★★★ مراتب انس با قرآن در روایات ★★★
http://www.askquran.ir/gallery/images/48783/1_240.gifhttp://www.askquran.ir/gallery/image...1_besm_001.gifhttp://www.askquran.ir/gallery/images/48783/1_240.gif
http://www.ayehayeentezar.com/galler...5334817114.gif
http://www.askquran.ir/gallery/image...7567bc3672.gif
مراتب انس با قرآن در روايات
از اوّلين شبى كه قرآن بر رسول اكرم(ص) فرود آمد، سرزمين تشنه از معنويت حجاز در معرض رحمت الهى قرار گرفت و ابواب ارتباط با اين منبع فيض الهى برقرار شد و قرآن، حلقه اتّصال آسمان و زمين گرديد. انس با كلام وحى و زمزمه آيات آن در شبانه روز به گونه اى بود كه پيامبر(ص)، خانه افراد را از صوت قرآن صاحبان آنها مى شناخت.1
عده اى به قرائت، عده اى به حفظ و گروهى به تدبّر در آيات الهى پرداختند و جامعه اسلامى نيز در حال عمل كردن به اين آيات نورانى بود.
با وجود اين، چرا قرآن مى گويد كه در قيامت، پيامبر(ص) از مهجوريت قرآن شكايت دارد؟ آيا حضرت از امّت زمان خود گله مى كند يا از مسلمانان بعد از آن دوران؟ به نظر مى رسد با توجّه به ارتباط و علاقه اى كه بين اصحاب و پيامبر(ص) در آن زمان بوده است، اين شكايت، متوجّه دوران بعد از پيامبر(ص) باشد. روايت معتبرى ذيل آيه:
(رب انّ قومى اتّخذوا هذا القرآن مهجوراً)
2 پيدا نشده كه منشأ قضاوت صحيح باشد؛ولى با توجّه به آنچه گذشت، احتمال اينكه امّت بعد از پيامبر(ص) مشمول اين شكايت باشند، بيشتر است.
براى خارج شدن قرآن از مهجوريت، اين نوشتار در پى آن است كه روايات وارد شده در مورد قرآن را به صورتى نظام مند در آورد. البته اين نظام در تمام سخنان گهربار پيامبر(ص) و معصومان(ع) وجود دارد (كه در نوشته اى مستقل، خواهد آمد).كارى كه ما كرده ايم، اين است كه چنين نظامى را آشكار نموده ايم. حاصل اين سير طولى كه در روايات مربوط به قرآن انجام شده، اين مى شود كه هر كس به فراخور ظرفيت و توان خويش از قرآن بهره گيرد و عدم توانايى در يك مرحله، او را از مراحل قبل محروم نكند؛ مانند روايات مربوط به نماز خواندن كه فقها از مجموع روايات، قاعده اى ساخته اند كه با توجّه به آن قاعده، هيچ كس عذرى در ترك نماز ندارد و گفته اند:
(الصلاة لا يُترك بحالٍ؛ نماز در هيچ حالى نبايد ترك شود).
در مورد قرآن نيز اگر بخواهيم آن را از مهجوريت خارج كنيم، هيچ كس نبايد تحت هيچ شرايطى ارتباط خود را با آن قطع نمايد. البته نماز، حكمى الزامى دارد؛ امّا در مورد قرآن، الزام و تكليفى در كار نيست.
اگر روايات مربوط به قرآن را تحت اين نظم در نياوريم، تعارض شديدى بين آنها وجود خواهد داشت. براى مثال در تعدادى از روايات به قرائت قرآن سفارش شده است و بر اين كار تأكيد شده، تا جايى كه پيامبر(ص) فرموده است: (اگر كسى قرآن را اشتباه هم بخواند و نتواند آن را تصحيح كند، فرشته اى مأمور مى شود تا به صورت صحيح آن را بالا ببرد)3 و يا در دسته اى از روايات، براى شنيدن قرآنْ ثواب قائل شده اند و حتّى شنيدن غير ارادى آن را هم مستحق پاداش دانسته اند.
در مقابل، روايات فراوانى وجود دارد كه پيامبر(ص) يا ائمه(ع) فرموده اند در قرائت بدون تدبّر و انديشه، خيرى نيست و يا رواياتى هست كه در آنها فقط براى عمل به قرآن، ارزش قائل شده اند.