صفحه 8 از 29 نخستنخست ... 45678910111218 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 80 , از مجموع 288

موضوع: اشعار و زندگینامه ی سهراب سپهری

  1. #71
    عضو سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    هر جا که دل خوش باشه
    نوشته ها
    9,369
    تشکر تشکر کرده 
    12,680
    تشکر تشکر شده 
    7,551
    تشکر شده در
    3,656 پست
    قدرت امتیاز دهی
    3150
    Array

    پیش فرض

    شیطان هم

    از خانه بدر از کوچه برون تنهایی ما سوی خدا می رفت
    در جاده درختان سبز گل ها وا شیطان نگران : اندیشه رها می رفت
    خار آمد و بیابان و سراب
    کوه آمد و خواب
    آواز پری : مرغی به هوا می رفت ؟
    نی همزاد گیاهی بود از پیش گیا می رفت
    شب می شد و روز
    جایی شیطان نگران : تنهایی مامی رفت

    وقتی با خدا گل یا پوچ بازی می کنی ، نترس ، تو برنده ای

    چون خدا همیشه دو دستش پره


    [SIGPIC][/SIGPIC]

  2. #72
    عضو سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    هر جا که دل خوش باشه
    نوشته ها
    9,369
    تشکر تشکر کرده 
    12,680
    تشکر تشکر شده 
    7,551
    تشکر شده در
    3,656 پست
    قدرت امتیاز دهی
    3150
    Array

    پیش فرض

    شورم را

    من سازم : بندی آوازم
    برگیرم بنوازم بر تارم زخمخ لا می زنن راه فنا می زن
    من دودم می پیچم می لغزم نابودم
    می سوزم می سوزم فانوس تمنایم گل کن تو مرا ودرآ
    ایینه شدم از روشن و از سایه بری بودم دیو و پری آمد
    دیو و پری بودم در بی خبری بودم
    قرآن بالای سرم بالش من انجیل بستر من تورات و زبر پوشم اوستا می بینم خواب بودایی در نیلوفر آب
    هر جا گلهای نیایش رست من چیدم دسته گلی دارم
    محراب تو دور از دست : او بالا من در پست
    خوشبو سخنم نی ؟ باد بیا می بردم بیتوشه شدم در کوه کجا گل چیدم گل خوردم
    در رگ ها همهمه ای دارم از چشمه خود آبم زن آبم زن
    و به من یک قطره گوارا کن شورم را زیبا کن
    باد انگیز درهای سخن بشکن جاپای صدا می روب هم دود چرا می بر هم موج من و ما و شما می بر
    ز شبنم تا لاله بیرنگی پل بنشان زین رویا در چشمم گل بنشان گل بنشان

    وقتی با خدا گل یا پوچ بازی می کنی ، نترس ، تو برنده ای

    چون خدا همیشه دو دستش پره


    [SIGPIC][/SIGPIC]

  3. #73
    عضو سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    هر جا که دل خوش باشه
    نوشته ها
    9,369
    تشکر تشکر کرده 
    12,680
    تشکر تشکر شده 
    7,551
    تشکر شده در
    3,656 پست
    قدرت امتیاز دهی
    3150
    Array

    پیش فرض



    آنی بود درها وا شده بود
    برگی نه شاخی نه باغ فنا پیدا شده بود
    مرغان مکان خاموش این خاموش آن خاموش خاموشی گویا شده بود
    آن پهنه چه بود : با میشی گرگی همپا شده بود
    نقش صدا کم رنگ نقش ندا کم رنگ پرده مگر تا شده بود ؟
    من رفته او رفته ما بی ما شده بود
    زیبایی تنها شده بود
    هر رودی دریا
    هر بودی بودا شده بود
    وقتی با خدا گل یا پوچ بازی می کنی ، نترس ، تو برنده ای

    چون خدا همیشه دو دستش پره


    [SIGPIC][/SIGPIC]

  4. #74
    عضو سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    هر جا که دل خوش باشه
    نوشته ها
    9,369
    تشکر تشکر کرده 
    12,680
    تشکر تشکر شده 
    7,551
    تشکر شده در
    3,656 پست
    قدرت امتیاز دهی
    3150
    Array

    پیش فرض

    گزار

    باز آمدم از چشمه خواب کوزه تر دردستم
    مرغانی می خوانند نیلوفر وا میشد کوزه تر بشکستم
    در بستم
    و در ایوان تماشای تو بنشستم
    وقتی با خدا گل یا پوچ بازی می کنی ، نترس ، تو برنده ای

    چون خدا همیشه دو دستش پره


    [SIGPIC][/SIGPIC]

  5. #75
    عضو سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    هر جا که دل خوش باشه
    نوشته ها
    9,369
    تشکر تشکر کرده 
    12,680
    تشکر تشکر شده 
    7,551
    تشکر شده در
    3,656 پست
    قدرت امتیاز دهی
    3150
    Array

    پیش فرض

    لب آب

    دیشب لب رود شیطان زمزمه داشت
    شب بود و چراغک بود
    شیطان تنها ، تک بود
    باد آمده بود باران زده بود: شب تر، گلهای پرپر
    بویی نه براه
    ناگاه
    ایینه رود نقش غمی بنمود : شیطان لب آب
    خاک سیا در خواب
    زمزمه ای می مرد. بادی می رفت، رازی می برد

    وقتی با خدا گل یا پوچ بازی می کنی ، نترس ، تو برنده ای

    چون خدا همیشه دو دستش پره


    [SIGPIC][/SIGPIC]

  6. #76
    عضو سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    هر جا که دل خوش باشه
    نوشته ها
    9,369
    تشکر تشکر کرده 
    12,680
    تشکر تشکر شده 
    7,551
    تشکر شده در
    3,656 پست
    قدرت امتیاز دهی
    3150
    Array

    پیش فرض

    هنگامی

    اریکی پیچک وار به چپرها پیچید به حناها افراها
    و هنوز ما در کشت در کف داس
    ما ماندیم تا رشته شب از گرد چپرها وا شد فردا شد
    روز آمد و رفت
    تاریکی پیچک وار به چپر ها پیچید به حناها افراها
    و هنوز یک خوشه کشت در خور چیدن نه یاد رسیدن نه
    و هزاران روز و هزاران بار
    تاریکی پیچک وار به چپر ها پیچید به حناها افراها
    پایان شبی ما در خواب یک خوشه رسید مرغی چید
    آواز پوش بیداری ما ساقه لرزان پیام

    وقتی با خدا گل یا پوچ بازی می کنی ، نترس ، تو برنده ای

    چون خدا همیشه دو دستش پره


    [SIGPIC][/SIGPIC]

  7. #77
    عضو سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    هر جا که دل خوش باشه
    نوشته ها
    9,369
    تشکر تشکر کرده 
    12,680
    تشکر تشکر شده 
    7,551
    تشکر شده در
    3,656 پست
    قدرت امتیاز دهی
    3150
    Array

    پیش فرض

    تنها باد

    سایه شدم و صدا کردم
    کو مرز پریدن ها دیدن ها ؟ کو اوج نه من دره او ؟
    و ندا آمد : لب بسته بپو
    مرغی رفت تنها بود پر شد جام شگفت
    و ندا آمد : بر تو گوارا باد تنهایی تنها باد
    دستم در کوه سحر او می چید او می چید
    و ندا آمد و هجومی از خورشید
    از صخره شدم بالا در هر گام دنیایی تنهاتر زیباتر
    و ندا آمد : بالاتر بالاتر
    آوازی از ره دور :‌ جنگل ها می خوانند ؟
    و ندا آمد : خلوت ها می ایند
    وشیاری ز هراس
    و ندا آمد : یادی بود پیدا شد پهنه چه زیبا شد
    او آمد پرده ز هم وا باید درها ها و ندا آمد : پرها هم
    وقتی با خدا گل یا پوچ بازی می کنی ، نترس ، تو برنده ای

    چون خدا همیشه دو دستش پره


    [SIGPIC][/SIGPIC]

  8. #78
    عضو سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    هر جا که دل خوش باشه
    نوشته ها
    9,369
    تشکر تشکر کرده 
    12,680
    تشکر تشکر شده 
    7,551
    تشکر شده در
    3,656 پست
    قدرت امتیاز دهی
    3150
    Array

    پیش فرض

    تراو

    درآ که کران را بر چیدم خاک زمان رفتم آب نگر پاشیدم
    در سفالینه چشم صد برگ نگه بنشاندم بنشستم
    ایینه شکستم تا سرشار تو من باشم و من جامه نهادم رشته گسستم
    زیبایان خندیدند خواب چرا دادمشان خوابیدند
    غوکی می جست اندوهش دادم و نشست
    در کشت گمان هر سبزه لگد کردم از هر بیشه شوری به سبد کردم
    بوی تو می آمد به صدا تیرو به روان پر دادم آواز درآ سردادم
    پژواک تو می پیچد چکه شدم از بام صدا لغزیدم و شنیدم
    یک هیچ ترادیدم و دویدم
    آب تجلی تو نوشیدم و دمیدم

    وقتی با خدا گل یا پوچ بازی می کنی ، نترس ، تو برنده ای

    چون خدا همیشه دو دستش پره


    [SIGPIC][/SIGPIC]

  9. #79
    عضو سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    هر جا که دل خوش باشه
    نوشته ها
    9,369
    تشکر تشکر کرده 
    12,680
    تشکر تشکر شده 
    7,551
    تشکر شده در
    3,656 پست
    قدرت امتیاز دهی
    3150
    Array

    پیش فرض

    وید

    نی ها همهمه شان می اید
    مرغان زمزمه شان می اید
    درباز و نگه کم
    و پیامی رفته به بی سویی دشت
    گاوی زیر صنوبرها
    ابدیت روی چپرها
    از بن هر برگی وهمی آویزان
    و کلامی نی
    نامی نی
    پایین جاده بیرنگی
    بالا خورشید هم آهنگی

    وقتی با خدا گل یا پوچ بازی می کنی ، نترس ، تو برنده ای

    چون خدا همیشه دو دستش پره


    [SIGPIC][/SIGPIC]

  10. #80
    عضو سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    هر جا که دل خوش باشه
    نوشته ها
    9,369
    تشکر تشکر کرده 
    12,680
    تشکر تشکر شده 
    7,551
    تشکر شده در
    3,656 پست
    قدرت امتیاز دهی
    3150
    Array

    پیش فرض

    نیایش

    دستی افشان تا ز سر انگشتانت صد قطره چکد هر قطره شود خورشیدی
    باشد که به صد سوزن نور شب ما را باکند روزن روزن
    ما بی تاب و نیایش بی رنگ
    از مهرت لبخندی کن بنشان بر لب ما
    باشد که سرودی خیزد در خور نیوشیدن تو
    ما هسته پنهان تماشاییم
    ز تجلی ابری کن بفرست که ببارد بر سر ما
    باشد که به شوری بشکافیم باشد که ببالیم و به خورشید تو پیوندیم
    ما جنگل انبوه دگرگونی
    از آتش همرنگی صد اخگر برگیر برهم تاب بر هم پیچ
    شلاقی کن و بزن بر تن ما
    باشد که ز خاکستر ما در ما جنگل یکرنگی بدر آرد سر
    چشمان بسپردیم خوابی لانه گرفت
    نم زن بر چهره ما
    باشد که شکوفا گردد زنبق چشم و شود سیراب از تابش تو و فرو افتد
    بینایی ره گم کرد
    یاری کن و گره زن نگه ما و خودت با هم
    باشد کهتراود در ما همه تو
    ما چنگیم : هر تار از ما دردی سودایی
    زخمه کن از آرامش نامیرا ما را بنواز
    باشد که تهی گردیم کنده شویم از والا نت خاموشی
    ایینه شدیم ترسیدیم از هر نقش
    خود را در ما بفکن
    باشد که فراگیرد هستی ما را و دگر نقشی ننشیند در ما
    هر سو مرز هر سو نام
    رشته کن از بی شکلی گذران از مروارید زمان و مکان
    باشد که به هم پیوندد همه چیز باشد که نماند مرز نام
    ای دور از دست ! پرتنهایی خسته است
    که گاه شوری بوزان
    باشد که شیار پریدن در تو شود خاموش

    وقتی با خدا گل یا پوچ بازی می کنی ، نترس ، تو برنده ای

    چون خدا همیشه دو دستش پره


    [SIGPIC][/SIGPIC]

صفحه 8 از 29 نخستنخست ... 45678910111218 ... آخرینآخرین

برچسب ها برای این تاپیک

علاقه مندی ها (بوک مارک ها)

علاقه مندی ها (بوک مارک ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

http://www.worldup.ir/