صفحه 81 از 208 نخستنخست ... 317177787980818283848591131181 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 801 تا 810 , از مجموع 2079

موضوع: صحيفه نور

  1. #801
    afsanah82
    مهمان

    پیش فرض

    
    previos page menu page next page
    

    صحيفه نور ج 9 صفحه 206

    تاريخ: 4/7/58

    بيانات امام خمينى در جمع اعضاى انجمن اسلامى كاركنان سازمان پارس‏

    اين پيشرفتى كه ملت ايران كرد مرهون آن تحولى بود كه در نفوس پيدا شد

    بسم الله الرحمن الرحيم‏

    آيه‏اى كه تلاوت كرديد ان الله لا يغير مابقوم حتى يغيرواما بانفسهم ، ما يك واقعيتى است و دستور. واقعيت به اين معنا كه تغييراتى در يك ملتى و در يك قومى حاصل بشود، اين منشاء يك تغييرات تكوينى، تغييرات جهانى، تغييرات موسمى مى‏شود و دستور است به اينكه تغييراتى كه شما مى‏دهيد، تغييراتى باشد كه آن تغييرات دنبالش يك تغييراتى به نفع شما باشد. شما ملاحظه كرديد كه اين پيشرفتى كه ملت ايران كرد مرهون آن تغييرى بود، تحولى بود كه در نفوس پيدا شد. ما يك قوم بوديم، ملت ما يك قومى بودند كه به واسطه تغييرات سوئى كه در طول تاريخ شده بود و به واسطه سلطه همه جانبه اجانب و دست نشاندگان اجانب به يك صورتى در آمده بود كه اين صورت، پذيرش اين رژيم سابق را مى‏كرد، يعنى يك تغيير حالاتى به واسطه آن تبليغات فاسدى كه شده بود، در ملت ما حاصل شده بود كه به واسطه اين تغيير و تحول، پذيرش ظلم و رژيم ستمگر و طاغوت و بستگان به طاغوت و ارباب‏هاى طاغوت را فراهم مى‏كرد. تغييرى بود كه از فطرت سالم انسانى متحول شده بود به يك انسان غير سالم، مريض، افراد مريض شده بودند. قلم‏ها، قلم‏هائى بود كه بر ضد مصالح ملت و بروفق مصالح طاغوت به كار مى‏رفت و نطق‏ها و قلم‏ها و قدم و گفتار و كردار، همه طورى بود كه از آن فطرت تغيير كرده بود. وقتى از آن فطرت تغيير كرد، آنوقت يك تغييرات كلى هم حاصل شد و آن سلطه اجانب بود.

    خداوند قومى را تغيير نمى‏دهد مگر آن قوم خودش را تغيير دهد

    وبحمدالله در اين نهضت تغيير و تحول از آن طرف شد يعنى يك ملت تحت فشار كه در طول تاريخ با اين فشار خوگرفته بود و پذيرفته بود اين ظلم و پذيرفته بود اين چپاولگرى را، در يك مدت كوتاهى متحول شد به يك ملت كه پذيرش هيچ يك از اين ظلم‏ها را ديگر نداشت يعنى اين ملت همچو طغيانى كرد بر خلاف دستگاه ظلم كه از آن بچه كوچكش تا آن خواهرهاى محترمه و برادرها، جوان و پير، داراى هر شغلى كه بودند از همه چيز دست برداشتند و ريختند در خيابان‏ها و در كوچه‏ها و فرياد زدند ما نمى‏خواهيم اين رژيم را، و فرياد الله اكبر و اينكه اين رژيم را نمى‏خواهيم. پس قوم ما

    صحيفه نور ج 9 صفحه 207

    يك تحولى پيدا كرد، تغييرى پيدا كرد، تا اين تغيير حاصل نشده بود، تغيير نفسانى حاصل نشده بود، اين قوم مورد تغيير واقعى كه رفتن يك رژيم طاغوتى و آمدن يك رژيمى كه اسلامى باشد، اين معنا حاصل نمى‏شود. پس خداى تبارك و تعالى تغيير نمى‏دهد مگر اينكه ما خودمان تغيير بدهيم خودمان را. اگر خودمان تغيير داديم در جانب پذيرش ظلم، يك ظالم به ما مسلط مى‏شود، اين طبيعى است و اگر چنانچه خودمان را تغيير داديم براى دفاع از كشور خودمان، دفاع از چپاولگرى، دفاع از ظلم و ستمگرى، خداوند اسبابش را فراهم مى‏كند، چنانچه ديديد. يعنى هم آن طرفش را ما ديديم، هم اين طرفش را. اگر آن طرفش را ديديم كه سال‏هاى طولانى همه قشرهاى ملت در زحمت بودند و تحت فشار ظلم بودند و آن اين بود كه از آن فطرت اصلى كه فطرت الله بود بيرون آمده بودند و يك فطرت ديگرى به خودشان راه داده بودند و تربيت ديگرى پيدا كرده بود. نفوسشان كه آماده شده بود براى پذيرش هر چه تو سرى خوردن، هر كس هر جابيايد توسرمان بزند هيچ نزنيم و بى تفاوت باشيم، مستشار از آمريكا مى‏آيد بپذيريم، هر چه مى‏شود پذيرش كنيم، حالت پذيرش داشته باشيم، هر كه دستش را بلند كند سرمان را زيرش بگيريم يا صورتمان را بگيريم بزند. اين يك حالتى بود كه به واسطه تحت فشار بودن طولانى و تبليغاتى كه از اين طرف و آن طرف شده است كه همه چيز شما بايد كنار برود و همه چيز امريكا بايد روى كار بيايد، اين اسباب اين شده بود كه خداوند تغيير داده بود موافق تغييرى كه شما در فطرتتان داده بوديد، آن هم تغيير داده بود. وقتى كه ملت ما بيدار شد و به بركت اسلام بيدار شد و خودش را تغيير داد، متحول شد، يعنى آن كسى كه از يك پاسبان مى‏ترسيد مقابل آمريكا ايستاد، آن كسى كه يك پاسبان وقتى مى‏آمد توى بازارش مى‏گفت ببند، مى‏بستند، بيرق بزنيد، مى‏زدند، هيچ براى خودشان قائل نبودند كه يك چون و چرائى بكنند، ريختند توى خيابان و گفتند كه مرگ بر اين شاه. اين تحول روحى بود. اين تحول: ما بانفسكم . ان الله لايغير ما بقوم حتى يغيروا ما بانفسهم تغيير را ديديد ما با نفس خودمان را، يعنى آن حال پذيرش متبدل شد به حال عدم پذيرش، يك حال اينكه زير بار اين ظلم ديگر نمى‏خواهيم برويم. اينطور كه شد، تاييد كرد خداى تبارك و تعالى.

    اين تغيير نفوس را كه به توفيق الهى حاصل شده حفظ كنيد

    شما ظالم را بيرون كرديد. اين حال را حفظ كنيد، الان متوجه باشيد اين حال حفظ بشود، يعنى اين تغييرى كه به سبب توفيق الهى حاصل شد و نفوس شما تغيير كرد به يك نفوسى كه شهادت را براى خودتان فوزدانيد و ذلت و تبعيت را براى خودتان ننگ مى‏دانيد، اين حال حفظ بشود. مادامى كه اين حال حفظ بشود خداوند همين را حفظش مى‏كند. اگر خداى نخواسته ما بانفس، ما دوباره برگردد به حال اول، باز دوباره حال اول مى‏شويم. اين يك سنت الهى است كه كارهائى كه مى‏شود، روى اسباب و مسببات است خداى تبارك و تعالى كار مى‏كند، اسباب و مسببات است.

    وقتى كه شما خودتان مهيا شديد براى اينكه تحت بار ظلم برويد، ظالم پيدا مى‏شود، اين سبب

    صحيفه نور ج 9 صفحه 208

    مى‏شود كه ظالم پيدا بشود. هر چه بيشتر ما خضوع بكنيم براى ظالم، ظالم بيشتر فشار مى‏آورد. وقتى كه مهيا بشويم ما براى جلوگيرى از ظالم، ظالم عقب مى‏نشيند. هر چه زيادتر فشار بياوريم، او عقب تر مى‏نشيند. يك قدم كه شما كه عقب بنشينيد او جلو مى‏آيد، يك قدم شما جلو برويد او عقب مى‏رود. اين يك مطلبى بود، سنت الهى است و مطلبى بود كه با تجربه، خود شما ثابت كرديد كه شما وقتى قدم‏ها را برداشتيد طرف اينكه طاغوت نبايد باشد، رفت از بين، تمام شد، بساطشان را برچيدند و رفتند. و شما حالا بايد اين را حفظش بكنيد كه انشاءالله اين تتمه‏اى كه چيزى نيست، نيستند اينها. ديگر اين تتمه‏هائى است كه دنبال هر چيزى كه هست، انتقالى كه پيدا مى‏شود، نقلى كه پيدا مى‏شود، اين مسائل هست، اينها ديگر هيچ نگرانى ندارد.

    خبرگزارى‏ها بايد امين باشند

    آن چيزى كه مى‏خواستم راجع به اين خبرگزارى پارس بگويم، اين بود كه من گاهى وقت‏ها مى‏بينم در اين خبرگزارى پارس، خبرها همچو مثل اينكه با يك غرضى خبر داده مى‏شود. گاهى من اينطور مى‏بينم كه يك مطلب كوچكى را بزرگ نمايش مى‏دهند، تضعيف مى‏كنند، يك مطلبى كه نيست يا محتمل است نباشد، مطلب را مى‏گويند، چه مى‏كنند. اين بايد اصلاح بشود، خبرگزارى بايد خبرگزارى باشد، مطالب همانطور كه هست گفته بشود، نمى‏خواهند كه طرفدارى از يك طرف بكنند، يك چيزى را كوچك بكند، يك چيزى را بزرگ بكند و اينطور چيزها نبايد باشد. خبرگزارى‏ها بايد امين باشند در خبرگزارى و اگر توطئه‏گرى در خبرگزاريتان هست بايد تصفيه بشود، چاره نيست جز اينكه تصفيه بشود، وقتى تصفيه شد، انشاءالله چيزها هم درست مى‏شود. انشاءالله اميدوارم همه‏تان مؤفق باشيد، هم برادرهاى اهل سنت ما و هم شما مؤفق باشيد. همه با هم باشيم و اين حال روحى كه براى ملت ما پيدا شده است كه همه متوجه به خداى تبارك و تعالى، متوجه به اينكه مملكت يك مملكت اسلامى باشد، جمهورى يك جمهورى اسلامى باشد، اين حال را حفظ بكنيد تا خداوند دست ديگران را قطع بكند

    والسلام عليكم ورحمه الله وبركاته

    
    previos page menu page next page
    

  2. #802
    afsanah82
    مهمان

    پیش فرض

    
    previos page menu page next page
    

    صحيفه نور ج 9 صفحه 209

    تاريخ: 5/7/58

    بيانات امام خمينى در جمع نمايندگان مردم استان سيستان و بلوچستان‏

    مقصد اين بود كه اسلام را از بين ببرند

    بسم الله الرحمن الرحيم‏

    من از آقايان و حضرت آقاى كفعمى تشكر مى‏كنم كه از راه دور آمديد و زحمت كشيديد و در اين مجلس ممكن است كه مطالبى كه ما داريم و براى همه مناطق اين مطالب هست به وسيله ايشان و شما برادرها به اهالى محترم بلوچستان و سيستان ابلاغ كنيد. آن چيزى كه ما از اول نظر داشتيم يعنى ملت نظر داشت و ما هم به تبعيت ملت وارد عمل شديم، اين بود كه اين آشفتگى كه در ايران به چشم مى‏خورد و خطرى كه براى اسلام در نظر بود كه ممكن است تحقق پيدا بكند، ما را وادار كرد به اينكه با تبعيت از ملت ايران بر خلاف آن چيزهائى كه آنها آرزو داشتند و قدرت‏هاى بزرگ هم آنها را وادار كرده بودند براى تحقق آن مقابله كنند.

    اين يك برنامه‏اى بوده است كه اجانب از سال‏هاى بسيار طولانى طرح ريزى كرده بودند براى اينكه مخازن ايران كه مخازن غنى‏اى است آنها ببرند و كسى نباشد در مقابل آنها ايستادگى كند و لهذا برنامه اين بود كه ملت ايران را يا اغفال كنند يا آنهائى كه اغفال نمى‏شوند از بين ببرند، اگر بتوانند حيثيت‏شان را در بين ملت از بين ببرند و اگر اين را مؤفق نشوند، خودشان را از بين ببرند براى اينكه اگر چنانچه آن طبقه‏اى كه مى‏توانند ملت را بيدار كنند به حال خودشان باشند و ملت را بيدار كنند، نمى‏گذارند كه اين مخازن بسيار بزرگى كه ملت دارد و بايد صرفه خودش بشود، به غارت ببرند و ملت ما گرسنه و بينوا باشند.

    ولهذا مطلب اين بود كه آن نقطه اساسى كه آنها را براى خودشان خطر ديدند، آن نقطه اساسى از بين برود و آن اسلام بود، نقطه اساسى كه اين را براى خودشان خطر مى‏ديدند اسلام بود كه اگر اسلام را آنها از بين ببرند ديگر آسوده خاطر مى‏شوند و هر كارى بخواهند در اينجا مى‏كنند وسلطه خودشان را حفظ مى‏كنند و مملكت ايران را كه وضع جغرافيائى‏اش حساس است براى آنها و بعلاوه مخازن بسيار زياد دارد كه ما و خود ملت ايران باز اطلاع از آن ندارد، شايد بسياريش را بى اطلاع باشد و آنها مطلع هستند، اسلام را اگر چنانچه بتوانند شكست بدهند و از بين ببرند، آنوقت برايشان آسان مى‏شد كار راه اين بود كه، مقصد اين بود كه اسلام را از بين ببرند و راه اينكه اسلام را از بين ببرند اين بود كه روحانيت را از بين ببرند. اينها مى‏دانستند كه تا روحانيون هستند، اينها حفظ مى‏كنند اسلام را.

    صحيفه نور ج 9 صفحه 210

    نقشه، بردن اسلام و راهش، بردن روحانيت و جدا كردن ملت از روحانيون ولهذا با تبليغات دامنه دارى مشغول شدند و حالا هم مشغولند كه روحانيون رااز ملت جدا كنند، وقتى ملت از روحانيون جدا بشود و اينها پشتوانه نداشته باشند براى تبليغات خودشان، آنها به مقاصد خودشان مى‏رسند. و خود ملت به تنهايى نمى‏تواند كارى بكند، تا اتكال به اسلام نداشته باشد نمى تواند كارى انجام بدهد. اتكال به اسلام وقتى مى‏شود كه كسانى كه به اسلام دعوت مى‏كنند ، تمام مقاصدشان دعوت به اسلام است، آنها در كار باشند تا مردم را دعوت كنند و بسيج كنند. سابق اينها به طور علمى همچو مطلبى را ادراك كرده بودند كه اسلام وضعش جورى است كه اگر قوه پيدا بكند نمى‏گذارد ما به منافع‏مان برسيم و روحانيون هم آنها هستند كه اسلام را حفظش مى‏كنند، نگه مى‏دارند. لكن در اين نهضت اينها احساس كردند آنى كه آنوقت ادراك كرده بودند، آن وقت مسء له علمى بود، اين نهضت مطلب را عينى كرد يعنى ديدند اين را كه يك ملتى كه با راهنمايى علماى بلاد و ايمانى كه در خودشان بود اينها يك همچو امپراتورى غلط شيطانى و بزرگ را از بين بردند در صورتى كه همه قدرتها دنبال او بودند و خصوصا آمريكا و انگلستان بيشتر از ديگران طرفدار او بودند و تهديد مى‏كردند، سفارش مى‏كردند، التماس مى كردند كه شاه باشد و بعدش هم مى‏گفتند بختيار باشد. وقتى كه‏ديدند نمى شود خوب، ديدند كه چه شد و ملت نگذاشت اين قدرت ها در ايران باقى بماند و با همه كوششى كه آنها كردند و همه قدرتى كه در دست آنها بود و در دست ملت ما هعيچ قدرتى نبود بعلاوه يك انتظامى و نظمى هم در كار نبود كه مثلا مردم را به طور نظم وادار به كار بكند بلكه همين طورى به حول قوه الهى اين كار انجام گرفت اينها حالا فهميدند به اينكه يك قدرتى است در اين ملت و در ملتهاى اسلامى كه مى‏تواند اين قدرت با نداشتن اسلحه، با نداشتن تانك و توپ و جهازات جنگى يك قدرت بزرگى كه همه چيز را دارد از بين ببرد يعنى الان فهميدند اين قضيه اين طورى است يعنى شكست خورده اى هستند كه حالا در صدد اين هستند كه شكست خودشان را علاج بكنند. الان وقت اين است كه ملت ما با تمام هوشيارى توطئه‏هاى اينها را از بين ببرند. اين غائله‏اى كه در كردستان پيش آوردند اين طور نبود كه كردها مى‏خواستند يك غائله‏اى درست كنند، كردها نظرى به اين نداشتند، غائله‏اى بود كه اجانب، آنهايى كه مى‏خواهند ما را غارت كنند اين غائله را با آن اشخاصى كه همدست آنها در غارتگرى بودند مثل حزب دمكرات (سران حزب دمكرات البته) اين غائله را بوجود آوردند كه در آنجا يك برادر كشى‏اى بشود و يك چيزهايى بشود كه نگذارند اين ملتى كه پيش برده است نگذارند كه تا آخر برود. پيشبردش را و نهضت را تا آخر برساند. و اين خوف در طرفهاى شما هم هست، در بلوچستان و در سيستان هم هست و اين نقشه در آنجا هم هست. آنها باك از اين ندارند كه پنجاه هزار نفر آدم در اين قائله كشته شوند. اينها آنها هستند كه در ويتنام آنهمه آدم كشتند. دنبال مقاصد خودشان هستند، آدم پيش آنها اصلا مطرح نيست كه يك آدمى بشود. مثل اسلام نيست كه براى يك نفرش، اگر يك نفر كشته بشود مثل اينكه همه دنيا را كشتى. و من قتل نفسا فكان ما قتل الناس جميعا آنها آدم پيششان چيزى نيست، آنى كه پيششان مطرح است استفاده‏هاى مادى است. استفاده از مخازن اين بلاد است، استفاده از مكان اينجاست كه حساسيت دارد براى آنها،

    صحيفه نور ج 9 صفحه 211

    از آدم‏هايش اهميت نمى‏دهند صد هزار نفر، ده هزار نفر كشته بشوند، در هر جا مى‏خواهد باشد. اين طرحى كه در كردستان آنها داشتند محتمل است كه در بلوچستان و در سيستان و امثال اينجا هم مشغول بشوند و بخواهند كه يكوقت بين برادرها به اسم برادر شيعه و برادر سنى و حال آنكه ابدا مطرح نيست در اسلام يك همچو مطلبى كه مردم با هم فرق داشته باشند، گروه ها با هم فرق داشته باشند، اسلام براى همه است. اسلام آمده است تمام بشر را اصلاح كند، اين جور نيست كه اسلام براى مسلمين فقط باشد. اسلام آمده است همه مردم را يا ايها الناس مردم را دعوت مى‏كند براى اين است كه آدم بسازد، آمده است كه آدم را از ظلالت و از چنگ طاغوت بيرون بياورد و به هدايت برساند و همه چيزشان را، دنياشان را، آخرتشان را اصلاح بكند. اين بايد تمام دوستان سيستانى و بلوچستانى متوجه اين معنا باشند، چه برادرهاى شيعى ما و چه برادرهاى اهل سنت ما كه گول اين طور عناصر را نخورند، يعنى گولى كه كردستانى‏ها بعضى‏هاشان خوردند از اين حزب دمكرات، يكوقت با يك صورت ديگر اجانب آنجا يك چيزى درست نكنند كه جوانهاى ما را گول بزند و باز محتاج به اين بشود كه باز آنجا فرض كنيد كه خداى نخواسته بيايند آنجا براى سركوبى آنها و براى مردم اسباب زحمت درست بشود. اشكال سر اين است كه اين اشرار يك غائله‏اى درست مى‏كنند وقتى كه از اين طرف رفتند براى رفع اين قائله، خودشان فرار مى‏كنند و جوانهاى بيچاره را به دام مى‏اندازند و به گرفتارى مى‏اندازند. بايد با كمال هوشيارى، هم آقايان مردم را دعوت كنند به اين كه با هم برادر، همه با هم هستيم و هم شماها طرفين اين اشتباهاتى در كار نشود، نيايند بگويند كه خوب، در كردستان گفتند كه بنا دارند بيايند همه كردها را قتل عام بكنند و حال آنكه بنا بود بروند كردها را نجات بدهند، اينها كه راه افتاده‏اند براى اينكه بروند كردستان را تصفيه كنند، براى اينكه برادرهاى كرد ما در آنجا گرفتار اينها شده بودند، اينها رفتند آنها را نجات دادند و لهذا آن طور استقبال از اينها كردند و آن طور تقاضاى به اينكه اينها باشند در اين جا و الان هم تقاضا مى‏كنم كه در آنجا بايد ارتش باشد، ژاندارمرى باشد. ممكن است يك وقتى يك همچو چيزى هم در سيستان بيايند بگويند و مردم را گول بزنند به اين كه خوب بنا دارند كه اينها سيستان را فرض كنيد به آتش بكشند - بنا دارند - مگر سيستان غير مملكت ماست؟ مگر غير مملكت اسلامى است؟ مگر فرق است مابين قم و سيستان؟ مگر فرق است ما بين قم و بلوچستان؟ فرقى نيست بين اينها. اينها را توجه به آن داشته باشيد كه خداى نخواسته نبادا يك حيله‏اى بكنند اين شياطين و يا اضطرابى آنجا درست كنند و يك بساطى آنجا درست كنند و همان مسائل كردستان خداى نخواسته پيش بيايد. البته دولت قدرت دارد به اينكه همه جا نگذارد، اما ما نمى خواهيم به اين مطلب برسد كه قضيه قدرت نمايى نيست، قضيه دعوت به حق است، دعوت به اسلام است، دعوت به اين است كه مملكت اسلامى بشود، احكام طاغوتى همه از بين برود، اين عقب افتادگى‏هايى كه در زمان طاغوت، همه جا عقب افتاده است، شما خيال نكنيد، سيستان و بلوچستان شايد خيلى بهتر باشد از بسيارى از جاهاى ديگر كه مى‏آيند و شكايت مى‏كنند و هيچ ندارند. بنابر اين بود كه يك ملتى را فقير نگه دارند و همه مخازنشان را ببرند كه مخازن زير پايشان باشد و

    صحيفه نور ج 9 صفحه 212

    خودشان گرسنگى بخورند. اين بنا بر اين مطلب بود و اگر چنانچه انشاء الله دولت اسلامى آنطورى كه خدا و رسول مى‏خواهند درست بشود، همه گرفتاريها از بين مى‏رود و انشاء الله اميدواريم بشود همه گرفتاريها از بين مى‏رود و همه برادرها در كنار هم با آرامش زندگى صحيح مى‏كنند به طورى كه هم دنياشان و هم آخرتشان تامين بشود. انشاء الله خداوند همه شما را حفظ كند و موفق كند و من از شما باز تشكر و از آقاى كفعمى زيادتر تشكر - كه - اميدوارم كه در آنجا از فيوضات ايشان مستفيض بشويد و همه‏تان موفق و مويد باشيد.

    
    previos page menu page next page
    

  3. #803
    afsanah82
    مهمان

    پیش فرض

    
    previos page menu page next page
    

    صحيفه نور ج 9 صفحه 213

    تاريخ: 5/7/58

    بيانات امام خمينى در جمع علماى شرق تهران.

    ما روحانيون، معممين بايد اسلام را آنطورى كه هست عرضه كنيم‏

    بسم الله الرحمن الرحيم‏

    من هر وقت چشمم به اين جمال‏هاى نورانى مى‏افتد و اين جنود رحمانى، مسرور مى‏شوم. من اميدوارم كه در اين وقتى كه ما و شما احتياج داريم به اينكه اسلام را آنطورى كه هست عرضه كنيم به عالم، شما مؤفق بشويد و همانطورى كه تا حالا مؤفق بوديد و تا حالا پيروزمند بحمدالله بوديد، از اين به بعد هم با طرح‏هائى كه خودتان مى‏دهيد و با اجتماعاتى كه خودتان داريد، پيروزمند از آب در آييد. من تمام نگرانيم اين است كه ما روحانيون، معممين كه بايد بر حسب وظائف الهى كه داريم پاسدار اسلام باشيم و اسلام را به آنطورى كه هست عرضه كنيم، من خوف اين را دارم كه آنهائى كه مى‏خواهند به ما مناقشه كنند و اگر ديده باشيد مناقشه مى‏كنند و اخيرا هم جزوه نوشته‏اند راجع به اين، يك وقت خداى نخواسته از طرف ما هم بهانه‏اى دست آنها داده بشود. حالا كه بهانه ندارند، مى‏گويند كه روحانيون استبداد مى‏كنند، روحانيون مى‏خواهند فرصت طلبى بكنند، روحانيون مى‏خواهند كه قبضه بكنند همه چيز حكومت را، روحانيون انحصار طلب هستند، قشر مذهبى انحصار طلب است و اين حرف‏هاى نامربوطى كه هر كس توى خانه مى‏نشيند و مى‏نويسد بدون اينكه نظر كنند كه روحانيون تا حالا چه كرده‏اند و حالا چه حالى هستند.

    اين روحانيون بودند كه شما را از اين زاويه بيرون كشيدند

    اينها غافل از اين هستند كه اين روحانيون بودند كه شما را از اين زاويه‏ها بيرون كشيدند، و الا شما مدفون بوديد، شما اشخاصى بوديد كه طرفدار رژيم بوديد و با صراحت بعضى از طرفداران شما گفتند كه رژيم باشد و يا اگر طرفدار هم نبوديد، جرات يك كلمه گفتن را نداشتيد، جرات اينكه قلم برداريد و يك مقاله بنويسيد و يك سطر بنويسيد نداشتيد. شما را رژيم سابق مدفون كرده بود، روحانيون شما را از زير خاك بيرون آوردند. اين روحانيونى كه شما حالا مى‏گوئيد انحصار طلبند، اينها شما را از انحصار بيرون آوردند،اينها حصر را برداشتند، نه اينكه منحصر كردند، حالا هم كه بيش از يك ميليون از مردم عادى و اشخاصى كه بسيارى‏شان زيادى و فقط بخور و بخواب هستند، در ادارات ما هم هستند، در سرتاسر كشور بشمريد و ببينيد اگر پنجاه نفر روحانى را در اداره ديديد،

    صحيفه نور ج 9 صفحه 214

    آنوقت بگوئيد انحصار طلب.

    اين نهضت را با قدرت روحانيت و اسلام كه ملت ما اسلامى بودند و علاقه به اسلام و كاركنان اسلام داشتند به اينجا رساندند و شما به جاى اينكه تشكر كنيد از اينها كه شما را از خارج ايران به داخل كشاندند، شمائى كه در خارج ايران بعضى تان بسر مى‏برديد و جرات اينكه به مرز ايران وارد بشويد نداشتيد، زحمات ملت ما كه در راسش روحانيت بود شما را از خارج به داخل كشاند و شما را از زوايه‏ها بيرون آورد و شما را از سكوت به صحبت كشاند و قلم‏هاى شكسته شما را دوباره تجديد كرد. شما به جاى اينكه از اينها تشكر كنيد، از شما اجر و مزدى هيچ وقت نخواستند و منصبى و اداره‏اى هم اينها نمى‏خواهند و عوض اينكه قدردانى كنيد از اينها، مى‏گوئيد با اظهار تاسف كه مبادا يك وقتى بشود كه ملت ماكذا، ملت، آخر تو كى هستى كه ملت تو، ملت به تو چه كار دارد. ملت آنى است كه به جمهورى اسلامى نود و هشت و نيم، قريب نود و نه به جمهورى اسلامى راى داد كه شما مى‏گفتيد اسلامش نه، همين شماهائى كه حالا اين حرف‏ها را مى‏زنيد، آن وقت هم مى‏زديد شماى اسلام نهها، حرف‏ها مى‏زديد، همه قوايتان را روى هم گذاشتيد و يك در صد و يك قدرى بيشتر درصد، با اينكه خيانت هم كرديد، نود و هشت و مقدارى زيادترش مال توده مردم و مسلمانان بود، مال مذهبى‏ها بود، يعنى برد مذهب، و شما حالا از مذهب مى‏ترسيد. آخر شما چكاره هستيد كه مى‏گوئيد روحانيون... و مى‏ترسيم براى ملت. ملت ما آن ملتى است كه به مجلس خبرگان وقتى كه مى‏رسد، روحانى را تعيين مى‏كند، آنى كه نظير روحانى را فكر مى‏كند، الا نادر كه بازور و با فشار و تقلبشان است. شما ملت را هيچ حساب مى‏كنيد و بعد مى‏گوئيد ملت ما. ملت شما يعنى ملت ايران، اين است كه وقتى به او مى‏گوئيد كه وكيل بفرست به مجلس خبرگان، مى‏فهمد چه مى‏كند. مجلس خبرگان يك مجلسى است براى تشخيص و پياده كردن يك قانون كه با اسلام مخالف نباشد. ما جمهورى مى‏خواهيم كه، جمهورى مثلاً دموكراتيك نمى‏خواهيم، جمهورى غربى يا شرقى را نمى‏خواهيم، ما جمهورى اسلامى مى‏خواهيم. جمهورى اسلامى وقتى كه ما مى‏خواهيم، مردم مى‏فهمند كه كى را بايد براى تشخيص احكام اسلام توى مجلس ببرند. شما مى‏خواهيد كه مردم بيايند شما را تعيين كنند كه اسلام را معتقد نيستيد يا اگر داريد، يك اسلام خشك كه اصلش كار نداشته باشد به هيچ كارى، شما را بيايند و تعيين بكنند؟! ملت شما را تعيين كرد؟! ملت ما يعنى چه، شما كى هستيد كه ملت ما مى‏گوئيد. ملت آن است كه تعيين كرد سرنوشت خود را و قانون اساسى‏اش را داده دست يك عده ملا و مجتهد در مجلس، توچه اشكال دارى؟

    مى‏گوئيد كه ما به زور بايد اين آقايان را كنار بگذاريم و يك دسته مثلاً دموكرات بياوريم توى كار، زورى كه نيست. شما مى‏خواهيد از قوانين عالم فرار كنيد؟ شما خوف چه داريد؟ شما خوف اين داريد كه ملت ما مبادا پيروز بشوند. خوب، ملت است اين آخر، تو و شمائى كه دم مى‏زنيد از اينكه دموكراسى، دموكراسى، دروغى از آن دم مى‏زنيد، كجاى دموكراسى به هم خورده است؟ تا حالا رفراندمش با زور سر نيزه بوده؟! مجلس خبرگانش با زور بوده، با سر نيزه بوده؟! علماء بلادش كه

    صحيفه نور ج 9 صفحه 215

    اينقدر زحمت كشيدند و آنوقت كه شما در خواب بوديد و يا آن بالاها نشسته بوديد و استفاده مى‏كرديد، از خود دولت طاغوتى هم استفاده مى‏كرديد و اينها توى زندان‏ها رنج مى‏بردند و در تبعيدگاه‏ها به آنها رنج مى‏دادند، اينها فرصت طلبند؟! شما كه حالا كه يك قدرى صاف شده راه افتاده‏ايد سر اين سفره، فرصت طلب نيستيد؟ چه ديكتاتورى، علماء اسلام كرده‏اند؟ كدام ديكتاتورى؟ خوب، نشان بدهيد بگوئيد فلان جا با زور، با فشار، با چه ديكتاتورى كرده‏اند. دادگاه‏هاى اسلام كه پيدا شده است، اين دادگاه‏ها آنهائى را كه محاكمه كرده‏اند، شما آنها را مى‏خواهيد تطهير كنيد كه مى‏گوئيد ديكتاتورى كردند يعنى آنها را با ديكتاتورى كشته‏اند؟ نصيرى و امثال نصيرى را كه شما قلم‏هاتان را برداشتيد و گريه مى‏كنيد براى نصيرى و براى هويدا و براى محمدرضا خان، آنوقت خودتان را ملى مى‏دانيد، آدم مى‏دانيد. ما اگر جلوگيرى از اين ملت نكنيم براى شما خطر همه چيز پيش مى‏آيد، ما جلوگيرى مى‏كنيم، ما ميل نداريم كه ملت ما خداى نخواسته يك وقت به كسى بخواهد زور بگويد و چه. ملت ما با آرامش، با آزادى، ملت ايران با آزادى، با آرامش راى داده يك عده‏اى را تعيين كرده براى اينكه قوانين اسلام را بررسى كنند كه اين قوانين مخالف با اسلام يك وقت نباشد، براى اينكه جمهورى اسلامى است. شما مى‏گوئيد كه آقايان بروند كنار كه ملت قرارشان داده؟! بروند كنار كه براى ملت ما چه بشود؟ ملت اينها را قرار داده، براى ملت ما چى است. شما بيائيد از اين ملت بپرسيد كه شما چى مى‏خواهيد، تا ثانيا بيايند باز همان صد، الا يكى‏شان يا يك و چندشان بگويند كه ما اسلام را مى‏خواهيم، ما قوانين اسلام را مى‏خواهيم.

    ملت و روحانيت زحمت كشيده اند، ملى گرايان اعلام وجود كرده‏اند

    آخر چرا در مقابل يك ملت نشسته‏ايد، چهار نفر نشسته‏ايد، چهار نفرى كه تا حالا نفس‏تان در نيامده حالا كه روحانيون اسباب اين شده‏اند كه شما نفس بكشيد، نفس بر ضد اينها مى‏كشيد، اين صحيح است؟ اين انصاف است؟ شما انصاف داريد كه اينهائى كه شما را از آن كنج‏ها بيرون آورده و ظاهر كردند حالا اعلام وجود كرده‏ايد؟ و هيچ كس هم به شما اشكال نكرده، اينها زحمت كشيده‏اند و شما اعلام وجود كرده‏ايد، ملت زحمت كشيده، اين دسته از مردم بوده‏اند كه ملت را دعوت كرده‏اند و ملت به عشق اسلام اين كار را كرده‏اند.

    حالا شما از ملت مى‏ترسيد و از مذهب مى‏ترسيد و از انحصار طلبى مذهبى؟! چه انحصار طلبى كرده‏اند؟ مذهبيون كجا انحصار طلبى كرده‏اند؟ آنها كه همه شما را در يك ميليون و نيم و يا نزديك به اين، افرادى كه مشغول به كار هستند و كارهاى دولتى مى‏كنند، اينها كدامشان وارد شدند در مشاغل دولتى و بخواهند مشاغل دولتى را بگيرند؟ يك چندتاشان را براى نظارت به امرى كه مبادا فلان شخص فلان جا خلاف بكند دارند نظارت مى‏كنند و براى نظارت آنجا هستند.

    چرا انسان بايد اينقدر بى انصاف باشد، اينقدر دشمن اسلام باشد، اينقدر دشمن روحانيون باشد. خوب، دولت سابق هم همين طور بود و به اسم اينكه ملت ما چه بشود و اسلام بايدچه بشود و چه

    صحيفه نور ج 9 صفحه 216

    بشود، همين روحانيون را كوبيد و همين مذهب را كوبيد و همين مذهبيون را. شما هم كه حالا آمديد و قلم‏هايتان روى كاغذ آمده همان حرف‏ها را داريد مى‏زنيد. اين راجع به آنها.

    روحانيون براى حفظ حيثيت اسلام فرصت به دست قلمفرسايان ملى‏گرا ندهند

    اما راجع به خودتان، شما آقايان و همه علماء اسلام، همه علماء ايران الان در يك وقت حساس واقع شديد كه اگر خداى نخواسته از يكى از جوان شما يك كار خلاف ببينند، همين آدم‏هائى كه نشسته‏اند آنجا و مواظبند كه مبادا اسلام پيروز بشود، همين‏ها شروع مى‏كنند به قلمفرسائى و شما را متهم ميكنند كه اينها اين كاره‏اند و از آن روز تا حالا منطق اينها اين است، از آن روز تا حالا ما گرفتار ديكتاتورى پهلوى بوديم، رژيم سلطنتى، از حالا به بعد گرفتار ديكتاتورى عبا و عمامه هستيم. شما كه تا حالا ديكتاتورى نكرديد، همه عالم مى‏دانند كه شماها فشار به كسى نياورديد كه به زور راى بده، همه عالم مى‏دانند كه شما فشار به كسى نياورديد كه اين آقا را مثلاً براى مجلس خبرگان مثلاً تعيين كن، مردم آزاد رفتند تعيين كردند، حالا كه اين طورى است و شما كارى انجام نداديد الا اينكه در هر دادگاهى يك قاضى روحانى هم بوده است و اين مجرمين را، آنهائى كه پنجاه سال اين مردم را داغ كردند و پدر اين مردم را در آوردند و جوان‏هاى ما را كشتند و امر به كشتن كردند، اين يك عده معدودى را اين روحانى كه در يك دادگاهى نظارت كرده يا حكم كرده است حالا با اينكه يك همچو قصه‏اى بوده است، اينها صدايشان در آمده و من مى‏دانم اصلاً اين رگ گبريت در اينها هست، رگ مليت، آن رگ هست باز. يعنى خونشان خون ملى به آن معنائى كه گبرها مى‏گويند هست (نه اين گبرها كه بسياريشان هم آدم‏هاى شريفى هستند، هيچ ضررى هم به ما ناحيه اين گبرها نمى‏رسد، آن گبرهاى سابق). اگر چنانچه خداى نخواسته از من و شما يك مطلب خلافى صادر بشود كه روى موازين اسلام نباشد، در كميته‏ها هستيد، در هر جا هستيد، بين پاسدارها، پاسدار هستيد، از اين مسائلى كه الان موجود است و بايد هم باشد، اگر خداى نخواسته از يكى از شما يك مطلبى را ببينند كه بر خلاف موازين بود، اينهائى كه غرض با شما دارند شروع مى‏كنند با تاخت و تاز و نه به شما، به روحانيت و نه به روحانيت، اسلام راهم مى‏كوبند به اينكه جمهورى اسلامى هم همان رژيم شاهنشاهى است با عوض شدن لفظ پس من و شما، همه ما، معممين و همه روحانيون، يك وظيفه شرعى الهى داريم براى حفظ حيثيت اسلام وحيثيت نهضت اسلامى. غير قضيه اين است كه يك كسى بگويد و بخواهد خودش آبروى خودش را از بين ببرد، آن هم برايش جايز نيست، آن هم حرام است، لكن اگر يك مطلبى از من و شما صادر بشود كه موجب اين بشود كه اينها روى اسلام حساب بكنند، اگر يك همچو كارى بشود اسباب اين شديم كه عمل را پاى اسلام حساب بكنند و پاى مطلق روحانيون حساب بكنند. اين اگر يك چنين كارى بشود، ما اسباب اين شديم كه اسلام را شكست داديم، روى اسلام به جور منكر نمايش داديم و اين يك مسأله مهمى است براى همه ما، من كه يك طلبه هستم و شما كه آقايان هستيد، همه‏مان در اين امر شركت داريم، در اينكه مشتركيم در اينكه بايد حفظ كنيم اين آبروى اسلام را و او به اين

    صحيفه نور ج 9 صفحه 217

    است كه قدم‏هاى خودمان را متوجه باشيم كجا بگذاريم، كارها چه جور انجام مى‏گيرد، قلم‏ها چه جور به كار مى‏افتد. خيال نكنيد كه امروز قضيه شما و من است، امروز قضيه اسلام است. يعنى ما در يك حالى الان واقع هستيم در يك وقت حساسى واقع هستيم كه امر داير بين اين است كه (خداى نخواسته، خداى نخواسته و نخواهد شد انشاء الله ) اسلام زير پاى ما دفن بشود و برود سراغ كارش. شما خيال نكنيد، اگر در اين نهضت خداى نخواسته روحانيت، اسلام شكست بخورد، شكستى است كه تا آخر ديگر شكست است و بين اينكه پيروز بشويد انشاء الله، و مى‏شويد و اسلام آنطورى كه هست در اين مملكت پياده كنيم تا همه بدانند اسلام چه است.

    مكتب‏هاى به ظاهر مترقى در مقابل اسلام هيچ ندارند

    اين را كرارا گفتم كه ما يك متاع خيلى ارزشمندى داريم و داشتيم، عرضه عرضه‏اش را نداشتيم، مثل يك كسى كه يك متاع بسيار خوبى دارد توى انبار، هم نمى‏تواند بيرونش بياورد و تا عرضه نكند، مشترى پيدا نمى‏كند.

    ما يك متاع با ارزشى داريم كه همه اين مكتب‏هائى كه اسمش را مكتب مى‏گذارند در مقابلش هيچ ابدا ندارند و مع الاسف نتوانستيم عرضه‏اش كنيم، مدفون شد توى كتاب‏ها، بيرون نيامد مدفون شد پيش خود اهل علم و توى مغزهاى آنها، بيرون نيامد، نتوانستيم از اسلام استفاده آنطورى كه بايد باشد بكنيم و عرضه كنيم به عالم كه اين متاع ماست، ببينند متاع ما چيست اينها ترس اين را دارند كه اين متاع را ما بتوانيم عرضه كنيم.

    شما اين را بدانيد، اينهائى كه الان به ضد روحانيت و به ضد اسلام و مذهب منتها با پوشش اينكه نخير مذهب چطور، چطور، به ضد اينها قلمفرسايى مى‏كنند و قيام مى‏كنند، اينها خوف اين را دارند كه يك وقتى بتوانيم ما عرضه كنيم اين متاع را به عالم. وقتى عرضه بكنيم، اينهائى كه دم از آن مسائل مى‏زدند كه واقعيت نداشت، اينها بايد بروند كنار، سراغ كارشان و يا ملحق بشوند به اين جمعيت و اينها كه استفاده جو بودند و نمى‏دانم كلاهبردار بودند و از اين مسائل، آنها هم بروند سراغ كارشان يا ملحق بشوند و برگردند. خوف اين را دارند كه مبادا اين متاع بزرگ عرضه بشود، اگر عرضه شد فقط ايران نيست، فقط ممالك اسلامى نيست، همه ممالك قبولش مى‏كنند. اگر ما يك همچو عرضه‏اى داشتيم كه آنطورى كه اسلام هست، در ايران ما درست بكنيم، الان همه خوف دارند از اين مطلب يعنى آنهائى كه نمى‏خواهند چپاولگرى‏شان دست به آن بخورد الان خوف دارند، چه اينهائى كه در اينجا هستند و خارج مرزند، اينها خوف دارند، اينها مى‏ترسند كه اگر اسلام آنطورى كه هست پياده بشود، نه اين... ديگر توى كار باشد و نه اين جمهورى. اينها خوف اين را دارند ولهذا نمى‏توانند تحمل كنند اين مطلبى كه در ايران واقع شده و ما بايد كوشش كنيم انشاء الله تا اين مطلب انشاء الله تحقق پيدا بكند و عرضه بشود و اين اسلام عملا در خارج تحقق پيدا بكند و من اميدوارم كه شما آقايان مؤفق باشيد همه در سايه پرچم اسلام.

    
    previos page menu page next page
    

  4. #804
    afsanah82
    مهمان

    پیش فرض

    
    previos page menu page next page
    

    صحيفه نور ج 9 صفحه 218

    تاريخ: 5/7/58

    بيانات امام خمينى در جمع نمايندگان كارگران و كاركنان شركت ملى نفت ايران‏

    هر كس در هر مقامى اگر جنايتكار باشد محاكمه مى‏شود

    بسم الله الرحمن الرحيم‏

    من اول بايد از كاركنان صنعت نفت و كارمندان آنجا كه در اين نهضت اسلامى خدمت كرده‏اند و كمك كرده‏اند و يك عضو حساس بودند در پيشبرد نهضت اسلامى تشكر كنم و سلامت و سعادت همه را از خداى تبارك و تعالى بخواهم. البته من مى‏دانم كه آن مركزى كه شما هستيد حساسترين مراكز است براى ما و براى دولت. و نابسامانى‏هاى آنجا را به من رسانده‏اند و مدت‏هاست، و دنبال او بودند كه ديگر من اخيرا ديدم كه بايد آقاى اشراقى با هياتى بيايند و رسيدگى بكنند و آمدند و رسيدگى كردند و بعضى از مطالب را آنها هم به من گفتند و شما هم اگر مداركى داريد جمع بكنيد كه اين مدارك را به آقاى اشراقى بدهيد و كارهائى كه اين آدم مى‏گويند كرده است و من خيلى اطلاع ندارم و چيزهائى كه نبايد بكند كرده است، اينها را شما مداركش را جمع بكنيد تا ايشان محاكمه بشود انشاء الله.

    البته ما هيچ نظر سوئى به كسى، به هيچ كسى نداريم. ما مى‏خواهيم كه مسائل ايران روى جهات اسلامى، روى مصالح كشورمان اداره بشود. مملكت، يك مملكت اسلامى، با حفظ مصالح مسلمين در مملكت اداره بشود. كسى بتواند اداره كند هر جا را، حرفى نيست كه باشد و اگر چنانچه بد اداره كردند، نقصى دارد يا خداى نخواسته خيانتى كرده است، آن هم اگر چنانچه دليلى داشت بر آن، محاكمه مى‏شود، محكمه حكم مى‏كند و شما متوجه باشيد و خاطر جمع باشيد كه اينطور نيست كه ما ناديده بگيريم شركت نفت را و زحمات شما را و دنبال اين تحقيقاًتى كه آقاى اشراقى كرده‏اند و اينها انشاءالله به دولت و به مقامات گزارش داده مى‏شود. باز گزارش تامش به من نرسيده است و اگر چنانچه ديديم كه يك خيانتى در كار بوده است و يك كارهاى بر خلافى، بر خلاف مصلحت مملكت، بر خلاف مصلحت اسلام بوده است البته دادگاه اسلام است و جدا محاكمه مى‏شود و به جزاى خودش مى‏رسد. شما راجع به اين معنا مطمئن باشيد كه هيچ اغماضى براى كسانى كه خلاف مى‏كنند هيچ اغماضى نمى‏شود، بايد رسيدگى بشود، اگر چنانچه او هم حرفى دارد بايد برود در محكمه بزند، شماها هم اگر چنانچه مطالبى داريد يكى را تعيين كنيد كه بهتر مطالب را مى‏تواند بگويد، در محكمه برود و مسائل را طرح بكند و اگر چنانچه خداى نخواسته يك خلافى شده، خلاف ديانتى انجام گرفته و

    صحيفه نور ج 9 صفحه 219

    خلاف مصلحت اسلام و مسلمين شده است،در شركت نفت يا توطئه‏هائى مثلاً هست (چنانچه گفته مى‏شود) اينها بايد رسيدگى بشود پس از رسيدگى، هر كس و هر مقامى باشد (نزيه كه يك آدم عادى است، قابل ذكر نيست) هر كس در هر مقامى باشد اگر جنايتكار باشد به محاكمه كشيده مى‏شود و به جزاى خودش مى‏رسد و اگر بى گناهيش ثابت بشود، خوب، جبران مى‏شود

    انشاء الله كه مؤفق و مويد باشيد و مطمئن باشيد كه كارالان مال خودتان است، مملكت مال خودتان است، مثل سابق نيست كه ديگران ببرند بخورند. و من اميدوارم كه به زودى اين گرفتارى‏هائى كه هست البته مشكل است لكن انشاء الله رفع خواهد شد. انشاءالله خداوند همه شما را تاييد كند و مؤفق باشيد. من دعاگوى همه‏تان و خدمتگزار همه ملت و شماها هستم.

    
    previos page menu page next page
    

  5. #805
    afsanah82
    مهمان

    پیش فرض

    
    previos page menu page next page
    

    صحيفه نور ج 9 صفحه 220

    تاريخ: 6/7/58

    بيانات امام خمينى در جمع افسران و پرسنل نظامى سازمان اتكا

    فرق بين نظام جمهورى اسلامى و نظام طاغوت‏

    بسم الله الرحمن الرحيم‏

    من هر وقت مواجه با امثال آقايان مى‏شوم لازم مى‏دانم كه بعضى مسائل لازم گفته بشود و به گروه‏هاى مختلف هم همين طور گفته‏ام. يك فرق مابين جمهورى اسلامى و نظام فاسد شاهنشاهى اين است كه در نظام شاهنشاهى از باب اينكه آنهائى كه در راس هستند، خيانتكار هستند، بر حسب نوع شايد كم پيدا بكنيد نباشد، اينها از ملت مى‏ترسند، براى خيانتى كه كرده‏اند از ملت خودشان مى‏ترسند، وقتى از ملت ترسيدند، براى اينكه حفاظت كنند خودشان را و صيانت كنند از مسير ملت، ارتش را طورى بار مى‏آورند كه در مقابل ملت بايستند. ملت و ارتش در آن نظام‏ها هميشه مقابل هم بودند، ارتش ايجاد رعب مى‏كرده در مردم و مردم هم تا آنجا كه مى‏توانستند، اگر مى‏توانستند كارشكنى مى‏كردند. اگر يك نفر از اينها مى‏خواست عبور كند از يك خيابان، مثلاً محمدرضا وقتى كه مى‏خواست عبور كند از يك خيابانى، قبل از اينكه عبور بكند، آن خيابان و خانه‏هاى آن خيابان و اطراف آنجا به توسط سازمان امنيت كنترل مى‏شد به طورى كه خانه‏ها بعضى خالى مى‏شد و اگر هم گاهى يك زنى در آن پيدا مى‏شد، در آنجا پاسدارى مى‏كردند تا اين شخص بيايد و از آنجا عبور كند.

    اين براى اين است كه اين خوف را هميشه داشت كه مبادا ملت كه دشمن اوست او را ترور كند يا آسيبى به او برساند. ارتش و سازمان امنيت و ژاندامرى و شهربانى و تمام اينها در خدمت آن رژيم طاغوتى براى حفاظت خودش، افراد آنها را يك طور خاصى تربيت مى‏كرد كه با ملت به طور خشونت رفتار كند و از كسى اگر احتمال مى‏رود، نتواند به او بزنند، هميشه اين مطلب بوده است. اگر يك نظامى مى‏رفت توى بازار، اين وقتى كه وارد بازار مى‏شد اين دلش مى‏خواست كه به طور حكومت با مردم رفتار كند و هياهو راه بيندازد، مردم هم پشت به او مى‏كردند تنفر از او داشتند، از پاسبان‏ها هم همين طور، از سازمان امنيت ديگر بدتر، براى اينكه اخيرا از همه بدتر بود. اين وضع رژيم طاغوتى و ارتشى كه در خدمت او باشد و ژاندامرى و ساير قواى انتظامى كه در خدمت او باشد. وضع را اين طورى درست كرده بودند كه همه حافظ شاه باشند و مردم را بترسانند كه مبادا يك وقت به فكر يك كسى بيفتد كه مخالفتى بكند.

    صحيفه نور ج 9 صفحه 221

    كسى كه به نفع ملت‏ها و مسلمين كار مى‏كند از ملت ترسى ندارد

    اما رژيم اسلامى آن است كه پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم كه در زمان خودشان در راس بودند به حسب اطلاع ما، در مسجد مى‏آمدند و مى‏نشستند با مردم و اشخاصى كه وارد مى‏شدند دور هم مى‏نشستند و همچو مى‏نشستند كه معلوم نبود كه كدام يك پيغمبر است، همين طور حلقه‏اى مى‏نشستند اينطور هم نبود كه صدر و ذيلى داشته باشد، يك پتوئى مثلاً افتاده باشد و تشكى و صندلى باشد و تخت و تاجى باشد، شايد مسجدشان حصير هم نداشت به اين معنائى كه مسجدهاى شما دارد و حتى اينطور نبوده، اگر هم بود و يك چيز مختصرى، مسجدشان ديوارش هم اندازه قامت يك آدم، شايد هم يك قدر هم كمتر بوده، به اندازه يك قامت. در بين مردم آنطور مى‏نشست كه وقتى از خارج يك كسى مى‏آمد و وارد نبود، بر حسب روايت اين طورى است كه مى‏گفت كدام يك از شما پيغمبر است، اينطور نبود كه در نشستن و آداب جورى باشد كه وقتى هر كس وارد مى‏شود بفهمد كه اين آريامهر است، اين حرف‏ها در كار نبود و اميرالمومنين سلام الله عليه آن روزى كه با او بيعت كردند، بيعت بر يك مملكتى كه چندين مقابل ايران بود، خود ايران هم جزئش بود كه آن وقت ايران هم جزء ممالك اسلامى بود، حجاز و مصر و بسيارى از جاهاى ديگر در حيطه او بود، همان روز كه بيعت كردند، بعد از بيعت بيل و كلنگش را برداشت ورفت سراغ يك كارى كه انجام بدهد. در بين مردم هم از مردم هيچ با كى نداشت براى اينكه مردم با او بد نبودند، خيانتى نكرده بود كه از مردم بترسد، او هر چه كرده بود به نفع خودش، به نفع مسلمين انجام داده وكسى كه به نفع مسلمين، به نفع ملت‏ها، ملت كارهائى را انجام مى‏دهد ديگر از ملت نمى‏ترسد، ملت پشتيبان اوست. شما ملاحظه بكنيد همين دو دوره‏اى كه همه‏مان ديده‏ايم منتها من زيادترش را ديده‏ام و شما كمترش را، در دوره سابق و اين دوره اگر يك مشكلى پيدا مى‏شد براى دولت سابق و شاه و وزير و دبير و همه و همگى فرياد مى‏زدند، مشكل حاصل شده، مردم چه مى‏كردند، آن كه مى‏توانست مى‏گفت خدا كند زيادتر بشود و اگر مى‏توانست كمك مى‏كرد براى زياد شدن مشكل، آن هم كه نمى‏توانست، بى تفاوت بود، كار نداشت به اين كارها،خوب جهنم كه براى تو مشكل پيدا شده، بهتر. شماها يادتان نيست وقتى كه اين سه مملكت هجوم كردند و ايران را گرفتند، من يادم هست و قم بودم، همه چيز مردم در خطر بود سه تا لشگر دشمن وارد شده بود، همه چيزشان در خطر بود، لكن آن روزى كه صدا در آمد كه رضاشاه را بيرونش كردند، مردم راحت شدند، مردم دعا كردند، به هم شايد تبريك مى‏گفتند. و من به اين دومى چيز كردم كه كارى نكن كه وقتى رفتى، مردم شادى كنند چنانچه با پدرت كردند، اين را ديگر خود شما ديديد، من نبودم اينجا كه وقتى ايشان رفت مردم چه كردند، خيابان‏ها را چراغانى كردند علاوه بر اينكه كمك نمى‏كردند اينطور بودند براى اينكه جبهه را يك جبهه مقابل قرار داده بود، مسأله ملت اصلاً مطرح نبود پيش اينها، هيچ كارى به ملت اينها نداشتند. اينها براى سركوبى ملت هر چه مى‏توانستند قواشان را صرف سركوبى ملت مى‏كردند، وقتى سركوبى ملت در راس مقاصدشان بود، خوب، ديگر نبايد توقع داشته باشند كه ملت با آنها چه مى‏كنند. در اين حكومت دوم كه باز تمام اسلامى نيست، باز يك نسيمى

    صحيفه نور ج 9 صفحه 222

    از اسلام است، يك نسيم جزئى از اسلام در ايران آمده است، شما ديديد كه وقتى قضيه كردستان پيش آمد چه كردند مردم از همه اطراف، نه نظامى تنها و نه پاسداران تنها با اقشار مردم، مردم كوچه و بازار، زن‏ها از اينجا آمده‏اند كه شما اجازه بدهيد ما برويم كردستان، گفتم نه، لازم نيست، شما برويد و اگر چنانچه آن وقت جلو گرفته نشده بود براى اينكه خوب، خيلى آنجا شلوغ نشود، شايد آنجا بسيار مى‏رفتند براى كمك كردن، منتها احتياج پيدا نشد، بحمدالله خود ارتش و پاسدارها حل كردند. اين براى چه بود؟ براى اينكه حالا مردم مى‏بينند كه اين حكومتشان نمى‏خواهد آزارشان بكند، نمى‏خواهد اذيتشان بكند، بيخودى كسى را نمى‏گيرد، خودش هم مى‏آيد توى مردم، نخست وزيرتان هم مى‏آيد توى مردم و راه رود و توى همين شلوغى‏ها مى‏آيد و مردم هم به او تنه مى‏زنند براى اينكه آن هم يكى از افراد است ديگر و مردم پشتيبانش هستند و آن روزى كه برايش و براى مملكت يك مشكلى پيدا بشود، مردم مملكت را از خودشان مى‏دانند، نمى‏گويند كه منافع ما را آنها مى‏برند، خوب خودشان هم جلو بگيرند، مى‏گويند منافع مال خودمان است، خودمان هم بايد حفاظت كنيم. براى ارتش و تمام قواى انتظاميه، اين بايد يك عبرت باشد، آن دو قطب را مطالعه كنند و عبرت بگيرند كه آنطور وقتى عمل مى‏شد مردم با آنها آنطور بودند، كارشكنى مى‏كردند، هر چى مى‏توانستند از زير بار بيرون مى‏رفتند و اگر مى‏توانستند كارشكنى مى‏كردند، در اين قطب مردم موافقند، همراهى مى‏كنند. اين جهاد سازندگى، شما خيال مى‏كنيد در آن وقت اگر بود اين جهاد سازندگى، هر چه فرياد مى‏كردند، مى‏گفتند غلط كردند. اين جهاد سازندگى با يك ندا، جهاد سازندگى اينطور شد كه از آمريكا مى‏آيند اينجا جوان‏ها، چند وقت پيش از اين آمدند و مى‏روند سراغ دهات اينجاها براى سازندگى و در تلويزيون لابد ديده‏ايد كه زن و مرد، زن‏هاى محترم، مردهاى محترم، اينها خودشان را الان از ملت مى‏دانند و مى‏روند با ملت و با برادرهاى خودشان مثل خانه خودشان كار مى‏كنند.

    مردم تكليفشان را مى‏فهمند چيست و اين براى ما خيلى اميدوارى دارد

    اينها يك مسائلى است كه ما بايد از آن عبرت بگيريم كه وقتى مسائل اسلامى شد، ملى شد، كار براى خود مردم شد، اينطور نبود كه بخواهند آقائى بفروشند، بخواهند قدرت بفروشند و قدرت نمائى كنند، ارتش بايد اين را بفهمد كه با قدرت نمائى نمى‏شود تا آخر يك مملكتى را اداره كرد، با تفاهم مى‏شود. وقتى مردم فهميدند كه ارتش مال خودشان است و در منافع خودشان دارد قدم بر مى‏دارد آنوقت گل مى‏ريزند سرشان، چنانچه ديديد ريختند و به آنان تظاهر مى‏كنند و شعار مى‏دهند اما وقتى ببينند كه هر جا پا بگذارند، اينها مى‏كوبند اينها را، بخواهد برود توى فرض كنيد كلانترى كه عرض حال بدهد، اين هم كه مى‏خواهد برود، دلش مى‏لرزد كه حالا برويم اينجا گرفتارى براى ما پيدا مى‏شود، اينطور بود ديگر. اينهائى كه پاسدار و پاسبان اسم خودشان گذاشته بودند، مردم را مى‏گويند اذيت مى‏كردند، جرم مى‏كردند و همين طور كسانى كه بايد پشتيبان ملت باشند، بر خلاف مسير ملت بودند. حالا كه همه‏شان بحمدالله خداوند انشاء الله همه شما را حفظ كند - در مسير ملت وارد شده‏اند و

    صحيفه نور ج 9 صفحه 223

    همراه با ملت هستند و خدمتگزار ملت هستند، ملت هم با آنها خدمت مى‏كند. خدمت، خدمت متقابل است، شما به آنها خدمت مى‏كنيد، آن هم به شما خدمت مى‏كند، اين يك عبرتى است براى همه ماها كه بفهميم برنامه بايد چى باشد.

    در دولت اسلامى برادرى جايگزين دشمنى و خيانت مى‏شود

    عرض كردم باز در ايران محتوايش تحقق پيدا نكرده، يك اسمى و يك كمى هم صورتش پيدا شده، حالا اينطور شده و اگر انشاء الله اسلام در ايران آنطورى كه خدا و رسول مى‏خواهند پياده بشود، آنوقت معلوم مى‏شود كه دولت اسلامى يعنى چه و دولت طاغوتى يعنى چه، آنوقت برادرى همه شما درست مستحكمتر مى‏شود و مملكت هم آبادتر مى‏شود و جنايت‏ها و خيانت‏ها از بين مى‏رود، برادرى‏ها شروع مى‏شود و من اميدوارم كه بشود اين و ما و شما بتوانيم باهم دست به دست هم بدهيم و همه پشتيبان هم و خدمتگزار به اسلام و خدمتگزار به خداى تبارك و تعالى براى درست كردن يك مملكتى و نجات دادن مملكت از دست دشمن‏ها، آنهائى كه الان هم باز چشم‏هاشان به اينجا دوخته شده است و منافع خودشان را مى‏بينند از دست رفته، چشم‏ها را به اينجا دوخته‏اند كه بلكه به خيال خودشان باز يك رژيمى نظير او يا بدتر از او را ايجاد كنند و من اميدوارم كه ديگر مؤفق نشوند.

    همه قدرت اوست و ما در مقابل او هيچيم‏

    و آن عمده اميد اين است كه يك ملت الان بيدارى پيدا كرده، ملت ما يك هوشيارى پيدا كرده كه حالا در هر جاى مملكت شما برويد بينيد مردم روشن هستند، مردم تكليف‏شان را مى‏فهمند چيست و اين خيلى اميدوارى براى ما دارد كه ديگر قيام به شخص و به اين آدم و آن ندارد. همه‏اش قيام به خداست، هميشه هست اينطور، هميشه اينطور است كه كار، كار الهى است، ديگران هيچ هستند، هيچ كس در مقابل آن قدرت هيچ ندارد و هر چه هست از اوست، همه قدرت‏ها قدرت اوست والا شما از كجا قدرت داريد، بشر چيست كه قدرت داشته باشد، بشر كه هيچ، هيچ كس، نه ملائكه مقربين، نه انبياء مرسلين، نه ساير، ديگر هيچ كس از خودش چيزى ندارد. هر چه هست از مبداء خير است و توجه به او داشته باشيد و متوجه باشيد كه پيروزى را از او ما داريم. و من اين را گفتم، تمام وسائلى كه كوبنده بود و با دو ساعت مى‏توانستند اين مملكت را بريزند به هم، خود او هم گفت كه من اگر بروم خراب مى‏كنم و مى‏روم، لكن خدا خواست كه يك رعبى كه در دل اينها افتاده كه ديگر گوش نكردند، بزرگ‏ها كه مى‏خواستند خرابكارى بكنند، اين يك كمكى بود كه خداى تبارك و تعالى به ملت ما كرد كه اينها به فكر اين نيفتادند كه توپ و تانك را بريزند و مردم را بكشند و تهران را خراب كنند و به هم بريزند و هر چه مى‏خواهد بشود، اگر هم يكدفعه نقشه را كشيدند كه در زمان بختيار اين نقشه كشيده شد. آن روزى كه اعلام حكومت نظامى - روز دادند. بعدها به ما گفتند بناى اين بود تانك‏ها و توپ‏ها را بياورند در خيابان‏ها و مستقر كنند و شبش بريزند و اشخاصى كه احتمال مى‏دهند كه مخالف

    صحيفه نور ج 9 صفحه 224

    با آنها باشند، آنها را از بين ببرند، آن را هم خدا خواست كه نشد. اينها يك چيزهائى بود كه خدا انجام داد، ماها چيزى نيستيم، هر چه بود او كرد، همه كارهاى او بود.

    ذكر خدا قلب‏ها را مطمئن مى‏سازد

    و توجه به او را از ياد نبريد، توجه به او منشا همه خيرات است براى دنياى شما، براى آخرت شما. به ذكر خدا مطمئن مى‏شود قلب‏ها الا بذكر الله تطمئن القلوب قلب‏ها اگر بخواهد مطمئن باشد كه بهترين نعمت اين است كه انسان مطمئن باشد. الان شما كه اينجا نشسته‏ايد، نه شما از من مى‏ترسيد، نه من از شما، برادريم همه، اين اطمينان است ديگر خوب، اين با آنوقت فرق دارد كه اگر يك اجتماعى در يك جائى مى‏شد همه دلشان لرزه داشت. خوب، ما حالا اينجا هستيم، بيرون برويم چه مى‏شود و حتما اگر يك اجتماع اين طورى در اينجا بود، بيرون كه مى‏رفتيد سرنوشت شما هم حبس بود و سرنوشت ماهم حبس. و اين الان يك نعمتى است كه خدا به ما داده كه همه مطمئنا برادروار پيش هم نشسته‏ايم، حرف‏هايمان را مى‏زنيم، اين را حفظش كنيد، توجه به خدا را حفظش كنيد. توجه به ملت را حفظ كنيد. خودتان را خدمتگزار بدانيد به بندگان خدا، بزرگى نفروشيد به اين مردم، اين مردم بزرگند، بنده خدا هستند، به اينها بزرگى نفروشيد، علو بر اينها نكنيد، خداوند دار آخرت را براى كسانى قرار داده است كه به مردم نه علوى كنند نه فساد بكنند، اصلاً اراده علو نمى‏كنند لا يريدون علوا ولا فسادا نه اراده مى‏كنند كه يك بزرگى كنند به مردم و بزرگى بفروشند و مستكبر باشند و نه مفسد باشند، كشورى را به فساد بكشانند چنانچه ديديد.

    خداوند انشاء الله همه‏تان را حفظ كند و همه مؤفق باشيد و مشكلات همه انشاء الله رفع بشود و من هم دعاگوى شما هستم و هم خدمتگزار شما.

    
    previos page menu page next page
    

  6. #806
    afsanah82
    مهمان

    پیش فرض

    
    previos page menu page next page
    

    صحيفه نور ج 9 صفحه 225

    تاريخ: 7/7/58

    پيام امام خمينى به زائران بيت‏الله الحرام‏

    بسم الله الرحمن الرحيم‏

    واعتصموا بحبل الله جميعا ولاتفرقوا

    تحيت فراوان و درود بى پايان به جميع مسلمين جهان در مشارق ارض و مغارب آن. سلام گرم بر حجاج بيت الله الحرام وفقهم الله تعالى. قابل انكار و محتاج به تذكر نيست كه اسلام بزرگ، دين توحيد و شكننده شرك و كفر و بت پرستى‏ها و خود پرستى‏هاست، دين فطرت و رهائى بخش از قيد و بندهاى طبيعت و وسواس شياطين جن و انس در نهان و ظاهر است و دين سياست، مدن و راهنماى صراط مستقيم لاشرقيه و لاغربيه است. دينى است كه عباداتش توام با سياست و سياستش عبادت است.

    اكنون كه مسلمين كشورهاى مختلف جهان به سوى كعبه آمال و حج بيت الله روى آورده و اين فريضه عظيم الهى و كنگره بزرگ اسلامى، در ايامى متبركه و در مكانى متبرك بر پا گرديده است، مسلمانان مبعوث از قبل خداوند تعالى، بايد علاوه بر محتواى عبادى از محتواى سياسى و اجتماعى آن بهره‏مند شوند و به صرف صورت قناعت نكنند. همه كس مى‏داند كه بر پا نمودن چنين كنگره عظيمى، براى هيچ مقامى و هيچ دولتى امكان پذير نيست و اين امر خداوند متعال است كه اين گردهمايى بزرگ را فراهم آورده، مع الاسف مسلمين در طول تاريخ نتوانستند از اين نيروى آسمانى و كنگره اسلامى استفاده شايانى به نفع اسلام و مسلمين بنمايند.

    جهات سياسى زيادى در اجتماعات، جماعات و جمعات و خصوصاً اجتماع گرانبهاى حج مى‏باشد كه از آنجمله اطلاع بر گرفتارى‏هاى اساسى و سياسى اسلام و مسلمين است كه با گردهمايى روحانيون و روشنفكران و متعهدان زائر بيت الله الحرام ممكن است طرح و با مشورت از راه حل‏ها مطلع و در بازگشت به كشورهاى اسلامى در مجتمع‏هاى عمومى گزارش داده و در رفع آنها كوشا شوند و از جمله وظايف در اين اجتماع عظيم دعوت مردم و جوامع اسلامى به وحدت كلمه و رفع اختلافات بين طبقات مسلمين است كه خطبا و گويندگان و نويسندگان، در اين امر حياتى اقدام نمايند و كوشش كنند در بوجود آوردن جبهه مستضعفين كه با وحدت جبهه و وحدت كلمه و شعار لااله الا الله از تحت اسارت قدرت‏هاى شيطانى اجانب و استعمارگران و استثمارگران بيرون آيند و با اخوت اسلامى بر مشكلات غلبه پيدا كنند

    صحيفه نور ج 9 صفحه 226

    خواهران و برادران عزيز! در هر كشورى كه هستيد از حيثيت اسلامى و ملى خود دفاع كنيد و بى پروا در مقابل دشمنان خود يعنى امريكا و صهيونيزم بين المللى و ابر قدرت‏هاى شرق و غرب، بدون هيچ ملاحظه اى از ملت‏ها و كشورهاى اسلامى دفاع كنيد و مظالم دشمنان اسلام را بر ملا كنيد. برادران و خواهران مسلمان من! آگاهيد كه تمام منافع مادى و معنوى همگى ما را ابر قدرت‏هاى شرق و غرب مى‏برند و ما را در فقر و وابستگى سياسى، اقتصادى، فرهنگى و نظامى قرار داده‏اند. به خود آئيد و شخصيت اسلامى خود را بيابيد. زير بار ظلم نرويد و هشيارانه نقشه‏هاى شوم جهانخواران بين المللى را كه در راس آن امريكاست افشا كنيد.

    امروز قبله اول مسلمين، به دست اسرائيل اين غده سرطانى خاورميانه افتاده است، امروز برادران فلسطينى و لبنانى عزيز ما را با تمام قدرت مى‏كوبد و به خاك و خون مى‏كشد، امروز اسرائيل با تمام وسايل شيطانى تفرقه افكنى مى‏كند، بر هر مسلمانى لازم است كه خود را عليه اسرائيل مجهز كند. امروز كشورهاى آفريقائى مسلمان ما زير يوغ امريكا و ساير اجانب و سرسپردگان آنان دست و پا مى‏زنند.

    امروز افريقاى مسلمان صداى فرياد مظلومانه خود را هر چه بيشتر بلند مى‏كند. فلسفه حج بايد جوابگوى اين فريادهاى مظلومانه باشد. گردش به دور خانه خدا نشان دهنده اين است كه به غير از خدا، گرد ديگرى نگرديد و رجم و عقبات، رجم شياطين انس و جن است شما با رجم، با خداى خود عهد كنيد تا شياطين انس و ابر قدرت را از كشورهاى اسلامى عزيز برانيد.

    امروز جهان اسلام به دست امريكا گرفتار است. شما براى مسلمانان قاره‏هاى مختلف جهان پيامى از خداوند ببريد، پيامى كه به غير از خدا بردگى و بندگى هيچ كس را نداشته باشيد. اى مسلمانان جهان! واى پيروان مكتب توحيد! رمز تمام گرفتارى‏هاى كشورهاى اسلامى اختلاف كلمه و عدم هماهنگى است و رمز پيروزى وحدت كلمه و ايجاد هماهنگى است. خداوند تعالى در يك جمله بيان فرموده: و اعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا اعتصام به حبل الله، بيان هماهنگى جميع مسلمين است. همه براى اسلام و به سوى اسلام و براى مصالح مسلمين و گريز از تفرقه و جدائى و گروه‏گرائى كه اساس همه بدبختى‏ها و عقب افتادگى‏هاست. از خداوند متعال عظمت اسلام و مسلمين و وحدت كلمه مسلمانان جهان را خواستارم.

    والسلام على ائمه المسلمين و عباد الله الصالحين

    روح الله الموسوى الخمينى

    
    previos page menu page next page
    

  7. #807
    afsanah82
    مهمان

    پیش فرض

    
    previos page menu page next page
    

    صحيفه نور ج 9 صفحه 227

    تاريخ: 7/7/58

    بيانات امام خمينى در جمع كاركنان ارتوپدى اصفهان و اعضاى خانواده‏هاى شهدا

    بيدارى ملت مايه حفظ حيثيت اسلام و مسلمين‏

    بسم الله الرحمن الرحيم‏

    ديروز جمعى از معلولين اينجابودند كه ما ازاين جهت كه مواجه شديم، موجب تاثر وتاسف. و امروز كه شمامى گوئيد كه چهار ميليون در ايران معلولين هست و اين معلولين انقلاب زياد هست و اين موجب تاسف بسيار ماست كه ما يك چنين جوانانى كه در اين انقلاب معلول داشتيم و عده كثيرى هم اشخاصى بودند كه از بين رفته اند، منتها در مقابل يك چنين ضايعات آنچنان چيزى كه به دست آورديم به نظر مى‏آيد كه بيشتر باشد، براى اينكه حيثيت اسلام و حيثيت ملت ايران داشت پايمال مى‏شد، كوشش داشتند به اينكه حيثيت اسلام را ساقط كنند و ملت ما را هم همين طور، و خداوند تعالى خواست كه اين عمل آنها بوجود نيايد وملت ما را بيدار كرد به طورى كه همه قشرها كوشش كردند و با همت همه قشرها، چه دانشگاهى، چه روحانى، چه كارمند، چه بازارى، چه ادارى، همه اينها كوشش كردند تا بحمدالله اين توطئه شيطانى و اين سد طاغوتى را شكستند.

    چون امر براى خداست تحمل مصيبت آسان است‏

    و من اميدوارم كه خداوند به ما و همه شما توفيق دهد كه اين خلل‏هائى كه در ايران پيدا شده است بتوانيم پركنيم و اين معلولين انشاء الله شفا پيدا بكنند و معالجاتى كه لازم است براى آنها انجام گيرد.

    البته امثال شما كه در اين امر وارد هستيد و مواجه هم هستيد دائما با اين قشر معلولين و معلوم است كه روحيه شما متاثر مى‏شود از اينها، لكن كارتان اگر براى خدا باشد ارزنده است. اميدوارم به شماها سلامت و صحت بدهد كه در راه خير كوشا باشيد و همه نظرتان به اين باشد كه يك اشخاصى كه برادرهاى ما هستند، برادرهاى شما هستند و اينها در اين راه معلول شده‏اند، يا اينكه معلول بوده‏اند، اينها نجات پيدا بكنند و به آن اندازه كه مى‏توانيد به آنها خدمت بكنيد. اما راجع به آن تقاضائى كه داريد، ممكن است اين كاغذ پيش من است باشد تا من مطالعه كنم و مراجعه كنم انشاء الله بلكه انجام بگيرد انشاء الله و من از شما متشكرم و خداوند به همه شما صحت و عافيت عنايت كند.

    صحيفه نور ج 9 صفحه 228

    من به شما و ساير بازماندگان شهدا تسليت عرض مى‏كنم و شريك شما هستم در اين مصيبت‏ها و شريك ملت ايران در اين مصيبت‏هائى كه به آنان وارد شده است و مى‏شود. ولكن آن چيزى كه مصيبت‏ها را آسان مى‏كند اينست كه براى خداست و چون امر براى خداست بايد پشتيبانى از احكام خدا واز اسلام است، آسان مى‏شود همه امور. اولياء ماهم همه چيزشان را براى اسلام فدا مى‏كردند و فدا كردند - خداوند انشاء الله به شما صبر عنايت كند و آنها را رحمت كند.

    والسلام عليكم ورحمه الله وبركاته

    
    previos page menu page next page
    

  8. #808
    afsanah82
    مهمان

    پیش فرض

    
    previos page menu page next page
    

    صحيفه نور ج 9 صفحه 229

    تاريخ: 8/7/58

    بيانات امام خمينى در ديدار با كاركنان بنياد مستضعفان تهران‏

    اشكالتراشان نمى‏خواهند اين نهضت اسلامى به ثمر برسد

    بسم الله الرحمن الرحيم‏

    مسائلى كه گفتيد و هست با توجه به مشكلاتى كه هست بايد توجه كنيد كه وظيفه شما بسيار مهم است و مسائلى كه شما با آن سر و كار داريد مربوط به همه مستضعفين و بيت المال مسلمين است و بايد خيلى دقت داشته باشيد و شما بايد نهايت دقت و كوشش را نشان بدهيد، و شمائى كه سر و كارتان با يك اموال زيادى است و از آن طرف هم با مستضعفين، و از طرفى هم چشم‏هائى دوخته شده است كه اين نهضت را هر طورى هست آلوده‏اش بكنند. يك وقت انسان سر و كارش با يك عده اشخاصى است كه يا آن طرف بودند و يا اشخاص مومن بودند. اينجا اگر يك وقت اشتباهى مى‏شد، اشخاص بى طرف و اشخاص مومن تنبه مى‏كردند كه يك همچو اشتباهى واقع شده، يك وقت سر و كار شما با يك اشخاص اشكالتراش است. اشخاصى هستند كه مى‏خواهند يك نقطه ضعفى پيدا بكنند و آن را دامن بزنند و زياد جلوه بدهند، آن هم نظر به شما ندارند، نظر به اشخاص ندارند، نظر به مكتب دارند. اينها الان اشخاصى هستند در ايران از خارج هم هدايت مى‏شوند كه نمى‏خواهند اين نهضت، اين مكتب اسلامى نمى‏خواهند آنطورى كه هست در خارج تحقق پيدا بكند براى اينكه با تحقق او همه آمال و آرزوى چپاولگر نقش بر آب مى‏شود. اينها در صددند كه از هر چيز اشكال بكنند. يك وقت رفراندم پيدا مى‏شود همه ملت مى‏روند و راى مى‏دهند، معذلك اينها اشكال مى‏كنند مثلاً به زور بوده و حال آنكه همه مردم در مرئى و منظرشان بوده كه زورى در كار نبوده و به اختيار خودشان بوده. حالا كه مجلس خبرگان است و مردم با علم و اختيار خودشان اشخاصى را تعيين كردند، ديديم كه دائما مشغولند كه اشكال بكنند و مجلس را مجلس درستى ندانند، و اين چيزهائى كه دائما كتابچه مى‏نويسند و گاهى مقاله مى‏نويسند و فردا هم كه مجلس شورا را ملت ما انشاء الله با آزادى تمام، تمام اشخاص صحيح و اسلامى را انتخاب مى‏كنند، باز اينهائى كه با اصل اسلام موافق نيستند و با اسلامى‏اش موافق نيستند باز مناقشه خواهند كرد، فردايش هم كه مثلاً رئيس جمهور تعيين بشود به آن اشكال خواهند كرد، همه اينها در اين مشترك است كه نمى‏خواهند يك نهضت اسلامى به ثمر برسد، از اسلام مى‏ترسند، اينها همه در اين معنا مشتركند. شما ديديد كه وقتى اعلام شد جمهورى اسلامى، صدا در آمد كه اى واى، اسلامى‏اش را مى‏خواهيد چه كنيد؟ نخير، جمهورى دموكراتيك. اينها از اسلامى‏اش مى‏ترسند، از

    صحيفه نور ج 9 صفحه 230

    جمهورى نمى‏ترسند، چون كه جمهورى خيلى جاها هست و از جمهورى دموكراتيك هم نمى‏ترسند، دموكراسى غربى كه وارد است، اينهااز اسلامى‏اش مى‏ترسند، حالا يا واقعا اسلام را نشناخته‏اند و آنطورى كه غربى‏ها با نقشه‏هاى شيطانى خودشان اسلام را بد معرفى كرده‏اند مع‏الاسف بسيارى از جوان‏هاى ما و غير جوان‏ها گول خورده يا خودشان اشخاصى هستند كه گول نخورده‏اند جزء همان تيپى هستند كه نقشه مى‏كشند كه اسلام را كنار بگذارند. امروز كه يافتند كه يك قدرتى هست در مملكت، آن قدرت اسلام است، آن را با لعيان يافتند، يك مملكتى كه با هيچ بر همه قدرت‏ها غلبه كرد منتها بين راه است مى‏خواهند نگذارند اين قدرت به ثمر برسد. حالا ديگر بدتر از اول است براى اينكه يك مار زخم خورده هستند، فهميدند كه يك قدرتى در ايران هست كه با آن قدرت، ملت ايران مى‏تواند ابر قدرت‏ها را كنار بگذارد و قدرت شيطانى را كنار بگذارد، حالا بيشتر در صدد اين هستند كه اين را بشكنند.

    نظر ما اين است كه در همه بلاد حكومت اسلامى برقرار بشود

    و ما لهذا همه‏مان الان مسؤوليت بزرگى به عهده‏مان است. من كه طلبه‏ام اينجا مسؤوليت دارم، شماها هم به اينكه مشغول به اين فعاليت خصوصاً اين فعاليت حساسى كه سر و كارش با ماليات است، مردم بيشتر توجه به آن دارند و زودتر مى‏توانند تهمت بزنند. همه ما در برهه اى از زمان كه امر دائر بين پيروزى نهضت و خداى نخواسته شكست، كه تا آخر مثلاً شكست باشد نه شكست محدود، الان ما واقع هستيم در يك دو راهى كه يا پيروزى تا آخر انشاء الله و يا خداى نخواسته شكست تاآخر. ولهذا هر كس در هر كارى كه دارد و هر شخص و هر گروه هر كارى كه دارند، بايد خودشان را متوجه اين معنا بكنند كه سر و كارشان با حيثيت اسلام است. آن هم قضيه، قضيه مستضعفين است. قضيه، قضيه بنياد است. قضيه، قضيه اسلام است. سر و كار با حيثيت اسلام است كه الان به دست اين ملت است. اگر اين توانست اين حيثيت را حفظش بكند و اين ادعائى كه همه كرده‏اند كه جمهورى اسلامى بتواند اين ادعا را به ثبوت برساند كه يك جمهورى اسلامى با محتواى اسلامى است، پيروزى است تا آخر انشاء الله، تا آخر.

    اگر چنانچه اسلام به آن معنائى كه هست در ايران تحقق پيدا بكند، مطمئن باشيد كه كشورها يكى پس از ديگرى همين رويه را پيدا مى‏كنند، نمونه‏هايش هست. الان هم همان كارهاى خلافى كه در ايران واقع مى‏شد در بعضى كشورهاى ديگر شروع كرده‏اند و مشغولند، از خوف اينكه مبادا از ايران به آنجاها سرايت بكند لكن بى خود دست و پا مى‏زنند، سرايت مى‏كند. يعنى الان هر طايفه‏اى كه مى‏آيند اينجا، از ملت‏شان وقتى ذكر مى‏كنند مى‏گويند توجه به ايران دارند و همين معنا را مى‏خواهند تحقق بدهند، در عراق، در كويت و مصر و در همه جا. اگر خوب اين نقش را بازى بكنيم و اسلام به آنطورى كه هست در ايران پياده‏اش بكنيم علاوه بر اينكه خودمان انشاء الله پيروز هستيم تا آخر هم پيروز هستيم انشاء الله، از ما به ساير ملت‏ها، كه نظر ما به اين است كه همه بلاد اسلامى باشد و حكومت اسلامى

    صحيفه نور ج 9 صفحه 231

    برقرار بشود و حكومت عدل اسلامى در همه جا مستقر بشود. اگر ما با هوشيارى، با امانت با علاقه همانطورى كه علاقه ما را به اينجا رسانده، علاقه قشرهاى مختلف ملت به اين نظام اسلامى يك علاقه الهى بود كه در قلب مردم تحقق پيدا كرد و با دست غيبى اين علاقه در عموم مردم پيدا شد به طورى كه از بچه‏هائى كه تازه زبان باز كرده‏اند تا پيرمردهائى كه لب گور نشسته‏اند اينها همه با هم همصدا بودند و اسلام را مى‏خواستند اين علاقه به اسلام ما را پيروز كرد. الان ما مكلفيم كه حفظ كنيم اين حيثيت را، اين علاقه را حفظ كنيم و در خودمان تقويت كنيم، بدانيم اين معنا را كه سر و كار ما با خداست، سر و كار ما با خداى تبارك و تعالى است، به دست اوست همه چيز و با دست او اجراء مى‏شود. اين معنا را در قلب خودمان تقويت كنيم و تلقين كنيم به خودمان كه غير از اراده او چيز ديگر نمى‏تواند حاكم باشد و اراده او بود كه ما را به پيروزى نيمه كاره رساند. اگر چنانچه ما حفظ بكنيم آن جهاتى را كه بايد حفظ بكنيم، انشاء الله اين اراده محفوظ خواهد ماند و ما را به پيروزى نهائى خواهد رساند و پيروزى نهائى اين است كه همه بلاد، همه مستضعفين بر همه مستكبرين پيروز بشوند انشاء الله.

    راجع به كيفيت كار شما و وضعيت و چگونگى آن، اين چيزى نيست كه من بتوانم در آن نظرى بدهم و خود شما كه مشغول كار هستيد دقت كنيد و اگر مشكلاتى هم پيدا شد همان شوراى انقلابى هست و من هم دعاگوى شما هستم و خدمتگزار همه شما و همه ملت هستم و اميدوارم كه انشاء الله مؤفق و مويد باشيد و اين خدمت ارزنده را بدانيد يك ارزندگى زيادى پيش خداوند دارد خداوند تبارك و تعالى به مخلوق مستضعف نظر دارد و شما كه الان در خدمت يك همچو مخلوقى هستيد، يك همچو طايفه‏اى هستيد، به شما نظر دارد و اين را به طور شايسته، به طور دقيق عمل بكنيد و اجرش را هم از خدا بخواهيد. هيچ در نظرتان نباشد كه يك كسى به شما بگويد كه چه خوب عمل كرديد، يا يك كسى بگويد بد عمل كرديد نظر به اين باشد كه اين پيش خداى تبارك و تعالى مقبول باشد كه يك عبادتى است، عبادت پيش خدا مقبول باشد.

    انشاء الله خداوند همه شما را حفظ كند و همه مؤفق باشيد و اين را ادامه بدهيد كه يك راه انسانى اسلامى است. و من از همه‏تان متشكرم به اينكه يك همچو زحمتى را متحمل مى‏شويد. لكن زحمتى است كه براى اسلام و براى خداست و انشاء الله خداوند همه‏تان را تاييد كند.

    
    previos page menu page next page
    

  9. #809
    afsanah82
    مهمان

    پیش فرض

    
    previos page menu page next page
    

    صحيفه نور ج 9 صفحه 232

    تاريخ: 8/7/58

    بيانات امام خمينى در جمع گروهى از خواهران معلم و محصلين مشهد، آمل، آبادان‏

    خواهران در نهضت يك سهم بزرگ داشتند

    بسم الله الرحمن الرحيم‏

    من از اين خانم كوچك اول بايد تشكر كنم و از چيزى كه خواندند تقدير كنم و از همه خواهران كه از اطراف آمدند و از خراسان آمدند، از آمل آمدند، از آبادان آمدند تشكر مى‏كنم و دعاگوى همه انشاء الله هستم.

    ما بايد حساب اين مطلب را بكنيم كه آزادى كه اينها (شاه‏سابق) و اشخاصى كه الان هم در مسير او هستند، مى‏خواهند چه است و زن‏ها در غير زمان اين آدم چه نقشى داشتند و بعد از او چه نقشى و در زمان او چه. كسى كه تاريخ اين صد ساله را مطالعه كرده است، مى‏داند كه در جنبش‏هائى كه در ايران بوده است، جنبش‏هاى اصيلى كه در ايران بوده است قبل از اين دوره رژيم پهلوى، جنبش تنباكو، جنبش مشروطيت، زن‏ها همدوش با مردها فعاليت مى‏كردند، زن‏ها در جامعه بودند و با مردها راجع به امور سياسى و امور اجتماعى و گرفتارى‏هاى مملكت خودشان فعاليت مى‏كردند. همانطورى كه مردها آنوقت قيام مى‏كردند و قيام كردند براى اينكه قضيه تنباكو را كه همه چيز ما را به باد داده بود جلوگيرى از آن قرار داد بكنند، زن‏ها هم در آنوقت شريك بودند و در جنبش مشروطيت هم همانطور كه مردها فعاليت مى‏كردند زن‏ها هم فعاليت مى‏كردند. اين مال قبل از رژيم. بعد از سقوط اين و در حال سقوط و از نهضتى كه مسلمين كردند، ملت ما كردند، آنها را همه‏تان ملاحظه كرديد كه زن‏ها پيشقدم بودند، بلكه فعاليت زن‏ها در اين باب ارزشش بيشتر از فعاليت مردها بود براى اينكه همين خواهرها كه ريختند در خيابان‏ها و در مقابل توپ و تانك تظاهر كردند و مشت گره كردند، اينها مردها را قدرتشان را دو چندان كرد.

    وقتى مردها ببينند كه خانم‏ها آمدند در مقابل توپ و تانك، آنها بيشتر اقدام مى‏كنند و ما ديديم كه اين خواهرها در اين نهضت يك سهم بسيار بزرگ داشتند و در طول اين نهضت تا حالا كه در غياب رژيم سابق است، مى‏بينيم كه خانم‏ها در همه مسائل شركت دارند، در قضيه پاكسازى، قضيه جهاد سازندگى، در همه اين امور فعالانه شركت مى‏كنند و آزادانه.اين مال آن زمان و اين زمان كه تقصيلش را شما مى‏دانيد و محتاج به بيان نيست.

    صحيفه نور ج 9 صفحه 233

    نوكران اجانب با اسم آزادى و دموكراسى معارضه با اسلام و مسلمين مى‏كنند

    خوب، در زمان اين رژيم كه فرياد مى‏كردند كه آزاد زنان و آزاد مردان چه فعاليتى زن‏ها داشتند؟ فعاليتى كه ما از زن‏ها مى‏ديديم اين بود كه چندتايشان جمع بشوند بروند، با آن وضع فضيح بروند سرقبر رضاخان، آنجا تشكر كنند از اينكه ما را آزاد كرديد، چه جور آزاد كرد؟ چه كرد؟ فكر اين نيستند كه چه آزادى اينها به آنها اعطا كردند و تا چه اندازه اينها مى‏خواستند زن‏ها يا مردها آزاد باشند. بله، آنها يك آزادى را مى‏خواستند، حالا هم اين اشخاصى كه قلم دستشان است و بر ضد اسلام و بر ضد روحانيت چيز مى‏نويسند همين آزادى را مى‏خواهند و آن آزادى است كه ديكته شده است از غرب براى به فساد كشيدن جوان‏هاى ما. زن و مردشان را اينها مى‏خواهند كه آزاد باشند، زن‏ها براى اينكه در مجالس آنطورى كه تشكيل مى‏دادند و داشتند بروند، بروند آنجا و با آن وضع در حضور چشم‏هاى ناپاك مردها، آن وضع را درست كنند. اين نحو آزادى مى‏خواهند كه هم خواهرهاى ما را به فساد و تباهى بكشند و هم جوان‏هاى ما، مردهاى ما را به تباهى بكشند. اينها مى‏خواهند كه همه فحشا آزاد باشد، آزادى را در زمان ايشان كه آزادى زن و آزادى بود، كدام زن توانست راجع به مسائل روز يك كلمه بگويد و كدام مرد توانست كه راجع به گرفتارى‏هائى كه ملت ما از دست اجانب و از دست داخلى‏ها داشتند يك كلمه بنويسد؟ كدام مطبوعات ما آزاد بودند؟ كجا راديو و راديو تلويزيون آزاد بود؟ و مردم، جوان‏ها، دانشگاهى‏ها و طلاب علوم دينى كجا آزاد بودند؟ در اين پنجاه سال كه من شاهد قضايا بودم آزادى واقعى مفيد براى جامعه مسلوب بود، هيچ نداشتيم. يعنى زن‏ها آزاد نبودند كه راجع به مسائل جامعه فعاليت بكنند يا حرف بزنند راجع به گرفتارى‏هاى ملت، راجع به گرفتارى ملت به دست شرق و غرب، هيچ آزادى نبود، راجع به گرفتارى‏هاى ملت از دست دولت‏هاى دست نشانده يك كلمه آزاد نبودند كه صحبت كنند. پس ما سه قطعه از زمان را كه بعضى از آن را شما و همه‏اش را در تاريخ ثبت شده و مى‏شود، زمان سه قطعه، اين صد سال اخير سه قطعه دارد.

    از اول صد سال تا زمان مشروطه و بعد از مشروطه تا زمان رضاخان يك قطعه حساب بكنيم و وضع آنوقت و آزادى زن‏ها در آنوقت و آزادى مردم در آنوقت با اينكه آنوقت هم حكومتش فاسد بود آن را حساب كنيم، يك قطعه هم از بعد از رفتن اين رژيم يا در حال شكست اين رژيم كه ديگر نمى‏توانست كارى بكند، تا حالا هم يك قطعه حساب بكنيم. يك قطعه هم در زمان رژيم، از زمانى كه رضاخان كودتا كرد تا زمانى كه رژيم از بين رفت، قدرتش از بين رفت. اين سه حال را ما ملاحظه مى‏كنيم و عرضه مى‏كنيم به اينهائى كه حالا هم براى اين رژيم يا نظير آن رژيم اشك مى‏ريزند و با اسم آزادى و با اسم دموكراسى معارضه با اسلام و مسلمين مى‏كنند. ما عرضه مى‏كنيم اين سه قطعه از زمان را با اينكه قطعه سابقش هم كه در زمان قاجاريه بود و آنها، آنوقت هم مرضى اسلام نبود لكن آنوقت قدرت مسلمين زيادتر بود و حكومت، آن قدرت و غلبه را بر روحانيون اسلام نداشت ضعيف بود قدرتش در مقابل روحانيون و در مقابل ملت، با آن زمانى كه رضاخان آمد و قدرت به او دادند و قدرت پيدا كرد و سركوب كرد هم روحانيون را و هم ساير ملت را تا وقتى كه اين آدم رو به ضعف رفت، زمان

    صحيفه نور ج 9 صفحه 234

    قدرت اين را با قدرت او تا آنوقتى كه اين رفت رو به ضعف و رو به شكست، اين هم يك قطعه‏اى از زمان، قطعه سومش از بعد از شكست اين و رو به شكست رفتن اين تا حالا. ما حساب بكنيم كه آن آزادى كه زن‏ها و مردها در آن دو قطعه جلو و عقب داشتند، آن آزادى بود يا اين قطعه‏اى كه از زمان كودتاى رضاخان تا زمان رو به شكست رفتن پسرش بود، اين آزادى بود. آزادى كه در سابق بر او و حالا دارند يك آزادى است كه نافع براى كشور خودشان، براى اسلام، براى مسلمين، براى ملت خودشان است يعنى اينها آزادند كه در اجتماعات داخل بشوند، داخل هم شدند و مى‏بينيد، آزادند كه خدمت كنند به مملكت، خدمت كردند و مى‏كنند و داريد مى‏بينيد، آزادند كه در مصالح مملكت حرف بزنند، اشكال بكنند به دولت، اشكال بكنند به مقامات دولتى و غير دولتى، چنانچه كه ديديد الان اشكال كردند، آزادند در اين مسائل اجتماعى، در اين مسائل اساسى كه مربوط به مصلحت كشور خودتان و ملت خودتان است، هيچ قيد و بندى در كار نيست، مى‏بينيد. شما يك جا بياوريد كه بخواهيد يك صحبتى بكنيد كه راجع به مصلحت مملكت است (نه توطئه باشد كه بعضى مى‏كردند) يك عملى بكنيد كه مربوط به مصالح خودتان و مصالح كشور است، و آمدند دستشان را گرفتند كنار زدند و سر نيزه آمده حكومت كرده، همچو چيزى پيدا نمى‏كنيد. سابق هم فعاليتى كه زن‏ها داشتند، فعاليتى كه در هر گرفتارى كه حالا من دوتايش را از آن اسم بردم كه قضيه تنباكو و مشروطيت كه بيشتر از چيزهاى ديگر بود لكن در همه گرفتارى‏ها زن‏ها جلو مى‏افتادند و همراه با مردها و مسائلى را كه مربوط به مملكت خودشان بود مى‏گفتند و فرياد مى‏زدند و انجام مى‏دادند مسائلشان را. شما هم ديديد كه در اين قضيه سوم كه شما حاضر قضيه بوديد و فاعل بوديد، فعال بوديد، هيچ گرفتارى، جلوگيرى در كار نبود كه شما را جلوگيرى كنند از اينكه اجتماع نكنيد، جلوگيرى كنند كه - عرض مى‏كنم كه - بيرون نرويد، در بين مردم نرويد، فرياد نزنيد، مظالم را نگوييد. با همين فعاليت شما و آزادى شما بود كه اين پيروزى براى ملت ما نصيب شد.

    اما آن آزادى كه آنها مى‏خواستند و زمان رضاخان و پسرش مى‏خواستند و خصوصاً زمان دومى، آن آزادى نبود، آن تباه كردن ملت بود. آنجا هم شما آزادى را دو قسم كنيد، يك آزادى مطبوعات و راديو و تلويزيون و - عرض مى‏كنم كه - قلم‏ها و گفتارها و كتاب‏ها و اينها كه در راه مصلحت ملت و در راه مصلحت كشور انجام مى‏گرفت، تمام آنها سانسور بود، هيچ آزادى نبود براى اينكه گرفتارى ما از ناحيه خود دولت بود و ارباب‏هايش و اگر شما مى‏خواستيد يك صحبتى بكنيد، اول بايد بگوئيد كه رضاخان چه كرد و مسائلى - كه او - و خيانت‏هائى كه او كرده بود و جنايت‏هائى كه او كرده بود و خيانت‏هائى كه پسرش كرد، بايد اين را بگوئيد. يك كلمه آزاد نبوديد كه از اين مسائل بگوئيد، براى پليس هم شما نمى‏توانستيد كه يك كلمه انتقاد كنيد، يك كلمه انتقاد از دولت بكنيد، يك كلمه مطبوعات ما انتقاد از فرض كنيد كه ارتش بكند. هيچ همچو چيزى نبود، آزادى نافع كه براى مصلحت مملكت ما و كشور ما بود بكلى مسلوب بود، قلم‏ها را شكسته بودند، زبان‏ها را قطع كرده بودند و كسى حق اينكه يك كلمه صحبت بكند نداشت و بايد هر چه بگويند، هر چه در مطبوعات باشد، هر چه

  10. #810
    afsanah82
    مهمان

    پیش فرض

    
    previos page menu page next page
    

    صحيفه نور ج 9 صفحه 237

    تاريخ: 8/7/58

    بيانات امام خمينى در جمع روحانيون و رؤساى كاروان‏هاى حج

    شما بايد از عهده يك مسؤوليت بزرگى بر آييد، مسؤوليت حيثيت اسلام‏

    بسم الله الرحمن الرحيم‏

    من چند كلمه به طور اختصار به آقايان روحانيونى كه در كاروان هستند و به روساى كاروان‏ها عرض مى‏كنم. مطلب راجع به همه حجاج بيت الله الحرام هم هست و او اين است كه بايد آقايان متذكر باشند كه حج امسال غير از حج سال‏هاى سابق است. سال‏هاى سابق در اين سنين اخير، حجى بود كه با كاروان‏هاى طاغوتى و يا منتخبين از طرف طاغوت مى رفتند و در خدمت طاغوت بسيارى از آنها بودند و اگر چنانچه در آنجا چه از معممين و چه از روساى كاروان خطائى سر مى‏زد اين خطاى طاغوت بود، به اسلام لطمه‏اى وارد نمى‏كرد بلكه تحكيم اسلام بود. امسال همانطورى كه همه دستگاه‏ها متحول به دستگاه اسلامى بايد بشود، يكى از چيزهائى كه بسيار مهم است همين كاروان‏هاى حج است كه در امسال چشم‏ها دوخته شده است كه ببينند فرق امسال و سال‏هاى سابق چيست. آيا اينها كه ادعا مى‏كنند كه رژيم طاغوت رفته است و جمهورى اسلامى پيدا شده است، آيا اينهائى كه الان نمايندگان دولت هستند، منتخبين دولت اسلامى هستند، منتخبين علماء بلاد هستند، آيا آنها همانطورى كه اسم‏شان اقتضا مى‏كند، واقع‏شان هم آنطورند؟ اعمالشان مطابق با ادعاست؟ يا همان ادعاست كه جمهورى اسلامى و كاروان‏هاى حج منتخب از جمهورى اسلامى؟ امروز يك امرى است كه شما بايد از عهده يك مسؤوليت بزرگى بر آئيد، مسؤوليت حيثيت اسلام. اگر در زمان طاغوت يك معمم كارى انجام مى داد، مى‏گفتند كه طاغوتى است. امروز نمى‏گويند طاغوتى است، مى گويند اسلامى است. اگر خداى نخواسته شما در اين حجى كه مشرف مى‏شويد و در اين حج مواقعى كه در حضور مسلمين، همه مسلمين داريد، اگر وضع شما با وضع سابق در زمان طاغوت فرق نكند در عالم منعكس مى‏شود كه اسم جمهورى است و معنا رژيم طاغوتى. آبروى اسلام را ممكن است كه شما از بين ببريد و آبروى اسلام را ممكن است انشاء الله حفظ كنيد.

    سفر حج سفر كسب نيست، سفر الى الله است‏

    توجه داشته باشيد كه سفر حج سفر كسب نيست، سفر تحصيل دنيا نيست، سفر الى الله است. شما داريد به طرف خانه خدا مى‏رويد، تمام امورى كه داريد انجام مى‏دهيد به طور الوهيت بايد انجام

    صحيفه نور ج 9 صفحه 238

    بدهيد. سفرتان از اينجا كه شروع مى‏شود وفد الى الله است، سفر به سوى خداى تبارك و تعالى است. بايد همانطورى كه مسافرين الى الله مثل انبيا عليهم السلام و بزرگان از دين ما مسافرتشان الى الله در تمام زمان حياتشان بوده است و يك قدم تخلف نمى‏كردند از آن چيزى كه برنامه وصول الى الله بوده‏است، شماهم الان وفود الى الله داريد مى‏رويد. شما در آنجا كه مى‏رويد، در ميقات كه مى‏رويد لبيك به خدا مى‏گوئيد، يعنى تو دعوت كردى و ما اجابت. مبادا يك عملى انجام بدهيد كه خداى تبارك و تعالى بفرمايد كه خير، شما را من قبول ندارم براى اينكه شما اسلامى نيستيد. مبادا اين سفر را سفر تجارت قرار بدهيد و امور تجارى در اين سفر مطرح باشد پيش‏تان، چه آقايان اهل علم و چه كاروان‏ها و چه روساى كاروان‏ها و چه ساير حجاج، سفر، سفر الى الله است نه سفر به سوى دنيا، آلوده به دنيا بكنيد.

    اين سفر الهى را شما مى‏رويد رجم شيطان مى‏كنيد. اگر چنانچه خداى نخواسته خودتان از جنود شيطان باشيد رجم خودتان را هم مى‏كنيد. شما بايد رحمان رحمان بشويد تا رجمتان رجم رحمان و جنود رحمان به شيطان باشد. شما وقوف مى‏كنيد در اين مواقف كريمه و وقوف در اين مواقف كريمه آلوده بشود به يك معصيتى، به يك خلافى، به يك چيزى كه علاوه بر اينكه پيش خدا آبرو از دست برود پيش دنيا آبروى اسلام دست برود. امروز آبروى اسلام بسته به وجود شماست كه مى‏رويد دستجمعى در اين مواقف كريمه و ساير مسلمين شما را مشاهده مى‏كنند. شما بايد الگو باشيد براى جمهورى اسلامى، چه روحانيون و چه روساى كاروان‏ها و چه سائر حجاج. امسال حج نمونه است، حج جمهورى اسلامى است نه حج رژيم طاغوتى. شرف زياد و مسؤوليت زيادتر است، مسؤوليت همه داريم در مقابل اسلام. امروز نه شما تنها، همه قشرهاى ملت، دولت، ملت، همه مسوولند در مقابل خداى تبارك و تعالى و در اسلام. با اينكه مدعى هستيم جمهورى اسلامى و رژيم طاغوتى رفت و به جاى او جمهورى اسلامى آمد، ما بايد اثبات كنيم اين مطلب را كه تغيير كرده است، تحول حاصل شده است در همه چيز. اگر بنا باشد كه در دولت كه مى‏رويم تحول نشده باشد، شما كه كاروان هستيد تحول نشده باشد، شما كه روحانى كاروان‏ها هستيد تحول پيدا نكرده باشيد، اگر اينطور باشد همان رژيم است و همان مسائل طاغوتى، منتها اسم را ما عوض كرديم. ما مى‏خواهيم انشاء الله محتوا عوض بشود، تغيير بشود رژيم طاغوتى به همه محتوا به رژيم انسانى اسلامى، به همه محتوا. بسيار بايد متوجه باشيد، از خودتان بسيار پاسبانى بكنيد اين سفر را سفر الى الله حساب بكنيد و بدانيد با اين سفر ممكن است كه شما يك آبروى بسيار زياد پيش خداى تبارك و تعالى پيدا كنيد، و ممكن است خداى نخواسته سقوط پيدا كنيد.

    از خداى تبارك و تعالى سلامت و سعادت و عزت همه شما را مى‏خواهم، و از خداى تبارك و تعالى عظمت اسلام و عزت اسلام و قدرت اسلام را مى‏خواهم.

    والسلام عليكم ورحمه الله و بركاته

    
    previos page menu page next page
    

صفحه 81 از 208 نخستنخست ... 317177787980818283848591131181 ... آخرینآخرین

برچسب ها برای این تاپیک

علاقه مندی ها (بوک مارک ها)

علاقه مندی ها (بوک مارک ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

http://www.worldup.ir/