صفحه 10 از 23 نخستنخست ... 6789101112131420 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 91 تا 100 , از مجموع 229

موضوع: نوشته های من و تو

  1. #91
    مدیر سایت
    نمی‌دانم در کدامین کوچه جستجویت کنم ؟ آسوده بخواب مادر بیمارم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    13 78 57
    نوشته ها
    13,577
    تشکر تشکر کرده 
    15,753
    تشکر تشکر شده 
    17,227
    تشکر شده در
    4,905 پست
    حالت من : Khoonsard
    قدرت امتیاز دهی
    24983
    Array

    پیش فرض

    من تو را به کسي هديه مي دهم که از من عاشق تر باشد و از من براي تو مهربان تر.

    من تو را به کسي هديه مي دهم که صداي تو را از دور، در خشم، در مهرباني،

    در دلتنگي، در خستگي، در هزار همهمه ي دنيا، يکه و تنها بشناسد.

    من تو را به کسي هديه مي دهم که راز معصوميت گل مريم و تمام سخاوت هاي

    عاشقانه اين دل معصوم دريايي را بداند؛ و ترنم دلپذير هر آهنگ، هر نجواي

    کوچک، برايش يک خاطره باشد.

    او بايد از نگاه سبز تو تشخيص بدهد که امروز هواي دلت آفتابي است؛ يا آن

    دلي که من برايش مي ميرم، سرد و باراني است.

    اي.... ،اي بهانه ي زنده بودنم؛ من تو را به کسي هديه مي دهم که قلبش بعد

    از هزار بار ديدن تو، باز هم به ديوانگي و بي پروايي اولين نگاه من بتپد.

    همان طور عاشق، همان طور مبهوت و مبهم...

    تو را با دنيايي حسرت به او خواهم بخشيد؛

    ولي آيا او از من عاشق تر و از من براي تو مهربان تر است؟آيا او بيشتر از

    من براي تو گريسته است؟؟ نه... هرگز...هرگز

    ولي، تو در عين ناباوري، او را برگزيدي...

    مي دانم... من دير رسيدم...خيلي دير...خيلي...

    يك بار ديگر بگذار بي ادعا اقرار كنم كه هر روز دلم برايت تنگ مي شود.

    روزهايي که تو را نمي بينم، به آرزوهاي خفته ام مي انديشم، به فاصله بين

    من و تو،...

    هر روز به خود مي گويم کاش شيشه عمر غرورم را شکسته بودم

    کاش به تو مي گفتم که عاشقانه دوستت دارم تا ابد
    زندگی در بردگی شرمندگی است * معنی آزاد بودن زندگی است
    سر که خم گردد به پای دیگران * بر تن مردان بود بار گران




  2. #92
    مدیر سایت
    نمی‌دانم در کدامین کوچه جستجویت کنم ؟ آسوده بخواب مادر بیمارم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    13 78 57
    نوشته ها
    13,577
    تشکر تشکر کرده 
    15,753
    تشکر تشکر شده 
    17,227
    تشکر شده در
    4,905 پست
    حالت من : Khoonsard
    قدرت امتیاز دهی
    24983
    Array

    پیش فرض

    عشق...........

    بگذارید کسی که دستان آلوده اش را

    با جامه تان پاک می کند

    جامه تان را با خود ببرد

    او دوباره محتاج آن خواهد شد

    اما شما هرگز....
    زندگی در بردگی شرمندگی است * معنی آزاد بودن زندگی است
    سر که خم گردد به پای دیگران * بر تن مردان بود بار گران




  3. #93
    مدیر سایت
    نمی‌دانم در کدامین کوچه جستجویت کنم ؟ آسوده بخواب مادر بیمارم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    13 78 57
    نوشته ها
    13,577
    تشکر تشکر کرده 
    15,753
    تشکر تشکر شده 
    17,227
    تشکر شده در
    4,905 پست
    حالت من : Khoonsard
    قدرت امتیاز دهی
    24983
    Array

    پیش فرض

    با چه كسي بمانيم ؟

    آنكه دوستمان دارد ؟


    دوستش داريم؟

    جدا از اينكه آدم عاشق لب شكري را لب غنچه مي بيند

    ياچشمان اورا آ و كادو و لبهاي اورا توت فرنگي ،

    درخصوص اينكه ببينيم با كسي كه دوستش داريم بمانيم

    يا آنكه دوستمان دارد ؟

    بايد ببينيم در مثلث عشق كدام يك از ابعاد در رابطه مان تيك مي خورد !!!؟

    كدام يك از انواع عشق را انتخاب مي كنيم !!!؟

    با انتخاب هر كدام تا چه حد رضايتمندي ما را در پي دارد !!!؟

    مثلث عشق صميميت
    زندگی در بردگی شرمندگی است * معنی آزاد بودن زندگی است
    سر که خم گردد به پای دیگران * بر تن مردان بود بار گران




  4. #94
    مدیر سایت
    نمی‌دانم در کدامین کوچه جستجویت کنم ؟ آسوده بخواب مادر بیمارم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    13 78 57
    نوشته ها
    13,577
    تشکر تشکر کرده 
    15,753
    تشکر تشکر شده 
    17,227
    تشکر شده در
    4,905 پست
    حالت من : Khoonsard
    قدرت امتیاز دهی
    24983
    Array

    پیش فرض

    توی این قلب بهاري

    صدای نم نم ابرای بهاری روی پرچین دلم با بیقراری

    رقص هر شاخه اقاقی

    روی دستای نسیم آشنایی

    همه لحظه ها سوار قاصدکهای سپیدی

    که میشن قسمت قلب پر امیدی

    صدای شرشر بارون بهاری روی دریای

    دل هرآشنایی پر میشه عطر نگاه مهربونی

    تو خیال هفت ستاره آسمونی

    لحظه های چشم براهی

    غنچه گل نگاهت روی هفت سین بهاری
    زندگی در بردگی شرمندگی است * معنی آزاد بودن زندگی است
    سر که خم گردد به پای دیگران * بر تن مردان بود بار گران




  5. #95
    مدیر سایت
    نمی‌دانم در کدامین کوچه جستجویت کنم ؟ آسوده بخواب مادر بیمارم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    13 78 57
    نوشته ها
    13,577
    تشکر تشکر کرده 
    15,753
    تشکر تشکر شده 
    17,227
    تشکر شده در
    4,905 پست
    حالت من : Khoonsard
    قدرت امتیاز دهی
    24983
    Array

    پیش فرض

    دوستت دارم

    دلت تنگ است ميدانم ، قلبت شكسته است مي دانم ، زندگي

    برايت عذاب است ميدانم ، دوري برايت سخت است ميدانم … اما

    براي چند لحظه آرام بگير عزيزم …

    گريه نكن كه اشكهايت حال و هواي مرا نيز باراني مي كند ، گريه

    نكن كه چشمهاي من نيز به گريه خواهند افتاد … آرام باش عزيزم ،

    دواي درد تو گريه نيست!

    بيا و درد دلت را به من بگو تا آرام بگيري ، با گريه خودت را آرام نكن...!

    با تنهايي باش اما اشك نريز ، درد دلت را به تنهايي بگو زماني كه

    تنهايي!

    گريه نكن كه اشكهايت مرا نا آرام ميكند .! گريه نكن چون گريه تو را

    به فراسوي دلتنگي ها ميكشاند ! گريه نكن كه چشمهايم طاقت اين

    را ندارند كه آن اشكهاي پر از مهرت را بر روي گونه هاي نازنينت

    ببينند ، و دستهايم طاقت اين را ندارند كه اشكهاي چشمهايت را از

    گونه هايت پاك كنند .! گريه نكن كه من نيز مانند تو آشفته مي شوم!

    گريه نكن ، چون دوست ندارم آن چشمهاي زيبايت را خيس ببينم!

    حيف آن چشمهاي زيبا و پر از عشقت نيست كه از اشك ريختن

    خيس و خسته شود؟

    اي عزيزم ، اي زندگي ام ، اي عشقم ، اگر من تمام وجودت مي

    باشم ،اگر مرا دوست ميداري و عاشق مني ، تنها يك چيز از تو

    ميخواهم كه دوست دارم به آن عمل كني و آن اين است كه ديگر

    نبينم چشمهايت خيس و گريان باشند! زندگي ارزش اين همه اشك

    ريختن را ندارد ، آن اشكهاي پر از مهرت را درون چشمهاي زيبايت

    نگه دار ، بگذار اين اشكها در چشمانت آرام بگيرند … عزيزم گريه نكن

    چون من از گريه هايت به گريه خواهم افتاد ! وقتي اشكهايت را

    ميبينم غم و غصه به سراغم مي آيد!

    وقتي اشكهايت را ميبينم حال و هواي غريبي به سراغم مي آيد !

    وقتي اشكهايت را ميبينم ، از زندگي ام خسته مي شوم! وقتي

    اشك ميريزي دنيا نيز ماتم ميگيرد ، پرندگان آوازي نميخوانند ، بغض

    آسمان گرفته مي شود ، هوا ابري مي شود و پرستوهاي عاشق

    خسته از پرواز !

    گريه نكن عزيزم… آرام باش عزيزم، بگذار اين اشكهاي گذشته را از

    گونه هاي نازنينت پاك كنم ، دستهايت رادر دستان من بگذار عزيزم،

    سرت را بر روي شانه هايم بگذار عزيزم و درد و دلهايت را در گوشم

    زمزمه كن عزيزم … من مي شنوم بگو درد دلت را عزيزم!

    با گريه خودت را خالي نكن عزيزم چون بغض گلويم را مي گيرد ، با

    گفتن درددلت به من خودت را خالي كن تا دل من نيز خالي شود!

    ميدانم وقتي اين متن مرا ميخواني اشك از چشمانت سرازير مي

    شود آري پس براي آخرين بار نيز گريه كن چون اين درد دلي بود كه

    من نيز با چشمان خيس نوشتم ....
    زندگی در بردگی شرمندگی است * معنی آزاد بودن زندگی است
    سر که خم گردد به پای دیگران * بر تن مردان بود بار گران




  6. #96
    مدیر سایت
    نمی‌دانم در کدامین کوچه جستجویت کنم ؟ آسوده بخواب مادر بیمارم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    13 78 57
    نوشته ها
    13,577
    تشکر تشکر کرده 
    15,753
    تشکر تشکر شده 
    17,227
    تشکر شده در
    4,905 پست
    حالت من : Khoonsard
    قدرت امتیاز دهی
    24983
    Array

    پیش فرض

    گویند ز عشق کن جدایــــــــــــی

    این نیست طریق آشنایـــــــــــی

    من قوت ز عشق می پذیــــــــرم

    گر می رود عشق من بمیـــــــرم

    یارب به خدای خـــــــــــــــــداییت

    وانگه به کمال پادشـــــــــــاهیت

    از عشق به غایتی رسانــــــــــم

    کو ماند اگرچه من نمانـــــــــــــم

    از عمر من آنچه هست بر جــای

    بستان و به عمر لیلی افــــــزای

    گر مو شده ام از عشق او غـــم

    یک موی نخواهم از سرش کــم

    جانم فدی جمــــــــــــــال بادش

    گر خون دل خوردم حلال بادش.
    زندگی در بردگی شرمندگی است * معنی آزاد بودن زندگی است
    سر که خم گردد به پای دیگران * بر تن مردان بود بار گران




  7. #97
    مدیر سایت
    نمی‌دانم در کدامین کوچه جستجویت کنم ؟ آسوده بخواب مادر بیمارم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    13 78 57
    نوشته ها
    13,577
    تشکر تشکر کرده 
    15,753
    تشکر تشکر شده 
    17,227
    تشکر شده در
    4,905 پست
    حالت من : Khoonsard
    قدرت امتیاز دهی
    24983
    Array

    پیش فرض

    بیا کنارم ای تو یار زیبا من تنها یه رازم
    رازی که هستم فقط تو باشی تنها به زارم
    دارم میسوزم ز تنهایی خودم ای تو نیازم
    عاشقت هستم چه تو باشی و چه نباشی
    با عشقت میسوزم چه تو خواهی چه نخواهی
    ای تو سرود هستی زندگانیم با تو خوانم عشق را
    با تو شروع کنم زندگی پر ز عشق خودم را
    گر تو نباشی که باشد که داند غم خوفته ی مرا
    گر تو نباشی که داند این همه افسردگی جان فرسا را
    با تو باشم گر چه دنیا نباشد نور خورشید نباشد
    اواز عشق پرندگان نباشد ارویی برای فردا نباشد
    شکوه نخواهم کرد ای عشق ماندگار من
    چو تو هستی تمام هستی زندگانیه من
    ع عشق را با تو اموختم ای یار زیبای من
    ق اخر را به چه تلخی نوشتی برایم جان من
    دگر جام دلم لبریز شده اینه ته دلمم رنگین شده
    تا که توان نشست بر هجران تو که درد عشقت سنگین شده
    بیا ای یار من که روز و شب به لب بام خانه دل مینشینم
    تا تو روزی ایی که به لب خانه ی تو با تو بنشینم
    زندگی در بردگی شرمندگی است * معنی آزاد بودن زندگی است
    سر که خم گردد به پای دیگران * بر تن مردان بود بار گران




  8. #98
    مدیر سایت
    نمی‌دانم در کدامین کوچه جستجویت کنم ؟ آسوده بخواب مادر بیمارم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    13 78 57
    نوشته ها
    13,577
    تشکر تشکر کرده 
    15,753
    تشکر تشکر شده 
    17,227
    تشکر شده در
    4,905 پست
    حالت من : Khoonsard
    قدرت امتیاز دهی
    24983
    Array

    پیش فرض

    امیدم باش
    امید آخرینم باش

    و نوشدارو برایم باش
    برای این دل ریشم تو مرحم باش
    تو با مهرت عزیزم باش
    تو عشقم باش
    تو تنها در كنارم باش
    ولیكن تا دم اخر
    كنارم باش
    كنارم باش
    زندگی در بردگی شرمندگی است * معنی آزاد بودن زندگی است
    سر که خم گردد به پای دیگران * بر تن مردان بود بار گران




  9. #99
    مدیر سایت
    نمی‌دانم در کدامین کوچه جستجویت کنم ؟ آسوده بخواب مادر بیمارم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    13 78 57
    نوشته ها
    13,577
    تشکر تشکر کرده 
    15,753
    تشکر تشکر شده 
    17,227
    تشکر شده در
    4,905 پست
    حالت من : Khoonsard
    قدرت امتیاز دهی
    24983
    Array

    پیش فرض

    روي آن شيشه تبدار تو را "ها" كردم
    اسم زيباي تو را با نفسم جاكردم


    شيشه بدجور دلش ابري و باراني شد
    شيشه را يك شبه تبديل به دريا كردم

    با سرانگشت كشيدم به دلش عكس تو را
    عكس زيباي تو را سير تماشا كردم
    زندگی در بردگی شرمندگی است * معنی آزاد بودن زندگی است
    سر که خم گردد به پای دیگران * بر تن مردان بود بار گران




  10. #100
    مدیر سایت
    نمی‌دانم در کدامین کوچه جستجویت کنم ؟ آسوده بخواب مادر بیمارم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    13 78 57
    نوشته ها
    13,577
    تشکر تشکر کرده 
    15,753
    تشکر تشکر شده 
    17,227
    تشکر شده در
    4,905 پست
    حالت من : Khoonsard
    قدرت امتیاز دهی
    24983
    Array

    پیش فرض

    واژه‌ را كاشتيم
    براي آنكه در دشتها

    فردا برويد!
    واژه را با باد در‌آميختيم
    تا در آسمان
    حقيقت پرواز كند!
    شعر را ركاب سنگ كرديم
    تا در كوهها
    تاريخي نو قيام كند!
    ام‍ّا دريغا..دريغ!
    دشتها را چنان برگي سوزانديم
    آسمان را قفس كرديم و
    كوهها را ترور..
    بدين‌گونه شعر نيز
    اينك به ويرانه‌اي سوخته مبدل شده است!
    زندگی در بردگی شرمندگی است * معنی آزاد بودن زندگی است
    سر که خم گردد به پای دیگران * بر تن مردان بود بار گران




صفحه 10 از 23 نخستنخست ... 6789101112131420 ... آخرینآخرین

برچسب ها برای این تاپیک

علاقه مندی ها (بوک مارک ها)

علاقه مندی ها (بوک مارک ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

http://www.worldup.ir/