پرسش و پاسخ
1- روزه چيست ؟ روزه در لغت ، عبارت است از: امساك خوددارى و كف خود باز داشتن و خود نگهدارى و پرهيز كردن . ولى از ديدگاه دين روزه عبارت است از: امساك و خوددارى ويژه ، با كيفيت ويژه و در زمان ويژه از سوى كسى كه داراى حالت و صفت ويژه است . (26)
سيد مرتضى در تعريف روزه مى نويسد: روزه و خوددارى از غذا هنگامى شرعى است كه خوددارى از آنچه مايه ابطال روزه است ، انجام پذيرد. صوم جز امساك و ترك محرمات با نيت عبادت خدا نيست ، البته به صمت و سكوت نيز صوم مى گويند؛ لذا روزه از ديدگاه شرع ، امساك از طلوع فجر تا غروب آفتاب است .
ابن ادريس مى نويسد در روزه قصد قربت و تقرب به خدا لازم است . معنى قصد قربت آن است كه نيت كند روزه مى گيرد جهت تقرب به خدا.(27)
در كتاب معجم فروق اللغة آمده است : الصيام ، هو الكف عن المفطرات مع النية ... و الصوم هو الكف عن المفطرات (28)
واژه صيام آنجا بكار مى رود كه آدمى با نيت روزه از مبطلات آن پرهيز كند ولى كلمه صوم بيشتر جايى بكار مى رود كه آدمى از مبطلات خوددارى كند، گرچه نيت روزه نكرده باشد.
نتيجه : هر گونه خوددارى از غذا روزه نمى گويند، روزه آن نوع از خوددارى از مبطلات روزه است كه با نيت خاص عبادت انجام مى گيرد.
2- چرا روزه 30 روز است ؟ سؤ ال فوق را يكى از يهوديان مدينه در محضر پيامبر اسلام (ص ) مطرح كرد. آن حضرت فرمود: اثر غذايى كه آدم و حوا خوردند سى روز در آنها باقى مانده بود. البته قابل تذكر است كه سى روز بودن روزه بيشتر يك امر تعبدى است تا يك امر عملى و تحقيقى .
به آدم و حوا خطاب شده بود كه از آن شجره ممنوعه نخوريد كه اگر بخوريد، به نفس خود ظلم خواهيد كرد و خود را به زحمت افكنده و گرفتار دشواريها خواهيد نمود. در اينجا نهى تنزيهى است نه تحريمى غذايى كه آن ها خوردند سى روز طول كشيد تا اثر آن از جسم و جانشان بيرون رود.(29)
3- آدم و حوا در بهشت ، آن غذا را خوردند، ما كه آن را نخورديم ، چرا ما بايد سى روز را روزه دار باشيم ؟ اولا: فلسفه احكام و راز بسيارى از اوامر و نواهى الهى را عقل ما نمى تواند كشف كند؛ عقل ناقص بشرى توان درك راز آنچه را كه عقل كل تصميم مى گيرد و تصويب مى كند، ندارد. چه بسا، آدمى از راه روزه به مدارج و كمالاتى دست مى يابد كه از ساير طرق ميسر نمى باشد. ثانيا؛ به طور كلى دنيا، دنياى تاءثير و تاءثر است ؛ ما همه نتيجه زندگى و اثر وجودى پدر و مادر و اجداد خود هستيم . در حديث آمده است كه : اثر غذا در نوه ها و ذريه هاى آدمى پديدار مى شود (30)
امام صادق (ع ) فرمود: شير زن اهل فحشا را به فرزند خود ندهيد و اگر دخترى ، از راه نامشروع به دنيا آورد و هنگامى كه قدم به دوران شير دهى نهاد، شير آن دختر را نيز به فرزندان خود ندهيد. (31)
در جلسه ماءمون در مرو، در حضور امام هشتم (ع ) و همه انديشمندان اسلامى ، وقتى سخن از بزرگترين گناه كبيره به ميان آمد، انديشمندان طراز اول حاضر در جلسه گفتند: قتل از همه گناهان سنگين تر است ؛ زيرا خدا در قرآن فرمود. امام هشتم (ع ) كه در آن جلسه حضور داشت ، فرمود: به نظر من خطرناكترين و سنگين ترين گناه زنا است ؛ زير شخص قاتل يك نفر را مى كشد، ولى آدم زناكار نسلى را تا قيامت تخريب و فاسد مى كند (32). پاسخ امام (ع ) در آن مجلس به قدرى مورد پذيرش حضار واقع شد كه راوى مى گويد: دانشمندى در جلسه نماند جز آن كه به رسم قدر دانى از پاسخ آن حضرت ، دست او را بوسيد.
نمى توان گفت كه غذاى آدم و حوا غذاى حرام بود، لكن مى توان گفت كه خداوند متعال انسان ها را مورد امتحان قرار داده و تكاليف سنگينى را مقرر مى دارد تا او را از اين طريق به كمالات برتر برساند.
علاقه مندی ها (بوک مارک ها)