نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 505

موضوع: و تو رفتی و من هنوز شرمگین مانده ام(شعرهایی برای عزیز پرواز کرده)

Threaded View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. #11
    مدير باز نشسته
    تاریخ عضویت
    May 2010
    محل سکونت
    هرجاكه دل درآنجا خوش است
    نوشته ها
    6,578
    تشکر تشکر کرده 
    3,716
    تشکر تشکر شده 
    6,742
    تشکر شده در
    2,981 پست
    حالت من : Khoshhal
    قدرت امتیاز دهی
    3163
    Array

    پیش فرض

    نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت
    پرده ی خلوت اینغمکده بالا زد و رفت
    کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد
    خواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت
    درد بی عشقی ما دید و دریغش آمد
    آتش شوق درین جان شکیبا زد و رفت
    خرمن سوخته ی ما به چه کارش می خورد
    که چو برق آمد و در خشک و تر ما زد و رفت
    رفت و از گریه ی توفانی ام اندیشه نکرد
    چه دلی داشت خدایا که به دریا زد و رفت
    بود ایا که ز دیوانه ی خود یاد کند
    آن که زنجیر به پای دل شیدا زد و رفت
    سایه آن چشم سیه با تو چه می گفت که دوش
    عقل فریاد برآورد و به صحرا زد و رفت
    هوشنگ ابتهاج
    [SIGPIC][/SIGPIC]
    آرزو هایم را به باد میدهم ... مثل قاصدک ... شاید از کنارت عبور کنند ... عطرت را بگیرند و مثل یک جادو تبدیل به یک رویا شوند...


  2. 2 کاربر مقابل از tina عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


برچسب ها برای این تاپیک

علاقه مندی ها (بوک مارک ها)

علاقه مندی ها (بوک مارک ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

http://www.worldup.ir/