-
اسم من ((انگور)) است !
http://www.ghadeer.org/salamat/KHORA...khorak1/60.jpg
من مجموعه اى از عناصر مفيد و سودمندم ضد سرطانم و ترشى خون را كم مى كنم تمام ميوه اى هستم كه وقتى خشك شوم ، ارزش غذاييم بالا مى رود.
از نظر تركيبات غذايى ، شباهت زيادى به شير مادر دارم .
با سوء هاضمه مبارزه مى كنم ، رماتيسم را از بين مى برم و خلاصه خواصى دارم كه كمتر كسى از آنها باخبر است ...
اسم من انگور است ، و اعراب مرا ((عنب )) مى نامند - خشك كرده من مويز و كشمش خوانده مى شود. به درخت من ، مو - تاك - رز - رزان - رزگون - رزجون - تنگ و كرمة البيضا مى گويند - زادگاه اوليه من ايران است ، ولى امروز در اكثر نقاط دنيا كاشته شده و به انواع و اقسام گوناگون در آمده ام - نوع پيشرس من ، ياقوتى است كه در دنيا كمتر نظير دارد و براى خوردن آن بايستى قبلا آنرا دانه دانه كنيد و پس از شستن ميل نماييد - قسمت مورد استفاده من ميوه - برگ و شيرگياهى من است - پروردگار توانا در قرآن مجيد و ساير كتب آسمانى از من تعريف كرده است و ارامنه ايران جشنى بنام من بر پا مى نمايند. سابقه ى اين جشن در ايران هفتصد سال قبل از ظهور حضرت مسيح است . من بقدرى انواع و اقسام دارم كه تاكنون هيچ آمارگرى نتوانسته است رقم قطعى آنرا پيدا كند - من به رنگهاى سفيد - سبز - صورتى - سياه و بنفش ظاهر مى شوم ، و دانه هاى من ريز - درشت - متوسط - گرد - بيضى - دراز با هسته و بى هسته مى باشد - يك نوع من معطر بوده ، انگور گلاب خوانده مى شود، و در الجزاير زياد است ، و در بازار اروپا به قيمت گزاف خريدار دارد. در ايران يك نوع مرا شكر شيراز ناميده اند، و با اين كه در اطراف تهران ، خصوصا شهريار زياد كاشته شده است ، معذلك هنوز پاى آن به ميدان هاى تهران نرسيده است .
من داراى مقدار زيادى پتاس و فلزات ديگرى مثل آهك - منيزى - آهن - منگنز - كلر - يد - اسرنيك - فسفر - سيليس مى باشم . داراى مقدار زيادى قند تانن - اسيد تارتاريك و عوامل زنده اى ، مانند دياستازها و فرمانها هستم . اگر به اين تركيبات مفيد ويتامين هاى آ - و انواع ((ب )) و ((ث )) و ((د)) و مواد راديوآكتيو را اضافه كنيد، و عوامل مؤ ثر و مفيدى كه در برگ و شيره و دانه و ساقه ى من است در نظر بگيريد، تصديق خواهيد فرمود كه من تنها ميوه ى مقوى و مفيد نيستم بلكه مجموعه اى از عناصر و عوامل سودمند و تركيبات بهى بخش مى باشم .
بيش از ساير ميوه ها ويتامين دارم و بيش از همه ى ، خوراكيها داراى ارزش غذايى هستم . قند من بطور مستقيم و آسان وارد خون شده ، و در عضلات و كبد ذخيره مى گردد. در حالى كه ساير قندها اول بايد به قند من تبديل شوند و بعد وارد خون گردند، به اين ترتيب اجازه ورود به ياخته هاى بدن به آنها داده مى شود. من ترشى خون و مايعات بدن را كم مى كنم و از ابتلا به امراض گوناگون ، حتى وحشتناكترين آنها كه سرطان مى باشد جلوگيرى مى نمايم ، ميوه من هنگامى كه خشك مى شود هيچ يك از خواص خود را از دست نمى دهد، بلكه ارزش غذايى آن بالا ميرود، بطوريكه يك دانه كشمش خيلى بيشتر از يك حبه انگور قوت دارد و اين به علت آن است كه دياستازهاى موجود در روى پوست من ، به تدريج سلولز پوست را تبديل به قند مى نمايند و نيز به همين علت است كه هيچ معده اى از خوردن مويز ناراحت نمى گردد. آب ميوه تازه من ، چنانكه از دانه هاى سالم و تخمير نشده گرفته شود، از نظر تركيبات غذايى شباهت زيادى به شير مادر دارد و مى توان آنرا غذاى كودكان شيرخوار نمود و اشخاص بزرگ هم مى توانند آنرا به جاى شير، بدون احساس ناراحتى نوش جان نمايند و به كمك آن سموم بدن را خارج كنند اين آب داراى مقدارى قند - تانن - تارتارات دو پتاس - فسفات دو پتاس - مالات دو پتاس - مواد صمغى - مواد سفيده اى - كلسيم - منيزيم و عناصر و عوامل ديگر دارد. براى كم خونى - زيادى اوره - زيادى چربى خون - امراض قلبى سودمند است و بادشكن نيز مى باشد - به بيمارانى كه قادر به خوردن غذا نيستند، معمولا سرمى تزريق مى كنند كه مقدارى از قند من در آن محلول شده است . در اثر خوردن من معده كاملا تخليه مى شود. ادرار زياد مى گردد و ترشحات صفرا به حالت اعتدال در مى آيد. در اثر سوزوسازى كه از مشخصات من است ، فضولات معده از بين ميرود. من از امراض زير جلوگيرى مى نمايم ؛ ترش كردن و تخامه نمودن غذا - سوءهاضمه - خونريزى معدى - پيدا شدن سنگ در كليه و مثانه - مسموميت جيوه و سرب - بعضى از امراض جلدى - امراض شريانى و وريدى - نقرس - فشار خون - زياد شدن اوره در خون . من محرك اعمال كبدى هستم و چنانچه آب مرا همراه با شير خشك به اطفال شيرخوار بدهيد، از عوارض شيرخشك روى كبد آنها جلوگيرى مى نمايم . من هم چاق مى كنم و هم لاغر. اشخاصى كه احتياج به لاغر شدن دارند بايد صبحانه خود را به من اختصاص دهند و تا ظهر جز من غذاى ديگرى نخورند و براى چاق شدن ، اشخاص ضعيف البته بايستى ميوه ى مرا همراه با نان و غذاهاى ديگر ميل نمايند. به زنان آبستن بگوييد براى سلامتى فرزند آينده ى خود، تا مى توانيد از ميوه من بهره مند شوند. ماليدن من به صورت و پوست ، رنگ آن را روشن مى كند و به لطافت و نرمى آن مى افزايد. ماليدن تفاله ى من در حمام به بدن ، فوايد زياد دارد و باعث تسكين درد رماتيسم و سياتيك و نقرس مى شود و كرمى كه با آب من درست شود، بيش از كرم هاى ديگر پوست صورت را نرم و لطيف مى سازد. برگ درخت من داراى تانن - بى تارتارات دو پتاس - نشاسته - اسيد ماليك - يك نوع صمغ - قند - اكزالات دو پتاس - گچ و چند تركيب شيميايى مخصوص به خود دارد. اين تركيبات اختصاصى ، در برگهايى كه پاييز چيده شوند، زيادتر است . با برگ من دلمه و خيار شور درست مى كنند. طعم برگ من كمى گس و ترش است . در طب به عنوان مقوى معده - درمان اسهال مزمن و خون دماغ مصرف مى شود. دم كرده بيست و پنج گرم برگ من در يك ليتر آب ، در امراض اسهال - حبس البول و يرقان توصيه شده است و چنانچه با آب دم كرده برگ من چشم را به شوييد، آن را ضد عفونى كرده و ورم پلك را فرو مى نشاند. در موقعى كه درخت مرا هرس مى كنند، آبى از سر شاخه هاى آن بيرون ميآيد كه به اشك معروف است . مايعى است بى رنگ و زلال . اين اشك سابقا در امراض جلدى زياد مصرف داشت ، ولى در طب امروز فقط براى معالجه چشم درد و به صورت كمپرس براى التيام تمام زخم ها به كار مى رود.
اگر مبتلا به سنگ كليه و مثانه هستيد، هر روز صبح ناشتا يك قاشق از اين اشك را بنوشيد. شيره ى جوانه هاى تازه درخت مرا، با كمك الكل گرفته ، به صورت عصاره در آوريد و مجددا تقطير كنيد تا سفت شود. اين ماده مدر و ضد تشنج است . هسته ى دانه هاى من داراى تانن بوده ، و قابض است . توليد باد مى كند و ادرار را كم مى نمايد. مخصوصا دانه هايى كه از تفاله ى سركه بدست آيد و چنانچه آن را بو بدهند، خاصيت قبض كردن آن زيادتر مى شود. پوست ميوه ى من كمى دير هضم و مولد باد است . ماليدن سوزانده ى آن جهت نرمى پوست و كم كردن رطوبت چشم و بيشتر زخم ها مفيد است . روغن دانه هاى من كه بوسيله يك حلال گرفته مى شود، بهترين روغن جلا بوده ، زود خشك مى شود و در نقاشى مصرف دارد. سر شاخه هاى من و تفاله هاى سركه را اگر بسوزانيد، زغالى بدست مى آيد كه فوق العاده سياه بوده و براى نقاشى و آبرنگ هاى بسيار عالى است .
ميوه نارس من كه غوره ناميده مى شود، و شعرا به آن حصرم مى گويند داراى طعمى ترش بوده ، و قابض است و آب آن كه آب غوره نام دارد، يكى از چاشنى هاى مفيدى است كه در رژيم لاغرى مؤ ثر مى باشد - خاكستر شاخه هاى من اگر به صورت پماد ماليده شود ورم بيضه را فرو مى برد، و بواسير را درمان مى كند و اگر خورده شود، سنگ ها را مى ريزاند اگر خاكستر چوب درخت مرا حل كرده و پس از صاف كردن غليظ نماييد، و آن را گرم گرم كمپرس كنيد، انواع دمل و كورك را باز كرده ، و معالجه مى كند. اگر مى خواهيد پوست بدنتان نرم و شاداب شود، انگور را له كرده به آن بماليد و پس از خشك شدن ، با آب نيم گرم بشوييد.
حال كه به فوايد من پى برديد، و دانستيد كه من يك غذاى كامل همراه با يك انبار دارو بوده ، و آنچه بدن شما لازم دارد در وجود من جمع است ، از شما يك سؤ ال دارم : آيا انصاف است كه ميوه ى مرا گندانده و به صورت دشمن سلامتى انسان در آورده و ياختهاى بدن خود را با آن مسموم و كبد خود را خراب نماييد؟! من خلاصه اى از تشعشعات خورشيدم . ارزش مرا بدانيد و مرا به صورت زهر در نياوريد. من دو برابر گوشت به بدن شما حرارت مى دهم . من يكى از بهترين غذاهاى مقوى بوده ، مزاج را معتدل مى نمايم . خون را صاف مى كنم و خون صالح مى سازم . جهت تقويت كليه و از بين بردن سوخته ى اخلاط مفيد مى باشم سينه و ريه را اصلاح مى كنم ، براى معده هاى مرطوب و خونى ضرر دارم ، مگر آن كه مرا با زيره ميل نماييد. سوخته ى دانه هاى من براى جراحات و جلاى بينايى و آبريزش چشم مفيد است . پوست ميوه من در معده هاى ضعيف دير هضم است . اگر معده اى ضعيف داريد، از آب من يا كشمش استفاده كنيد - اگر مقدارى از ميوه ى مرا در روغن زيتون جوشانده ، و صاف كنيد و بر روى پوست صورت و بدن بماليد، معنى نرمى و لطافت را خواهيد دانست . به كسانى كه با خوردن آب گنديده من خود را از نعمت سلامتى محروم كرده اند، به بانوانى كه با خوردن قرص هاى ضد باردارى كليه و كبد خود را تباه ساخته اند، بگوييد انگور بهترين دوست شماست . تا مى توانيد از اين ميوه بهشتى تناول كنيد و با اين اكسير بهى بخش پليدى ها را از خود دور نماييد - خوشبختانه زبان خوراكى ها مخالف تنظيم خانواده نيست و چنانچه ديديد، كوشيده است در چهارچوب سلامت ، شما را با خوراكى هاى مفيدى كه داراى هورمون هاى گياهى و بى ضرر هستند آشنا ساخته و خواهد ساخت به كسانى كه منكر تاءثير خوراكى ها در جنسيت نطفه هستند و نمى داند ساختمان هر شيئى و موجودى با مصالح اوليه آن مربوط است بگوييد كه خوردن من خون و ترشحات رحم را قليايى كرده و كوروموزمهاى ماده را از بين مى برد. شرح مفصل اين موضوع را جاى ديگر از زبان خوراكى ها خواهيد شنيد و بر شما ثابت خواهد شد كه زبان خوراكى ها چشمه ى بى زوالى است كه با اقيانوسى از تجربيات هزاران ساله ى دانشمندان ايرانى مربوط بوده ، و با استفاده از كشفيات و تحقيقات جديد علمى به شما عرضه مى شود.
-
اسم من ((كلم )) است !
http://www.ghadeer.org/salamat/KHORA...khorak1/65.jpg
ضد رعشه هستم و قوه بينايى را تقويت مى كنم .
خواب آورم و برادرم ((كلم سنگ )) علاج ورم روده است .
شربت كلم قرمز درمان نقرس و رماتيسم است .
مخصوصا براى پيران و سالخوردگان كه طبعى سرد دارند، سودمندم !
اسم من كلم است . ايرانيان قديم به ما ((كرم )) مى گفتند و اعراب آن را معرب كرده ، ما را كرنب صدا كردند، و بالاخره به نام كلم معروف شديم . ما بيش از سى نوع هستيم . در بعضى از انواع ما گل ، بعضى برگ و در برخى ساقه زيرزمينى قابل استفاده و خوراكى است و همه اينها موقعى قابل مصرف است كه از تابش آفتاب و شبنم محفوظ مانده باشد، به انواع و اقسام ما كلم قمرى - قنبيط - كلم گل پيچ - كلم سنگ - كلم برگ - كلم غنچه اى - كلم بروكسل - كلم شلغمى - كلم گل سرخى - كلم فندقى - كلم قرمز - شلغم بيابان - قمريت - لهنه - قرنيا - قرنيو - كرانبى - كرانيا - لخته - لاخته - اعاريسا - لهينه - لهانه - و اسامى ديگر هم به ما داده اند.
برگ و گل ما موقعى نرم و لطيف بوده ، و براى خوراك انسان مناسب است كه با وسايل گوناگون از نور و حرارت آفتاب محفوظ مانده ، رنگ آنها سفيد باشد، و چنانچه سبز و سفت شود، براى تهيه علوفه مناسب تر خواهد بود. برگهاى بعضى از انواع ما به رنگهاى قرمز و بنفش هم در مى آيند و اين برگها، علاوه بر مصرف خوراكى در صنعت داروسازى و شيميايى بكار ميروند.
از نظر مواد چربى فقير هستيم و به همين جهت در آشپزى هميشه ما را با گوشت هاى فربه و چرب مى پزند - روس ها هم ما را به مغز قلم گاو كه چربى زياد دارد طبخ مى نمايند، و چنانچه مى دانيد به اين سوپ برش مى گويند. ما سرشار از ويتامين هاى آ - ب - ث - و پ پ هستيم و همچنين داراى املاح گوگرد - كلسيم - پتاسيم - منيزيم بوده و كمى هم ارسنيك داريم ، و به همين علت است كه به رشد عمومى كمك مى كنيم ، و براى مسلولين و اشخاص ضعيف البنيه مفيد مى باشيم . به علت داشتن كلسيم و گوگرد، براى مو و ناخن ها سود فراوان داريم . سنگهاى كليه و مثانه را از بين مى بريم ، برگهاى ما به علت داشتن ويتامين ((پ پ )) از بيمارى پلاگر جلوگيرى مى كند. به علت داشتن كمى ارسنيك مقوى اعصاب بوده و رعشه را از بين مى بريم و از ابتلا به مرض جذام پيشگيرى مى نمائيم . ما مقوى قوه بينائى و كمى خواب آور هستيم . صدا را باز مى نمائيم ، برگهاى ما چنانچه خام خورده شود ورم طحال را معالجه مى كند. در كلم سنگ آنزيمى وجود دارد كه براى ورم روده مفيد است . اين آنزيم در تمام هويج ها يعنى ساقه هاى زيرزمينى خوراكى مثل زردك - سيب زمينى - شلغم هم وجود دارد. ولى مقدار آن در سيب زمينى اسلامبولى و كلم سنگ زيادتر است ، آب اين ساقه هاى زيرزمينى را بگيريد و بنوشيد و از منافع سرشار آنها استفاده كنيد. شربت كلم قرمز براى سينه و ضماد آن ضد نقرس و روماتيسم است . تنتور كلم قرمز در آزمايشگاه معرف ترشى و قليائى است . اخيرا در بازار ايران چند نوع ما كه به صورت كاهو در آمده است ، مثل يخنى قنبيط كه از غذاهاى مخصوص اهالى شهر قم است ، و برش كه تازه در ايران معمول شده است كمى ملين بوده ، پيشاب را زياد مى كند. زياده روى در خوردن ما باعث ديدن خواب هاى پريشان و توليد نفخ در پهلو و بالاخره غليظ شدن خون و بالا رفتن فشار آن است . هيچگاه به خوراكى هايى كه با ما مى پزيد، و سالادى كه درست مى كنيد، ادويه نزنيد. اشخاص سياه چهره و لاغر اندام كه مزاجى سودائى دارند، نبايد در خوردن ما افراط نمايند. كسانى كه سابقه ماليخوليا - سرطان - داءالفيل - واريس و بواسير دارند. بايد از ما خانواده پرهيز نمايند. بطور كلى ما براى كسانى كه مزاجى گرم دارند، خوب نيستيم ، و برعكس صاحبان مزاج سرد و پيران سالخورده كه احتياج به گرم كردن بدن دارند از خوردن ما سود بسيار خواهند برد، و اين دسته مى توانند خردل و سير هم به ما بزنند - ما به بدن هاى ضعيف نيرو مى دهيم ، و رشد اطفال را زياد مى كنيم ، و از ابتلا به اگزما جلوگيرى مى نماييم . محصول تابستانى ما دير هضم است ، آب برگها و ساقه و تخم ما كرم كش است . اگر بچه هاى شما مبتلا به كرم معده هستند، بيست تا سى گرم برگ ما را آب گرفته و به آن ها بخورانيد. براى اينكه با چاقى مبارزه كنيد، آب نوع قرمز يا بنفش ما را گرفته با كمى شكر مخلوط كرده به قوام آوريد و بعد با دو برابر آن آب پرتقال يا نارنج مخلوط كرده ، نوش جان نمائيد. برگهاى قرمز و بنفش خانواده ما ضد چاقى هستند، براى گرفتگى صدا و رفع اختلالات ريوى ، پنج تا شش گرم برگ قرمز ما را كوفته در نيم ليتر آب جوشانده ميل نمائيد.
ضماد برگهاى سفت ما مسكن صداع - سردرد و دردهاى رماتيسمى نقرس و سياتيك است . برگهاى ما را كمى له كنيد و كمى روى آتش بپزيد. بعد آنها را گرم گرم روى پارچه پشمى انداخته ، در روى موضع درد بيندازيد. اين مرهم براى اعضاى در رفته و رگ به رگ شده نيز مفيد است ، و اگر آنرا پس از جا انداختن به موضع بيندازيد. درد آن را تسكين داده ، به ترميم و نوسازى ياخته ها كمك مى كند. ضماد برگ ما در موارد مننژيت و سينه پهلو هم توصيه شده است و براى اين منظور، قبل از رسيدن پزشك مى توان برگهاى ما را كه با آتش كمى پخته ايد، قبل از رسيدن پزشك مى توان برگهاى ما را كه با آتش كمى پخته ايد، گرم در روى صورت و سينه و شكم بيندازيد تا سبب تسكين آلام آنها شود.
ضماد برگهاى ما با آرد جو براى از بين بردن اورام سرد و گرم و باد سرخ و سرطان و با سركه جهت برص و اگزما با سفيده تخم مرغ جهت سوختگى مجرب است . سوخته برگهاى ما براى منع روئيدن مو توصيه شده است و با پيه خوك ، جهت خنازير و جراحات سخت ، و با سفيده تخم مرغ جهت رفع سوختگى نافع است .
ميوه ما كه همان بذر ما مى باشند كشنده كرم معده و ماليدن آن ، برطرف كننده كك مك بوده ، و مقدار خوراك آن تا ده گرم است .
اگر مبتلا به نفخ معده هستيد، و داروها و غذاهاى ديگر آن را برطرف نكرده اند به سراغ ما بياييد و از آب پخته ما استفاده كنيد.
-
من ((گشنيز)) هستم !
http://www.ghadeer.org/salamat/KHORA...khorak1/68.jpg
اسم من گشنيز است . به من جلجلان هم گفته اند. اعراب كسيره و كزيره مى گويند. من از آن دسته گياهان هستم كه خاصيت ميكرب كشى دارم ، و از سرايت امراض عفونى جلوگيرى مى كنم . پزشكان قديم به مبتلايان به ابله دستور مى دادند كه براى جلوگيرى از سرايت به آن چشم ، آب مرا در اطراف پلك بمالند، و براى جلوگيرى از سرايت حصبه به اطرافيان نيز دستور مى دادند كه از من استفاده كنند. شما هم مى توانيد در مواقعى كه يك بيمارى همه گير پيدا مى شود، به سراغ من بيايد.
حرمت مى را كه مى گشنيز ديك عيش هاست
بر سر گشنيزه حصرم روان افشرده اند
خاقانى
من مقوى مغز و قلب مى باشم - براى رفع خفقان - وسواس و هيسترى (غش ) سودى فراوان دارم .
بيشتر خواص من در برگ و ميوه من است كه آن را تخم گشنيز يا تخم جلجلان ناميده اند، هرگز در خوردن من زياده روى نكنيد، زيرا باعث خواب هاى پريشان شده ، مضر و خطرناك ميباشم . مقدار خوراك برگ من 35 گرم و بذر من چهارگرم است ، و چنانچه بيش از اين مقدار خورده شود، شخص را در حالت لكنت زبان و كندى ذهن است . در عادت ماهانه بانوان اختلالاتى پديدار مى كنم . خون آنها را بند آورده ، و عوارض زياد همراه دارم .
ميوه من عاليترين مقوى معده ، و بهترين محلل غذا است ، محرك اشتها بادكش و معرق است ، و بيشتر در بيماريهاى دستگاه گوارش از تخم من استفاده مى كنند، و بهترين راه براى استفاده از آن دم كرده ده تا سى در هزار است .
من داراى ويتامين ((آ)) و ((ب )) بوده ، و سرشار از ويتامين ((ث )) هستم . مضمضه آب من ، جوشهاى دهان را از بين مى برد. لثه ها را محكم كرده ، و از خونريزى آن جلوگيرى مى كند و درد دندان كرم خورده را تسكين مى دهد. من داراى سبزينه بوده و يك اسانس قوى همراه دارم . درصد گرم ميوه من ، يك گرم اسانس و بيست گرم مواد چربى است . جهت سينه درد، دارويى ارزنده هستم ، جوهر من از راه ادرار دفع مى شود و بين راه مجارى را ضد عفونى كرده ، زخمهاى آنها را معالجه مى كنم . شيره ميوه من اسهال خونى را بند آورده ، و بو داده آن براى اسهال و خونريزى معدى نافع است ، عده اى براى رفع سر درد و معالجه زكام ، ميوه مرا در آتش انداخته ، و از دود آن استفاده مى كنند. اين دود ضد عفونى كننده محيط و مجارى تنفس است ، ولى براى مبتلايان به تنگى نفس و كسانى كه نسبت به آن حساسيت دارند خوب نيست ! برگ من مسكن صفرا و التهاب معده و برطرف كننده عطش زياد است و از قى كردن جلوگيرى مى كند. ضماد برگ من از شدت حرارت جراحات و سوزش آنها جلوگيرى كرده ، و براى باد سرخ و بثورات جلدى اگزما توصيه و تجويز شده است . ضماد من با آرد جو، خنازير و زخمهاى سفت را تحليل مى برد. سابقا براى معالجه زخم هاى سرطانى سرب را با آب من ساييده و روى زخم مى گذاشتند.
تخم من ضد كرم بوده ، و از رشد آنها در معده جلوگيرى مى كند.
اگر نسبت به بوى من حساسيت داريد، از داروهاى مدر استفاده كنيد و اگر در اثر زياده روى در خوردن من مسموم شديد پس از استفراغ تخم مرغ و شير ميل نماييد.
كوبيده ميوه من ، مخلوط با فلفل و نمك حافظ گوشت در برابر فساد بوده و در صنعت كنسروسازى مورد استفاده قرار مى گيرد، مرا از دوستان با وفاى خود بدانيد، ولى در استفاده از من زياده روى ننماييد. با من آش گشنيز، گشنيز پلو، تهيه كنيد و در آش ها و خورش هاى سبزى دار، كمى از برگ من بريزيد و افزودن آن را به سوپ و آش بيماران و اطرافيان آنها، مخصوصا مبتلايان به امراض عفونى فراموش نفرماييد. من غرايز جنسى را كم مى كنم و سابقا چنين عقيده داشتند كه اگر مرا به ران زنان باردار هنگام وضع حمل آويزان كنند، زايمان را سريع مى نمايم . من خود چنين ادعايى ندارم ، ولى بوى من در اتاق زايمان مفيد بوده
-
من ((ماش )) هستم !
http://www.ghadeer.org/salamat/KHORA...khorak1/71.jpg
ايرانيان قديم به من ((مچ )) مى گفتند و اعراب آن را معرب كرده ، به صورت ماش در آمدم . زادگاه اوليه من ايران و نوع ديگرم در هندوستان است . با اينكه يكى از حبوبات امروزى جز در آش ماش كه يكى از غذاهاى صددرصد ايرانى است ، مرا در خوراكى هاى ديگر نديده اند و نيز جاى تعجب است كه مؤ لفين كتاب هاى لغت نامه مرا يا گياه ديگرى كه از خانواده نخود فرنگى است اشتباه كرده ، و اغلب مرا بجاى آن معرفى مى نمايند و چون براى توضيح اين موضوع ناچارم بر خلاف رويه ى زبان خوراكيها دو لغت خارجى به كار برم از خوانندگان عزيز پوزش مى طلبم . در زبان فرانسه به من ((وس )) مى گويند. ولى در بسيارى از لغت نامه ها ((ارس )) را ماش ترجمه كرده اند. فارسى ((ارس )) گاودانه و عربى آن ((حب البقر)) و در كتاب هاى علمى قديم ((كرسنه )) خوانده شده ، دانه آن كمى از من بزرگتر است ، من از نظر مواد قندى و نشاسته اى ، ضعيف و از نظر مواد سفيده اى غنى هستم ، و در حقيقت قدرت سازندگى من بيشتر از خاصيت غذايى من مى باشد، و به همين جهت مى توانم ادعا كنم كه براى رژيم غذايى بهتر از من پيدا نمى شود...
با اينكه من از قديم در ايران فراوان بوده ، و هستم ، و با اينكه خيلى زود گرسنه را سير مى كنم ، و هيچگونه خاصيت چاق كردن ندارم ، و از خوردن من ضررى متوجه اشخاص نمى شود. معذلك پزشكان و داروسازان و غذاشناسان مرا ناديده گرفته ، و براى لاغر شدن و لاغر كردن از من استفاده نمى كنند. من از تمام حبوبات زودتر هضم ميشوم ، و به هيچوجه در معده نفخ نمى كنم . مشروط بر اينكه پوست مرا گرفته باشند، و در غير اين صورت ، پوست دانه من قابض بوده ، و ايجاد يبوست مى نمايند، به علت داشتم ويتامين هاى آ و ب مقوى نيروى بينايى و اعصاب مى باشم ... درمان سردرد حاد و آب ريزش بينى هستم . سرفه و تب را تسكين مى دهم ، پخته من با روغن بادام و ساير روغن هاى گياهى مولد خون صالح است ، و پخته من با پوست و ترشى ها، شكم روش را بند مى آورد.
يكى از مشخصات من آن است كه با وجود سردى كه دارم ، لوزالمعده را وادار به ترشح انسولين نكرده ، و قند خون را پايين نمى آورم . طبيعت در وجود من درشتى و نرمى را به در آميخته است هم براى لينت و هم براى بند آمدن شكم روش مفيد مى باشم ، اگر مقصود از خوردن من لينت مزاج باشد، از دانه هاى پوست كنده من استفاده كنيد، و برعكس براى قبض معده ، مرا با پوست به كار بريد، و براى اين كار بهتر است دانه پوست نكنده مرا بو داده ، و بعد بپزيد و با دانه هاى مرا با پوست در آب جوشانده و آب آن را كه حاوى لعاب و ماده نرم كننده اى است ، دور بريزيد و بعد آب تاره ريخته ، دوباره بپزيد و ميل نماييد و اگر مقصودتان از جمع كردن مزاج تسكين فشار صفرا و خون باشد، مرا با انار و يا سماق ميل نماييد.
پيران و صاحبان مزاج سرد و كسانى كه در معده شان رطوبت زياد است ، بايد مرا همراه با ادويه مثل - دارچين - فلفل - زنجبيل - خردل ميل نمايند و صاحبان مزاج گرم بهتر است به غذاهاى خود كه با من درست مى كنند، چاشنى هاى ترش مثل : رب انار - رب گوجه و آب سماق و غيره بزنند - پماد پخته من ، يا سركه براى اگزما و امراض جلدى نافع است ، ماليدن پخته دانه هاى من به اعصابى كه خواب رفته و بى حس شده اند، مفيد است و درد آنها را تسكين مى دهد.
يكى از برادران من در هندوستان به عمل مى آيد و داراى لعاب بيشترى بوده و به آن ماشدارو مى گويند.
با من مى توانيد ماش پلو - آش ماش و قليه كدو با ماش كه از غذاهاى ايرانى هستند تهيه كنيد - در آش ماش شلغم - كدو و هويج هم مى توانيد اضافه كنيد، و به خواص آن بيفزاييد. آش ماش با شلغم مرهم سينه بوده ، آن را نرم و باز مى نمايد.
براى تهيه قليه كدو با ماش - كدو و گوشت را كمى سرخ كرده ، و آب ريخته بگذاريد بجوشد. بعد دانه هاى پوست كنده و مقشر مرا جداگانه با آب پخته به آن بيفزايند، و بعد روى آتش بگذاريد، و به هم بزنيد تا آب تقريبا تمام شود، و بعد به آن پياز داغ يا سير داغ اضافه كنيد. بعضى ها به آن مقدارى كوفته ريزه اضافه مى كنند. قليه هويج يا ماش هم به همين دستور تهيه مى شود، و قليه كدو و هويج با ماش طعم خوشى دارد.
قليه ها غذاهاى مخصوص ايرانى هستند كه تهيه آنها تقريبا منسوخ شده ، و در كتاب جامع الحكمتين چنين مى نويسد:
- پس نباتى كه از زمين برآيد و چنان شود كه غذاى مردم را شايد...و اگر شرح آن غذاها از ديگ (پخت )ها و قليه ها و بريانها و حلاوى كرده آيد سخن دراز شود (جامع الحكمتين صفحه 205).
-
اسم من ((پنير)) است !
مقوى معده ام و به هضم غذا كمك مى كنم .
اگر مرا با مرزه و مغز گردو بخوريد، به چاق شدن خود كمك كرده ايد.
با پونه اگر خورده شوم پادزهر خوبى مى شوم ...
از قديم نان خورش شما ايرانيان بوده ام ، و بسيارى از سالخوردگان روستا نشين ، زيادى عمر خود را از من مى دانند. من از بسته شدن شير به وسيله پنير مايه بدست مى آيم و بيش از سيصد نوع دارم و اين انواع بستگى به انواع پنير مايه دارد و بطور كلى انواع پنير مايه به دو دسته حيوانى و نباتى تقسيم مى شوند، انواع حيوانى آن را از مخاط معده ى حيوانات نوزاد كه شيرخوار بوده و علفخوار نشده اند مى گيرند و انواع نباتى ، از شيرابه درخت انجير و چند درخت ديگر بدست مى آيد كه مهمترين و سودمندترين آن ها گياهى است به نام پنير بند كه در بلوچستان ايران بطور خودرو به عمل مى آيد و سى درصد مايه پنير خالص دارد. اين گياه مفيد يكى از ثروت هاى خداداد ايران زمين مى باشد كه متاءسفانه تاكنون مورد توجه و بهره بردارى قرار نگرفته و در بوته فراموشى گذاشته شده است . اگر در نظر بگيريد كه در دنيا روزانه چه مقدار پنير مصرف مى شود، به شما ثابت خواهد شد كه ايران مى تواند صادراتى هزار برابر كتيرا و منافعى هم عرض صادرات مهم از اين محصول بدست آورد. با مطالعاتى كه شده است ، در زمين هاى وسيع و مستعد بلوچستان و كرمان مى توان اين گياه را كاشت و سالانه بيش از صدها هزار تن محصول بدست آورد.
پنيرى كه با پنير بند ساخته شود، ويتامين هاى بيشترى داشته و خوش بو و خوش طعم تر از ساير انواع پنيرها است و من از شما ايرانيان كه از وجود اين نعمت خداداد استفاده نمى نماييد، بسيار متعجب و گله مند مى باشم ، وقتى مرا با پنير مايه حيوانى مى سازند، و براى تهيه آن حيوان كوچكى را كه تازه به دنيا آمده است مى كشند پنيرى بدست مى آورند كه از نظر شرع اسلام خوردن آن مكروه بوده ، و زود فاسد مى شود، در صورتى كه نوعى از پنير مايه هاى نباتى بدست مى آيد، نواقص فوق را ندارد. يك نوع مرا از ماست تهيه مى كنند و اين نوع نيز بسيار مرغوب و سودبخش است . چنانچه مرا از شير حيوان سالم كه در صحرا چريده باشد درست كنند، بسيار مطبوع و گوارا بوده و منافع سرشارى خواهم داشت .
به علت داشتن ويتامين هاى ((ث )) و انواع ((ب )) و املاح معدنى مخصوصا كلسيم ، نان خورش كاملى هستم كه تمام عوامل حياتى را در برداشته ، و كمبود آنها را جبران مى نمايم ، من مقوى معده و روده ها هستم و موجودات مفيدى كه در روده ها زندگانى كرده ، و به هضم غذا كمك مى نمايند، از من تغذيه مى كنند. من خون سالم درست مى كنم ، من كمى دير هضم هستم ، ولى پس از هضم زود جذب ياخته ها شده ، و آنها را وادار به سازندگى مى كنم . با مغز گردو و مرزه ، چاق كننده بدن و باعث نرمى پوست مى شوم ، و پادزهر املاح نقره و سرب مى باشم .
چون تازه مرا در آب جوشانده و آب آن را به زن بچه شيرده بدهند، شير او را زياد مى كنم ، خوردن برشته من بعد از پختن و گرفتن آب آن اسهال را بند مى آورد، كهنه و فاسد شده من ، سمى و خطرناك است و توليد سنگ مى نمايد.
تازه من كه آب آن را هنوز نگرفته و در اصطلاح پنيرسازان دلمه ناميده مى شود، خواب آور بوده و جهت تقويت اعصاب و التهاب معده و امراض سل و دق زياد تجويز مى شوند و معالج خشكى پوست و علاج وسواس و امراض صفراوى و فشار خون است .
اگر مى خواهيد من دير فاسد شده ، و مدتى در خانه شما بمانم . هميشه مرا در ماست يا آب ماست بيندازيد.
نمك زده و كهنه من در صورتى كه فاسد نشده باشد، بلغم را از بين مى برد و اشتها را تحريك مى نمايد، رطوبت معده را مى گيرد، ضماد آن را با عسل جهت باز شدن دمل و با روغن زيتون جهت نرم شدن مفاصل زياد تجويز مى شود و اگر آن را روى پينه هاى دست و پا بمالند، آنها را برطرف مى نمايد. اگر مرا با آب ژلاتين يا آب پاچه هاى گوسفند مخلوط كرده ، كمى نوشادر به آن اضافه كنيد، و علاوه بر منافعى كه جهت دستگاه گوارش دارد، پادزهر گزيدن زنبور و كژدم است . چنانچه مرا با خرما ميل فرماييد كيفيت غذايى آن را بالا مى برم ، به عقيده پزشكان قديم ايران ، خوردن من همراه با يك سبزى يا يك ميوه مثل گردو نافع تر خواهد بود.
من يك برادر مادرى دارم كه اسمش ماست مى باشد مادر ما هر دو شير است و پدرمان متفاوت مى باشد. البته ماست به موقع خود را به شما معرفى مى كند، ولى من مى خواهم در اينجا سؤ الى از خوانندگان كنجكاو بنمايم .
اگر از شما بپرسند كه اولين ماست را در دنيا چه كسى درست كرد، و چه مايه اى به او زد، چه جوابى خواهيد داد؟ شما مى توانيد اين سؤ ال را از ديگران هم بكنيد و بپرسيد، اولين ماست در جهان چگونه درست شد؟
بدون شك جواب اين پرسش را نه شما مى دانيد و نه ماست بندان و نه دانشمندان حتى غذاشناسان امروزى . حل معما، افتخارى بر افتخار ايران عزيز خواهد افزود و ثابت خواهد كرد كه اولين ماست برخلاف تصور ديگران در ايران بدست يك ايرانى درست شده و اينكه مى گويند اولين بار آنرا در بلغارستان ساخته اند صحيح نيست !
-
اسم من ((گلابى )) است !
http://www.ghadeer.org/salamat/KHORA...khorak1/77.jpg
مرا شربت منجمد مى نامند.
نيرو بخش معده هستم و از انقلاب دستگاه گوارش ، جلوگيرى مى كنم .
من مفرح قلب و كبد هستم و اگر مى خواهيد چهره يى بشاش داشته باشيد، دوستم شويد....
من شاه ميوه ، گلابى هستم . اسم اصلى من امرود است و به ميوه ى پيوندى و شاداب من شاه امرود مى گويند، و چون معطر و پر آب مى باشم ، به گلابى معروف شده ام .
من انواع و اقسام كوچك - بزرگ - سبز - گلگون - مخروطى ته گرد دارم . يك نوع من ترش و ميخوش و بقيه شيرين يا گس مى باشد. يك نوع جنگلى دارم كه در كهكيلويه زياد است و تخم زياد دارد و ميوه آن قابل استفاده نيست . فقط تخم آن را به نام انجوجك مى فروشند و براى اين كار، ميوه را زير خاك مى كنند و پس از آن كه پوسيد تخم هاى آن را بيرون آورده ، پس از شستن خام يا بو داده مى فروشند. در گيلان يك نوع گرد من به نام ((خج )) معروف است كه به علت سفتى قابل خوردن نيست ، ولى با آن بهترين مربا را مى توان تهيه كرد.
من در نقاط سردسير بهتر از گرمسير به عمل مى آيم ، و از قديم در آذربايجان و همدان و خراسان مرا مى كاشتند و به امر شاه عباس كبير مرا به اصفهان و شيراز بردند و اهالى اين شهرهاى بزرگ مدتى مرا به نام عباسى مى خواندند. من داراى ويتامين هاى آ - ب - ث و فلزاتى مثل آهن - كلسيم پتاسيم - منگنز و كمى هم كوبالت هستم . مقدار ويتامين ها و املاح در پوست من دو برابر گوشتم مى باشد، عده اى گوشت پيوندى و شاداب مرا شربت منجمد و دانه هاى چربى كه در آن مى باشد به عنوان ريگ گلابى نام گذارى كرده اند. اين دانه هاى چوبى سلولز بوده و در معده و روده ها هضم نشده ، عينا دفع مى شوند و روده ها را جارو كرده ، فضولات را همراه خود مى برند و به همين علت است كه ميوه من اول در مزاج لينت مى دهد و آب آن زودتر از معده مى گذرد و بعد كه نوبت ريگ هاى آن رسيد مزاج را قبض مى كند. من نيروبخش معده ، تسكين دهنده ى عطش ، و انقلاب و دستگاه گوارش هستم ، و از همه ميوه ها بهتر و زودتر رفع عطش و التهاب مى نمايم ، و روى همين اصل است كه اروپائى ها مثلى دارند كه مى گويد يك گلابى را بايد براى روز تشنگى نگاه داشت . هيچگاه بعد از خوردن من آب ، مخصوصا آب سرد ننوشيد. زيرا هضم مرا مشكل كرده و توليد نفخ مى نمايد. من ترشح بزاق را زياد مى كنم . و با اين وسيله هضم غذا را آسان مى نمايم و به همين جهت به شما توصيه مى كنم كه هميشه مرا همراه با غذا ميل نماييد. قبل از غذا يا بعد از آن فرقى نمى كند، ولى نبايد مرا در شكم خالى تنها تناول كنيد. من براى مزاج هاى گرم مفيدم و براى پيران و صاحبان مزاج سرد، چندان مطلوب نيستم ، مگر آنكه كاملا رسيده و شاداب باشم ، ولى سالخوردگان مى توانند به راحتى از كمپوت و مرباى من استفاده نمايند. اصولا ما ميوه هاى تر داراى اين خاصيت مى باشيم كه هر چه رسيده تر و شيرين تر شويم ، زودتر هضم شده ، و توليد نفخ و برودت نمى نماييم ، ولى اگر سفت و نارس باشيم ، توليد نفخ خواهيم كرد. مخصوصا اگر بعد از خوردن ما آب سرد بنوشند. شما مردم شهرنشين اين روزها، ما ميوه هاى آب دار را در سردخانه و يخچال جا داده ايد، و ما را در حالى كه حرارت بدنمان نزديك صفر است ، وارد معده مى كنيد كه حرارت آن 37 درجه مى باشد و با اين عمل با دست خود معده ى خود را خراب مى كنيد و بعد از ما گله مى نماييد كه چرا توليد نفخ و برودت مى نماييم !
كسانى كه معده شان براى هضم من آماده نيست ، مى توانند از آب من استفاده نمايند، مشروط بر اينكه ميوه ى مرا با پوست و مغز و هسته تحت فشار قرار دهند و از تمام اعضاى بدن من استفاده نمايند.
من مفرح قلب و كبد هستم ، و به همين جهت رنگ رخساره را باز مى كنم و گرفتگى هاى روحى غم و غصه را برطرف مى سازم . من با كمك ريگ هايى كه همراه دارم ، معده و روده ها را دباغى و زهكشى مى كنم ، املاح پتاسيم و تانن كه در ميوه ى من است ، سموم بدن مخصوصا اسيد اوريك را از بين مى برد و پزشكان مرا براى مبتلايان به امراض نقرس و روماتيسم زياد توصيه مى كنند. من پادزهر سموم مخصوصا زهر قارچ هاى سمى ميباشم ، و اين خاصيت در ميوه هاى غير پيوندى و ((خج )) زيادتر است و چون مرا با قارچ سمى بپزند، زهر آن را خنثى خواهم كرد - هر وقت دچار مسموميت شديد، به سراغ من بياييد، شما را يارى خواهم كرد.
قند من براى مبتلايان به مرض قند ضرر ندارد، بلكه مفيد است . نوع ميخوش من مقوى معده و كبد بوده اشتها را زياد مى كند. مسكن التهاب و فشار خون است . صفرا و تشنگى را بهتر برطرف مى كند، قى و اسهال را تسكين مى دهد، ولى براى پيران خوب نيست ، مگر آنكه بعد از آن كمى عسل ميل نمايند.
نوع گس من قابض تر بوده ، خوردن گرد خشك آن اسهال را بند مى آورد و ماليدن آن روى زخم جراحات آن را از بين مى برد و گوشت نو مى آورد.
دم كرده ى پنجاه گرم برگ درخت من مخلوط با پنجاه گرم برگ سيب ، سنگ كليه و مثانه را خرد مى كند. دمكرده ى صد گرم برگ تازه و جوان من پيشاب را زياد مى نمايد، و كليه و مثانه را شستشو داده و اسهال را درمان مى كند. صمغ درخت من كمى ملين است و به هضم غذا كمك مى كند. سابقا از سوخته چوب و برگ من يك نوع سرمه مى ساختند كه جانشين توتيا بود، و براى جوش هاى پلك زياد توصيه و تجويز مى شد.
انجوجك كه تخم ميوه ى جنگلى من است ، كرم معده را مى كشد، موافق سينه و حنجره و اعصاب متشنج است ، پيشاب را باز مى نمايد، و اگر آن را كوبيده و شيره ى آن را بگيرند، براى بند آمدن خون عادت ماهيانه بانوان كه زياد باشد مفيد است .
-
من ريحان هستم !
http://www.ghadeer.org/salamat/KHORA...khorak1/80.jpg
مرا ريحان مى نامند، به معنى گل و سبزه ! برابر اين لغت در فارسى اسپرم است كه به صورت اسپرغم - اسپرهم و اسفرم نيز گفته شده است . اسم اصلى من شاه اسپرم است كه آن را شاه اسپرغم - شاهپرهم - شاهسفرم نيز گفته اند.
بعد از اسلام مرا به عربستان بردند و كلمه ى شاه اسپرم را به سلطان الريا حين ترجمه كردند و از آن جا به اروپا رفت و به زبان لاتين به آن بازيليك ، يعنى سبزى سلطنتى لقب دادند. لقب آن از روى افسانه اى است كه در فرهنگ عاميانه (فولكلور) فارسى وجود دارد و پيدايش مرا در زمان سلطنت انوشيروان مى رساند و با اينكه اين داستان صورت افسانه دارد، معذلك تكرار آن خالى از لطف نيست . اينك شرح داستان به همه صورت كه در كتب قديم آمده است :
((گويند اسپرغم پيش از انوشيروان نبود. روزى انوشيروان بار عام داده ، و به ديوان قضاوت نشسته بود. ناگاه مارى بزرگ از زير تخت در آمده ، حاضران را از ديدن او ترس به هم رسيد. قصد او كردند، شاه فرمود بگذاريد شايد شكايتى داشته باشد. به دنبال او برفتند تا به كنار چاهى رسيدند. مار بر كنار چاه حلقه زد، آنگاه به درون رفت و بر آمد، چون در آن چاه نگاه كردند، مارى ديدند مرده افتاده و عقربى نيش بر او بند كرده ، نيزه اى از بالاى چاه بر پشت عقرب فرو بردند و چون يك سال بگذشت ، هم در آن روز شاه نشسته بود و به شكايات مردم رسيدگى مى كرد. همان مار به نزديك سرير آمد و از دهن خود قدرى تخم سياه بريخت و برفت ، كسرى فرمود آن تخم را كاشتند. از آن شاه اسپرغم بر آمد و انوشيروان كه پيوسته زكام داشت از بوييدن و خوردن آن زكامش برطرف شد.)) شكى نيست كه اين داستان به اين شكل صحت ندارد و بعيد نيست كه بذر مرا يكى از شاكيان كه به حق خود رسيده بود، به عنوان هديه آورده باشد.
عده اى از لغت نويسان عربى مرا ضيمران نوشته اند. اين خود يك اشتباه است . زيرا ضيمران گياه ديگرى از خانواده ى ماست كه در صحراى عربستان مى رويد و بسيار خوش بو و نافع است . در خانواده ى ما بيش از 160 نوع گياه خوشبو وجود دارد كه چند نوع آن بيشتر در ايران كاشته نمى شود. بذر يك نوع آن تحت عنوان تخم شربتى زياد مصرف دارد.
بارى من مقوى معده ، بادشكن ، ضد عفونى كننده دهان و دستگاه گوارش ، مدر و ضد تشنج مى باشم . به علت داشتن سبزينه و اسانس مخصوص كه خود مخلوط از چند اسانس است ، بوى پياز و سير را از دهان مى برم و روى همين اصل است كه يك پاى ثابت سينى نان و كباب شده ام و چون به كباب بازارى پياز زياد مى زنند، و مقدارى هم با آن مى خورند، ناگزير نيز مقدارى از سبزى من تناول مى نمايند تا بوى پياز برطرف شود. من دماغ را باز مى كنم . عصاره ى من با شير براى درمان زكام و سينه درد و سرفه به كار مى رود. مضمضمه جوشانده ى غليظ و جويدن خود من جهت رفع آفت دهان و بو كردن من براى رفع سر درد مفيد است .
كسانى كه هنگام مسافرت در اتومبيل - هواپيما و كشتى حالشان بهم مى خورد و دچار درد سر و دل بهم خوردگى مى شوند، مى توانند از من استفاده كنند، و با بو كردن من و جويدن برگ هاى نازك من خود را تسكين بدهند، من ميكرب هاى اسهال و وبا را مى كشم . بوى من پنبه و مگس را فرار مى دهد. چند شاخه از من در باغچه منزل خود بكاريد و به اين ترتيب با اين حشرات مزاحم مبارزه نماييد. خوردن بذر من مقاومت بدن را در برابر سموم زياد مى كند. پزشكان قديم ايران كوبيدن بذر مرا براى ساختن تركيبات دارويى منع كرده اند و اين از آن جهت است كه لعاب ما دانه هاى گياهى در موقع كوبيدن از بين ميرود و بهتر است ، تخم مرا بطور مستقيم به كار بريد، من داراى ويتامين ((كا)) بوده و براى خون دماغ و بواسير خونى سودبخش مى باشم ، سابقا تخم مرا با شكر كوبيده ، جهت رفع بوى زير بغل استعمال مى كردند، به نظر من تنها ساييدن آن كافى است و احتياج به شكر ندارد!
شاهسپرم
در تبريز و اخيرا در ايران نوعى از مرا كه بسيار خوشبوست كاشته و عرق برگ آنرا براى رفع دل درد و تقويت معده تجويز مى نمايند.
-
اسم من انار است !
http://www.ghadeer.org/salamat/KHORA...khorak1/83.jpg
ميوه بهشتى هستم ، و يك دنيا خاصيت دارم .
زادگاهم ايران است .
بهترين موقع خوردن من صبح زود است .
رب من ، غم و غصه را از دل مى برد.
شيرين مرا، براى رفع سينه درد و سرفه ميل كنيد...
اسم من انار است ، و گاهى نار مى گويند. از من در قرآن مجيد تعريف شده است . زادگاه اوليه من ايران مى باشد، ولى امروزه در بسيارى از كشورها كاشته مى شوم . طعم من گاهى ترش ، گاهى شيرين و گاهى ملس است . در اثر تربيت يك نوع انار بى هسته وجود دارد كه پوست مغز و دانه هاى آن نرم و لطيف مى باشد. نوع شيرين من براى سينه و ريه نافع است ، ولى نوع ترش ما سينه را خشك مى كند، و براى مبتلايان به درد سينه و سرفه خوب نيست ، براى آنهايى كه جگرشان گرم است ، هيچ ميوه اى مناسب تر از نوع ترش ما نيست . مواد غذايى در ما كم است ، ولى تا بخواهيد سرشار از ويتامين هاى آ - ب - ث و ئى هستيم و به قدرى آهن و فلزات مفيد ديگر داريم كه هضم ما را سنگين كرده ، و كمى نفاخ به نظر مى رسيم ، ولى اين سنگينى و نفخ از نوع ساير ميوهها نيست ، و به زودى پراكنده مى شود و يكى ديگر از مشخصات ما اين است كه آب ما سنگين تر از خوردن دانه هاى ما با هسته است ، چون مغز هسته ى دانه هاى ما خود كمى پائين است ، و پوست سخت آن روده ها را جارو مى كند، آب ميوه ى من داراى قند - تانن و يك ماده ى مفيد به نام كره ماناتين است كه از دوستان كبد بوده ، و آن را پاك و در نتيجه رنگ رخساره را باز مى نمايد، من به علت داشتن ويتامين هاى آ به رشد اطفال كمك مى كنم . به علت داشتن انواع ويتامين ((ب )) اعصاب را تقويت كرده ، آنها را محكم و شك و دودلى را از بين مى برم ، به علت داشتن ويتامين ب 6 ضد استفراغ بوده ، و درمان ويار زنان باردار هستم .
اگر خانمى هنگام آبستنى از من ، يا رب من زياد بخورد، بزرگترين خدمت را به فرزند آينده خود كرده است ، زيرا من علاوه بر جلوگيرى از ويار و تقويت مادر و فرزند، به رشد آينده طفل هم كمك خواهم نمود. من به علت داشتن آهن و ويتامين هاى لازم ، خون ساز بوده و آن را اصلاح مى نمايم .
بهترين موقع خوردن من صبح ناشتا است . در موقع خوردن به من گلپر بزنيد علاوه بر بوى مطبوع به هضم من هم كمك خواهد كرد.
من پيشاب را زياد مى كنم ، غرايز جنسى را تقويت مى نمايم ، و درمان اسهال هم هستم . دانه هاى ميوه ى جنگلى من كه به ناردان معروف است ، در معالجه ى اسهال شهرت فراوان دارد. اين دانه ها را در آب بجوشانيد، و صاف كنيد، و آب آن را نوش كنيد تا اسهال بند آيد و همچنين مى توانيد كمى ناردان را با هم وزنش برنج و جو پوست كنده مخلوط كرده ، در آب بجوشانيد و پس از صاف كردن تنقيه كنيد و اثر آن را در معالجه اسهال ببينيد. اين دستور براى معالجه زخم معده و ورم روده ، نتايج عالى داده است .
رب من بهترين چاشنى براى فسنجان و خورش باميه - آش انار و خوراك هاى ديگر است ، و به علت داشتن تانن و آهن ، رنگ آن ها را سياه مى كند.
اگر اين رب را با عسل مخلوط كنيد، براى معالجه زخم بينى و بثورات جلدى مصرف آن از خارج مفيد است .
خوردن آب ميوه شيرين من با شكر و نشاسته براى معالجه سينه درد و سرفه توصيه شده است و مرا در موقع يرقان نيز تجويز كرده اند، و براى اصلاح سپرزنيز سودبخش مى باشم .
نگاه به دل پر خون من نكنيد، تمام قسمت هاى درخت من مفيدند. پوست ميوه - پوست ساقه و پوست ريشه من مصارف صنعتى و درمانى دارند و از گل من هم مى توان استفاده كرد.
پوست ميوه ى من در رنگرزى و چرم سازى از قديم به كار مى رفت ، و بهترين قالى هاى ايران را با آن رنگ مى كردند.
مضمضمه و نگاهداشتن آب ميوه ى ترش من در دهان ، برفك و جوش هاى دهان را پاك مى كند و لثه را محكم مى نمايد. ميوه ى ترش من براى مبتلايان به زخم معده و روده خوب نيست و براى سرد مزاجان زيان بخش است ، و جاذبه ى كبد را كم مى كند، ولى در عوض ميوه هاى شيرين و ملس من ، صفرا بر بوده و معده و كبد را تقويت كرده ، و درمان تب هاى صفراوى و يرقان و امراض جلدى است .
پوست ساقه و ريشه من داراى بيست و دو درصد تانن است ، و به علاوه از آن در صنعت داروسازى ، چهار ماده شيميايى مى گيرند كه همگى ضد كرم كدو مى باشد. شما مى توانيد براى معالجه كرم كدو از پوست ، ريشه يا ساقه من مستقيما استفاده كنيد، و به اين منظور بايد شصت گرم پوست ريشه ى تازه يا گرد خشك آن را گرفته ، شش ساعت در آب خيس نماييد (مقدار آب 750 گرم ) بعد آن را بجوشانيد تا حجم آن تقريبا نيم ليتر شود، پس از صاف كردن ، آن را سه قسمت كندى و هر قسمت را به فاصله يك ساعت و نيم ميل نماييد و پس از دو ساعت يك مسهل بخوريد، و منتظر دفع كرم كدو باشيد. مقدار مصرف براى اطفال يك ششم تا يك سوم ميزان بالا مى باشد. ضمادى كه با پختن پوست و هسته من تهيه نماييد، براى امراض جلدى مخصوصا اگزما مفيد است و خارش از بين مى برد.
رب من جهت رفع خمارى مفيد بوده ، و غم و غصه را تسكين مى دهد.
ناردان قابض تر از دانه هاى ما بوده ، جوشانده ى آن جهت محكم شدن لثه نافع تر است . جوشانده گل ما نيز جهت پيوره و خونريزى لثه تجويز شده است و ساير خواص آن مثل گلنار فارسى است كه بعدا خود را معرفى خواهد كرد.
-
من ((بولاغ اوتى )) هستم !
http://www.ghadeer.org/salamat/KHORA...khorak1/86.jpg
چه تصور باطلى كه بعضى تصور مى كنند اين سبزى در يكى از وادى هاى جهنم روييده است .
حضرت رضا عليه السلام
اسم من بولاغ اوتى است .
من خوراك پهلوانان قديم ايران بوده ام .
مانند پنى سيلين امراض عفونى را درمان مى كنم . براى بيماريهاى غمباد - قند و سرطان مفيدم - اكسير جوانى و طول عمر را در من جستجو كنيد.
من دو برادر دارم كه اولى اسمش تره تيزك و دومى شاهى است . يكى از جهانگردانى كه در زمان هخامنشيان به ايران آمده است ، در سفرنامه خود مى نويسد: داريوش بزرگ و لشكريانش غذايى ساده دارند و با هر لقمه از غذاى خود، كمى ((بولاغ اوتى )) ميل مى نمايند، همگى سالم مى باشند و جاى بسى تعجب است كه با اين غذاى ساده بسيار شجاع و زورمند مى باشند.
در كتاب هاى پزشكى قديم ، به من جرجير بيابانى يا بهقان و به تره تيزك جرجير **********ى و به شاهى رشاد مى گفتند. و بذر ما را حب الرشاد خوانده اند.
محل رويش من دامنه ى كوههاى طالقان ، بين جاده قزوين ، روستاهاى پشند - آبيك و اتانك - در شهررى كنار رودخانه امين آباد، در بندر انزلى شاهزاده كوه ، راه چالوس ، در آذربايجان بين سليمانيه و دربند، اطراف شيراز پل آبگينه ، نزديك بوشهر و كوتدوند مى باشد و بيشتر بطور خودرو در كنار چشمه ها و قنات هايى كه سرشار از شبه فلز ((يد)) مى باشند به عمل مى آيم اگر به دهاتى كه من در آنجاها هستم سرى بزنيد، با مردمان سالخورده كه بيش از صد سال داشته و از نعمت سلامتى برخوردارند روبرو خواهيد شد و اگر از آنها سؤ ال كنيد، خواهيد فهميد كه از من زياد مى خورند و شايد تنها نان خورش آنها باشم .
من به علت داشتن ((يد)) ضد غمباد مى باشم ، و چون منيزى دارم ، ترمز سرطان هستم و چنانچه آب مرا به موشى كه مبتلا به سرطان است تزريق كنند، از پيشرفت اين مرض در بدن او جلوگيرى خواهم كرد.
در اطراف خانواده ما، مخصوصا برادرم تره تيزك ، از طرف غذاشناسان و دانمشندان ، چه در قديم و چه در عصر حاضر، عقايد و نظرات ضد و نقيض زياد گفته شده است . عده اى از غذاشناسان عصر جديد ما را شد غمباد ((گواتر)) و دسته اى باعث اين بيمارى مى دانند ((گواترزا)). در صدر اسلام نيز دانشمندان عرب نسبت هاى ناروا به ما مى دادند و حتى عده اى مى گفتند هركس شب تره تيزك بخورد رگ جذام در بدنش به حركت در مى آيد. خوشبختانه امام هشتم حضرت رضا عليه السلام غلام خود را جهت خريد تره تيزك فرستاده و پاسخ دشمنان را داده اند.
اين عقايد متضاد، در اطراف ما معمايى است كه جواب آن را بايد فقط از زبان خوراكى ها شنيد و من امروز مى خواهم براى اولين بار يكى از اسرار غذاشناسى را براى شما فاش نمايم و موضوع مهمى را مطرح كنم كه تاكنون در هيچ كتابى نوشته نشده است .
يك دسته از فوايد ما خوراكى ها مرهون مواد معدنى است كه در ساختمان بدن ما وجود دارد. ما اين فلزات را از آب و خاكى كه به ما مى دهند مى گيريم و اگر آن ها فاقد اين مواد باشند، نسبت به آن گرسنه شده و نه تنها خاصيت اوليه ى خود را از دست مى دهيم ، بلكه بر عكس عمل خواهيم كرد.
بنابراين ، اگر ما نسبت به شبه فلز ((يد)) گرسنه باشيم ، نه تنها غمباد را معالجه نخواهيم كرد، بلكه ((گواترزا)) بوده ، و باعث ناراحتى غده درقى خواهيد شد.
من چون از قديم اين راز را مى دانستم ، فقط در كنار آب هايى بطور خودرو عمل آمدم ، كه داراى شبه فلز ((يد)) به حد كافى بوده ، ولى برادرانم گول شما، انسانها را خورده و در اكثر نقاط كشت شده ، و در زمين هاى نامناسب به عمل آمده و اين سر و صداها را در اطراف ما بلند كرده اند.
ما هر سه سرشار از ويتامين ((ث )) بوده و ضد خونريزى و رقيق شدن خون مى باشيم ، و به حدى از اين اكسير گرانبها داريم كه خوردن مختصرى از ما رفع كمبود آن را خواهد كرد و با كمك يك ماده ميكرب كش كه در خانواده ما وجود دارد، در معالجه زخم روده و امراض داخلى و سرماخوردگى تره تيزك به علت داشتن يك تركيب گوگردى در اصلاح دستگاه تنفس تاءثير فراوان داريم .
سل ريوى ، آسم ، زكام و سياه سرفه را شفا مى بخشيم ، و براى اين كار بهتر است شيره ى ما را گرفته و همه روزه صبح ، و عصر يك قاشق سوپ خورى ، به بيمار بدهند.
ما سه برادر خنك هستيم و در رسانيدن مواد معدنى به ياخته ها نقش مهم داريم . صبح زود موقعى كه از خواب بيدار مى شويد. يك استكان كوچك از آب ما نوش جان كنيد، تمام سموم بدن شما دفع خواهد شد و انگل هاى معدى هم از بين خواهد رفت .
مخلوط نيم ليتر از آب ما با روغن بادام شيرين يا زيتون ، درمان بند آمدن ادرار و درد كليه و مثانه است . زيرا ما ترشحات خارجى مثل شير - عرق و ادرار را زياد مى كنيم و به ترشحات داخلى كمك مى نماييم و از اين رو ما را براى معالجه مرض قند، غمباد و بدبويى عرق زير بغل تجويز كرده اند. بانوانى كه رحمشان بو مى دهد مى توانند از اين خاصيت ما استفاده كنند.
مى گويند چون درخت انار ترش را با آب جوشانده ى ما آبيارى كنند، ميوه اش شيرين مى شود. من چون در علم كشاورزى وارد نيستم ، اين خبر را نه تاييد مى كنم نه تكذيب .
تخم ما كه به ((حب الرشاد)) معروف شده است ، داراى اكثر خاصيت ما مى باشد. جوشانده ى گرم آن قى آور بوده ، و بلغم را دفع مى نمايد.
با زرده ى تخم مرغ نيم بند جهت تقويت غرايز جنسى نافع است و ضماد آن جهت برطرف كردن كك و مك و بثورات جلدى توصيه شده است و با زهره گاو جهت محكم شدن و جلوگيرى از تركيدن و شكستن ناخن ها و سم ستور سودمند مى باشد.
خلاصه چون ما سرشار از ويتامين هاى آ، ب و ث و مواد كانى مثل آهن ، فسفر، يد، منيزيم ، منگنز و مس و روى و آهك و گوگرد هستيم ، به من لقب سبزى تندرستى داده اند.
اگر مى خواهيد ما همچنان خدمتگزار شما باشيم ، در مزرعه ى برادران من مختصرى نمك ((يدوردوپتاس )) بپاشيد و با اين كود سلامتى خود را بيمه كنيد.
-
اسم من ((هويج )) است !
http://www.ghadeer.org/salamat/KHORA...khorak1/89.jpg
دوست صميمى جگرم
نورچشم را زياد مى كنم
رنگ چهره را از تيرگى پاك مى كنم
مخصوصا براى خانم ها عنصرى بسيار مفيدم
در من ماده يى است كه مقاومت پوست را زياد مى كند و خواص بى شمارى كه شايد از آن كمتر كسى اطلاع داشته باشد.
. اسم برادرم كه شما به آن ((هويج فرنگى )) لقب داده ايد، گزر مى باشد. برادر خوانده اى هم دارم به نام ((شقاقل )) كه شما از مرباى آن استفاده مى كنيد.
ما نه ميوه هستيم و نه سبزى ، بلكه از دسته هويج ها هستيم .
از آنجايى كه ايرانيان قديم در گياه شناسى - پزشكى - دارويى و بالاخره غذاشناسى پيش قدم بوده اند، براى كليه اصطلاحات علمى واژه اى مخصوص داشته اند و و اين زبان برخلاف تصور بعضى ها بسيار وسيع و دامنه دار است ، متاءسفانه در اثر يك سلسله پيش آمدهاى ناگوار اين اصطلاحات علمى فراموش شده ، و جاى خود را به لغات خارجى داده است ، يكى از اين اصطلاحات علمى همين هويج است ، اگر از شما بپرسند كه شلغم يا چغندر و كلم ميوه اند يا سبزى ، جوابى نداريد، ولى اگر به لغت نامه هاى قديم مثل برهان قاطع مراجعه نماييد با كمال تعجب مشاهده خواهيد نمود كه نوشته است هويجى است كه آنرا در آش مى ريزند و از اين رو بايد در نظر داشته باشيد كه در زبان فارسى به كليه ريشهاى خوراكى مثل انواع زردك - شلغم - چغندر - سيب زمينى - شيرين بيان - كلم سنگ و غيره ، هويج مى گويند و نام همانطور كه در سطر اول گفتم ، زردك و گزر مى باشد كه اعراب آنرا معرب كرده جزر نام گذارى كرده اند.
در بين سبزيها و گياههايى كه داراى منافع زياد مى باشند و به عنوان يك ماده خوراكى در آشپزى بكار مى روند، مصرف من و گزر زيادتر است . ما را هم خام مى خورند و هم پخته ، و چون فصل معينى نداشته و هميشه در بازار پيدا مى شويم ، معادل مصرف نان خريدار داريم و با اينكه شيرين هستم ، هيچگاه فاسد نشده - ترش و تند و تلخ و گس نمى شويم . ما در را در تمام آش ها - سوپ ها و انواع خوراكيهاى ايرانى و فرنگى مى توانيد بريزيد و از منافع سرشار ما بهره مند شويد، با ماها مربا و كمپوت هم مى توانيد تهيه كنيد و پوره ما را هم به كودكان خود بخورانيد، برادر من گزر از قديم در بيابان هاى ايران بطور خودرو به عمل مى آمد، و اكنون هم در اطراف اروميه ((دربند)) تبريز - مرند - چالوس - دره هريرود - بلوچستان - مكران و لرستان ديده مى شود، و با اين وصف عنوان هويج فرنگى به او دادن دور از انصاف و حقيقت است !
ما انواع و اقسام زياد داريم . نمونه هاى كوتاه - بلند - باريك - با سيخك - بدون سيخك . با رنگ هاى گوناگون از سرخ آتشين گرفته تا زرد طلايى و بنفش ظاهر مى شويم . انواع ما وقتى وحشى بوده ، و در بيابان و سرزمين هاى سخت و شخم نشده به عمل مى آيند، سفت و سخت بوده ، و سيخك ميان آنها از چوب سخت تر است و به همين جهت براى انسان قابل مصرف نبوده و به درد علوفه مى خورند. ولى همينكه از صحرا به بستان آمديم ، و ما را در زمين هاى شخم شده پرورش دادند، نرم و شيرين شده ، و سيخك ما نيز از حالت چوبى خارج شده ، قابل مصرف شديم و اكنون هم هر قدر زمين زراعتى ما پوك تر باشد بهتر مى توانيم رشد كرده و شيرين تر و آبدارتر شويم .
ما دوست جگر - زيادكننده نور چشم بوده شهوت را زياد مى كنيم و بر تعداد نطفه مى افزاييم و آنرا براى تربيت جنين آماده مى سازيم . كسانى كه مى خواهند خون كهنه از بدنشان رخت بربسته ، مبتلايان به مرض قند، چربى خون ، صفراوى مزاجها، و آنهايى كه نمى خواهند در رشدشان اختلالى پيدا شود و همچنين زنان باردارى كه آرزوى فرزند سالم و قوى زيبا دارند، مادرانى كه مى خواهند شيرشان زياد شود، بدو شك غذايى بهتر از خانواده زردك پيدا نخواهند كرد. ما ادرار را زياد مى كنيم ، با چربى خون كه دشمن سرسخت جوانى است ، مى جنگيم و رنگ چهره را باز مى كنيم ، و براى مبتلايان به اسهال ، غذاى خوبى هستيم . قند ما نه تنها براى بيماران مبتلا به مرض قند ضرر ندارد، بلكه به علت داشتن انسولين گياهى ، درمان اين مرض هستيم ، ما قوه كشش عضلات را زياد مى كنيم ، و براى بيماران كليوى و مبتلايان به باديامان (نفريت ) دارويى بهتر از ما وجود ندارد.
ما در تنظيم عادت ماهانه بانوان نقش بسيار موثرى داريم . ضمنا ما در تسكين درد سوختگى و آفتاب زدگى بسيار مؤ ثر است . تبهاى عفونى معدى و روده اى ، دل دردهاى كهنه ، دل درد اطفال و پيچش شكم كودكان ، با خوردن ما تسكين پيدا مى كند. مخلوط آب ريشه ما با شير براى نرم كردن سينه بسيار نيكوست ، و خلط را از بين مى برد. به كسانى كه صدايشان گرفته است ، و مبتلايان به تنگ نفس و اختلالات ريوى توصيه كنيد كه حتما به سراغ ما دو برادر بيايند. به كودكانى كه داراى معده اى كار بهتر است يك وعده سوپ و يك وعده سوپ و يك وعده شير مادر بدهيد - آب مخلوط ما با كمى عسل و آب ليمو يك نوشابه مفرح و گوارا است .
در تركيب ما هشتاد و هفت درصد آب زنده كه به آسانى جذب ياخته هاى بدن مى شود و وجود دارد. بين يك تا دو گرم درصد مواد سفيده اى و يك ماده فسفردار يعنى آنچه در زرده تخم مرغ است داريم و همين ماده است كه غذاى ((غدد)) شده و آنها را تقويت مى نماييم ، و نيز به علت همين اكسير گرانبهاست كه نيروى جنسى و جسمى و روحى را افزايش مى دهيم .
ما داراى جوهرى هستيم كه در كبد تبديل به ويتامين ((آ)) مى شود، و با كمك اين ماده مى توانيم مقاومت مخاط و پوست را در برابر امراض جلدى زياد كنيم ، و از بثورات جلدى و اگزما و جوش غرور جلوگيرى نماييم . ويتامين ((آ)) عامل رشد است ، كمى اين ويتامين سبب مى شود كه دهانه زخمها دير بسته شود. شما براى رفع اين نيازها مى توانيد از ما دو برادر استفاده كنيد. مشروط بر اينكه ، كبدى سالم داشته باشيد، و در غير اينصورت در اثر زياده روى در خوردن ما دچار زردى و يرقان خواهيد شد. ما زردك ها به علت داشتن ويتامين هاى ((آ)) و ((د)) اثر نيكويى در ساختمان غدد داشته و مصالح خوبى براى نوسازى ياخته ها هستيم ، به اطفالى كه مى خواهند دندان در بياورند، تا مى توانيد از سوپ ريشه ما بخورانيد و يك تكه از ما را به عنوان بازيچه به دست آنها بدهيد و سعى كنيد كه آنرا در دهان برده و با كمك آرواره ها آنرا بجوند و به اين ترتيب هم خارش لثه ها از بين رفته و هم در آمدن دندان را آسان مى نمايد.
يكى ديگر از مواهب طبيعى كه در نهاد ما به وديعت گذاشته شده است ، ميزان آهن است كه در من زردك هستم ، چند برابر گزر مى باشد. علاوه بر آهن ما داراى املاح سديم - منيزيم - و كلسيم هستيم .
براى استفاده از آب ما، براى اينكه به طبع شما گوارا و مطبوع باشد و بوى علف ندهد، من به شما توصيه مى كنم كه هميشه آب ما را گرفته ، چند قطره آب ليمو به آن اضافه كرده و مدتى در يخچال يا جاى خنك بگذاريد تا عوامل زنده اى كه همراه با ريشه ما هستند ميزان قند و صمغ آنرا بالا برده ، نوشابه اى خوش بو و خوش طعم به شما تحويل دهند.
علاوه بر ريشه بذر ما نيز در طب قديم مقامى والا داشته و آنرا در كتب پزشكى به نام ((دوقو)) ذكر كرده اند و فرنگى ها به آن ((دوكو)) مى گويند. اين بذر خواص ما را چندين برابر داشته و داراى چند نوع هورمون ، مخصوصا هورمون مردانه استروژن است كه داروسازان در بدر به دنبال آن مى گردند - اين تخم مسقط جنين و بالاخره مانع باردارى است و براى جلوگيرى از ازدياد نفوس مى تواند نقش مؤ ثرى داشته باشد. ضد غش و مدر است در طب قديم جهت درمان سرفه - سينه در مزمن ، زياد تجويز مى شد. خوردن آن ضد گاز و نفخ معده است - سنگ هاى كليه و مثانه را خرد مى كند. زايمان را آسان مى نمايد. سستى و درد مفاصل را درمان مى كند. براى سوزش معده و دل درد اطفال و استسقاء و شكم هاى طبلى داروى بسيار مفيدى است و حال اجازه بفرماييد عنان سخن را بدست برادر خوانده ام شقاقل داده ، سخن را كوتاه نمايم .