یادم می آد که ، گفتم میشه از آلیس بپرسی وقتی اتاقموتمیز می کرد لباسمو چکار کرد؟ نمی تونم هیچ جا پیداش »
« کنم
« ؟ آلیس اتاقت رو تمیز کرد » او با نگاه گیج به من نگاه کرد
آره ، حدس می زنم وقتی اومد زیرشلواري ،رو بالشی و پیرهنم رو واسه اسیر کردنم برداره » شجاعانه به او خیره شدم
« , اینکارو کرده . اون هر چی که دور و بر ریخته بود رو جمع کرده و نمی دونم اونا رو کجا گذاشته
ادوارد نگاه گیجش را براي لحظه اي ادامه داد و سپس ناگهان چهره اش سفت و جامد شد .
« ؟ کی متوجه شدي وسایلت گم شده ان »
« ؟ وقتی از او مهمونی مجردي قلابی برگشتم ، چرا »
فکر نمی کنم آلیس چیزي برداشته باشه. نه لباسهات و نه بالشت. آیا چیزایی که برده شدن اشیایی بوده اند که تو »
« ؟ پوشیدي یا لمس کردي یا روش خوابیدي
« ؟ بله . یعنی چی ادوارد »
« اشیایی آغشته به بوي تو » . چهره اش تقلاي درونی زیادي را نشان می داد
« ! اوه »
براي مدتی طولانی به چشمهاي هم خیره شدیم.
« مهمان ناخوانده ي من » : زمزمه کنان گفتم
« ؟! او آثار رد تو رو جمع کرده ... مدرك . براي اثبات اینکه تو رو پیدا کرده بوده »
« ؟ چرا » : پچ پچ کنان گفتم
« نمی دونم ، اما بلا ، قسم می خورم کشفش کنم ، من کشفش می کنم »
علاقه مندی ها (بوک مارک ها)