آمادگی سپاه ایران در دفع تهاجم عثمانی

شاه عباس که از آمادگى تازه سپاه ترک مطلع شد، به هنگام اقامتش در تبریز، قرچقاى بیگ، امیر توپخانه و سردار تفنگچیان خود را، که مردى دلیر و فداکار بود، به لقب خانى و منصب سپهسالارى ایران سرافراز کرد و به او دستور داد که براى دفاع از آذربایجان و جلوگیرى از پیشرفت قواى عثمانى با جمعى از سپاهیان بر قلعه هاى ارزروم و وان که در مسیر عبور دشمن بود، یورش برده، ولایات اطراف این قلعه را چنان ویران کند که در سال بعد به جهت فقدان آذوقه، عبور لشکر دشمن دشوار شود. سپهسالار ایران نیز این مأموریت را با کمال دقت به انجام رساند.

دیرى نگذشت که سران دولت عثمانى، سلطان مصطفى خان را از سلطنت برداشتند و پسر بزرگ سلطان احمد خان اول را به نام سلطان عثمان خان، که دوازده سال بیشتر نداشت، به جاى وى نشاندند«ربیع الاول 1027 ق / مارس 1618 م». سلطان جدید که به سلطان عثمان خان ثانى مشهور است، سفیرى به نام حسن آقاى چاوش، با نامه‏اى دوستانه نزد شاه عباس فرستاد. این فرستاده در جمادى الثانى 1027 ق / ژوئیه 1618 م که شاه ایران در قزوین بود به خدمت رسید. شاه، سفیر عثمانى را با سردى پذیرفت و حتى نامه سلطان عثمانى را هم از وى قبول نکرد؛ تنها به ذکر این نکته اکتفا نمود که اگر حسن نیت در کار باشد و عثمانیها به مناطق سرحدى خود عقب نشینند و آنچه به ایران است به رسمیت شناسند، حاضر به گفتگوى صلح است، در غیر این صورت براى حفظ مناطق ایران خود در رأس سپاه نبرد خواهد کرد. با بازگشت سفیر عثمانى، روشن بود که ترکان هنوز آماده صلح شرافتمندانه و به رسمیت شناختن حدود مرزى ایران نیستند و امیدوارند که در نبردى دیگر، تکلیف این مناطق را به نفع خود رقم زنند.