شكل
    form
    effort, fortify
    قوي
    fort
    geology, geography
    زمين
    geo
    telegram, graphic
    نوشتن
    gram, graph
    heterodox
    غير، ديگري
    hetero
    homology, homonym
    يكسان، همان
    homo
    theology, logical
    مطالعه، كلام
    log, logy
    manual, manufacture
    دست
    man, manu
    maternal, matrimony
    مادر
    mater, matri
    mediator
    وسط
    medi
    permit, missionary
    فرستادن
    mit, miss
    multiply,
    بسيار
    multi
    synonym, nomenclature, nominate
    نام
    nomen, nym
    omniscience, omnipresent
    همه
    omni
    pantheism
    همه
    pan
    paternal, patriarchy
    پدر
    pater, patri
    sympathy
    احساس، درد
    pathy
    philosophy
    عشق، دوست داشتن
    phil
    telephone, phonetic
    صدا
    phon
    transport, export, import
    حمل كردن
    port
    describe, description
    نوشتن
    scrib, script
    sequence, consequently
    دنبال كردن
    sequ, secut
    philosopher, sophistication
    عقل، عاقل
    soph
    taxonomy, tactic, contact
    ترتيب
    tax, tact
    telescope
    دور
    tele
    temporary
    وقت، زمان
    tempor
    attract, contract
    كشيدن
    tract
    convene, invent
    امدن، رفتن
    vene, vent
    convert, conversation
    برگشتن، برگرداندن
    vert, verse
    vocabulary, vocation
    صدازدن
    voc,vok
    involve, voluntarily
    گرداندن
    volve, volue
    ***
    اميدوارم كه بتونيد كمال استفاده رو ازاين مطلب و مطلب (Word Stems 1&2) ببريد ؛چونكه درترجمه متون و درك بسيار مهم هستند!
    زندگی در بردگی شرمندگی است * معنی آزاد بودن زندگی است
    سر که خم گردد به پای دیگران * بر تن مردان بود بار گران




برچسب ها برای این تاپیک

علاقه مندی ها (بوک مارک ها)

علاقه مندی ها (بوک مارک ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

http://www.worldup.ir/