یا صاحب الزمان


گاهی سرد گاهی گرم گاهی سفید،زمستان از جاده های تاول زده زمان آرام عبور می کند و ما در باب این حیات مجازی سرگرم نان،در روزمرّگی عمیقی غوطه می خوریم تا بهار بیاید.

غصه مان می گیرد اشک سراسیمه روی گونه ها می لغزد و دل بی هوا سراغ تو را می گیرد که پاکان و راستگویان کجایند.

و راهنمایان دین و پایه های علم کجایند و تو کجایی.ما به آدینه ای دل بسته ایم که می آید و روزهای تاریک تاریخ را روشن می کند .خودمانیم بیایی چقدر شیرین می شود روزگار ای صاحب الزمان

اللهم عجل لولیک الفرج