صفحه 73 از 90 نخستنخست ... 236369707172737475767783 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 721 تا 730 , از مجموع 900

موضوع: دیوان اشعار سعدی

  1. #721
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4892
    Array

    پیش فرض

    ذوقی چنان ندارد بی دوست زندگانی

    دودم به سر برآمد زین آتش نهانی


    شیراز در نبسته‌ست از کاروان ولیکن

    ما را نمی‌گشایند از قید مهربانی


    اشتر که اختیارش در دست خود نباشد

    می‌بایدش کشیدن باری به ناتوانی


    خون هزار وامق خوردی به دلفریبی

    دست از هزار عذرا بردی به دلستانی


    صورت نگار چینی بی خویشتن بماند

    گر صورتت ببیند سر تا به سر معانی


    ای بر در سرایت غوغای عشقبازان

    همچون بر آب شیرین آشوب کاروانی


    تو فارغی و عشقت بازیچه می‌نماید

    تا خرمنت نسوزد تشویش ما ندانی


    می‌گفتمت که جانی دیگر دریغم آید

    گر جوهری به از جان ممکن بود تو آنی


    سروی چو در سماعی بدری چو در حدیثی

    صبحی چو در کناری شمعی چو در میانی


    اول چنین نبودی باری حقیقتی شد

    دی حظ نفس بودی امروز قوت جانی


    شهر آن توست و شاهی فرمای هر چه خواهی

    گر بی عمل ببخشی ور بی‌گنه برانی


    روی امید سعدی بر خاک آستانست

    بعد از تو کس ندارد یا غایه الامانی

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



  2. #722
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4892
    Array

    پیش فرض

    کبر یک سو نه اگر شاهد درویشانی

    دیو خوش طبع به از حور گره پیشانی


    آرزو می‌کندم با تو دمی در بستان

    یا به هر گوشه که باشد که تو خود بستانی


    با من کشته هجران نفسی خوش بنشین

    تا مگر زنده شوم زان نفس روحانی


    گر در آفاق بگردی بجز آیینه تو را

    صورتی کس ننماید که بدو می‌مانی


    هیچ دورانی بی فتنه نگویند که بود

    تو بدین حسن مگر فتنه این دورانی


    مردم از ترس خدا سجده رویت نکنند

    بامدادت که ببینند و من از حیرانی


    گرم از پیش برانی و به شوخی نروم

    عفو فرمای که عجزست نه بی فرمانی


    نه گزیرست مرا از تو نه امکان گریز

    چاره صبرست که هم دردی و هم درمانی


    بندگان را نبود جز غم آزادی و من

    پادشاهی کنم ار بنده خویشم خوانی


    زین سخن‌های دلاویز که شرح غم توست

    خرمنی دارم و ترسم به جوی نستانی


    تو که یک روز پراکنده نبودست دلت

    صورت حال پراکنده دلان کی دانی


    نفسی بنده نوازی کن و بنشین ار چند

    آتشی نیست که او را به دمی بنشانی


    سخن زنده دلان گوش کن از کشته خویش

    چون دلم زنده نباشد که تو در وی جانی


    این توانی که نیایی ز در سعدی باز

    لیک بیرون روی از خاطر او نتوانی

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



  3. #723
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4892
    Array

    پیش فرض

    ندانمت به حقیقت که در جهان به که مانی

    جهان و هر چه در او هست صورتند و تو جانی


    به پای خویشتن آیند عاشقان به کمندت

    که هر که را تو بگیری ز خویشتن برهانی


    مرا مپرس که چونی به هر صفت که تو خواهی

    مرا مگوی که چه نامی به هر لقب که تو خوانی


    چنان به نظره اول ز شخص می‌ببری دل

    که باز می‌نتواند گرفت نظره ثانی


    تو پرده پیش گرفتی و ز اشتیاق جمالت

    ز پرده‌ها به درافتاد رازهای نهانی


    بر آتش تو نشستیم و دود شوق برآمد

    تو ساعتی ننشستی که آتشی بنشانی


    چو پیش خاطرم آید خیال صورت خوبت

    ندانمت که چه گویم ز اختلاف معانی


    مرا گناه نباشد نظر به روی جوانان

    که پیر داند مقدار روزگار جوانی


    تو را که دیده ز خواب و خمار باز نباشد

    ریاضت من شب تا سحر نشسته چه دانی


    من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندانم

    تو می‌روی به سلامت سلام من برسانی


    سر از کمند تو سعدی به هیچ روی نتابد

    اسیر خویش گرفتی بکش چنان که تو دانی

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



  4. #724
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4892
    Array

    پیش فرض

    نگویم آب و گلست آن وجود روحانی

    بدین کمال نباشد جمال انسانی


    اگر تو آب و گلی همچنان که سایر خلق

    گل بهشت مخمر به آب حیوانی


    به هر چه خوبتر اندر جهان نظر کردم

    که گویمش به تو ماند تو خوبتر ز آنی


    وجود هر که نگه می‌کنم ز جان و جسد

    مرکبست و تو از فرق تا قدم جانی


    گرت در آینه سیمای خویش دل ببرد

    چو من شوی و به درمان خویش درمانی


    دلی که با سر زلفت تعلقی دارد

    چگونه جمع شود با چنان پریشانی


    مرا که پیش تو اقرار بندگی کردم

    رواست گر بنوازی و گر برنجانی


    ولی خلاف بزرگان که گفته‌اند مکن

    بکن هر آن چه بشاید نه هر چه بتوانی


    طمع مدار که از دامنت بدارم دست

    به آستین ملالی که بر من افشانی


    فدای جان تو گر من فدا شوم چه شود

    برای عید بود گوسفند قربانی


    روان روشن سعدی که شمع مجلس توست

    به هیچ کار نیاید گرش نسوزانی

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



  5. #725
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4892
    Array

    پیش فرض

    نه طریق دوستانست و نه شرط مهربانی

    که به دوستان یک دل سر دست برفشانی


    دلم از تو چون برنجد که به وهم درنگنجد

    که جواب تلخ گویی تو بدین شکردهانی


    نفسی بیا و بنشین سخنی بگو و بشنو

    که به تشنگی بمردم بر آب زندگانی


    غم دل به کس نگویم که بگفت رنگ رویم

    تو به صورتم نگه کن که سرایرم بدانی


    عجبت نیاید از من سخنان سوزناکم

    عجب است اگر بسوزم چو بر آتشم نشانی؟


    دل عارفان ببردند و قرار پارسایان

    همه شاهدان به صورت تو به صورت و معانی


    نه خلاف عهد کردم که حدیث جز تو گفتم

    همه بر سر زبانند و تو در میان جانی


    اگرت به هر که دنیا بدهند حیف باشد

    و گرت به هر چه عقبی بخرند رایگانی


    تو نظیر من ببینی و بدیل من بگیری

    عوض تو من نیابم که به هیچ کس نمانی


    نه عجب کمال حسنت که به صد زبان بگویم

    که هنوز پیش ذکرت خجلم ز بی زبانی


    مده ای رفیق پندم که نظر بر او فکندم

    تو میان ما ندانی که چه می‌رود نهانی


    مزن ای عدو به تیرم که بدین قدر نمیرم

    خبرش بگو که جانت بدهم به مژدگانی


    بت من چه جای لیلی که بریخت خون مجنون

    اگر این قمر ببینی دگر آن سمر نخوانی


    دل دردمند سعدی ز محبت تو خون شد

    نه به وصل می‌رسانی نه به قتل می‌رهانی

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



  6. #726
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4892
    Array

    پیش فرض

    همه کس را تن و اندام و جمالست و جوانی

    وین همه لطف ندارد تو مگر سرو روانی


    نظر آوردم و بردم که وجودی به تو ماند

    همه اسمند و تو جسمی همه جسمند و تو جانی


    تو مگر پرده بپوشی و کست روی نبیند

    ور همین پرده زنی پرده خلقی بدرانی


    تو ندانی که چرا در تو کسی خیره بماند

    تا کسی همچو تو باشد که در او خیره بمانی


    نوک تیر مژه از جوشن جان می‌گذرانی

    من تنک پوست نگفتم تو چنین سخت کمانی


    هر چه در حسن تو گویند چنانی به حقیقت

    عیبت آنست که با ما به ارادت نه چنانی


    رمقی بیش نماندست گرفتار غمت را

    چند مجروح توان داشت بکش تا برهانی


    بیش از این صبر ندارم که تو هر دم بر قومی

    بنشینی و مرا بر سر آتش بنشانی


    گر بمیرد عجب ار شخص و دگر زنده نباشد

    که برانی ز در خویش و دگربار بخوانی


    سعدیا گر قدمت راه به پایان نرساند

    باری اندر طلبش عمر به پایان برسانی

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



  7. #727
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4892
    Array

    پیش فرض

    چرا به سرکشی از من عنان بگردانی

    مکن که بیخودم اندر جهان بگردانی


    ز دست عشق تو یک روز دین بگردانم

    چه گردد ار دل نامهربان بگردانی


    گر اتفاق نیفتد قدم که رنجه کنی

    به ذکر ما چه شود گر زبان بگردانی


    گمان مبر که بداریم دستت از فتراک

    بدین قدر که تو از ما عنان بگردانی


    وجود من چو قلم سر نهاده بر خط توست

    بگردم ار به سرم همچنان بگردانی


    اگر قدم ز من ناشکیب واگیری

    و گر نظر ز من ناتوان بگردانی


    ندانمت ز کجا آن سپر به دست آید

    که تیر آه من از آسمان بگردانی


    گرم ز پای سلامت به سر دراندازی

    ورم ز دست ملامت به جان بگردانی


    سر ارادت سعدی گمان مبر هرگز

    که تا قیامت از این آستان بگردانی

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



  8. #728
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4892
    Array

    پیش فرض

    فرخ صباح آن که تو بر وی نظر کنی

    فیروز روز آن که تو بر وی گذر کنی


    آزاد بنده‌ای که بود در رکاب تو

    خرم ولایتی که تو آن جا سفر کنی


    دیگر نبات را نخرد مشتری به هیچ

    یک بار اگر تبسم همچون شکر کنی


    ای آفتاب روشن و ای سایه همای

    ما را نگاهی از تو تمامست اگر کنی


    من با تو دوستی و وفا کم نمی‌کنم

    چندان که دشمنی و جفا بیشتر کنی


    مقدور من سریست که در پایت افکنم

    گر زان که التفات بدین مختصر کنی


    عمریست تا به یاد تو شب روز می‌کنم

    تو خفته‌ای که گوش به آه سحر کنی


    دانی که رویم از همه عالم به روی توست

    زنهار اگر تو روی به رویی دگر کنی


    گفتی که دیر و زود به حالت نظر کنم

    آری کنی چو بر سر خاکم گذر کنی


    شرطست سعدیا که به میدان عشق دوست

    خود را به پیش تیر ملامت سپر کنی


    وز عقل بهترت سپری باید ای حکیم

    تا از خدنگ غمزه خوبان حذر کنی

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



  9. #729
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4892
    Array

    پیش فرض

    سرو ایستاده به چو تو رفتار می‌کنی

    طوطی خموش به چو تو گفتار می‌کنی


    کس دل به اختیار به مهرت نمی‌دهد

    دامی نهاده‌ای که گرفتار می‌کنی


    تو خود چه فتنه‌ای که به چشمان ترک مست

    تاراج عقل مردم هشیار می‌کنی


    از دوستی که دارم و غیرت که می‌برم

    خشم آیدم که چشم به اغیار می‌کنی


    گفتی نظر خطاست تو دل می‌بری رواست

    خود کرده جرم و خلق گنهکارمی‌کنی


    هرگز فرامشت نشود دفتر خلاف

    با دوستان چنین که تو تکرار می‌کنی


    دستان به خون تازه بیچارگان خضاب

    هرگز کس این کند که تو عیار می‌کنی


    با دشمنان موافق و با دوستان به خشم

    یاری نباشد این که تو با یار می‌کنی


    تا من سماع می‌شنوم پند نشنوم

    ای مدعی نصیحت بی‌کار می‌کنی


    گر تیغ می‌زنی سپر اینک وجود من

    صلحست از این طرف که تو پیکار می‌کنی


    از روی دوست تا نکنی رو به آفتاب

    کز آفتاب روی به دیوار می‌کنی


    زنهار سعدی از دل سنگین کافرش

    کافر چه غم خورد چو تو زنهار می‌کنی

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



  10. #730
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4892
    Array

    پیش فرض

    دیدار می‌نمایی و پرهیز می‌کنی

    بازار خویش و آتش ما تیز می‌کنی


    گر خون دل خوری فرح افزای می‌خوری

    ور قصد جان کنی طرب انگیز می‌کنی


    بر تلخ عیشی من اگر خنده آیدت

    شاید که خنده شکرآمیز می‌کنی


    حیران دست و دشنه زیبات مانده‌ام

    کآهنگ خون من چه دلاویز می‌کنی


    سعدی گلت شکفت همانا که صبحدم

    فریاد بلبلان سحرخیز می‌کنی

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



صفحه 73 از 90 نخستنخست ... 236369707172737475767783 ... آخرینآخرین

علاقه مندی ها (بوک مارک ها)

علاقه مندی ها (بوک مارک ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

http://www.worldup.ir/