صفحه 6 از 13 نخستنخست ... 2345678910 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 129

موضوع: زندگینامه ::..و آثار ::.. استاد قیصر امین پور

  1. #51
    عضو سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    هر جا که دل خوش باشه
    نوشته ها
    9,369
    تشکر تشکر کرده 
    12,680
    تشکر تشکر شده 
    7,551
    تشکر شده در
    3,656 پست
    قدرت امتیاز دهی
    3150
    Array

    پیش فرض

    سفر ایستگاه


    قطار می رود
    تو می روی
    تمام ایستگاه می رود

    ومن جقدر ساده ام
    که سال های سال
    در انتظار تو
    کنار این قطارِ رفته ایستاده ام
    و همچنان
    به نرده های ایستگاهِ رفته
    تکيه داده ام

    معنای زندگی


    ای فرصت نسیم برای وزندگی
    پروانه ی پرنده برای پرندگی

    ای اهتزاز روح به بوی نسیم دوست
    امکانِ دل برای تکان و تپندگی

    لیلایی تو را همه مجنون کوه و دشت:
    بادِ دوندگی و غزالِ رمندگی

    در بند خویش بودن معنای عشق نیست
    چونانکه زنده بودن ، معنای زندگی

    غرقِ عرق ز دست دلِ سرکش خودم
    شرمندگی است پیش تو اظهار بندگی
    وقتی با خدا گل یا پوچ بازی می کنی ، نترس ، تو برنده ای

    چون خدا همیشه دو دستش پره


    [SIGPIC][/SIGPIC]

  2. #52
    عضو سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    هر جا که دل خوش باشه
    نوشته ها
    9,369
    تشکر تشکر کرده 
    12,680
    تشکر تشکر شده 
    7,551
    تشکر شده در
    3,656 پست
    قدرت امتیاز دهی
    3150
    Array

    پیش فرض

    همزاد عاشقان جهان ( 1 )
    پاره ای از یک منظومه

    هرچند عاشقان قدیمی
    از روزگار پیشین
    تا حال
    از درس و مدرسه
    از قیل و قال
    بیزار بوده اند
    اما
    اعجاز ما همین است :
    ما عشق را به مدرسه بردیم
    در امتداد راهرویی کوتاه
    در یک کتابخانۀ کوچک
    بر پلۀ سنگی دانشگاه

    و میله های سرد و فلزی
    گل داد و سبز شد

    ***

    آن روز، روز چندم اردیبهشت
    یا چند شنبه بود
    نمی دانم
    آن روز هر چه بود
    از روزهای آخر پاییز
    یا آخر زمستان
    فرقی نمی کند
    زیرا
    ما هردو در بهار
    - در یک بهار –
    چشم به دنیا گشوده ایم
    ما هر دو
    در یک بهار چشم به هم دوختیم
    آنگاه ناگهان
    متولد شدیم
    و نام تازه ای
    برخود گذاشتیم
    فرقی نمی کند
    آن فصل
    - فصلی که می توان متولد شد –
    حتماً بهار باید باشد
    و نام تازۀ ما، حتماً دیوانه وار باید باشد

    ***

    فرقی نمی کند
    امروز هم
    ما هرچه بوده ایم، همانیم
    ما باز می توانیم
    هر روز ناگهان متولد شویم
    ما
    همزاد عاشقان جهانیم...

    آینه های ناگهان

    از سروده های 67 تا 71

    وقتی با خدا گل یا پوچ بازی می کنی ، نترس ، تو برنده ای

    چون خدا همیشه دو دستش پره


    [SIGPIC][/SIGPIC]

  3. #53
    عضو سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    هر جا که دل خوش باشه
    نوشته ها
    9,369
    تشکر تشکر کرده 
    12,680
    تشکر تشکر شده 
    7,551
    تشکر شده در
    3,656 پست
    قدرت امتیاز دهی
    3150
    Array

    پیش فرض

    همزاد عاشقان جهان ( 2 )

    امروز هم
    ما هرچه بوده ایم، همانیم
    ما صوفیان سادۀ سرگردان
    درویش های گمشدۀ دوره گرد
    حتی درون خانۀ خود هم
    مهمانیم
    اما کجاست
    خرقه و کشکول ما؟
    می خواهم از کنار خودم برخیزم
    تا با تو در سماع درآیم
    این دفتر سفید قدیمی
    این صفحه
    خانقاه من و توست

    وقتی پشت میز خود بنشینم
    وقتی تو
    در هیئت الهۀ الهام
    آرام و بی صدا
    مثل پری شناور در باد
    یا مثل سایه پشت سرم راه می روی
    ودفتر و مداد و کتابم را
    که در کف اتاق پراکنده اند
    از روی فرش کوچکمان جمع می کنی
    بی آنکه گرد هیچ صدایی
    بر لحظۀ سرودن من سایه افکند
    آرامش حضور تو عطر خیال را
    بر خلسه وار خلوت من می پراکند

    و خرقۀ تبرک من دستهای توست
    پس
    گاهی بیا و پشت سرم لحظه ای بمان
    دستی به روی شانۀ من بگذار
    تا از فراز شانۀ من
    این سطرهای درهم و برهم
    این شعرهای مبهم خط خورده را
    در دفترم بخوانی
    تا سطرهای تار
    روشن شوند
    تا من قلم به دست تو بسپارم
    تا تو به دست من بنویسی
    بعد...
    - یک استکان چای!
    ( پس از خستگی )
    - این هم شراب خانگی ما!
    - بی ترس محتسب

    آنگاه درخانقاه گرم نگاه تو
    ما هردو بال در بال
    بر سطرهای آبی این دفتر سفید
    پرواز می کنیم
    این اوج ارتفاع من و توست!

    در دود عود و اسفند
    همراه واژه های رها در هوا
    رقص نگاه ما چه تماشایی است!

    این حلقۀ سماع من و توست!

    گلها همه آفتابگردانند

    اسفند 69

    وقتی با خدا گل یا پوچ بازی می کنی ، نترس ، تو برنده ای

    چون خدا همیشه دو دستش پره


    [SIGPIC][/SIGPIC]

  4. #54
    عضو سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    هر جا که دل خوش باشه
    نوشته ها
    9,369
    تشکر تشکر کرده 
    12,680
    تشکر تشکر شده 
    7,551
    تشکر شده در
    3,656 پست
    قدرت امتیاز دهی
    3150
    Array

    پیش فرض

    تفال

    اما چرا
    هی هر چه اتفاقی
    قندان و استکان ها را
    در
    سینی می چینم
    یا هر چه کفشهایم را...
    جفت می شوند

    در گوش من
    دیگر صدای زنگ نمی آید؟

    پر پر شکفتن

    وقتی
    آ« دستهای بی سرانجام

    لبخند های رو به فردا را

    از شاخه چیدند

    و سیبهای سبز

    در باغهای رو به باران

    بر خاک افتادند
    تنها
    رگبرگهای رو به زردی را از چشم ما دیدند
    وقتی با خدا گل یا پوچ بازی می کنی ، نترس ، تو برنده ای

    چون خدا همیشه دو دستش پره


    [SIGPIC][/SIGPIC]

  5. #55
    عضو سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    هر جا که دل خوش باشه
    نوشته ها
    9,369
    تشکر تشکر کرده 
    12,680
    تشکر تشکر شده 
    7,551
    تشکر شده در
    3,656 پست
    قدرت امتیاز دهی
    3150
    Array

    پیش فرض

    قرار داد

    ای درخت آشنا
    شاخه های خویش را
    ناگهان کجا
    جا گذاشتی؟
    یا به قول خواهرم فروغ:
    دستهای خویش را
    در کدام باغچه
    عاشقانه کاشتی؟
    این قرارداد
    تا ابد میان ما
    بر قرار باد:
    چشمهای من به جای دستهای تو!
    من به دست تو
    آب میدهم
    تو به چشم من آبرو بده!
    من به چشمهای بی قرار تو
    قول میدهم:
    ریشه های ما به آب
    شاخه های ما به آفتاب میرسد
    ما دوباره سبز میشویم.

    خاطره
    آیینه ها دچار فراموشی اند
    ونام تو
    ورد زبان کوچه ی خاموشی
    امشب
    تکلیف پنجره
    بی چشمهای باز تو رو شن نیست

    وقتی با خدا گل یا پوچ بازی می کنی ، نترس ، تو برنده ای

    چون خدا همیشه دو دستش پره


    [SIGPIC][/SIGPIC]

  6. #56
    عضو سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    هر جا که دل خوش باشه
    نوشته ها
    9,369
    تشکر تشکر کرده 
    12,680
    تشکر تشکر شده 
    7,551
    تشکر شده در
    3,656 پست
    قدرت امتیاز دهی
    3150
    Array

    پیش فرض

    آواز عاشقانه ي ما در گلو شکست
    حق با سکوت بود صدا در گلو شکست
    ديگر دلم هواي پريدن نميکند
    تنها بهانه ي ما در گلو شکست
    سربسته ماند بغض گره خورده در دلم
    آن گريه هاي عقده گشا در گلو شکست
    اي داد کس به داغ دل باغ دل نداد
    اي واي هاي هاي عزا در گلو شکست
    آن روزهاي خوب که ديديم خواب بود
    خوابم پريد و خاطره ها در گلو شکست
    تا آمدم که با تو خداحافظي کنم
    بغضم امان نداد و خدا....در گلو شکست
    وقتی با خدا گل یا پوچ بازی می کنی ، نترس ، تو برنده ای

    چون خدا همیشه دو دستش پره


    [SIGPIC][/SIGPIC]

  7. #57
    عضو سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    هر جا که دل خوش باشه
    نوشته ها
    9,369
    تشکر تشکر کرده 
    12,680
    تشکر تشکر شده 
    7,551
    تشکر شده در
    3,656 پست
    قدرت امتیاز دهی
    3150
    Array

    پیش فرض

    ترانه ی بارانی(1)


    سر زد به دل دوباره غم کودکانه ای

    آهسته می تراود از این غم ترانه ای


    باران شبیه کودکی ام پشت شیشه هاست

    دارم هوای گریه خدایا بهانه ای!


    ترانه ی بارانی (2)


    باران بهار، برگ پیغام تو بود

    یا نامه ای از کبوتر بام تو بود


    هر قطره حکایتی شگرف از لب تو

    هر دانه ی برف حرفی از نام تو بود




    ترانه ی بارانی (3)


    باران! باران! دوباره باران! باران!

    باران! باران! ستاره باران! باران!


    ای کاش تمام شعرها حرف تو بود:

    باران! باران! بهار! باران! باران!




    ترانه ی بارانی (4)



    دیشب باران قرار با پنجره داشت

    روبوسی آبدار با پنجره داشت


    یکریز به گوش پنجره پچ پچ کرد

    چک چک، چک چک ... چکار با پنجره داشت؟

    وقتی با خدا گل یا پوچ بازی می کنی ، نترس ، تو برنده ای

    چون خدا همیشه دو دستش پره


    [SIGPIC][/SIGPIC]

  8. #58
    عضو سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    هر جا که دل خوش باشه
    نوشته ها
    9,369
    تشکر تشکر کرده 
    12,680
    تشکر تشکر شده 
    7,551
    تشکر شده در
    3,656 پست
    قدرت امتیاز دهی
    3150
    Array

    پیش فرض

    طرحی برای صلح(1)


    کودک

    با گربه هایش در حیاط خانه بازی می کند

    مادر، کنار چرخ خیاطی

    آرام رفته در نخ سوزن

    عطر بخار چای تازه

    در خانه می پیچد

    صدای در

    - شاید پدر!




    طرحی برای صلح(2)



    شهیدی که بر خاک می خفت

    چنین در دلش می گفت:

    اگر فتح این است

    که دشمن شکست،

    چرا همچنان دشمنی هست؟




    طرحی برای صلح(3)


    شهیدی که بر خاک می خفت

    سر انگشت در خون خود می زد و می نوشت

    دو سه حرف بر سنگ:

    به امید پیروزی واقعی

    نه در جنگ،

    که بر جنگ!

    وقتی با خدا گل یا پوچ بازی می کنی ، نترس ، تو برنده ای

    چون خدا همیشه دو دستش پره


    [SIGPIC][/SIGPIC]

  9. #59
    عضو سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    هر جا که دل خوش باشه
    نوشته ها
    9,369
    تشکر تشکر کرده 
    12,680
    تشکر تشکر شده 
    7,551
    تشکر شده در
    3,656 پست
    قدرت امتیاز دهی
    3150
    Array

    پیش فرض

    از ماه ...

    وقتی که بالهای سراسیمه

    باد را

    غربال می کنند

    و رد کفش های کتانی را

    از خاک تا ستاره

    تا آفتاب

    دنبال می کنند

    از ماه

    بوی کتان سوخته می آید

    وقتی با خدا گل یا پوچ بازی می کنی ، نترس ، تو برنده ای

    چون خدا همیشه دو دستش پره


    [SIGPIC][/SIGPIC]

  10. #60
    عضو سایت
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    هر جا که دل خوش باشه
    نوشته ها
    9,369
    تشکر تشکر کرده 
    12,680
    تشکر تشکر شده 
    7,551
    تشکر شده در
    3,656 پست
    قدرت امتیاز دهی
    3150
    Array

    پیش فرض

    سلامی چو بوی خوش آشنایی

    گل های خانه تو را می شناسند

    و با طنین خوش گام تو آشنایند

    وقتی به سر وقتشان می روی

    وقتی که با ناز

    دستی به روی سر و گوششان می کشی

    یا آبشان می دهی

    هم ساقه های بنفشه

    با احترام و تواضع

    سر در گریبان فرو می برند

    هم حسن یوسف

    تمام جمال خودش را نشان می دهد

    هم شمعدانی

    با مهربانی

    دستی برایت تکان می دهد

    حتا گل کاغذی هم

    با گام موسیقی خنده هایت

    در دفتر شعر من می شکوفد

    وقتی با خدا گل یا پوچ بازی می کنی ، نترس ، تو برنده ای

    چون خدا همیشه دو دستش پره


    [SIGPIC][/SIGPIC]

صفحه 6 از 13 نخستنخست ... 2345678910 ... آخرینآخرین

برچسب ها برای این تاپیک

علاقه مندی ها (بوک مارک ها)

علاقه مندی ها (بوک مارک ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

http://www.worldup.ir/