صفحه 14 از 23 نخستنخست ... 4101112131415161718 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 131 تا 140 , از مجموع 229

موضوع: نوشته های من و تو

  1. #131
    مدیر سایت
    نمی‌دانم در کدامین کوچه جستجویت کنم ؟ آسوده بخواب مادر بیمارم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    13 78 57
    نوشته ها
    13,577
    تشکر تشکر کرده 
    15,753
    تشکر تشکر شده 
    17,227
    تشکر شده در
    4,905 پست
    حالت من : Khoonsard
    قدرت امتیاز دهی
    24983
    Array

    پیش فرض

    اگر مرا به حریم تو راه بود؟

    برایت!

    بغلی از گل یاس و اقاقی میاوردم

    اگر مرا به قلب پاک تو راه بود

    شکوفه های عشق و محبت میانش مینشاندم

    اگر مرا به اندیشه ات راه بود اثبات جانثاریم را

    تقدیمت میکردم

    اگر مرا به گوش جانت راه بود؟

    دردی کشان از عشق برایت تا ابد آواز میخواندم .

    ای دوست...
    زندگی در بردگی شرمندگی است * معنی آزاد بودن زندگی است
    سر که خم گردد به پای دیگران * بر تن مردان بود بار گران




  2. #132
    مدیر سایت
    نمی‌دانم در کدامین کوچه جستجویت کنم ؟ آسوده بخواب مادر بیمارم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    13 78 57
    نوشته ها
    13,577
    تشکر تشکر کرده 
    15,753
    تشکر تشکر شده 
    17,227
    تشکر شده در
    4,905 پست
    حالت من : Khoonsard
    قدرت امتیاز دهی
    24983
    Array

    پیش فرض

    دهانت را می‌بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم

    دلت را می‌پویند مبادا شعله‌ای در آن نهان باشد

    روزگار غریبی‌ست نازنین روزگار غریبی‌ست نازنین

    و عشق را كنار تیرك راهبند تازیانه می‌زنند

    عشق را در پستوی خانه نهان باید كرد

    شوق را در پستوی خانه نهان باید كرد

    روزگار غریبی‌ست نازنین روزگار غریبیست نازنین

    و در این بن‌بست كج و پیچ سرما

    آتش را به سوخت‌وار سرود و شعر فروزان می‌دارند

    به اندیشیدن خطر مكن روزگار غریبی‌ست

    آن كه بر در می‌كوبد شباهنگام به كشتن چراغ آمده است

    نور را در پستوی خانه نهان باید كرد
    زندگی در بردگی شرمندگی است * معنی آزاد بودن زندگی است
    سر که خم گردد به پای دیگران * بر تن مردان بود بار گران




  3. #133
    مدیر سایت
    نمی‌دانم در کدامین کوچه جستجویت کنم ؟ آسوده بخواب مادر بیمارم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    13 78 57
    نوشته ها
    13,577
    تشکر تشکر کرده 
    15,753
    تشکر تشکر شده 
    17,227
    تشکر شده در
    4,905 پست
    حالت من : Khoonsard
    قدرت امتیاز دهی
    24983
    Array

    پیش فرض

    کاش آسمان حرف کویر را می فهمید و اشک خود را نثار گونه های خشک او می کرد.
    کاش واژه ی حقیقت آنقدر با لبها صمیمی بود که برای بیان کردنش به شهامت نیاز نبود .

    کاش دلها آنقدر خالص بودند که دعا قبل از پایین آمدن دستها مستجاب می شد .
    کاش شمع ، حقیقت محبت را در تقلای بال و پر سوز پروانه می دید و او را باور می کرد.
    کاش مهتاب با کوچه های تاریک شب آشناتر بود.
    کاش بهار آنقدر مهربان بود که باغ را بدست خزان نمی سپرد .
    کاش فریاد آنقدر بی صدا بود که حرمت سکوت را نمی شکست .





    image E421 4A7D1BF4
    زندگی در بردگی شرمندگی است * معنی آزاد بودن زندگی است
    سر که خم گردد به پای دیگران * بر تن مردان بود بار گران




  4. #134
    مدیر سایت
    نمی‌دانم در کدامین کوچه جستجویت کنم ؟ آسوده بخواب مادر بیمارم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    13 78 57
    نوشته ها
    13,577
    تشکر تشکر کرده 
    15,753
    تشکر تشکر شده 
    17,227
    تشکر شده در
    4,905 پست
    حالت من : Khoonsard
    قدرت امتیاز دهی
    24983
    Array

    پیش فرض

    با اينکه مي دانم دوست داشتن گناه است دوستت دارم با اينکه مي دانم پرستش کار کافر است مي پرستمت با اينکه مي دانم آخر عشق رسوايي است عاشقت مي شوم پس گناهکارم ، کافرم ، رسوايم ولي همچنان دوستت دارم
    زندگی در بردگی شرمندگی است * معنی آزاد بودن زندگی است
    سر که خم گردد به پای دیگران * بر تن مردان بود بار گران




  5. #135
    مدیر سایت
    نمی‌دانم در کدامین کوچه جستجویت کنم ؟ آسوده بخواب مادر بیمارم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    13 78 57
    نوشته ها
    13,577
    تشکر تشکر کرده 
    15,753
    تشکر تشکر شده 
    17,227
    تشکر شده در
    4,905 پست
    حالت من : Khoonsard
    قدرت امتیاز دهی
    24983
    Array

    پیش فرض

    ديشب غزلي از عشق سرودم تو نبودي
    يك پنجره تا عشق گشودم تو نبودي
    دل خسته از اين پنجره تار گذشتم
    تا روشن احساس وجودم تو نبودي
    زندگی در بردگی شرمندگی است * معنی آزاد بودن زندگی است
    سر که خم گردد به پای دیگران * بر تن مردان بود بار گران




  6. #136
    مدیر سایت
    نمی‌دانم در کدامین کوچه جستجویت کنم ؟ آسوده بخواب مادر بیمارم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    13 78 57
    نوشته ها
    13,577
    تشکر تشکر کرده 
    15,753
    تشکر تشکر شده 
    17,227
    تشکر شده در
    4,905 پست
    حالت من : Khoonsard
    قدرت امتیاز دهی
    24983
    Array

    پیش فرض

    وقتي نياز به عشق داري عاشق مشو بلكه زماني عاشق شو كه تمام وجودت سرشار از عشق هست و مي خواي آنرا با كسي تقسيم كني
    زندگی در بردگی شرمندگی است * معنی آزاد بودن زندگی است
    سر که خم گردد به پای دیگران * بر تن مردان بود بار گران




  7. #137
    مدیر سایت
    نمی‌دانم در کدامین کوچه جستجویت کنم ؟ آسوده بخواب مادر بیمارم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    13 78 57
    نوشته ها
    13,577
    تشکر تشکر کرده 
    15,753
    تشکر تشکر شده 
    17,227
    تشکر شده در
    4,905 پست
    حالت من : Khoonsard
    قدرت امتیاز دهی
    24983
    Array

    پیش فرض

    حرفهای زیادی بلد نیستم

    من تنها چشمان تو را دیدم

    که حرفهایم را دزدید

    از عشق چیزی نمی دانم

    اما دوستت دارم

    کودکانه تر از آنچه فکر کنی

    می خواهم امروز از تو بنویسم

    حتی اگر دیر شده باشد. . .
    زندگی در بردگی شرمندگی است * معنی آزاد بودن زندگی است
    سر که خم گردد به پای دیگران * بر تن مردان بود بار گران




  8. #138
    مدیر سایت
    نمی‌دانم در کدامین کوچه جستجویت کنم ؟ آسوده بخواب مادر بیمارم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    13 78 57
    نوشته ها
    13,577
    تشکر تشکر کرده 
    15,753
    تشکر تشکر شده 
    17,227
    تشکر شده در
    4,905 پست
    حالت من : Khoonsard
    قدرت امتیاز دهی
    24983
    Array

    پیش فرض

    سر خود را مزن اینگونه به سنگ

    دل دیوانه تنها دل تنگ

    منشین در پس این بهت گران

    مدران جامه جان را مدران

    مکن ای خسته درین بغض درنگ

    دل دیوانه تنها دلتنگ

    پیش این سنگدلان قدر دل و سنگ یکی است

    قیل و قال زغن و بانگ شباهنگ یکی است

    دیدی آن را که تو خواندی به جهان یارترین

    سینه را ساختی از عشقش سرشارترین

    آنکه می گفت منم بهر تو غمخوارترین

    چه دلآزارترین شد چه دلآزارترین

    نه همین سردی و بیگانگی از حد گذراند

    نه همین در غمت اینگونه نشاند

    با تو چون دشمن دارد سر جنگ

    دل دیوانه تنها دل تنگ

    ناله از درد مکن

    آتشی را که در آن زیسته ای سرد مکن

    با غمش باز بمان

    سرخ رو با ش ازین عشق و سرافراز بمان

    راه عشق است که همواره شود از خون رنگ

    دل دیوانه تنها دل تنگ
    زندگی در بردگی شرمندگی است * معنی آزاد بودن زندگی است
    سر که خم گردد به پای دیگران * بر تن مردان بود بار گران




  9. #139
    مدیر سایت
    نمی‌دانم در کدامین کوچه جستجویت کنم ؟ آسوده بخواب مادر بیمارم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    13 78 57
    نوشته ها
    13,577
    تشکر تشکر کرده 
    15,753
    تشکر تشکر شده 
    17,227
    تشکر شده در
    4,905 پست
    حالت من : Khoonsard
    قدرت امتیاز دهی
    24983
    Array

    پیش فرض

    در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم

    عاشق نمی‌شوی که ببینی چه می‌کشم

    با عقل آب عشق به یک جو نمی‌رود

    بیچاره من که ساخته از آب و آتشم

    دیشب سرم به بالش ناز وصال و باز

    صبحست و سیل اشک به خون شسته بالشم

    پروانه را شکایتی از جور شمع نیست

    عمریست در هوای تو میسوزم و خوشم

    خلقم به روی زرد بخندند و باک نیست

    شاهد شو ای شرار محبت که بی‌غشم

    باور مکن که طعنه‌ی طوفان روزگار

    جز در هوای زلف تو دارد مشوش

    سروی شدم به دولت آزادگی که سر

    با کس فرو نیاورد این طبع سرکشم

    دارم چو شمع سر غمش بر سر زبان

    لب میگزد چو غنچه‌ی خندان که خامشم

    هر شب چو ماهتاب به بالین من بتاب

    ای آفتاب دلکش و ماه پری‌وشم

    لب بر لبم بنه بنوازش دمی چونی

    تا بشنوی نوای غزلهای دلکشم

    ساز صبا به ناله شبی گفت شهریار

    این کار تست من همه جور تو می‌کشم


    شهريار بزرگ
    زندگی در بردگی شرمندگی است * معنی آزاد بودن زندگی است
    سر که خم گردد به پای دیگران * بر تن مردان بود بار گران




  10. #140
    مدیر سایت
    نمی‌دانم در کدامین کوچه جستجویت کنم ؟ آسوده بخواب مادر بیمارم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    13 78 57
    نوشته ها
    13,577
    تشکر تشکر کرده 
    15,753
    تشکر تشکر شده 
    17,227
    تشکر شده در
    4,905 پست
    حالت من : Khoonsard
    قدرت امتیاز دهی
    24983
    Array

    پیش فرض

    وقت رفتن چشمهايت را تماشا مي کنم.

    غصه هارا مي کشم در خويش و حاشا مي کنم.

    آسمان ارزاني چشمان مستت عشق من.

    آسمان را زير پاهايت تماشا مي کنم.

    ميروي در لا به لاي ابرها گم ميشوي.

    رفتنت در عمق دريا را تماشا مي کنم.

    آسمان بغضش شکست از خلوت سنگين من.

    زير باران خاطراتت را تماشا مي کنم
    زندگی در بردگی شرمندگی است * معنی آزاد بودن زندگی است
    سر که خم گردد به پای دیگران * بر تن مردان بود بار گران




صفحه 14 از 23 نخستنخست ... 4101112131415161718 ... آخرینآخرین

برچسب ها برای این تاپیک

علاقه مندی ها (بوک مارک ها)

علاقه مندی ها (بوک مارک ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

http://www.worldup.ir/