صفحه 78 از 90 نخستنخست ... 286874757677787980818288 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 771 تا 780 , از مجموع 900

موضوع: دیوان اشعار سعدی

  1. #771
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4892
    Array

    پیش فرض

    شمع ارچه به گریه جانگدازی می‌کرد

    گریه زده خندهٔ مجازی می‌کرد


    آن شوخ سرش را ببریدند و هنوز

    استاده بد و زبان‌درازی می‌کرد



    ای باد چو عزم آن زمین خواهی کرد

    رخ در رخ یار نازنین خواهی کرد


    از ماش بسی دعا و خدمت برسان

    گو یاد ز دوستان چنین خواهی کرد؟

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



  2. #772
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4892
    Array

    پیش فرض

    آن دوست که آرام دل ما باشد

    گویند که زشتست بهل تا باشد


    شاید که به چشم کس نه زیبا باشد

    تا یاری از آن من تنها باشد




    آن را که جمال ماه پیکر باشد

    در هرچه نگه کند منور باشد


    آیینه به دست هرکه ننماید نور

    از طلعت بی‌صفای او در باشد

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



  3. #773
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4892
    Array

    پیش فرض

    آن را که نظر به سوی هر کس باشد

    در دیدهٔ صاحبنظران خس باشد


    قاضی به دو شاهد بدهد فتوی شرع

    در مذهب عشق شاهدی بس باشد



    هر سرو که در بسیط عالم باشد

    شاید که به پیش قامتت خم باشد


    از سرو بلند هرگز این چشم مدار

    بالای دراز را خرد کم باشد

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



  4. #774
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4892
    Array

    پیش فرض

    گر دست تو در خون روانم باشد

    مندیش که آن دم غم جانم باشد


    گویم چه گناه از من مسکین آمد

    کو خسته شد از من غم آنم باشد



    بیچاره کسی که بر تو مفتون باشد

    دور از تو گرش دلیست پر خون باشد


    آن کش نفسی قرار بی‌روی تو نیست

    اندیش که بی‌تو مدتی چون باشد

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



  5. #775
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4892
    Array

    پیش فرض

    آهو بره را که شیر در پی باشد

    بیچاره چه اعتماد بر وی باشد؟


    این ملح در آب چند بتواند بود

    وین برف در آفتاب تا کی باشد؟



    ما را به چه روی از تو صبوری باشد

    یا طاقت دوستی و دوری باشد


    جایی که درخت گل سوری باشد

    جوشیدن بلبلان ضروری باشد

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



  6. #776
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4892
    Array

    پیش فرض

    مشنو که مرا از تو صبوری باشد

    یا طاقت دوستی و دوری باشد


    لیکن چه کنم گر نکنم صبر و شکیب؟

    خرسندی عاشقان ضروری باشد



    آن خال حسن که دیدمی خالی شد

    وان لعبت با جمال جمالی شد


    چال زنخش که جان درو می‌آسود

    تا ریش برآورد سیه چالی شد

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



  7. #777
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4892
    Array

    پیش فرض

    دانی که چرا بر دهنم راز آمد

    مرغ دلم از درون به پرواز آمد؟


    از من نه عجب که هاون رویین‌تن

    از یار جفا دید و به آواز آمد





    روزی نظرش بر من درویش آمد

    دیدم که معلم بداندیش آمد


    نگذاشت که آفتاب بر من تابد

    آن سایه گران چو ابر در پیش آمد

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



  8. #778
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4892
    Array

    پیش فرض

    گفتم شب وصل و روز تعطیل آمد

    کان شوخ دوان دوان به تعجیل آمد


    گفتم که نمی‌نهی رخی بر رخ من

    گفتا برو ابلهی مکن پیل آمد




    وقت گل و روز شادمانی آمد

    آن شد که به سرما نتوانی آمد


    رفت آنکه دلت به مهر ما گرم نبود

    سرما شد و وقت مهربانی آمد

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



  9. #779
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4892
    Array

    پیش فرض

    در چشم من آمد آن سهی سرو بلند

    بربود دلم ز دست و در پای افکند


    این دیدهٔ شوخ می‌برد دل به کمند

    خواهی که به کس دل ندهی دیده ببند



    در خرقهٔ توبه آمدم روزی چند

    چشمم به دهان واعظ و گوش به پند


    ناگاه بدیدم آن سهی سرو بلند

    وز یاد برفتم سخن دانشمند

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



  10. #780
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4892
    Array

    پیش فرض

    گویند مرو در پی آن سرو بلند

    انگشت نمای خلق بودن تا چند؟


    بی‌فایده پندم مده ای دانشمند

    من چون نروم که می‌برندم به کمند؟




    کس با تو عدو محاربت نتواند

    زیرا که گرفتار کمندت ماند


    نه دل دهدش که با تو شمشیر زند

    نه صبر کها ز تو روی برگرداند

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



صفحه 78 از 90 نخستنخست ... 286874757677787980818288 ... آخرینآخرین

علاقه مندی ها (بوک مارک ها)

علاقه مندی ها (بوک مارک ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

http://www.worldup.ir/