الباب الرّابع عشر: فى قراءة القرآن


قال الصّادق - عليه السّلام -:
من قراء القرآن و لم يخضع للّه ولم يرقّ قلبه ولم ينشئ حزنا ووجلا فى سرّه ، فقد استهان بعظم شاءن اللّه تعالى وخسر خسرانا مبينا.
فقارئ القرآن يحتاج الى ثلاثة اشياء: قلب خاشع ، وبدن فارغ ، وموضع خال .
فاذا خشع للّه قلبه فرّمنه الشّيطان الرّجيم . قال اللّه تعالى : ((فاذا قراءت القرآن فاستعذ باللّه من الشّيطان الرّجيم )).(11)
واذا تفرّغ نفسه من الاسباب تجرّد قلبه للقراءة فلا يعترضه عارض فيحرمه بركة نور القرآن وفوائده .
واذا اتّخذ مجلسا خاليا واعتزل عن الخلق بعد ان اتى بالخصلتين [الاوليين ]: خضوع القلب وفراغ البدن استاءنس روحه وسرّه باللّه - عزّ وجلّ - ووجد حلاوة مخاطبات اللّه تعالى عباده الصّالحين وعلم لطفه بهم ومقام اختصاصه لهم بفنون كراماته وبدائع اشاراته .
فاذا شرب كاءسا من هذا المشرب لا يختار على ذلك الحال حالا وعلى ذلك الوقت وقتا، بل يؤ ثره على كلّ طاعة وعبادة ، لانّ فيه المناجاة مع الرّبّ بلا واسطة .
فانظر كيف تقراء كتاب ربّك ومنشور ولايتك ، وكيف تجيب اوامره و[تجتنب ] نواهيه وكيف تمتثل حدوده فانّه كتاب عزيز: ((لا ياءتيه الباطل من بين يديه ولا من خلفه تنزيل من حكيم حميد)).(12)
فرتّله ترتيلا، وقف عند وعده ووعيده ، وتفكّر فى امثاله ومواعظه ، واحذر ان تقع من اقامتك حروفه فى اضاعة حدوده .
باب چهاردهم : آداب قرائت قرآن
امام صادق (ع) فرمود :
كسى كه قرآن خواندن او تواءم با خضوع نباشد، و قلبش را رقّت فرا نگيرد، و در سينه اش حزن و ترس وارد نشود، عظمت خداى متعالى را ناچيز شمرده و به خسرانى آشكار در غلتيده است .
پس قارى قرآن را سه چيز لازم است تا به فيض عظماى قرائت نائل آيد:
1- قلبى خاشع ؛
2- بدنى فارغ از تعلّقات دنيوى ؛
3- جايى خالى .
چون قلبش در برابر خداى تعالى خاشع شود، شيطان رجيم از او خواهد گريخت . خداوند تعالى مى فرمايد: ((پس چون قرآن مى خوانى ، از شيطان رانده شده به خداوند پناه جوى )).
پس هنگامى كه قارى قرآن ، نفس خويش را فارغ سازد، قلبش براى قرائت قرآن فارغ يابد و در اين هنگام چيزى كه بتواند او را از بركت و فوايد قرآن محروم كند در بين نيست .
وچون كنج خلوت اختيار كند و از خلق اعتزال جويد و خضوع قلب و فراغ بدن را فراهم آورد، در اين هنگام روح و باطنش با خداى - عزّ وجلّ - انس ‍ مى يابد و شيرينى سخنان خداوند تعالى در خطاب با بندگان صالحش و مقامى را كه به فنون كرامات و بدايع اشاراتش بدانان اختصاص داده ، در خواهد يافت .
پس هنگامى كه پيمانه اى از اين شراب بنوشد، ديگر هيچ حالى و هيچ وقتى را بر آن ترجيح ندهد، بلكه آن را بر هر طاعت و عبادتى رجحان مى دهد، زيرا در اين حال ، بدون واسطه با پروردگار خويش به راز و نياز مى پردازد.
اى قارى كتاب خدا! بنگر كه چگونه كتاب پروردگار و عهد ولايتت را مى خوانى ، و چگونه بر اوامر او گردن مى نهى ، و از نواهى حضرتش اجتناب مى ورزى ، و چگونه حدودش را پاس مى دارى ، كه او در كتاب عزيزش ‍ مى فرمايد: ((نه از پس و نه از پيش بر آن باطل وارد نشود كه آن ، از سوى [خداى ] حكيم حميد نازل شده است .))
پس آن را به ترتيل بخوان و در وعده پاداش و وعيد كيفرش توقف كن و در امثال و مواعظش بينديش و بپرهيز از اين كه حروفش را ادا نمايى وحدودش را ضايع كنى .

الباب الخامس عشر: فى الرّكوع


قال الصّادق - عليه السّلام -:
لا يركع عبدللّه ركوعا على الحقيقة ، الاّ زيّنه اللّه بنور بهائه واظلّه فى ظلال كبريائه ، وكساه كسوة اصفيائه . والرّكوع اوّل والسّجود ثان ، فمن اتى بالاوّل صلح للثّانى .
[وفى الرّكوع ادب ، وفى السّجود قرب ، ومن لا يحسن الادب لا يصلح للقرب ].
فاركع ركوع خاشع للّه - عزّ وجلّ - متذلّل بقلبه ، وجل تحت سلطانه ، خافض له بجوارحه خفض خائف حزين على مافاته من فائدة الرّاكعين .
ويحكى : انّ الرّبيع بن خثيم (ره ) كان يسهر باللّيل الفجر فى ركوع واحد، فاذا اصبح يزفر وقال : آه ! سبق المخلصون وقطع بنا.
واستوف ركوعك باستواء ظهرك ، وانحطّ عن همّتك فى القيام بخدمته الاّ بعونه .
وفرّ بالقلب من وساوس الشّيطان وخدائعه ومكائده ، فانّ اللّه تعالى يرفع عباده بقدر تواضعهم له ، ويهديهم الى اصول التّواضع والخضوع والخشوع بقدر اطّلاع عظمته على سرائرهم .
باب پانزدهم : آداب ركوع
امام صادق (ع) فرمود:
بنده اى ركوعى حقيقى را به جاى نياورد، جز آن كه خداوند به نور عظمت وبزرگى خويش زينتش دهد و در سايه كبرياى خود جايى دهد و لباس ‍ برگزيدگان خويش را بر او بپوشاند. ركوع ، در ابتداست و سجود، پس از آن . پس هر كه اوّلى را به معناى واقعى آن به جاى آورد، مقدّمات دومى را فراهم كرده است .
در ركوع ، ادب به جاى آوردن و در سجود، قرب به خداست و كسى كه رعايت ادب نكند، به قرب نرسد. پس با خضوع و تذلّل و بيم بسيار، بيم كسى كه در مقابل قادرى بزرگ ايستاده است ، به ركوع بپرداز و اعضاى بدنت را تسليم و مطيع نماز و افعال آن گردان ، تا همانند راكعان ، از مواهب بزرگى كه آنان ديده اند بهره مند شوى .
آورده اند كه : ربيع بن خيثم (ره ) از شب تا به صبح در حال يك ركوع مى گذراند و چون صبح مى شد مى گفت : آه و افسوس ، كه مخلصان به مقصد رسيدند و پيش بردند و من بر جاى ماندم !
وپشت خود را در هنگام ركوع مساوى بدار (به گونه اى كه اگر قطره آبى بر پشت تو بريزند، همان جا بماند) تا حقّ ركوع را به جاى آورى ، و به خاطر بگذران كه اين ركوع را به مددويارى خداوند انجام مى دهى ، نه به نيرو وقدرت خود. و قلب خويش را از وسوسه و فريب شيطان دور كن (كه مبادا آن ديو لعين تو را وسوسه كند و به فريب او فخرى به هم رسانى ) چرا كه مراتب بندگان نزد معبود، به قدر تواضع و فروتنى است . هر كه را عجز وانكسار بيش تر است ، منزلت و مقامش نزد خداى تعالى بيش تر خواهد بود. و راه بردن به خضوع و خشوع ، به قدر راه بردن به عظمت و بزرگوارى خداوند عالم است ، كه هر قدر راه بردن به عظمت او بيش تر باشد، اعتراف به عجز و ناتوانى تو بيش تر خواهد بود؛ و اين ميسّر نيست ، مگر به راه بردن به شگفتى هاى آفرينش .

الباب السّادس عشر: فى السّجود


قال الصّادق - عليه السّلام -:
ما خسر واللّه من اتى بحقيقة السّجود ولوكان فى العمر مرّة واحدة ، وما افلح من خلا بربّه فى مثل ذلك الحال شبيها بمخادع لنفسه غافل لاه عمّا اعدّ اللّه للسّاجدين من البشر العاجل وراحة الاجل .
ولا بعد عن اللّه تعالى ابدا من احسن تقرّبه فى السّجود، ولا قرب اليه ابدا من اساء ادبه وضيّع حرمته ويتعلّق قلبه بسواه [فى حال السّجود]. فاسجد سجود متواضع للّه ذليل علم انّه خلق من تراب يطاءه الخلق وانّه اتّخذك من نطفة يستذرها كلّ احد، وكوّن ولم يكن .
وقد جعل اللّه معنى السّجود سبب التّقرّب اليه بالقلب والسّرّ والرّوح ، فمن قرب منه بعد عن غيره . الاترى
فى الظّاهر انّه لا يستوى حال السّجود الاّ بالتّوارى عن جميع الاشياء، والاحتجاب عن كلّ ما تراه العيون ، كذلك اراد اللّه تعالى الامر الباطن .
فمن كان ظنّه متعلّقا فى صلاته بشى ء دون اللّه تعالى فهو قريب من ذلك الشّى ء، بعيد عن حقيقة ما اراد اللّه تعالى من صلاته .
قال اللّه تعالى : ((ما جعل اللّه لرجل من قلبين فى جوفه )).(13)
وقال رسول اللّه - صلّى اللّه عليه وآله -: قال اللّه - عزّ وجلّ -: لا اطّلع على قلب عبد فاعلم فيه حبّ الاخلاص لطاعتى لوجهى وابتغاء مرضاتى الاّ تولّيت تقويمه وسياسته . ومن اشتغل فى صلاته بغيرى فهو من المستهزئين بنفسه مكتوب اسمه فى ديوان الخاسرين .
باب شانزدهم : آداب سجود
امام صادق (ع) فرمود:
به خدا قسم ، زيان كار نيست كسى كه سجده را به حقيقتش به انجام رساند، اگر چه در عمرش يك بار چنين كند.
وكسى كه در حال سجده ، خود را شبيه چنين كسى قرار دهد، خود را فريب داده و از آنچه كه خداوند براى سجده كنندگان از انس با خدا در دنيا وراحتى و آسايش در آخرت قرار داده است ، در غفلت و بى خبرى است .
وكسى كه در سجده اش به نحو مطلوب به قرب خداى متعال نايل آيد، از خداوند دور نشود و كسى كه در سجود ادب او را نگه ندارد و حرمتش را پايمال كند و قلب خويش را به غير اومشغول دارد، به خدا نزديك نشود.
پس سجده كن چون سجده شخصى كه در پيشگاه خدا متواضع است ومى داند كه از خاكى آفريده شده كه هم بر آن پاى مى نهند و از نطفه اى تركيب گشته كه همه از آن متنفر هستند و او به وجود آمده ، در حالى كه قبلا نبوده است .
خداوند معناى [حقيقى ] سجده را سببى قرار داده تا با قلب ، نهان و روح به او تقرب جويند. پس كسى كه به او نزديك شود، از غيرش دور شود.
آيا نمى بينى حالت سجود درست نمى آيد، مگر با بريدن و از همه اشياء، وناديده انگاشتن هر چيزى كه آن را چشم ها مى بينند؟ خداى تعالى توجه باطن انسان را به همين گونه خواسته است .
كسى كه در نماز، قلبش به چيزى جز خداوند تعلّق يابد، در واقع ، او به همين چيز نزديك است و از حقيقتى كه خداى تعالى در نماز از او خواسته ، دور است .
خداى تعالى فرمايد: ((خداوند براى هيچ مردى در درونش دو دل ننهاده است ...)).
رسول خدا (ص) فرمود: خداى - عزّ وجلّ - مى فرمايد: در قلب هيچ بنده اى ، عشق به خالص بودن در عبادت و طاعتم و جلب رضايتم نمى بينم ، مگر آن كه پرورش و امور زندگى اش را بر دست گيرم و بدو نزديك شوم ، و كسى كه در نمازش به غير من مشغول شود، از كسانى است كه خويش را به استهزا گرفته و نامش در ديوان زيان كاران ثبت شود.

الباب السّابع عشر: فى التّشهّد


قال الصادق - عليه السّلام -:
التّشهّد ثناء على اللّه ، فكن عبدا له فى السّرّ خاضعا له فى الفعل كما انّك عبد له بالقول والدّعوى ، وصل صدق لسانك بصفاء صدق سرّك فانّه خلقك عبدا وامرك ان تعبده بقلبك ولسانك [وجوارحك ] وان تحقّق عبوديّتك له بربوبيّته لك ، وتعلم انّ نواصى الخلق بيده فليس لهم نفس ولا لحظة الاّ بقدرته ومشيّته وهم عاجزون عن اتيان اقلّ شى ء فى مملكته الاّ باذنه ومشيّته ارادته .
قال اللّه تعالى : ((وربّك يخلق ما يشاء ويختار ما كان لهم الخيرة سبحان اللّه وتعالى عمّا يشركون )).(14)
فكن للّه عبدا شكورا بالقول والدّعوى وصل صدق لسانك بصفاء سرّك فانّه خلقك ، فعزّ وجلّ ان تكون ارادة ومشيّة لاحد الاّ بسابق ارادته ومشيّته . فاستعمل العبوديّة فى الرّضا بحكمته ، والعبادة فى اداء اوامره . وقد امرك بالصّلاة على نبيّه محمّد - صلّى اللّه عليه وآله -: فاوصل صلاته بصلاته وطاعته بطاعته وشهادته بشهادته ، وانظر ان لا يفوتك بركات معرفة حرمته فتحرم عن فائدة صلاته وامره بالاستغفار لك والشّفاعة فيك ، ان اتيت بالواجب فى الامر والنّهى والسّنن والاداب . وتعلّم جليل مرتبته عند اللّه - عزّ وجلّ -.
باب هفدهم : آداب تشهّد
امام صادق (ع) فرمود:
تشهد ثناى بر خداوند است . پس در نهان خود بنده او باش و در فعل و عمل خضوع ورز، همچنان كه با زبان و ادعا بنده اويى . و درستى گفتارت را با صفاى باطنى پيوند ده و با همه وجود سر بندگى در برابر او فرو دار، چرا كه او تو را بنده آفريد و دستور داده تا با قلب و زبان و اعضاى بدنت عبادتش كنى تا بدين وسيله ، ربوبيّت او و بندگى خود را محقّق دارى . و بدان كه سرنوشت آفريدگان به دست اوست . آنان را نفسى و لحظه اى نيست ، مگر آن كه در يد قدرت و مشيّت اوست ، و آنان را از انجام كم ترين چيز در حيطه قدرت او عاجزند، مگر آن كه به اذن و مشيّت و اراده او باشد.
خداى تعالى فرمايد: ((وپروردگار تو هر چه را بخواهد مى آفريند و بر مى گزيند و آنان اختيارى ندارند. منزّه است خدا و از آنچه [با او] شريك مى گردانند، برتر است )).
پس براى خدا بنده اى باش كه با زبان و ادعا و عمل ، او را شاكر است و زبان صادق خود را به صفاى باطن پيوند بده چه او خالق توست . او عزيزتر وجليل تر از آن است كه كسى جز او را اراده و مشيتى باشد و يا بر اراده او سبقت جويد. پس عبوديت خويش را در رضامندى به حكمتش و بندگى در عبادت او به كار گير تا اوامرش را ادا نمايى .
او تو را امر فرموده كه بر حبيبش ، پيامبر خدا محمّد (ص) درود فرستى ؛ پس ‍ نماز براى خداوند را با درود بر او مقارن كن و اطاعت از خدا را با اطاعت از او و گواهى بر وجود خدا را با گواهى بر رسالت پيامبر (ص) همراه كن ، ومراقب باش از بركت هاى شناخت پيامبر (ص) بى نصيب نمانى ؛ چرا كه اگر چنين باشد، از استغفار و شفاعت او - كه به امر پروردگار بزرگ است - محروم خواهى بود و اين حاصل نخواهد شد مگر با رعايت فرمان خدا وسنت پيامبر (ص). پس بدان كه نبايد از شناختن قدر و منزلت آن گرامى نزد خداوند غافل شوى .

الباب الثّامن عشر: فى السّلام


قال الصّادق - عليه السّلام -:
معنى السّلام فى دبر كلّ صلاة معنى الامان ، اى من ادّى امر اللّه تعالى وسنّة نبيّه - صلّى اللّه عليه وآله - خاضعا له خاشعا منه فله الامان من بلاء الدّنيا وبراءة من عذاب الاخرة .
والسّلام اسم من اسماء اللّه تعالى اودعه خلقه ليستعملوا معناه فى المعاملات والامانات والانصافات وتصديق مصاحبتهم [فيما بينهم ] وصحّة معاشرتهم .
وان اردت ان تضع السّلام موضعه وتؤ دى معناه فاتّق اللّه تعالى ، وليسلم منك دينك وقلبك وعقلك ان لا تدنّسها بظلمة المعاصى ولتسلم حفظتك ان لا تبرمهم وتملّهم وتوحشهم منك بسوء معاملتك معهم ، ثمّ صديقك ثمّ عدوّك . فاذا لم يسلم من هو الاقرب ، فالابعد اءولى .
ومن لا يضع السّلام مواضعه هذه ، فلا سلام ولا تسليم ، وكان كاذبا فى سلامه ، وان افشاه فى الخلق .
واعلم انّ الخلق بين فتن ومحن فى الدّنيا، امّا مبتلى بالنّعم ليظهر شكره ، وامّا مبتلى بالشّدّة ليظهر صبره . والكرامة فى طاعته ، والهوان فى معصيته . ولا سبيل الى رضوانه الاّ بفضله ، ولا سبيل الى طاعته الاّ بتوفيقه ، ولا شفيع اليه الاّ باذنه ورحمته .
باب هيجدهم : آداب سلام
امام صادق (ع) فرمود:
سلام گفتن در انتهاى هر نماز، به معناى ايمنى است و بدين معناست كه امر خداى متعال و سنت پيامبر (ص) را با خضوع و خشوع ادا كرده است ، پس ‍ او از بلاى دنيا و آخرت ، ايمن باشد. سلام ، اسمى است از اسماى خداوند متعالى ، كه آن را در خلقش به وديعت نهاده ، تا در معاملات و امانات وروابط خود از آن بهره جويند، و در دوستى و معاشرت خويش صادق باشند.
وچنانچه بخواهى سلام را در همان جا كه بايد به كار برى و معناى واقعى اش را ادا كنى ، بايد از خدا بترسى و دين ، قلب و عقلت را سالم نگه دارى و آن را به ظلم و تاريكى گناهان آلوده نكنى و فرشتگان حافظ خويش ‍ (كرام الكاتبين ) را با كردار بد ناراحت و ملول و از خود بيزار نكنى ، سپس ‍ دوستت و دشمنت از تو نرنجد؛ چرا كه اگر نزديكان از دستش در امان نباشند، آن كه از دورتر است مسلّما از دست او در امان نخواهد بود.
پس كسى كه سلام را در اين مواضع مراعات نكند، نه سلامش فايده اى دارد ونه تسليمش . او در سلامش كاذب است ، اگر چه خلق را بسيار سلام گويد.
وبايد بدانى كه مردمان همواره دستخوش آزمون اند يا در دام محنت گرفتارند. آن كه به نعمت آزمون شود، بايد شكر نعمت گويد و آن كه به سختى دچار است ، بايد صبر پيشه سازد. بدان كه كرامت در بندگى خدا وخوارى در نافرمانى از اوامر اوست و راهى به رضوان و رحمت خداوند نباشد، جز به مدد فضل و بخشش او؛ و هيچ وسيله اى براى دست يابى به طاعتش ، جز به واسطه توفيق الهى فراهم نگردد و هيچ شفيعى در پيشگاهش نيست ، جز به اذن و رحمتش .

الباب التّاسع عشر: فى الدّعاء


قال الصّادق - عليه السّلام -:
احفظ آداب الدّعاء وانظر من تدعو، وكيف تدعو، ولماذا تدعو؟ وحقّق عظمة اللّه وكبرياءه ، وعاين بقلبك علمه بما فى ضميرك واطّلاعه على سرّك ، وما تكنّ فيه من الحقّ والباطل . واعرف طرق نجاتك وهلاكك كيلا تدعو اللّه تعالى بشى ء عسى فيه هلاكك وانت تظنّ انّ فيه نجاتك .
قال اللّه تعالى : ((ويدع الانسان بالشّرّ دعاءه بالخير وكان الانسان عجولا)).(15)
وتفكّر ماذا تساءل ولماذا تساءل . والدّعاء استجابة الكلّ منك للحقّ وتذويب المهجة فى مشاهدة الرّبّ وترك الاختيار جميعا وتسليم الامور كلّها ظاهرها وباطنها الى اللّه تعالى .
فان لم تاءت بشرط الدّعاء، فلا تنتظر الاجابة ، فانّه يعلم السّرّ واخفى ، فلعلّك تدعوه بشى ء قد علم من نيّتك خلاف ذلك .
قال بعض الصّحابة لبعضهم : انتم تنتظرون المطر بالدّعاء وانا انتظر الحجر.
واعلم انّه لو لم يكن امرنا اللّه بالدّعاء لكنّا اذا اخلصنا الدّعاء تفضّل علينا بالاجابة ، فكيف وقد ضمن ذلك لمن اتى بشرائط الدّعاء.
وسئل رسول اللّه - صلّى اللّه عليه وآله - عن اسم اللّه الاعظم فقال : كلّ اسم من اسماء اللّه .
ففرّغ قلبك عن كل ما سواه وادعه تعالى باىّ اسم شئت فليس للّه فى الحقيقة اسم دون اسم ، بل هو اللّه الواحد القهّار.
قال النّبىّ - صلّى اللّه عليه وآله -: انّ اللّه لا يستجيب الدّعاء من قلب لاه .
قال الصّادق - عليه السّلام : اذا اراد احدكم ان لا يساءل ربّه الاّ اعطاه فليياءس ‍ من الناس كلّهم ، ولا يكن رجاءه الاّ من عنداللّه - عزّ وجلّ - فاذا علم اللّه تعالى ذلك من قلبه لم يساءله شيئا الاّ اعطاه .
فاذا اتيت بما ذكرت لك من شرائط الدّعاء واخلصت سرّك لوجهه ، فابشر باحدى ثلاث : امّاان يعجّل لك ما ساءلت ، وامّا ان يدّخر لك ما هو اعظم منه ، وامّا ان يصرف منك من البلاء ما لو ارسله اليك لهلكت .
قال النّبىّ - صلّى اللّه عليه وآله -: قال اللّه تعالى : من شغله ذكرى عن مساءلتى اعطيته افضل ما اعطى للسّائلين .
قال الصّادق - عليه السّلام -: لقد دعوت اللّه مرّة فاستجاب لى ونسيت الحاجة لانّ استجابته باقباله على عبده عند دعوته اعظم واجلّ ممّا يريد منه العبد، ولو كانت الجنّة ونعيمها الابدى . وليس يعقل ذلك الاّ العاملون المحبّون العارفون بعد صفوة اللّه وخواصّه .
باب نوزدهم : آداب دعا
امام صادق (ع) فرمود:
شرايط دعا را نگاه دار، و بنگر كه چه كسى را مى خوانى و چگونه مى خوانى و براى چه مى خوانى .
وحقّ عظمت و كبرياى خداوند را به جاى آور و با قلب خويش علم او به باطنت و آگاهى اش از درونت و مكنونات قلبى ات از حقّ و باطل بنگر وراه هاى نجات و هلاك خويش را بشناس ، كه مبادا از خدا چيزى بخواهى كه هلاكتت در آن است و تو نجات خود را در آن مى پندارى .
خداى تعالى مى فرمايد: ((وانسان [همان گونه كه ] خير را جزا مى خواند، [پيشامد] بد را مى خواند و انسان همواره شتابزده است )).
وبينديش كه چه مى خناهى و براى چه مى خواهى . و دعا آن است كه در همه چيز خدا را استجابت گويى و خون خود را در راه مشاهده پروردگار نثار كنى و اميال نفسانى را ترك كنى و همه امور را - ظاهر و باطن - به خداى تعالى واگذارى .
پس چون شرط دعا را مراعات نمى كنى ، انتظار اجابت نيز نداشته باش ؛ چون كه او آشكار و خفا را مى داند؛ و بسا او را به چيزى بخوانى و نهانت ، خلاف آن را گويد (در دعا، زبان و دلت يكى نباشد).
يكى از صحابه ، به بعضى ديگر از آنان گفت : شما در انتظار بارانيد و من (به دليل اعمال ناشايست خود) در انتظار سنگ .
وبدان كه اگر خدا ما را به دعا امر نفرموده بود، چون خالصانه او را مى خوانديم ، بر ما به اجابتش تفضّل مى فرمود. پس حال كه خود اجابت دعا را - كه همراه با شرايطش باشد - ضامن گشته ، چگونه نااميد باشيم ؟
از رسول خدا (ص) درباره اسم اعظم پرسيدند، فرمود: هر اسمى از اسم هاى خدا، اعظم است . پس قلب خويش را از ماسوايش فارغ گردان وخداى تعالى را با هر اسمى كه خواهى بخوان ، كه در حقيقت ، او چنين نيست كه داراى اسمى باشد و فاقد اسمى ديگر، بلكه او خداى واحد قهّار است .
رسول خدا (ص) فرمود: خداوند تعالى دعاى كسى را كه با دل مشغولى به غير خدا دعا كند مستجاب نمى فرمايد.
امام صادق (ع) فرمود: چون كسى از شما اراده مى كند كه از پروردگارش ‍ حاجتى بخواهد، بايد از جميع مردمان ماءيوس گردد و اميد به كسى جز خداى - عزّ وجلّ - نبندد. پس چون خداى تعالى اين امر را در دل بنده اش ‍ ببيند، هر چه را كه او بخواهد، بدو عطا كند.
بنابراين ، چون شرايطى را كه برايت ذكر گشت در دعا مراعات كنى و باطن خويش را براى خدا خالص گردانى ، تو را به يكى از سه چيز مژده باد:
1- در برآورده شدن حاجتت ، تعجيل مى ورزد؛
2- چيزى بهتر از آنچه خواسته اى ، برايت ذخيره مى كند؛
3- يا بلايايى را از تو باز مى گرداند كه اگر به تو رسند، به هلاكت در افتى .
پيامبر (ص) فرمود: خداوند تعالى مى فرمايد: آن كس كه ذكر من ، او را از حاجت خواستن از من باز دارد، بهترين چيزى كه به حاجت خواهانم مى دهم ، بدو خواهم داد.
امام صادق (ع) فرمود: خداى را يك بار خواندم ، فرمود: لبيك بنده من . حاجت خويش از يادم بردم ، زيرا پاسخ او بسى بزرگ تر و والاتر است از آنچه كه بنده از او خواسته است ؛ اگر چه حاجتش ، بهشت و نعمت جاودان باشد و لذّت آن را جز عاملان محبّ و عارفان برگزيده و خواص خدا ندانند.

الباب العشرون : فى الصّوم


قال الصّادق - عليه السّلام -:
قال النّبىّ - صلّى اللّه عليه وآله -: الصّوم جنّة من آفات الدّنيا وحجاب من عذاب الاخرة . فاذا صمت فانو بصومك كفّ النّفس عن الشّهوات وقطع الهمّة عن خطوات الشّيطان ، وانزل نفسك منزلة المرضى لا تشتهى طعاما ولا شرابا، متوقّعا فى كلّ لحظة شفاءك من مرض الذّنوب ، وطهّر باطنك من كلّ كدر وغفلة وظلمة يقطعك عن معنى الاخلاص لوجه اللّه تعالى .
قيل لبعضهم : انّك ضعيف ، وانّ الصّيام يضعفك .
قال : انّى اعدّه بشرّ يوم طويل ، والصّبر على طاعة اللّه اهون من الصّبر على عذابه .
وقال رسول اللّه - صلّى اللّه عليه وآله -: قال تعالى : الصّوم لى وانا اجزى به .
والصّوم يميت هوى النّفس وشهوة الطّبع ، وفيه حياة القلب وطهارة الجوارح ، وعمارة الظّاهر والباطن ، والشّكر على النّعم ، والاحسان الى الفقراء، وزيادة التّضرّع والخشوع والبكاء، وحبل الالتجاء الى اللّه تعالى ، وسبب انكسار الشّهوة وتخفيف الحساب وتضعيف الحسنات ، وفيه من الفوائد مالا يحصى ، وكفى ما ذكرنا منه لمن عقل وفّق لاستعماله .
باب بيستم : آداب روزه
امام صادق (ع) فرمود:
پيامبر اكرم (ص) فرمود: روزه ، سپر آفات دنيوى و حجاب ، عذاب آخرت است . پس چون روزه مى گيرى ، چنين نيّت كن كه نفس خود را از شهوات باز دارى و از پيروى شيطان و گام نهادن در راه هاى شيطانى بپرهيزى .
خويش را چون بيمارى فرض كن كه ميل به طعام و نوشيدنى ندارد، و هر لحظه در انتظار شفاى خود از بيمارى گناهان باش و باطن را از هر گناه وتيرگى و غفلت و ظلمتى كه تو را از اخلاص براى خداى تعالى باز مى دارد، پاك نما.
بعضى را گفتند: تو ناتوانى و روزه تو را ضعيف مى كند.
در پاسخ گفت : من آن را براى روزى بس طولانى مهيّا مى كنم . صبر بر طاعت خدا (وتحمل آن ) آسان تر از صبر بر عذاب اوست .
رسول خدا (ص) فرمود: خداى تعالى فرمايد: روزه براى من است و خود پاداش آن را مى دهم .
روزه ، خواسته نفس و شهوت طمع را مى ميراند. در روزه ، زندگى قلب ، طهارت اعضاى بدن ، آبادانى ظاهر و باطن ، شكر نعمت هاى خدا، احسان بر فقرا، ريسمان و دست آويزان تضرّع ، خشوع و گريه و التجا و پناه گزيدن به خداوند است و سبب شكست اميال نفسانى ، آسان شدن حساب وفزونى حسنات است .
در روزه فوايدى است كه به شمارش نيايد و آنچه كه از آن ها ذكر نموديم ، براى هر خردمند كه خدا توفيقش داده ، كافى است .