صفحه 5 از 23 نخستنخست 12345678915 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 229

موضوع: نوشته های من و تو

  1. #41
    مدیر سایت
    نمی‌دانم در کدامین کوچه جستجویت کنم ؟ آسوده بخواب مادر بیمارم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    13 78 57
    نوشته ها
    13,577
    تشکر تشکر کرده 
    15,753
    تشکر تشکر شده 
    17,227
    تشکر شده در
    4,905 پست
    حالت من : Khoonsard
    قدرت امتیاز دهی
    24983
    Array

    پیش فرض

    عزیزم تو به قلبم نور اومدی بیا

    دلم با گل یاد تو می تپید

    صدا ی دلم را شنیدی ؟ بیا

    ببین رو سیا هی به من مانده است

    تو در نزد حق رو سپیدی بیا

    ندا نی که دل بند هی چشم توست ؟

    مرا با نگا هی خریدی بیا

    چه ارام و سا کت نظر می کنی

    غمم راندیدی ؟بیا

    چه سر د است بی تو سرای دلم

    تو خورشید بر من دمیدی بیا

    گلستان قلبم پر از خا طر ه است

    دگر تا ب هجران ندارم ببین

    خود این فا صله را کشیدی بیا

    تو گل واژ هی شعر های منی

    چو شبنم به شعرم چکیدی بیا

    شکسته با سنگ پرواز عشق

    کبو تر شدی و پریدی بیا

    دلم نا مید است ای نازنین

    برای من امیدی بیا

    سرودی و نوروزو عیدی بیا

    خدایا زمو سیقی لحظه ها

    نگارین زغم افریدی بیا
    زندگی در بردگی شرمندگی است * معنی آزاد بودن زندگی است
    سر که خم گردد به پای دیگران * بر تن مردان بود بار گران




  2. #42
    مدیر سایت
    نمی‌دانم در کدامین کوچه جستجویت کنم ؟ آسوده بخواب مادر بیمارم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    13 78 57
    نوشته ها
    13,577
    تشکر تشکر کرده 
    15,753
    تشکر تشکر شده 
    17,227
    تشکر شده در
    4,905 پست
    حالت من : Khoonsard
    قدرت امتیاز دهی
    24983
    Array

    پیش فرض

    باز هم در دل غمگین خود رد پای درد را احساس میکنم.
    و قدمهایی که طنین موهوم انگیز جدایی را در سرم میپرورانند.

    میترسم آری میترسم که غریبه ای در شبی تاریک و مهتابی او را
    از صندوقچه قلبم بدزدد.
    میترسم که آن شاهزاده غمکین قصه من با تندبادی از کنارم برود.
    به یاد دارم روزی را که شاهزاده ای سوار بر اسب سفید آرزو ها
    از جاده تنهایی من عبور کرد ومن از آن روز به دنبال او رهسپار جاده تنهاییم.
    و من سرد و بی روح در گوشه ای پنهان در عزلت و تنهایی شغر عشق را
    که او با دستان سبزش به من هدیه کرده مینوازم.و قصه تنهایی دخترکی
    را که تمام شب بوها میشناسندش میخوانم.
    زندگی در بردگی شرمندگی است * معنی آزاد بودن زندگی است
    سر که خم گردد به پای دیگران * بر تن مردان بود بار گران




  3. #43
    مدیر سایت
    نمی‌دانم در کدامین کوچه جستجویت کنم ؟ آسوده بخواب مادر بیمارم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    13 78 57
    نوشته ها
    13,577
    تشکر تشکر کرده 
    15,753
    تشکر تشکر شده 
    17,227
    تشکر شده در
    4,905 پست
    حالت من : Khoonsard
    قدرت امتیاز دهی
    24983
    Array

    پیش فرض

    کاش میشد از زمین تا آسمان پر میزدم
    دور میگشتم ز خشکی دل به دریا میزدم
    از میان ریگهای خاکی دنیای خود
    کاش میشد من سری تا اوج دنیا میزدم
    کاش میشد از میان دوده و گرد و غبار
    من قدم در بوستانی سبز و زیبا میزدم
    کاش میشد از درون خلوت و تنهای دل
    من پلی از دل به سوی شهر روءیا میزدم
    کاش میشد در مداوای خراش بی کسی
    با تو من تنها شده خطی به غمها میزدم
    زندگی در بردگی شرمندگی است * معنی آزاد بودن زندگی است
    سر که خم گردد به پای دیگران * بر تن مردان بود بار گران




  4. #44
    مدیر سایت
    نمی‌دانم در کدامین کوچه جستجویت کنم ؟ آسوده بخواب مادر بیمارم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    13 78 57
    نوشته ها
    13,577
    تشکر تشکر کرده 
    15,753
    تشکر تشکر شده 
    17,227
    تشکر شده در
    4,905 پست
    حالت من : Khoonsard
    قدرت امتیاز دهی
    24983
    Array

    پیش فرض

    تو هم آخر توانستی به قلبم داغ بگذاری
    و عشق آتشینم را ز سردی هیچ انگاری

    تظاهر بود میگفتی تو را من دوست میدارم
    ندانستم به غیر من کسی را زیر سر داری
    هماره یاد تو همزاد چشمان تر من بود
    چه همگامی که میخوابم چه در اوقات بیداری
    تو دنیای دلم بودی چرا ترک وفا کردی؟!
    که خون لاله از چشمم به یادت میشود جاری
    به دیده یاد سبزت را همیشه آب خواهم داد
    اگر چه جای دل سنگی درون سینه ات داری
    به پایت زندگانی رافنا کردم نمیدانی
    ندارم دل که بینم از دو چشمت اشک غمباری
    شکایتهای قلبم را دوباره سرخ میگریم
    که زردی نگاهم را به روی خود نمیآری
    زندگی در بردگی شرمندگی است * معنی آزاد بودن زندگی است
    سر که خم گردد به پای دیگران * بر تن مردان بود بار گران




  5. #45
    مدیر سایت
    نمی‌دانم در کدامین کوچه جستجویت کنم ؟ آسوده بخواب مادر بیمارم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    13 78 57
    نوشته ها
    13,577
    تشکر تشکر کرده 
    15,753
    تشکر تشکر شده 
    17,227
    تشکر شده در
    4,905 پست
    حالت من : Khoonsard
    قدرت امتیاز دهی
    24983
    Array

    پیش فرض

    ی هیچ نظاره گری , نظاره گر غروب آفتاب آفتابی ترین روزگار خود هستم.

    چگونه خاموش باشم ؟

    دوستت دارم نه امروز , نه فردا , تا زندگی در جویبار خشک روزگار جاریست .

    تا روزی که خشکی این جویبار را اشک های من و تو پر آب کند.

    آن روز دوستت خواهم داشت بیش ازگذشته
    زندگی در بردگی شرمندگی است * معنی آزاد بودن زندگی است
    سر که خم گردد به پای دیگران * بر تن مردان بود بار گران




  6. #46
    مدیر سایت
    نمی‌دانم در کدامین کوچه جستجویت کنم ؟ آسوده بخواب مادر بیمارم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    13 78 57
    نوشته ها
    13,577
    تشکر تشکر کرده 
    15,753
    تشکر تشکر شده 
    17,227
    تشکر شده در
    4,905 پست
    حالت من : Khoonsard
    قدرت امتیاز دهی
    24983
    Array

    پیش فرض

    من هر چه میکشم همه از یک نگاه توست

    ای کاش کور میشدم آن لحظه نخست

    گفتند اشک خاطره را پاک میکند

    توفان گرفت در من و عشق تو را نشست

    از بس که پشت نرده شب گریه کرده ام

    احساس میکنم که صدایم صدای توست

    آخر چگونه میشود اندوه خویش را

    گنجاند در کسالت این واژه های سست؟

    دیگر برای زخم دلم کار ساز نیست

    شعر این همیشه خط زده ی گنگ نادرست
    زندگی در بردگی شرمندگی است * معنی آزاد بودن زندگی است
    سر که خم گردد به پای دیگران * بر تن مردان بود بار گران




  7. #47
    مدیر سایت
    نمی‌دانم در کدامین کوچه جستجویت کنم ؟ آسوده بخواب مادر بیمارم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    13 78 57
    نوشته ها
    13,577
    تشکر تشکر کرده 
    15,753
    تشکر تشکر شده 
    17,227
    تشکر شده در
    4,905 پست
    حالت من : Khoonsard
    قدرت امتیاز دهی
    24983
    Array

    پیش فرض

    عاشق مشو

    اي مهربان


    عاشق مشو، عاشق مشو

    عاشق شدن يک بارگي ست

    دراين جهان بي دل و

    در اين زمان بي وفا

    عاشق شدن ديوانگيست



    کز دل نشانت برود

    از عشق، حواست بپرد

    چون برود حواس تو

    مجنون و ديوانه شوي

    ديوانه را زنجير کنند

    از کار خود نادم شوي

    آنگه ميان مردمان

    دلقک اين و آن شوي



    پس مهربان

    عاشق مشو، عاشق مشو

    عاشق شدن ديوانگيست
    زندگی در بردگی شرمندگی است * معنی آزاد بودن زندگی است
    سر که خم گردد به پای دیگران * بر تن مردان بود بار گران




  8. #48
    مدیر سایت
    نمی‌دانم در کدامین کوچه جستجویت کنم ؟ آسوده بخواب مادر بیمارم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    13 78 57
    نوشته ها
    13,577
    تشکر تشکر کرده 
    15,753
    تشکر تشکر شده 
    17,227
    تشکر شده در
    4,905 پست
    حالت من : Khoonsard
    قدرت امتیاز دهی
    24983
    Array

    پیش فرض

    هوا ترست به رنگ چشمانت

    دوباره فال گرفتم برای چشمانت

    اگر چه کو چک وتنگ است حجم این دنیا

    قبول کن بریزم به پای چشمانت

    دلم مسافر تنهای شهر شب بوها ست

    که مانده در عطش کو چه های چشمانت

    تمام اینه ها نذر یاس لبخندت

    جنون ابی دریا فدای چشمانت

    چه می شود تو صدا یم کنی به لهجه ی موج

    به لحن نقر ه ای و بی صدای چشمانت

    تو هیچ وقت پس از صبر من نمی ایی

    در انتظار چه خالیست جای چشمانت

    به انتهای جنونم رسید ه ام اکنون

    به انتهای خود وابتدای چشمانت

    منو غروبو سکوت و شکستن و پاییز

    تو ونیامدن چشمانت

    خدا کند که بدانی چه قدر محتا ج ست

    نگاه خسته من به دعای چشمانت


    تنها
    زندگی در بردگی شرمندگی است * معنی آزاد بودن زندگی است
    سر که خم گردد به پای دیگران * بر تن مردان بود بار گران




  9. #49
    مدیر سایت
    نمی‌دانم در کدامین کوچه جستجویت کنم ؟ آسوده بخواب مادر بیمارم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    13 78 57
    نوشته ها
    13,577
    تشکر تشکر کرده 
    15,753
    تشکر تشکر شده 
    17,227
    تشکر شده در
    4,905 پست
    حالت من : Khoonsard
    قدرت امتیاز دهی
    24983
    Array

    پیش فرض

    کاش می شد
    کاش میشد گل چشمان تو را میچیدم

    و می آویختمش بر دیوار

    در اتاقم که پر از سایه ی توست

    آن زمان عطر نگاهت را زندانی خود میدیدم

    و به خود میگفتم:

    تو نوازشگر احساس غم آلوده ی من میمانی

    ولی افسوس تو آن نیستی

    آن کوچک پاک

    که من از پاکی اندیشه خود پروردم

    و بزرگش کردم

    من نمی دانستم که تو با ضجه هر رهگذری

    می خوانی

    هیچ دل بر تو نمی باید بست

    مهربان با دل سنگ تو نمیباید بود

    سنگدل نیستم اما...

    دل من میخواهد که تو را باز

    با خشم به خاک اندازد

    و چو رگبار خزان

    قلب گلگون تو را خسته و پر پر سازد

    کاش میشد گل چشمان تو را می چیدم

    و می آویختمش بر دیوار

    تا دو چشم تو

    در ظلمتاین تنهایی

    شاهد پاکی و آشفتگی من باشد

    کاش میشد...
    زندگی در بردگی شرمندگی است * معنی آزاد بودن زندگی است
    سر که خم گردد به پای دیگران * بر تن مردان بود بار گران




  10. #50
    مدیر سایت
    نمی‌دانم در کدامین کوچه جستجویت کنم ؟ آسوده بخواب مادر بیمارم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    13 78 57
    نوشته ها
    13,577
    تشکر تشکر کرده 
    15,753
    تشکر تشکر شده 
    17,227
    تشکر شده در
    4,905 پست
    حالت من : Khoonsard
    قدرت امتیاز دهی
    24983
    Array

    پیش فرض

    شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد

    فریبند ه ی زاد وفریبا بمیرد

    شب مرگ تنها نشیند به موجی


    رود گو شه ای دور وتنها بمیرد

    درا ن گو شه چندان غزل خواند


    ان شب که خود در میان غرلها بمیرد

    گروهی برانند کاین مرغ شیدا


    کجا عا شقی کرد انجا بمیرد

    شب مرگ از بیم انجا شتابد


    که از مرگ غا فل شود تا بمیرد

    من این نکته گیرم که باور نکردم


    ندیدم که قویی به صحرا بمیرد

    چو روزی ز اغوش دریا بر امد


    شبی هم در اغوش دریا بمیرد

    تو دریا ی من بودی اغوش وا کن


    که می خواهد این قوی زیبا بمیر د
    زندگی در بردگی شرمندگی است * معنی آزاد بودن زندگی است
    سر که خم گردد به پای دیگران * بر تن مردان بود بار گران




صفحه 5 از 23 نخستنخست 12345678915 ... آخرینآخرین

برچسب ها برای این تاپیک

علاقه مندی ها (بوک مارک ها)

علاقه مندی ها (بوک مارک ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

http://www.worldup.ir/