سلام آقا
سلام حضرت نور،باز هم نیامدی و من این دل تب کرده را با اشک های فراق پاشویه می دهم
و زیر لب برایش آرام آرام می خوانم :سلام علی آل یاسین....
بودنت برای اهل زمین امان است مثل ستاره ها برای آسمان،اما باور کن این فراق، ویرانه مان کرد.
منم و این بغض های کهنه که هر جمعه تازه می شوند وقتی تو دیر می کنی.دلم برایت تنگ می شود حضرت خورشید.دارم برای آن روزی فکر می کنم که می آیی و من برای آن که بیشتر ببینمت کمتر پلک می زنم.
علاقه مندی ها (بوک مارک ها)