سر برداشتم :
زنبوري در خيالم پر زد
يا جنبش ابري خوابم را شكفت؟
در بيداري سهمناك
آهنگي دريا - نوسان شنيدم به شكوه لب بستگي يك ريگ
و از كنار زمان برخاستم.
هنگام بزرگ
بر لبانم خاموشي نشانده بود.
(( سهراب ميگه : به اطرافم نگاه كردم و جزيي ترين حركات طبيعت(زنبور) تا بزرگترين (حركت ابر)رو در نظرم نگه داشتم و باعث شگفتي من شد. و به يه آگاهي بزرگ رسيدم (هرچه دانش آدم بيشتر بشه بعبارتي عظمت آگاهي سهمناكتر ميشه) و ملودي طبيعت با ذكر اشاره وابستگي يك ريگ به دريا و قشنگي ارتباطش در گوشم ميخوند. در اون لحظه بسمت عرفان رفتم و اين عرصه پهناور منو خاموش كرد.))
علاقه مندی ها (بوک مارک ها)