صفحه 22 از 90 نخستنخست ... 121819202122232425263272 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 211 تا 220 , از مجموع 900

موضوع: دیوان اشعار سعدی

  1. #211
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4892
    Array

    پیش فرض

    با خردمندی و خوبی پارسا و نیک خوست

    صورتی هرگز ندیدم کاین همه معنی در اوست


    گر خیال یاری اندیشند باری چون تو یار

    یا هوای دوستی ورزند باری چون تو دوست


    خاک پایش بوسه خواهم داد آبم گو ببر

    آبروی مهربانان پیش معشوق آب جوست


    شاهدش دیدار و گفتن فتنه اش ابرو و چشم

    نادرش بالا و رفتن دلپذیرش طبع و خوست


    تا به خود بازآیم آن گه وصف دیدارش کنم

    از که می‌پرسی در این میدان که سرگردان چو گوست


    عیب پیراهن دریدن می‌کنندم دوستان

    بی‌وفا یارم که پیراهن همی‌درم نه پوست


    خاک سبزآرنگ و باد گلفشان و آب خوش

    ابر مرواریدباران و هوای مشک بوست


    تیرباران بر سر و صوفی گرفتار نظر

    مدعی در گفت و گوی و عاشق اندر جست و جوست


    هر که را کنج اختیار آمد تو دست از وی بدار

    کان چنان شوریده سر پایش به گنجی در فروست


    چشم اگر با دوست داری گوش با دشمن مکن

    عاشقی و نیک نامی سعدیا سنگ و سبوست

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



  2. #212
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4892
    Array

    پیش فرض

    بتا هلاک شود دوست در محبت دوست

    که زندگانی او در هلاک بودن اوست

    مرا جفا و وفای تو پیش یک سانست

    که هر چه دوست پسندد به جای دوست نکوست


    مرا و عشق تو گیتی به یک شکم زادست

    دو روح در بدنی چون دو مغز در یک پوست


    هر آن چه بر سر آزادگان رود زیباست

    علی الخصوص که از دست یار زیبا خوست


    دلم ز دست به دربرد سروبالایی

    خلاف عادت آن سروها که بر لب جوست


    به خواب دوش چنان دیدمی که زلفینش

    گرفته بودم و دستم هنوز غالیه بوست


    چو گوی در همه عالم به جان بگردیدم

    ز دست عشقش و چوگان هنوز در پی گوست


    جماعتی به همین آب چشم بیرونی

    نظر کنند و ندانند کآتشم در توست


    ز دوست هر که تو بینی مراد خود خواهد

    مراد خاطر سعدی مراد خاطر اوست

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



  3. #213
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4892
    Array

    پیش فرض

    سرمست درآمد از درم دوست

    لب خنده زنان چو غنچه در پوست

    چون دیدمش آن رخ نگارین

    در خود به غلط شدم که این اوست


    رضوان در خلد باز کردند

    کز عطر مشام روح خوش بوست


    پیش قدمش به سر دویدم

    در پای فتادمش که ای دوست


    یک باره به ترک ما بگفتی

    زنهار نگویی این نه نیکوست


    بر من که دلم چو شمع یکتاست

    پیراهن غم چو شمع ده توست


    چشمش به کرشمه گفت با من

    در نرگس مست من چه آهوست


    گفتم همه نیکوییست لیکن

    اینست که بی‌وفا و بدخوست


    بشنو نفسی دعای سعدی

    گر چه همه عالمت دعاگوست

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



  4. #214
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4892
    Array

    پیش فرض

    سفر دراز نباشد به پای طالب دوست

    که زنده ابدست آدمی که کشته اوست

    شراب خورده معنی چو در سماع آید

    چه جای جامه که بر خویشتن بدرد پوست


    هر آن که با رخ منظور ما نظر دارد

    به ترک خویش بگوید که خصم عربده جوست


    حقیر تا نشماری تو آب چشم فقیر

    که قطره قطره باران چون با هم آمد جوست


    نمی‌رود که کمندش همی‌برد مشتاق

    چه جای پند نصیحت کنان بیهده گوست


    چو در میانه خاک اوفتاده‌ای بینی

    از آن بپرس که چوگان از او مپرس که گوست


    چرا و چون نرسد بندگان مخلص را

    رواست گر همه بد می‌کنی بکن که نکوست


    کدام سرو سهی راست با وجود تو قدر

    کدام غالیه را پیش خاک پای تو بوست


    بسی بگفت خداوند عقل و نشنیدم

    که دل به غمزه خوبان مده که سنگ و سبوست


    هزار دشمن اگر بر سرند سعدی را

    به دوستی که نگوید بجز حکایت دوست


    به آب دیده خونین نبشته قصه عشق

    نظر به صفحه اول مکن که تو بر توست

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



  5. #215
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4892
    Array

    پیش فرض

    کس به چشمم در نمی‌آید که گویم مثل اوست

    خود به چشم عاشقان صورت نبندد مثل دوست

    هر که با مستان نشیند ترک مستوری کند

    آبروی نیک نامان در خرابات آب جوست


    جز خداوندان معنی را نغلطاند سماع

    اولت مغزی بباید تا برون آیی ز پوست


    به بنده‌ام گو تاج خواهی بر سرم نه یا تبر

    هر چه پیش عاشقان آید ز معشوقان نکوست


    عقل باری خسروی می‌کرد بر ملک وجود

    باز چون فرهاد عاشق بر لب شیرین اوست


    عنبرین چوگان زلفش را گر استقصا کنی

    زیر هر مویی دلی بینی که سرگردان چو گوست


    سعدیا چندان که خواهی گفت وصف روی یار

    حسن گل بیش از قیاس بلبل بسیارگوست

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



  6. #216
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4892
    Array

    پیش فرض

    یار من آن که لطف خداوند یار اوست

    بیداد و داد و رد و قبول اختیار اوست


    دریای عشق را به حقیقت کنار نیست

    ور هست پیش اهل حقیقت کنار اوست


    در عهد لیلی این همه مجنون نبوده‌اند

    وین فتنه برنخاست که در روزگار اوست


    صاحب دلی نماند در این فصل نوبهار

    الا که عاشق گل و مجروح خار اوست


    دانی کدام خاک بر او رشک می‌برم

    آن خاک نیکبخت که در رهگذار اوست


    باور مکن که صورت او عقل من ببرد

    عقل من آن ببرد که صورت نگار اوست


    گر دیگران به منظر زیبا نظر کنند

    ما را نظر به قدرت پروردگار اوست


    اینم قبول بس که بمیرم بر آستان

    تا نسبتم کنند که خدمتگزار اوست


    بر جور و بی مرادی و درویشی و هلاک

    آن را که صبر نیست محبت نه کار اوست


    سعدی رضای دوست طلب کن نه حظ خویش

    عبد آن کند که رای خداوندگار اوست

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



  7. #217
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4892
    Array

    پیش فرض

    خورشید زیر سایه زلف چو شام اوست

    طوبی غلام قد صنوبرخرام اوست

    آن قامتست نی به حقیقت قیامتست

    زیرا که رستخیز من اندر قیام اوست


    بر مرگ دل خوشست در این واقعه مرا

    کآب حیات در لب یاقوت فام اوست


    بوی بهار می‌دمدم یا نسیم صبح

    باد بهشت می‌گذرد یا پیام اوست


    دل عشوه می‌فروخت که من مرغ زیرکم

    اینک فتاده در سر زلف چو دام اوست


    بیچاره مانده‌ام همه روزی به دام او

    و اینک فتاده‌ام به غریبی که کام اوست


    هر لحظه در برم دل از اندیشه خون شود

    تا خود غلام کیست که سعدی غلام اوست

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



  8. #218
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4892
    Array

    پیش فرض

    آن که دل من چو گوی در خم چوگان اوست

    موقف آزادگان بر سر میدان اوست


    ره به در از کوی دوست نیست که بیرون برند

    سلسله پای جمع زلف پریشان اوست


    چند نصیحت کنند بی‌خبرانم به صبر

    درد مرا ای حکیم صبر نه درمان اوست


    گر کند انعام او در من مسکین نگاه

    ور نکند حاکمست بنده به فرمان اوست


    گر بزند بی‌گناه عادت بخت منست

    ور بنوازد به لطف غایت احسان اوست


    میل ندارم به باغ انس نگیرم به سرو

    سروی اگر لایقست قد خرامان اوست


    چون بتواند نشست آن که دلش غایبست

    یا بتواند گریخت آن که به زندان اوست


    حیرت عشاق را عیب کند بی بصر

    بهره ندارد ز عیش هر که نه حیران اوست


    چون تو گلی کس ندید در چمن روزگار

    خاصه که مرغی چو من بلبل بستان اوست


    گر همه مرغی زنند سخت کمانان به تیر

    حیف بود بلبلی کاین همه دستان اوست


    سعدی اگر طالبی راه رو و رنج بر

    کعبه دیدار دوست صبر بیابان اوست

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



  9. #219
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4892
    Array

    پیش فرض

    صبحی مبارکست نظر بر جمال دوست

    بر خوردن از درخت امید وصال دوست


    بختم نخفته بود که از خواب بامداد

    برخاستم به طالع فرخنده فال دوست


    از دل برون شو ای غم دنیا و آخرت

    یا خانه جای رخت بود یا مجال دوست


    خواهم که بیخ صحبت اغیار برکنم

    در باغ دل رها نکنم جز نهال دوست


    تشریف داد و رفت ندانم ز بیخودی

    کاین دوست بود در نظرم یا خیال دوست


    هوشم نماند و عقل برفت و سخن ببست

    مقبل کسی که محو شود در کمال دوست


    سعدی حجاب نیست تو آیینه پاک دار

    زنگارخورده چون بنماید جمال دوست

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



  10. #220
    سرپرست
    شعار بلد نیستم
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ایران زمین
    نوشته ها
    25,693
    تشکر تشکر کرده 
    20,666
    تشکر تشکر شده 
    10,290
    تشکر شده در
    4,519 پست
    حالت من : Motarez
    قدرت امتیاز دهی
    4892
    Array

    پیش فرض

    گفتم مگر به خواب ببینم خیال دوست

    اینک علی الصباح نظر بر جمال دوست


    مردم هلال عید بدیدند و پیش ما

    عیدست و آنک ابروی همچون هلال دوست


    ما را دگر به سرو بلند التفات نیست

    از دوستی قامت بااعتدال دوست


    زان بیخودم که عاشق صادق نباشدش

    پروای نفس خویشتن از اشتغال دوست


    ای خواب گرد دیده سعدی دگر مگرد

    یا دیده جای خواب بود یا خیال دوست

    در دنیا هیچ بن بستی نیست.یا راهی خواهم یافت،یا راهی خواهم ساخت



صفحه 22 از 90 نخستنخست ... 121819202122232425263272 ... آخرینآخرین

علاقه مندی ها (بوک مارک ها)

علاقه مندی ها (بوک مارک ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

http://www.worldup.ir/