صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 21

موضوع: بیاین از خاطره ها و کاربرهای قدیمی بگید

  1. #11
    عضو سایت
    گاه برای ساختن باید ویران کرد، گاه برای داشتن باید گذشت ، و گاه در اوج تمنا باید نخواست!
    تاریخ عضویت
    Jun 2011
    محل سکونت
    یک خانه
    نوشته ها
    25,040
    تشکر تشکر کرده 
    3,527
    تشکر تشکر شده 
    5,275
    تشکر شده در
    3,184 پست
    حالت من : Akhmoo
    قدرت امتیاز دهی
    4452
    Array

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط behzad az نمایش پست ها
    اصلاح شد شرمنده
    من خاطره زیاد دارم ولی چون اگه نوشته های کسی طولانی باشه خودم سختم میاد اونارو بخونم کم مینویسم که همه بخونن باز اگه خاطره ای خاصی مد نظر هست ویا... بپرسید جواب میدم
    من هم نمیخونم اقا بهزاد ولی اینجا یاد گذشته ها هستش و من الان داشتم مطلب همکاری به مدیریت را میخوندم که دیدم خاطره و ادمای زیادی اومدن و رفتن میدانم سخته خوندن مطلبای دراز ولی این یکی فرق داره
    [دل خوش از آنیم که حج میرویم؟ ..]
    غافل از آنیم که کج میرویم



    [SIGPIC][/SIGPIC]


  2. 13 کاربر مقابل از shirin71 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  3. #12
    عضو سایت
    گاه برای ساختن باید ویران کرد، گاه برای داشتن باید گذشت ، و گاه در اوج تمنا باید نخواست!
    تاریخ عضویت
    Jun 2011
    محل سکونت
    یک خانه
    نوشته ها
    25,040
    تشکر تشکر کرده 
    3,527
    تشکر تشکر شده 
    5,275
    تشکر شده در
    3,184 پست
    حالت من : Akhmoo
    قدرت امتیاز دهی
    4452
    Array

    پیش فرض

    چرا مدیرا و کاربرها شرکت نمیکنند ؟ چرا بزرگترها کاملتر نمینویسند ؟ چرا از خاطراتشان نمیگن ؟ یعنی شماها تو این همه مدت خاطره ندارید از اینجا ؟ اقا محمد اقا پژمان اقا حسین اقا بهزاد اقا احسان اقا مجتبی الهام جان مژگان جان اقا رضا اقا کاظم سارا خانم رها جان و همه کسایی که اسم اونها یادم نیست و نمیدانم کدام قدیمیتر هستن مثلا علی اقا 20 و بقیه مدیرهای انجمن که میتونند خاطرات خودشان را بگند و یادی از دوستای خودشان بکنند
    [دل خوش از آنیم که حج میرویم؟ ..]
    غافل از آنیم که کج میرویم



    [SIGPIC][/SIGPIC]


  4. 12 کاربر مقابل از shirin71 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  5. #13
    مدير باز نشسته
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    محل سکونت
    Tabriz
    نوشته ها
    5,550
    تشکر تشکر کرده 
    7,087
    تشکر تشکر شده 
    8,503
    تشکر شده در
    2,353 پست
    قدرت امتیاز دهی
    1938
    Array

    پیش فرض

    من همیشه میگم ادم باید خاطره های بد رو فراموش کنه برا همین من هم خاطرات بد رو فراموش کردم چون توی این فروم خاطرات بدی هم داشتیم از بعضی مدیرا وبعضی جریانات که بهتره به فراموشی سپرده بشه خاطرات خوب هم هست ولی شاید برای من خوب باشه وبرای بقیه بی ارزش باشه برا همین من هم منتظر میمونم تا بقیه هم شرکت کنن شاید دوباره من هم شرکت کردم


    93365739541900062743
    profilephpid100002248043280

    22771097565880345367
    facebook

    23759482593804762228
    NewGame7191

  6. 12 کاربر مقابل از Behzad AZ عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  7. #14
    عضو سایت
    گاه برای ساختن باید ویران کرد، گاه برای داشتن باید گذشت ، و گاه در اوج تمنا باید نخواست!
    تاریخ عضویت
    Jun 2011
    محل سکونت
    یک خانه
    نوشته ها
    25,040
    تشکر تشکر کرده 
    3,527
    تشکر تشکر شده 
    5,275
    تشکر شده در
    3,184 پست
    حالت من : Akhmoo
    قدرت امتیاز دهی
    4452
    Array

    پیش فرض

    خوب و بد همیشه هست و اگه دو نفر زیادی با هم دوست باشن بیشتر دعواشون میشه
    من و داداشم هفته ای نه روز از هفت روز رو با هم دعوا داریم ولی حتی بیشتر از مامان و بابام هوای همدیگه را داریم
    خاطره خاطره است و باید گفته بشه ولی از بدهاش باید یاد بگیریم که دیگه نباید اونا پیش بیان
    [دل خوش از آنیم که حج میرویم؟ ..]
    غافل از آنیم که کج میرویم



    [SIGPIC][/SIGPIC]


  8. 12 کاربر مقابل از shirin71 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  9. #15
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4891
    Array

    پیش فرض

    درود

    من کارم توی نت به صورت فعال با اذر دانلود شروع کردم و قصد دارم تا زمانی که توی نت باشم همینجا باشم و اگر روزی اذر دانلود نبود من هم دیگه توی نت فعال نباشم

    از مدیرهای سابق پرسیده بودین روزی سایت راه اندازی شد برای بار دوم smrbh بود که داشت تا شب ساعت دو ،سه انجمن ها رو با اقامحمد درست می کرد و جزو سرپرست ها بود راستی ما انوقت 6تا سرپرست بودیم dverbame،pejman.gh،parwiz،Ahmadreza_b
    پژمان غلامی و پرویز خیلی زود از بین ما جدا شدن که بعدشم سینا رفت که جایی سینا بهزاد اومد جزوسرپرستها ناظم سایت اون زمان شروعSeEzArبود که کم کارترین وپر حرفترین عضو سایت بود که بعداز مدتی مجبور شدیم از پژمان دراین پست استفاده کنیم که الان در پست معاونت سایت هستند

    اولین مدیر بخشمون هم رضاوسید حسین بودکه یادم اون زمان سید حسین نسبت به این مسله که همه اینجا سرپرست ناظم هستند ومدیری وجود نداره اعتراض کرده بود که سینا پست دعوت به همکاری رو زد وهر کسی مدیریت یه بخش بر عهده گرفت

    این یه تاریخچه از اویل سایت که برای بار دوم راه اندازی شده بود

    خوب میدونم زیاد روده درازی کردم قصه ما به سر رسید کلاغ به خونش رسید اینبار


    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



  10. 15 کاربر مقابل از sorna عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  11. #16
    انجمن علمی و پژوهشی
    زیبایی های زندگی در دستانه توست
    تاریخ عضویت
    Jul 2011
    محل سکونت
    sudae eshgh
    نوشته ها
    10,188
    تشکر تشکر کرده 
    2,930
    تشکر تشکر شده 
    4,180
    تشکر شده در
    2,113 پست
    حالت من : Ashegh
    قدرت امتیاز دهی
    2045
    Array

    پیش فرض

    سلام
    اگر اجازه بدید منم یکم از گل کارهای خودم بگم البته من همیشه خراب کارم .البته خاطره من کلا از نت هست چون اینجا که تازه امدم و خاطره زیادی ندارم


    حدود 7 ساله که با دنیای مجازی اشنا شدم از وقتی که رفتم دانشگاه 84-83 ابان ماه اونجا اینترنت مجانی داشت منم که عاشق خراب کاری رفتم تا هم به مسیول سایت اقای یوسفی کمک کنم هم یکم شیطونی کنم
    اونجا بود که ریس دانشگاه به من و اقای یوسفی گفت برای دانشگاه سایت اختصاصی درست کنیم که دانشکده عملی کاربری واحد *** تک باشه ما هم بسمه ا... شروع کردیم من و اقای یوسفی ،سایت رو بالا اوردیم بعد 1 ماه بعد به ما گفتن که حالا انجمن بزنید که تخصصی باشه برای دانشگاه که مطالب علمی و مقالات و پایانامه ها دانشکده ما در اون باشه اقای یوسفی هم از انجمن چیزی بلد نبود که چه طوری هست چه طوری نیست تصمیم بر این که یک نفر سومی رو هم بیاریم که سپنتا دوستم من امد و تو کارها کمک کرد ما اونجا رو راه اندازی کردیم البته اینو بگم که انجمن و سایتی که ما درست کردیم my bb کار کردیم چون هم به قول معروف راهت بود و سپنتا هم همین رو بلد بود. اقای یوسفی کارهای مدیریت رو انجام میداد و سپنتا کارهای فنی منم که ریختن اطلاعات رو بر عهده داشتم 1 ماه نشد که کلی از بچه های دانشگاه امدن و به ما کمک کردن
    تو دانشکده معروف شده بودم به اطلاعاتی همه منو می شناختن چون باید مقالاتی رو که بچه های می نوشتن رو فایل های ورد رو می گرفتم و به پی دی اف تبدیل میکردم تا در انجمن قرار بدم یا عکس های و طراحی های بچه های گرافیک و چاپ رو اسکن می کردم و در سایت قرار میدادم و کارهای مثل این رو حتی یک روز مقالات انقدر زیاد بود که سر کلاسم نتونستم برم چون باید مطالب بچه های چاپ رو در انجمن می زاشتم و از نمایشگاه بچه های گرافیک عکس می گرفتم و به صورت گزارش در انجمن می زاشتم تازه اون روز هم امتحان میان ترم هم داشتم که وقتی استاد دید دارم چه کار می کنم یک صفر بزرگ تو لیست گزاشت و گفت مهسا من اینو به هیچ عنوان پاک نمی کنم تا بدونی درست مهم تره و همان روز چند ساعت قبل ترش دکتر گفت اگر این گزارش رو تو سایت نزاری از دانشگاه اخراجی .واقعا وقتی استاد اینو گفت داشت گریم در می امد و رفتم تو سایت و سرمو گزاشتم رو کیبورد و گریه کردم که اقا یوسفی امد و همه چیز رو گفتم اون هم رفت پیش دکتر و شروع کرد به دعوا کردن چند رو بعد دکترمعذرت خواهی کرد ولی اون صفر هیچ وقت پاک نشد و اون درس رو افتادم.
    اون سایت و اون انجمن 2 سال نیم کار کرد من هم کارهای مدیریتی و ارسال و خیلی کارهای دیگه رو انجام دادم و واقعا میتونم بگم که چیزهای خوبی یاد گرفتن همه مطالب علمی و تخصصی بود طوری که اساتدید دانشگاه علمی کاربری در این انجمن ما رو همراهی می کردن و بیشتر کاربران این انجمن هم خود بچه های علمی کاربردی و دانشجویان دانشگاه های دیگه بودن
    تا این که من از اون دانشگاه فارغ التحصیل شدم و ریس دانشگاه هم عوض شد و اون سایت برای همیشه حذف شد
    بعد وارد سایت های و انجمن های v bulletin شدم و دیدم که کار اینجا خیلی راهتر تره که با یکی از دوستانم که فناوری اطلاعات میخوند یک انجمن تفریحی زدیم که اون کارهای فنی رو اون انجمن می داد و منم مدیر کل اونجا بودم و از نظر مالی حمایت می کردم واقعا میتونم بگم که خیلی خوب بود و از تجربه های که تو انجمن دانشگاه داشتم استفاده کردم و تو اون 5 ماهی که باز بود 30000 کاربر داشت که 19000 فعال بودن و 20 تا هم مدیر داشت واقعا در کنار بچه ها و کاربران روزهای خوبی رو داشتیم و مهمترین تاپیک اونجا هم مجله خانواده زیر خاکی بود که ما رو به شکل یک خانواده در اورده بود نمی خوام بگم که مدیریت من عالی بود نه من مثل کاربر بودم و خود بچه ها اونجا رو اداره می کردن و منم مثل خیلی از بچه های اونجا با اونها گریه کردم شادی کردم و یک جوری سنگ صبور همشون بودم در کنار این چیز های هم یکم تو فکر ها و پیشنهاد های که می دادن کمک می کردم وانجام وظیفه می کردم
    بهترین خاطراتم هم تو همین تاپیک مجله خانواده بود اوایل مثل چت بود و سلام و احوال پرسی تا این که یکی از بچه های خیلی ناراحت بود و امد درد دل کرد واقعا می تونم بگم حدود 80 خط نوشته بود و گله داشت از خیلی چیزا ، همان روز یکی با نام کاربری اهو ثبت نام کرد و روانشناس هم بود و جوابشو داد و کلی با هم حرف زدن و از اون روز اهو شد همه کاره مجله و همه بچه های درد دل و مشکلات خود رو می گفتن و این طوری بود که واقعا یک خانواده شده بودیم ولی خانواده ای که در دوران سختی اصلا کمک من نکردن ..
    با بچه های اشنا شدم که زرتشتی بودن با کسانی که درد های داشتن که درد من جلو اون ها کم بود با بچه اشنا شدم که پرورشگاهی بود واقعا درکنار اونها چیز های رو دیدم که هیچ وقت ندیده بودم و تجربه نکرده بودم
    تا این که یکی با من چپ افتاد و منو تهدید کرد و شروع کرد به هک کردن سایت و تهدید بچه های طوری که هیچ جوری نتونست به سایت لطمه بزنه چون ولی اصلاعات پی سی بکی از بچه ها رو برداشت و منم به خاطر اون مجبور شدم کوتاه بیام
    بلاجبار مجبور شدیم که اون انجمن رو ببندیم و یک دلیل دیگه نداشتن پشتبان مالی بود که واقعا برای من سخت بود که بتونم اونجا رو نگه دارم
    بعد از بسته شدن انجمن همه بچه های از هم جدا شدن و همه منو مقصر میدونستن و سعی کردم بهشون بگم که اگر واقعا میخواین سایت رو نگه داریم از نظر مالی منو حمایت کنند که وقتی اینو گفتم همه ازم فرار کردن و دیگه بعد 6 ماه اون سایت بسته شد زیر خاکی بیشتر تفریحی بود و خنده بازار برای بچه ها که خودشان رو از اون دنیای واقعی که پر از استرس بود جدا کنن به قول یکی از بچه ها واقعا زیر خاکی بود.
    بعد از بسته شدن اونجا من به سایت های چت و انجمن ها و وبلاگ های رفتم در یکی از سایت های چت کار کردم که یک گروه بودیم که همیشه با هم قرار میزاشتیم و هم درد دل میکردیم و هم یکمی خنده بازاربرای تفریح یا وبلاگ خودم رو داشتم که تقریبا دفترچه نوشته هام بود و کلا سعی می کردم خوش باشم تا این که 3 سال پیش در انجمن فان پاتوق کار کردم و مدیر تالار حیوانات اونجا شدم واقعا فکر می کردم اونجا هم مثل زیر خاکی باشه ولی خیلی بد بود و پشتم حرف های زده بودن که واقعا برایم سخت بود از اونجا به انجمن قبلی که اخراج شدم رفتم اونجا هم تو این 1 سالی که بودم بدترین روزهای زندگیم رو داشتم که شده کابوس من و همیشه حصرت این رو میخوردم که چرا نتونستم زیرخاکی رو نگه دارم تا این که با رها جان اشنا شدم و اون همه ماجرا های منو از اونجا فهمید و سعی کرد منو جدا کنه که به اینجا امدم در روزهای اول واقعا خراب کار کردم و از شیرین جان و اقا محمد واقعا معذرت میخوام ولی واقعا خوشحالم که رها منو اینجا اورد چون یک جوری های شکل ظاهری اینجا مثل زیرخاکی می مونه و احساس خوبی دارم که اینجا هستم
    تو این چند سال تخصص خاصی رو دنبال نکردم که بگم مثلا رفتم قسمت کامپیوتر که رشته خودم هم هست یا چیز دیگه نه فقط تفریحی کار کردم و گشتن تو سایت ها و وبلاگ ها
    من ادم تند و رکی و صادق هستم و خیلی های از این طرز رفتار من سو استفاده کردن مخصوصا تو این 3 سال گذشته که هر چیز بود و هر تهمتی بود بهم زدن و به قول یکی منو گذاشتن سکو ترقی خودشان و زیر پاهاشون لهم کردم
    در کل برای این تو دنیای مجازی می یام که از اون چیزهای که در دنیای واقعی دارم فرار کنم و جای باشم که حداقل چند دقیقه که می یام برام شادی رو به همراه بیاره نه اذاب و چیزهای شبه به این رو
    ببخشید زیاد حرف زدم اصولا تو نوشتن زیاده روی می کنم هر چی نباشه یک نیم چه نویسنده هستم
    ممنونم از همه شما
    یا حق


    اگــر بــه کـــــــسی بــیش از حــد بــها بدی
    حــتمآ بــهش بــدهــــــکار مــیشی






  12. 15 کاربر مقابل از M.A.H.S.A عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  13. #17
    موسس و مدیر
    نمی‌دانم در کدامین کوچه جستجویت کنم ؟ آسوده بخواب مادر بیمارم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    13 78 57
    نوشته ها
    13,577
    تشکر تشکر کرده 
    15,753
    تشکر تشکر شده 
    17,227
    تشکر شده در
    4,905 پست
    حالت من : Khoonsard
    قدرت امتیاز دهی
    24982
    Array

    پیش فرض

    به نام خدا
    ممنون مهسا خانم ولی در مورد اون انجمن و یکسالی که گفتید کابوس بود ، یک جواب دارم که یک دوستی یک جایی به دوستش اینها راگفت
    ببینید جواب اون کارها و اون رفتارها را تو این عکس میتونید ببینید ؟
    شاید گاهی لازمه روی حرفهای خودمان دقت کنیم و به معنی اونها هم فکر کنیم
    شاد و پیروز باشید

    84844661503034023045
    زندگی در بردگی شرمندگی است * معنی آزاد بودن زندگی است
    سر که خم گردد به پای دیگران * بر تن مردان بود بار گران




  14. 13 کاربر مقابل از Mohamad عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  15. #18
    عضو سایت
    تاریخ عضویت
    Aug 2011
    محل سکونت
    همین اطراف
    نوشته ها
    487
    تشکر تشکر کرده 
    23
    تشکر تشکر شده 
    140
    تشکر شده در
    85 پست
    قدرت امتیاز دهی
    23
    Array

    پیش فرض

    salam dostan aval bebakhshid ke finglishe chon sistemam moshkel dare. . mikhastam khodamo ham inja moarefi konam o ham begam nahveye ashnayimo.

    korosh hastam 20 sale
    man az chand sal pish to sait mihan download mashghol bodam o mohamad jan dar jarian hast ke bekhatere moshkelati ke ijad shod az onja biron keshidam .bad kenare hani to azarmob mashghol shodim o alan ham injam ham onja . . .bazam bebakhshid ke to in tipic khodamo moarefi kardam . . sharmande. .
    enshala rozaye khobi dar kenare ham dashte bashim ,. .

  16. 10 کاربر مقابل از korosh-8020 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  17. #19
    انجمن علمی و پژوهشی
    زیبایی های زندگی در دستانه توست
    تاریخ عضویت
    Jul 2011
    محل سکونت
    sudae eshgh
    نوشته ها
    10,188
    تشکر تشکر کرده 
    2,930
    تشکر تشکر شده 
    4,180
    تشکر شده در
    2,113 پست
    حالت من : Ashegh
    قدرت امتیاز دهی
    2045
    Array

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط mohamad نمایش پست ها
    به نام خدا
    ممنون مهسا خانم ولی در مورد اون انجمن و یکسالی که گفتید کابوس بود ، یک جواب دارم که یک دوستی یک جایی به دوستش اینها راگفت
    ببینید جواب اون کارها و اون رفتارها را تو این عکس میتونید ببینید ؟
    شاید گاهی لازمه روی حرفهای خودمان دقت کنیم و به معنی اونها هم فکر کنیم
    شاد و پیروز باشید

    84844661503034023045
    سلام اقا محمد
    مترسک اسم من بود و همان طور که می ببنید اخراج شدم البته خود شما این رو دیدید
    و این مطلبی بود که خیلی قبل تر از این چیزا برای بچه های تو پروفایلشون گذاشته بودم
    حالا نمیدونم منظورتون چی بود ولی اونجا واقعا برام کابوس شاید باور نکنید
    اگر نبود هیچ وقت نمیگفتم چون ادم دروغ گویی نیستم
    یاحق


    اگــر بــه کـــــــسی بــیش از حــد بــها بدی
    حــتمآ بــهش بــدهــــــکار مــیشی






  18. 9 کاربر مقابل از M.A.H.S.A عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  19. #20
    موسس و مدیر
    نمی‌دانم در کدامین کوچه جستجویت کنم ؟ آسوده بخواب مادر بیمارم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    13 78 57
    نوشته ها
    13,577
    تشکر تشکر کرده 
    15,753
    تشکر تشکر شده 
    17,227
    تشکر شده در
    4,905 پست
    حالت من : Khoonsard
    قدرت امتیاز دهی
    24982
    Array

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط korosh-8020 نمایش پست ها
    salam dostan aval bebakhshid ke finglishe chon sistemam moshkel dare. . Mikhastam khodamo ham inja moarefi konam o ham begam nahveye ashnayimo.

    Korosh hastam 20 sale
    man az chand sal pish to sait mihan download mashghol bodam o mohamad jan dar jarian hast ke bekhatere moshkelati ke ijad shod az onja biron keshidam .bad kenare hani to azarmob mashghol shodim o alan ham injam ham onja . . .bazam bebakhshid ke to in tipic khodamo moarefi kardam . . Sharmande. .
    Enshala rozaye khobi dar kenare ham dashte bashim ,. .
    به نام خدا
    کوروش جان خوش اومدی ولی فکر کنم این باید بره تاپیک معرفی اعضا :دی

    نقل قول نوشته اصلی توسط meludi نمایش پست ها
    سلام اقا محمد
    مترسک اسم من بود و همان طور که می ببنید اخراج شدم البته خود شما این رو دیدید
    و این مطلبی بود که خیلی قبل تر از این چیزا برای بچه های تو پروفایلشون گذاشته بودم
    حالا نمیدونم منظورتون چی بود ولی اونجا واقعا برام کابوس شاید باور نکنید
    اگر نبود هیچ وقت نمیگفتم چون ادم دروغ گویی نیستم
    یاحق

    اتفاقا مهسا خانم منظور من برعکس بود و شما اصلا دروغ نگفتید
    منظور من این بود که اون خانم چون از قدرت شما میترسید با شما دشمنی کرد و این تو جمله شما هست و باز هم میگم ثابت کنید رفتن شما به ضرر اونها بوده و نشان بدید ارزش شما بالاتر از اونهاست و روزی به اونها بگید که دیدید شما ضرر کردید ؟
    شاد و پیروز باشید
    زندگی در بردگی شرمندگی است * معنی آزاد بودن زندگی است
    سر که خم گردد به پای دیگران * بر تن مردان بود بار گران




  20. 8 کاربر مقابل از Mohamad عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

برچسب ها برای این تاپیک

علاقه مندی ها (بوک مارک ها)

علاقه مندی ها (بوک مارک ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

http://www.worldup.ir/