عشق یعنی شب نخفتن تا سحرعشق یعنی سجده ها با چشم ترعشق یعنی سر به دار اویختنعشق یعنی اشک حسرت ریختنعشق یعنی در جهان رسوا شدنعشق یعنی مست و بی پروا شدنعشق یعنی سوختن یا ساختنعشق یعنی زندگی را باختن
عشق یعنی شب نخفتن تا سحرعشق یعنی سجده ها با چشم ترعشق یعنی سر به دار اویختنعشق یعنی اشک حسرت ریختنعشق یعنی در جهان رسوا شدنعشق یعنی مست و بی پروا شدنعشق یعنی سوختن یا ساختنعشق یعنی زندگی را باختن
زندگی در بردگی شرمندگی است * معنی آزاد بودن زندگی است
سر که خم گردد به پای دیگران * بر تن مردان بود بار گران
دستم نمي رسد به اين آسمان امادست تو را كه مي گيرمانگار چند ستاره در مشتم پنهان كرده امپنهان نمي كنم اين روزها برايم حكم آورده اند از خود شخص خداكه عاشقي عاقبت خوشي دارد براي منپنهان نمي كنم كه هر بار مي بينمت ثانيه هاي پس از اينرو به رويم مي نشينندبا هم گپي مي زنيم و گاهي قماريتو را دست كه مي آورمتمام ثانيه ها را مي برمبالا مي رود اين وقتدستم به آسمان نمي رسد اما دست تو را كه مي گيرم چند ستاره در مشت من است
زندگی در بردگی شرمندگی است * معنی آزاد بودن زندگی است
سر که خم گردد به پای دیگران * بر تن مردان بود بار گران
گفت از جان بگذرد آن كس كه مفتون من است
گفتمش با بوسه اي بي خود ز خود كردي مرا
گفت اين خاصيت لبهاي ميگون من است
گفتمش من واله و شيدا و مجنون تو ام
گفت شهري واله و شيدا و مجنون من است
گفتم اي گل رسم و راه خوب رويان چيست ؟
گفت : بي وفايي رسم من بي داد قانون من است
زندگی در بردگی شرمندگی است * معنی آزاد بودن زندگی است
سر که خم گردد به پای دیگران * بر تن مردان بود بار گران
تــــــــــــــــو
تو آنگونه اي
كه به پلك زدني آسمان را دلتنگ ميكني ....
من چه بگويم ؟!
هفته هاست ترا نديده ام
موج موج درياي گيسوانت دل از بيد برده
به لبخنده اي مجنونم كن
گريستنت حتي بوته هاي خشكيده ي باغ را شكوفه باران مي كند
چگونه دوستت نداشته باشم ؟!
تنها
زندگی در بردگی شرمندگی است * معنی آزاد بودن زندگی است
سر که خم گردد به پای دیگران * بر تن مردان بود بار گران
چه كسي تارهاي زلف رنجورم را مي نوازد
به نواز محرمي جز نسيم يا سوز باد
جز اشك شربي نيست بلغزد به لبم و لبي تازه كنم
و كسي نيست به جز تك پوشم
كه مرا بر گيرد تن به تن پر به پرم
نه كسي نيست به جز تك پوشم
يا دو چشمي كه مرا در يابد
يا دو دستي كه مرا پس نزند
من فقط يك طرح كم رنگم
يا كه نقاشي شهكاري بر لب ساحل
من فقط قطره باراني زلالم زادگاهم ابرو ارامگاهم زمين
زندگی در بردگی شرمندگی است * معنی آزاد بودن زندگی است
سر که خم گردد به پای دیگران * بر تن مردان بود بار گران
کوچنان یاری که داند قدر اهل درد چیست
چیست عشق و کیست مرد عشق و درد مرد چیست
گلشن حسنی ولی بر آه سرد ما مخند
آه اگر یابی که تأثیر هوای سرد چیست
ای که میگویی نداری شاهدی بر درد عشق
جان غم پرورد و آه سرد و روی زرد چیست
آنکه میپرسد نشان راحت و لذت ز ما
کاش پرسد اول این معنی که خواب و خورد چیست
گرنه عاشق صبر میدارد به تنهایی ز دوست
آنچه میگویند از مجنون تنها گرد چیست
وحشی از پی گر نبودی آن سوار تند را
میرسی باز از کجا وین چهرهٔ پر گرد چیست
زندگی در بردگی شرمندگی است * معنی آزاد بودن زندگی است
سر که خم گردد به پای دیگران * بر تن مردان بود بار گران
همه جا تاريک است و من در اين لحظه برايت می نويسم که دوستت دارم
می نويسم که بگويم دوستت دارم
اين داستانی ساده است.داستان عشقی ساده است.
عشق من حيات از عشق تو ميگيرد
من تشنه تو هستم .می خواهم سرکشم انچه را که در توست .
ما عشقمان را خواهيم کاشت .از عشق ما روزی دو عاشق چون ما خواهند روييد.انها دست به عشق ما خواهند کشيد و اين عشق تنها نام تو را فرياد خواهد زد.
"باد تنها نام تو را زمزمه ميکند تمام گلها نام تو را دارند
مرا تنها تو می شناسی
تنها تو می دانی که من که هستم
هيچ کس مرا چون تو نمی شناسد
چون هيچ کس هيچ کس نمی داند که قلب من چگونه می سوزد
تنها تو
تنها چشمان تو
تنها قلب عاشق تو
هر کجا که باشم زير باران يا زير آتش
عشق من ازان توست
من هرگز نغمه ای سر نخواهم داد مگر زمانی تو آوازی بخوانی
اگر به تو بگويند او دوستت ندارد به ياد بياور مرا هنگامی که زير باران
آوای تو را سر می دهم
عشق من :
اگر بگويند من تو را فراموش کرده ام ،حتی اگر خود اين را بگويم ،باور مکن
تو را چه کسی می تواند از قلب من جدا کند؟
ما عاشق خواهيم ماند ،هميشه
زندگی در بردگی شرمندگی است * معنی آزاد بودن زندگی است
سر که خم گردد به پای دیگران * بر تن مردان بود بار گران
حتي خاطراتت هر چند كوتاه
لبانم را به خنده ميگشايد
حتي حالا كه از غصه لبريزم.
تمام وجودم نگاهت را ميخواهد وصداي پر مهرت را
دلم را چه خواهي كرد
اين پرنده ي كوچك بي آشيان را ديگر پناهي نيست
خدايا ......خدايا.....دلم تنگ ديدارست ديدار تو يا او نميدانم...
زندگی در بردگی شرمندگی است * معنی آزاد بودن زندگی است
سر که خم گردد به پای دیگران * بر تن مردان بود بار گران
آدم ها می گذرند
آدم ها از چشم هایم می گذرند
و سایه ی یکایکشان
بر اعماق قلبم می افتد
مگر می شود
از این همه آدم
یکی تو نباشی
لابد من نمی شناسمت
وگرنه بعضی از این چشم ها
این گونه که می درخشند
می توانند چشم های تو باشند
زندگی در بردگی شرمندگی است * معنی آزاد بودن زندگی است
سر که خم گردد به پای دیگران * بر تن مردان بود بار گران
صدایت را می شنوم به گاه دلتنگی هایم:
"می فهمی دارم به چشمات نگاه می کنم"
و اینک تو کلامم را بشنو:
"می فهمی که دلتنگت شده ام "
بی انصافیست صدایت را دریغ کردن
بی انصافیست
اما عزیزم این دلتنگی جنس دیگری دارد
تو را در کنار خود حس می کنم
اما دستانم نمی تواند وجودت را لمس نماید
بی انصافیست
نه؟؟؟
تو گمان نمی کنی بی انصافی است
یادم می آید از من پرسیدی می توانم دوریت را تحمل کنم
گفتم خواهم گریست
و تو مرا به صبر فراخواندی
گفتم بخاطر تو صبر خواهم کرد
صبر خواهم کرد، اما
اما قول بده اگر آمدی نپرسی سرخی چشمانم و التهاب پلک هایم
برای چیست.
قول می دهی؟؟؟
زندگی در بردگی شرمندگی است * معنی آزاد بودن زندگی است
سر که خم گردد به پای دیگران * بر تن مردان بود بار گران
علاقه مندی ها (بوک مارک ها)