صفحه 7 از 17 نخستنخست ... 34567891011 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 161

موضوع: ˙·.•●♥ تـنها بـرای تــو ... ♥●•.·˙

  1. #61
    مدير باز نشسته
    تاریخ عضویت
    May 2010
    محل سکونت
    هرجاكه دل درآنجا خوش است
    نوشته ها
    6,578
    تشکر تشکر کرده 
    3,716
    تشکر تشکر شده 
    6,742
    تشکر شده در
    2,981 پست
    حالت من : Khoshhal
    قدرت امتیاز دهی
    3163
    Array

    پیش فرض

    تو را دوست دارم
    همانند گلی
    که هرگز شکفته نشد ولی
    در خود نور پنهان گلی را دارد.

    ممنون از عشق تو
    شمیم راستینی از عطر
    برخاسته از زمین
    که می روید در روحم سیاه

    دوستت می دارم بی آنکه بدانم چه وقت و چگونه و از کجا
    دوستت می دارم ساده و بی پيرايه، بی هيچ سد و غروری؛
    اين گونه دوست می دارمت،
    چرا که برای عشق ورزيدن راهی جز اين نمی دانم
    که در آن
    من وجود ندارم

    و تو...
    چنان نزدیکی که دستهای تو
    روی سینه ام، دست من است
    چنان نزدیکی که چشمهایت بهم می آیند
    وقتی به خواب میروم...

  2. کاربر مقابل از tina عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  3. #62
    مدير باز نشسته
    تاریخ عضویت
    May 2010
    محل سکونت
    هرجاكه دل درآنجا خوش است
    نوشته ها
    6,578
    تشکر تشکر کرده 
    3,716
    تشکر تشکر شده 
    6,742
    تشکر شده در
    2,981 پست
    حالت من : Khoshhal
    قدرت امتیاز دهی
    3163
    Array

    پیش فرض

    دلم گرفته نازنینم به اندازه غربت چشمانت دلم گرفته مهربانم به اندازه دوستت دارم گفتن های تو من در انتظار دیدنت هر شب می میرم به امید فردایی که خورشید نگاهت به من جان تازه اي دهد نازنینم دریا باش که من در کویر می میرم

  4. کاربر مقابل از tina عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  5. #63
    مدير باز نشسته
    تاریخ عضویت
    May 2010
    محل سکونت
    هرجاكه دل درآنجا خوش است
    نوشته ها
    6,578
    تشکر تشکر کرده 
    3,716
    تشکر تشکر شده 
    6,742
    تشکر شده در
    2,981 پست
    حالت من : Khoshhal
    قدرت امتیاز دهی
    3163
    Array

    پیش فرض

    کاش آلان آغوش گرمت سر پناه خستگیم بود
    دو تا چشمات پر از اندوه واسه دل شکستگیم بود
    آرزوم اینه که دستام توی دستای تو باشه
    تنگیه این دل عاشق با نوازش تو واشه
    چی خدا نخواسته من تو آغوش تو باشم
    قول میدم با داشتن تو هیچ غمی نداشته باشم
    همه هستی قلبم تو دو حرف خلاصه میشه
    عشق تو بودن با تو دو نیاز زندگی شه
    پرم از ترانه ی تو گر چه واژه ها حقیرن
    خوبه وقتی نیستی پیشم اونا دستمو میگیرن
    راز عشق من و هیچ کس غیر مهتاب نمیدونه
    تنها شاهد واسه غصه، گریه و تنهاییم اونه
    وای اگر من این نبودم کاش میشد پرنده باشم
    تا از این دور بودن از تو بتونم بلکه رها شم
    یه پرنده شم شبونه بکشم پر به خیالت
    برسم به لونه توبگیرم سر زیر بالت
    زندگیم رنگ خدا بوداگه تنها تو رو داشتم
    اگه میشد واسه گریه رو شونت سر میگذاشتم

  6. کاربر مقابل از tina عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  7. #64
    مدير باز نشسته
    تاریخ عضویت
    May 2010
    محل سکونت
    هرجاكه دل درآنجا خوش است
    نوشته ها
    6,578
    تشکر تشکر کرده 
    3,716
    تشکر تشکر شده 
    6,742
    تشکر شده در
    2,981 پست
    حالت من : Khoshhal
    قدرت امتیاز دهی
    3163
    Array

    پیش فرض

    يا تو زيباتر شدي يا جشمات بارونيه
    اين قفس بازه ولي قلب من زندونيه
    من بشيمون ميكنم جاده رو از رفتنت
    تو نباشي ميبره عطرتم از بيرهتنت
    مي خوام اروم شم تو نميزاري
    هر دو بي رحمند ! عشق و بيزاري
    همه دنيا رو زير رو كردم
    تو رو شايد دير ارزو كردم
    قدمهاي اخر و اهسته تر برداار
    واسه من كابوسه فكر اخرين ديدار
    بعض اين اهنك ما رو تا كجاها برد
    شايدم تقديرم و امشب به رحم اورد
    به تلافي اونهمه تلخي كله هاتم طعم عسل شد
    غم معصومانه ي جشمات به تبسم تازه بدل شد
    ميشه با من هزار و يك سال بهبهانه ي قصه بموني
    همه مرثيه هاي سكوتم به بهار تو باغ غزل شد
    نفس كشيدن دل سبردن مثل دريا ماه من
    از تو خوندن با تو موندن مقصد من راهه من
    همينه رويام ارزوهام سركزشت اهه من
    نرفته بر كرد كه با تو شايد خدا كزشت از كناهه من
    تو مثل بارون غم و اسون ميبري از ياد من
    با تو خوبن بي غروبن خاطرات شاد من
    زار و خسته دل شكسته بي نوا فرهاد من
    مرغ امين كي به شيرين ميرسه فريااااااااااد من؟

  8. کاربر مقابل از tina عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  9. #65
    مدير باز نشسته
    تاریخ عضویت
    May 2010
    محل سکونت
    هرجاكه دل درآنجا خوش است
    نوشته ها
    6,578
    تشکر تشکر کرده 
    3,716
    تشکر تشکر شده 
    6,742
    تشکر شده در
    2,981 پست
    حالت من : Khoshhal
    قدرت امتیاز دهی
    3163
    Array

    پیش فرض

    قصه تمومه عشق من! فاصله رو صدا بزن
    اينجوري خيلي بهتره ‚ هم واسه تو هم واسه من

    قصه تمومه ‚ عشق من !‌بايد من رو جا بذاري
    بايد صدام رو تو شب ترانه تنها بذاري
    بدون تو سايه ي من تنها نشوني منه

    بغض ترانه ساز من كنار تو نمي شكنه

    دل سپردن رمز قفل اين حصار تو به تو نيست

    با تو بودن بهترينه ! اما ختم جستجو نيست

    اونور ديوار شب باش ! تا من از تو ما بسازم
    انعكاس اين ترانه ‚ آخرين آواز قو نيست

    بايد بري تا بتونم اين شب رو نقاشي كنم

    طعم گس نيشاي اين عقرب رو نقاشي كنم
    بايد بري !‌دوس ندارم شب به تو چپ نگاه كنه

    دوس ندارم دستاي شب ‚ صورتت رو سياه كنه

    نه من من ‚ نه من تو ‚‌تو اين شبا ما نميشه

    عشق عظيم ما دوتا ‚ زير يه سقف جا نميشه

    دل سپردن رمز قفل اين حصار تو به تو نيست

    با تو بودن بهترينه ! اما ختم جستجو نيست

    اونور ديوار شب باش ! تا من از تو ما بسازم
    انعكاس اين ترانه ‚ آخرين آواز قو نيست

  10. کاربر مقابل از tina عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  11. #66
    مدير باز نشسته
    تاریخ عضویت
    May 2010
    محل سکونت
    هرجاكه دل درآنجا خوش است
    نوشته ها
    6,578
    تشکر تشکر کرده 
    3,716
    تشکر تشکر شده 
    6,742
    تشکر شده در
    2,981 پست
    حالت من : Khoshhal
    قدرت امتیاز دهی
    3163
    Array

    پیش فرض

    من ُ تو مثلِ دو تا خط مي مونيم،
    كه تو يه دفتر ِ مشق اسير شُديم!
    نرسيديم به هم ُ آخرشم،
    تو همون دفتر ِ كهنه پير شديم!
    ----------------------------------
    بي هم ُ كنار هم روزا گذشت،
    دستاي من نرسيد به دست ِ تو!
    مي دونيم كه ما به هم نمي رسيم،
    مگه با شكست ِ من، شكستِ‌ تو!
    ------------------------------------
    من نمي رسم به تو آخرِ بازي همينه!
    آخرِ عشق ِ تدو تا خط ِ موازي همينه!
    ------------------------------------
    اگر من بشكنم ُ تو بي خيال،
    بگذري از منًُ تنهام بذاري،
    اگه با تموم ِ اين خاطره ها،
    تو همين دفتر ِ مشق جام بذاري،
    -----------------------------------
    بعد از اون ديگكه نه من مال ِ منه،
    نه تو تكيه گاه ِ اين شكسته يي!
    بيا عشاق بمونيم كنار ِ هم،
    نگو از اين نرسيدن خسته يي!
    -------------------------------------
    تو نمي رسي به من آخرِ بازي همينه!
    آخرِ عشق ِ تو تا خط ِ‌موازي همينه!●

  12. کاربر مقابل از tina عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  13. #67
    مدير باز نشسته
    تاریخ عضویت
    May 2010
    محل سکونت
    هرجاكه دل درآنجا خوش است
    نوشته ها
    6,578
    تشکر تشکر کرده 
    3,716
    تشکر تشکر شده 
    6,742
    تشکر شده در
    2,981 پست
    حالت من : Khoshhal
    قدرت امتیاز دهی
    3163
    Array

    پیش فرض

    فقط به خاطر تو

    یه اتاق باشه ..... گرم گرم .... روشن روشن

    تو باشی منم باشم
    کف اتاق سنگ باشه.. سنگ سفید..تو منو بغل کردی که نترسم
    که سردم نشه نلرزم
    می دونی ؟

    تو منو بغل کردی طوری که تکیه دادی به دیوار
    پاهاتم دراز کردی...منم اومدم نشستم جلوت
    بهت تکیه دادم
    دو تا دستاتو دور من حلقه کردی
    بهت میگم چشماتو می بندی؟...می گی : آره
    چشماتو می بندی
    بهت می گم : قصه می گی تو گوشم ؟
    می گی : آره
    و شروع می کنی به قصه گفتن تو گوشم
    آروم آروم.......قصه می گی
    یک عالمه قصه بلندو طولانی که هیچ وقت تموم نمی شه

    می دونی ؟

    می خوام رگمو بزنم

    چون دست چپ...یه حرکت سریع.. یه جمله ی عمیق بلدی ؟

    نه وای !!! تو که نمی بینی

    و نمی دونی که می خوام رگمو بزنم

    تو چشماتو بستی نمی بینی .....

    من تیغ و از جیبم در میارم.... نمی بینی که سریع می برم
    نمی بینی که خون فواره می کنه... روی سنگ های سفید و
    نمی بینی که دستم می سوزه
    من لبمو گاز می گیرم که نگم : آخ
    که تو چشماتو باز نکنی و منو نبینی
    تو داری قصه می گی و هیچ چیز رو نمی بینی
    من دارم دستمو نگاه میکنم
    دست چپمو.....خون ازش میاد
    می دو نی ؟
    دستمو می ذارم رو زانوهام
    خون از روی زانوهام می ریزه کف سنگها
    مسیرش قشنگه.....حیف که چشمات بسته است
    نمی بینی .....
    تو بغلم کردی نمی بینی که سردم شده
    محکمتر بغلم می کنی تا گرمم شه
    می بینی که نا منظم نفس می کشم
    تو دلت می گی آخی............
    نفسم گرفت.. می بینی ولی محکم تر بغلم می کنی
    سردتر می شم ...می بینی که دیگه نفس نمی کشم
    چشماتو باز می کنی و می بینی من مردم .. می دونی ؟
    می ترسم خودمو بکشم
    از سرد شدن... از این هایی که مردن... از خون دیدن
    ولی وقتی بغلم کردی دیگه نترسیدم
    مردن خوب بود
    آروم آروم ...در کناره تو ... و در آغوشه تو ...
    گریه نکن
    من دیگه نیستم که ببوسمت.....بگم خوشکل شدی
    تو خیلی گریه می کنی
    دلم می شکنه ... دلم نا زکه... نشکونش
    باشه ؟
    من مردم ولی تو باورت نمی شه
    تکونم می دی که بیدار شم
    فکر می کنی مثل همیشه قصه گفتی و من خوابیدم
    می بینی نفس نمی کشم ....ولی بازم باور نمی کنی
    اونقدر محکم بغلم می کنی که گرمم شه... اما فایده نداره
    من مر دم ... ولی برای تو زنده ام
    پس هر شب به این باغ بیا .... ولی گریه نکن
    می خوام یه چیزی بهت بگم می دونی ؟

    دوستت دارم

  14. #68
    مدير باز نشسته
    تاریخ عضویت
    May 2010
    محل سکونت
    هرجاكه دل درآنجا خوش است
    نوشته ها
    6,578
    تشکر تشکر کرده 
    3,716
    تشکر تشکر شده 
    6,742
    تشکر شده در
    2,981 پست
    حالت من : Khoshhal
    قدرت امتیاز دهی
    3163
    Array

    پیش فرض

    rcx2eul9p7jv85prm9rh
    من....
    لحظه ها را در پی اصوات دلنواز تو....
    اصوات را در پی کلمات عاشقانه تو...
    عاشقانه ها را در پی لمس دستان تو..
    دستانت را در پی گرمی دنیای تو...
    و دنیا را در پی لحظه ای با تو بودن...
    قدم میزنم......
    من برای با تو بودن قدم میزنم

    line162
    [SIGPIC][/SIGPIC]
    آرزو هایم را به باد میدهم ... مثل قاصدک ... شاید از کنارت عبور کنند ... عطرت را بگیرند و مثل یک جادو تبدیل به یک رویا شوند...


  15. #69
    مدير باز نشسته
    تاریخ عضویت
    May 2010
    محل سکونت
    هرجاكه دل درآنجا خوش است
    نوشته ها
    6,578
    تشکر تشکر کرده 
    3,716
    تشکر تشکر شده 
    6,742
    تشکر شده در
    2,981 پست
    حالت من : Khoshhal
    قدرت امتیاز دهی
    3163
    Array

    پیش فرض

    tops20pic

  16. #70
    مدير باز نشسته
    تاریخ عضویت
    May 2010
    محل سکونت
    هرجاكه دل درآنجا خوش است
    نوشته ها
    6,578
    تشکر تشکر کرده 
    3,716
    تشکر تشکر شده 
    6,742
    تشکر شده در
    2,981 پست
    حالت من : Khoshhal
    قدرت امتیاز دهی
    3163
    Array

    پیش فرض

    بستر نگاهم پر شده از گرمای تو

    و زمزمه لبم صدای اسم تو

    عطر حضورت را بر تمامی ، زوایای دلم پاشیدی

    و با هر قطره باران هزار بار

    فریاد زدم

    که

    دوستت دارم

    و

    تو نشنیدی

صفحه 7 از 17 نخستنخست ... 34567891011 ... آخرینآخرین

برچسب ها برای این تاپیک

علاقه مندی ها (بوک مارک ها)

علاقه مندی ها (بوک مارک ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

http://www.worldup.ir/