صفحه 32 از 90 نخستنخست ... 222829303132333435364282 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 311 تا 320 , از مجموع 900

موضوع: دیوان اشعار سعدی

  1. #311
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4892
    Array

    پیش فرض

    گر آن مراد شبی در کنار ما باشد

    زهی سعادت و دولت که یار ما باشد


    اگر هزار غمست از جهانیان بر دل

    همین بسست که او غمگسار ما باشد


    به کنج غاری عزلت گزینم از همه خلق

    گر آن لطیف جهان یار غار ما باشد


    از آن طرف نپذیرد کمال او نقصان

    وزین جهت شرف روزگار ما باشد


    جفای پرده درانم تفاوتی نکند

    اگر عنایت او پرده دار ما باشد


    مراد خاطر ما مشکلست و مشکل نیست

    اگر مراد خداوندگار ما باشد


    به اختیار قضای زمان بباید ساخت

    که دایم آن نبود کاختیار ما باشد


    و گر به دست نگارین دوست کشته شویم

    میان عالمیان افتخار ما باشد


    به هیچ کار نیایم گرم تو نپسندی

    و گر قبول کنی کار کار ما باشد


    نگارخانه چینی که وصف می‌گویند

    نه ممکنست که مثل نگار ما باشد


    چنین غزال که وصفش همی‌رود سعدی

    گمان مبر که به تنها شکار ما باشد

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



  2. #312
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4892
    Array

    پیش فرض

    شورش بلبلان سحر باشد

    خفته از صبح بی‌خبر باشد


    تیرباران عشق خوبان را

    دل شوریدگان سپر باشد


    عاشقان کشتگان معشوقند

    هر که زندست در خطر باشد


    همه عالم جمال طلعت اوست

    تا که را چشم این نظر باشد


    کس ندانم که دل بدو ندهد

    مگر آن کس که بی بصر باشد


    آدمی را که خارکی در پای

    نرود طرفه جانور باشد


    گو ترش روی باش و تلخ سخن

    زهر شیرین لبان شکر باشد


    عاقلان از بلا بپرهیزند

    مذهب عاشقان دگر باشد


    پای رفتن نماند سعدی را

    مرغ عاشق بریده پر باشد

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



  3. #313
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4892
    Array

    پیش فرض

    شب عاشقان بی‌دل چه شبی دراز باشد

    تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد


    عجبست اگر توانم که سفر کنم ز دستت

    به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد


    ز محبتت نخواهم که نظر کنم به رویت

    که محب صادق آنست که پاکباز باشد


    به کرشمه عنایت نگهی به سوی ما کن

    که دعای دردمندان ز سر نیاز باشد


    سخنی که نیست طاقت که ز خویشتن بپوشم

    به کدام دوست گویم که محل راز باشد


    چه نماز باشد آن را که تو در خیال باشی

    تو صنم نمی‌گذاری که مرا نماز باشد


    نه چنین حساب کردم چو تو دوست می‌گرفتم

    که ثنا و حمد گوییم و جفا و ناز باشد


    دگرش چو بازبینی غم دل مگوی سعدی

    که شب وصال کوتاه و سخن دراز باشد


    قدمی که برگرفتی به وفا و عهد یاران

    اگر از بلا بترسی قدم مجاز باشد

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



  4. #314
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4892
    Array

    پیش فرض

    از تو دل برنکنم تا دل و جانم باشد

    می‌برم جور تو تا وسع و توانم باشد


    گر نوازی چه سعادت به از این خواهم یافت

    ور کشی زار چه دولت به از آنم باشد


    چون مرا عشق تو از هر چه جهان بازاستد

    چه غم از سرزنش هر که جهانم باشد


    تیغ قهر ار تو زنی قوت روحم گردد

    جام زهر ار تو دهی قوت روانم باشد


    در قیامت چو سر از خاک لحد بردارم

    گرد سودای تو بر دامن جانم باشد


    گر تو را خاطر ما نیست خیالت بفرست

    تا شبی محرم اسرار نهانم باشد


    هر کسی را ز لبت خشک تمنایی هست

    من خود این بخت ندارم که زبانم باشد


    جان برافشانم اگر سعدی خویشم خوانی

    سر این دارم اگر طالع آنم باشد

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



  5. #315
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4892
    Array

    پیش فرض

    سر جانان ندارد هر که او را خوف جان باشد

    به جان گر صحبت جانان برآید رایگان باشد


    مغیلان چیست تا حاجی عنان از کعبه برپیچد

    خسک در راه مشتاقان بساط پرنیان باشد


    ندارد با تو بازاری مگر شوریده اسراری

    که مهرش در میان جان و مهرش بر دهان باشد


    پری رویا چرا پنهان شوی از مردم چشمم

    پری را خاصیت آنست کز مردم نهان باشد


    نخواهم رفتن از دنیا مگر در پای دیوارت

    که تا در وقت جان دادن سرم بر آستان باشد


    گر از رای تو برگردم بخیل و ناجوانمردم

    روان از من تمنا کن که فرمانت روان باشد


    به دریای غمت غرقم گریزان از همه خلقم

    گریزد دشمن از دشمن که تیرش در کمان باشد


    خلایق در تو حیرانند و جای حیرتست الحق

    که مه را بر زمین بینند و مه بر آسمان باشد


    میانت را و مویت را اگر صد ره بپیمایی

    میانت کمتر از مویی و مویت تا میان باشد


    به شمشیر از تو نتوانم که روی دل بگردانم

    و گر میلم کشی در چشم میلم همچنان باشد


    چو فرهاد از جهان بیرون به تلخی می‌رود سعدی

    ولیکن شور شیرینش بماند تا جهان باشد

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



  6. #316
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4892
    Array

    پیش فرض

    با کاروان مصری چندین شکر نباشد

    در لعبتان چینی زین خوبتر نباشد


    این دلبری و شوخی از سرو و گل نیاید

    وین شاهدی و شنگی در ماه و خور نباشد


    گفتم به شیرمردی چشم از نظر بدوزم

    با تیر چشم خوبان تقوا سپر نباشد


    ما را نظر به خیرست از حسن ماه رویان

    هر کو به شر کند میل او خود بشر نباشد


    هر آدمی که بینی از سر عشق خالی

    در پایه جمادست او جانور نباشد


    الا گذر نباشد پیش تو اهل دل را

    ور نه به هیچ تدبیر از تو گذر نباشد


    هوشم نماند با کس اندیشه‌ام تویی بس

    جایی که حیرت آمد سمع و بصر نباشد


    بر عندلیب عاشق گر بشکنی قفس را

    از ذوق اندرونش پروای در نباشد


    تو مست خواب نوشین تا بامداد و بر من

    شب‌ها رود که گویی هرگز سحر نباشد


    دل می‌برد به دعوی فریاد شوق سعدی

    الا بهیمه‌ای را کز دل خبر نباشد


    تا آتشی نباشد در خرمنی نگیرد

    طامات مدعی را چندین اثر نباشد

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



  7. #317
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4892
    Array

    پیش فرض

    تا حال منت خبر نباشد

    در کار منت نظر نباشد


    تا قوت صبر بود کردیم

    دیگر چه کنیم اگر نباشد


    آیین وفا و مهربانی در

    در شهر شما مگر نباشد


    گویند نظر چرا نبستی

    تا مشغله و خطر نباشد


    ای خواجه برو که جهد انسان

    با تیر قضا سپر نباشد


    این شور که در سرست ما را

    وقتی برود که سر نباشد


    بیچاره کجا رود گرفتار

    کز کوی تو ره به درنباشد


    چون روی تو دلفریب و دلبند

    در روی زمین دگر نباشد


    در پارس چنین نمک ندیدم

    در مصر چنین شکر نباشد


    گر حکم کنی به جان سعدی

    جان از تو عزیزتر نباشد

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



  8. #318
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4892
    Array

    پیش فرض

    چه کسی که هیچ کس را به تو بر نظر نباشد

    که نه در تو بازماند مگرش بصر نباشد


    نه طریق دوستانست و نه شرط مهربانی

    که ز دوستی بمیریم و تو را خبر نباشد


    مکن ار چه می‌توانی که ز خدمتم برانی

    نزنند سائلی را که دری دگر نباشد


    به رهت نشسته بودم که نظر کنی به حالم

    نکنی که چشم مستت ز خمار برنباشد


    همه شب در این حدیثم که خنک تنی که دارد

    مژه‌ای به خواب و بختی که به خواب درنباشد


    چه خوشست مرغ وحشی که جفای کس نبیند

    من و مرغ خانگی را بکشند و پر نباشد


    نه من آن گناه دارم که بترسم از عقوبت

    نظری که سر نبازی ز سر نظر نباشد


    قمری که دوست داری همه روز دل بر آن نه

    که شبیت خون بریزد که در او قمر نباشد


    چه وجود نقش دیوار و چه آدمی که با او

    سخنی ز عشق گویند و در او اثر نباشد


    شب و روز رفت باید قدم روندگان را

    چو به مؤمنی رسیدی دگرت سفر نباشد


    عجبست پیش بعضی که ترست شعر سعدی

    ورق درخت طوبیست چگونه تر نباشد

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



  9. #319
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4892
    Array

    پیش فرض

    آن به که نظر باشد و گفتار نباشد

    تا مدعی اندر پس دیوار نباشد


    آن بر سر گنجست که چون نقطه به کنجی

    بنشیند و سرگشته چو پرگار نباشد


    ای دوست برآور دری از خلق به رویم

    تا هیچ کسم واقف اسرار نباشد


    می‌خواهم و معشوق و زمینی و زمانی

    کو باشد و من باشم و اغیار نباشد


    پندم مده ای دوست که دیوانه سرمست

    هرگز به سخن عاقل و هشیار نباشد


    با صاحب شمشیر مبادت سر و کاری

    الا به سر خویشتنت کار نباشد


    سهلست به خون من اگر دست برآری

    جان دادن در پای تو دشوار نباشد


    ماهت نتوان خواند بدین صورت و گفتار

    مه را لب و دندان شکربار نباشد


    وان سرو که گویند به بالای تو باشد

    هرگز به چنین قامت و رفتار نباشد


    ما توبه شکستیم که در مذهب عشاق

    صوفی نپسندند که خمار نباشد


    هر پای که در خانه فرورفت به گنجی

    دیگر همه عمرش سر بازار نباشد


    عطار که در عین گلابست عجب نیست

    گر وقت بهارش سر گلزار نباشد


    مردم همه دانند که در نامه سعدی

    مشکیست که در کلبه عطار نباشد


    جان در سر کار تو کند سعدی و غم نیست

    کان یار نباشد که وفادار نباشد

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



  10. #320
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4892
    Array

    پیش فرض

    جنگ از طرف دوست دل آزار نباشد

    یاری که تحمل نکند یار نباشد


    گر بانگ برآید که سری در قدمی رفت

    بسیار مگویید که بسیار نباشد


    آن بار که گردون نکشد یار سبکروح

    گر بر دل عشاق نهد بار نباشد


    تا رنج تحمل نکنی گنج نبینی

    تا شب نرود صبح پدیدار نباشد


    آهنگ دراز شب رنجوری مشتاق

    با آن نتوان گفت که بیدار نباشد


    از دیده من پرس که خواب شب مستی

    چون خاستن و خفتن بیمار نباشد


    گر دست به شمشیر بری عشق همانست

    کان جا که ارادت بود انکار نباشد


    از من مشنو دوستی گل مگر آن گاه

    کم پای برهنه خبر از خار نباشد


    مرغان قفس را المی باشد و شوقی

    کان مرغ نداند که گرفتار نباشد


    دل آینه صورت غیبست ولیکن

    شرطست که بر آینه زنگار نباشد


    سعدی حیوان را که سر از خواب گران شد

    دربند نسیم خوش اسحار نباشد


    آن را که بصارت نبود یوسف صدیق

    جایی بفروشد که خریدار نباشد

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



صفحه 32 از 90 نخستنخست ... 222829303132333435364282 ... آخرینآخرین

علاقه مندی ها (بوک مارک ها)

علاقه مندی ها (بوک مارک ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

http://www.worldup.ir/