-
درختان و درختچه ها
اهميت اينگونه درختان در باغ ايراني، بيشتر ايجاد سايه و زيبايي است. اينگونه درختان كه اكثراً غير مثمر هستند بيشتر در محور اصلي باغ كاشته ميشدند. در اينجا انواع درختان به ترتيب اهميت آنها در باغ ايراني معرفي ميگردند منابع مورد استفاده در اين مبحث، باغهاي ايراني ( پيرنيا، محمد كريم ) باغ ايراني (دانش دوست، يعقوب ) باغ ( ابوالقاسمي، لطيف ) گياهان پهن برگ مقاوم به شرايط نامساعد( يارايي، رامي) فلور ايران ( قهرمان، احمد ) و كتاب TREES Coombes,Allem هستند.
1- سروها: Cupressus Cupressaceae : تيره 1-1- سرو ناز:Cupressus sempervirns داراي تاج مخروطي شكل و زيباست و ميوه آن به صورت كروي است. برگهاي فلسي و متراكم دارد و نوك آن به سمت بالا قراردارد. زربين C.V var. horizon tallis با انشعابات فرعي و افقي و سرو شيرازC.v .var. Fastigiata كه بعنوان گياه تزئيني در باغهاي تاريخي و در محورهاي اصلي كاشته ميشده و به باغ زيبايي خاصي ميبخشيدهاند، از واريتههاي سروناز هستند. 1-2- سرو نقرهاي: Capressus arizonica داراي برگهاي نقرهاي است . بومي ايران نمي باشد. ولي در باغها كشت آن ديده شده است و ارتفاع آن به 8 متر مي رسد. 1-3- سرو خمرهاي Bieta orientalis داراي برگهاي فلسي شكل است. رنگ عمومي آن سبز و روشن است كه در زمستان كمي تغيير رنگ ميدهد. بعنوان پرچين هم از آن استفاده ميشود. ميوه آن مخروطي كوچك است. از2 الي 5 فلس تشكيل شده كه در كنار هر فلس دو دانه قرار گرفته است. سروها از گونههاي رايج در باغهاي ايراني هستند و در اكثر باغهاي تاريخي بويژه در باغهاي شيراز، باغ فين كاشان و باغ شاهزاده ماهان مشاهده ميشوند.
2- چنار درختي پهن برگ و خزان كننده، با پوست روشن (خاكستري) است. ارتفاع آن به 25 متر ميرسد. ميوه آن كركدار وگرد و داراي دنباله است. دنباله ميوهها اكثراً بين 6تا 8 سانتيمتر است .ميوه آن در پاييز ميرسد. برگها با پهنك داراي 5 تا 7 قطعه دندانهدار هستند. گرده آن باعث آلرژي در افراد ميشود مهمترين گونه آن P.orientalis است كه در باغهاي قديمي در مناطقي مانند تهران رواج بسيار داشته است و اصولاً تهران در قديم چنارستان بوده است. از گونههاي ديگر آن ميتوان به P.hispanica و P.aceiflia اشاره كرد.
3-كاج ايرانيPinus eldarica Pinaceae(Abistacaea) : تيره درختي بزرگ با ميوه مخروطي شكل است كه ارتفاع درخت به 20 تا30 متر ميرسد. شاخههاي آن نسبتاً بلند هستند برگهاي آن دائمي با يك رگبرگ ميباشد. دانه گرده ( ميكروسپور: اندام توليد مثلي نرگياه) آن داراي بادكنك است كه موجب تسهيل در عمل گرده افشاني ميگردد. دستگاه ماده مخروطي شكل و بر روي آن برگههاي متعددي موجود است كه آنها را برچه ( كوچكترين واحد مادگي) مي نامند، درون آن تخمك )مگاسپور: اندام توليد مثلي ماده گياه ( قرار دارد. چوب آن صمغي است و مصارف صنعتي دارد. اين گونه گياهي از حلب وارد ايران شده است. از گونههاي ديگر كاج كه در باغها كاشته ميشوند: كاج جنگلي P.sylvestris، كاج كاشفي P.longifolia، كاج سياه P.laricio ميباشد. كه اكثراً بومي ايران نميباشند. در بيشتر باغهاي تاريخي و در اكثر نقاط كشور به جز جنوب و حاشيه خليج فارس اين گونه گياهي وجود دارد.
4- صنوبرPopulus spp Salicacea : تيره اين درخت داراي ريشههاي سطحي بوده ولي رشد آنها بسيار عالي است و دركمتر از15 سال به ارتفاع 25 متر مي رسد. خزان كننده، پهن برگ و تك پايه(دانه گرده و مادگي روي يك گياه تشكيل و لقاح صورت مي گيرد) است. گلها منفرد، اكثراً كركدار، و با گل آذين(طرز قرارگرفتن گلها روي ساقه و يا شاخه) خوشهاي بوده و ميوهها كركدار است. گونه هاي آن عبارتند از: 4-1- سپيدار: P.alba درختي است ستوني شكل و بلند. پشت برگها روشنتر است و نقرهاي رنگ ميباشد ارتفاع آن 25-18 متر و بسيار مقاوم است. در باغهاي تاريخي و قديمي زياد كاشته ميشده است چه بعنوان باد شكن در حاشيهها و بعضاً در مسيرهاي اصلي نيز كاشته ميشد. 4-2- صنوبر خاكستري: P.canescens ارتفاع آن به 30 متر ميرسد. اندازه برگ آن با سپيدار تفاوت دارد. پوست تنه آن خاكستري مايل به زرد ميباشد. 4-3- تبريزي:( اشالك، صنوبرآسيايي، صنوبر لمباردي)P.nigra var Italica از درختان با ارتفاع زياد و زيبا ميباشد. معمولاً در كنار باغها كاشته ميشده است. برگهاي آن لوزي شكل و زيبا كه درازي برگها بيش از پهناي آن مي باشد. در پاييز به رنگ زرد قناري در ميآيد. 4-4- صنوبر لرزان: ( آشنگ ) P.tremula برگهاي آن شبيه نارون است.
4-5- پده P.eupratica مخصوص نواحي گرم است.
5- نارون ( وسك، قره آغاج )Ulmus Ulmaceae : تيره درختي است با پوست شكافدار، برگهاي متناوب، خزان كننده و رگبرگهاي شانهاي، دمبرگ كوتاه، پهنك معمولاً در قاعده مورب، حاشيهاي ارهاي مضاعف يا ساده. گوشوارك( زائده اي درقاعد ه برگ كه معمولاً زير برگ قرار دارد) ريزان دارد. گلهانر- ماده ( اندام جنسي نروماده روي يك گل قراردارد )يا تك جنسي(گلهاي نر و ماده از يكديگر جدا هستند)، قبل از ظهور برگ ظاهر ميشود. پوشش گل، استكاني ( منظور شكل گل آذين است) و داراي 4 تا 8 لوب است. پرچمها( اندام نر گياه) داراي ميله باريك و طويل هستند، ميوه فندقه بالدار( سامار: دراين نوع ميوهها ( اپيدرم (پوست خارجي) يك تخمدان رشد كرده و به صورت زائدههاي بال مانند در ميآيند) بوده بالها در انتها شكافدارهستند. تشكيل ميوه 3 تا 4 هفته بعد ازگل دهي انجام ميگيرد. در نواحي شمال، شمال غرب و شمال شرق ايران بيشتر ديده مي شود . خصوصاً درتهران بسيار زياد كشت مي شود. 5-1- نارون چتري:Ulmus umbraculifera برگها متقارن و داراي قاعده تقريباً قلبي شكل بوده و نوك داندنه ها تيز نيست. فصل گلدهي اواخر زمستان بوده و گياه متعلق به بخشهاي مركزي فلات ايران است. گونههاي نارون 5-2- ملج U. Montana 5-3- اوجا U. Campestris
ساير درختان سايهدار:
1- آزاد: Zelkova Carpini folia Ulmaceae : تيره درختي بلند به ارتفاع تا 35 متروداراي برگهاي بيضي شكل به طول حدود 8 و عرض 4 سانتي متر است.برگها اكثراً نوك هستند اما انواع نوك تيز نيز درآنها مشاهده شده است. حاشيه برگها ساده بدون كنگره، اما گاهي دندانههاي هلالي كند درآنها مشاهده ميشود. سطح فوقاني برگ نرم وسطح زيرين آن تقريباً بدون كرك است. پوست درخت خاكستري تيره است. دمبرگها كوتاه1،2و حداكثر 3 ميلي متر است. فصل گلدهي آنها اوايل بهار است. در شمال ايران زياد به چشم ميخورد و بيشتر درختي جنگلي محسوب ميشود.
2- داغداغان (تا): Celtis spp. Ulmaceae: تيره درخت يا درختچهاي با پوست صاف است كه پوست آن به آساني جدا نميشود. برگها متناوب، خزان كننده، داراي 3 رگبرگ مشخص در قاعده هستند. دمبرگ آنها مشخص است. گلها نرو ماده و از هم جدا يا به صورت هر ما فروديت (نرماده) ميباشد. زمان پيدايش آنها تقريباً همزمان با زمان پيدايش برگهاست.گلها در مادهها منفرد و در نرها مجتمع هستند. ميوه آن شفت، (داراي ميانبر ضخيم و گوشتي درونبر استخواني)، كروي يا تخم مرغي بوده، دمگل آن مشخص وهسته آن سخت است. از درختان قديمي بومي ايران است.
3- زبان گنجشگ: (ون) Fraxinus excelsior Oleaceae : تيره شاخههاي آن به سرعت به صورت عرضي رشد مي كنند. برگهاي آن ريز و كوچك بوده و به برگچههايي تبديل ميشوند. در بهار به برگ مينشيند. ارتفاع آن گاهي به 18 متر ميرسد. ميوه آن در تابستان ظاهر ميشود. درختي مقاوم با عمر طولاني است. دو واريته(Variety ) دارد: F.excelsior Var Jaspidea F.excelsior Var pendula در باغها در مسيرهاي فرعي كاشته ميشده است و سايه مناسبي دارد.
4- توس ( غان)Betula pendula Betu laceae : تيره درختي است خزان كننده و با رشد زياد. برگهاي آن نوك تيز و دندانهداراست. در پاييز رنگ برگها متمايل به زرد ميشوند. چوب اين درخت بسيار محكم است. بهتر است در نزديك درختان سبز خصوصاً سوزني برگان كاشته شود تا جلوه بيشتري پيدا كند. عمر اين درخت كم است. در هر نوع خاك بعمل ميآيد. محيط آفتابي يا نيم سايهدار را ميپسندد. پوست زيبايي دارد كه معمولاً به رنگ سفيد است
5- راش ( آلش، راج، مرس) Fagus sylvatica Fagaceae : تيره درختاني پهن برگ و خزان كننده با چوب صنعتي هستند كه برگهاي بيدندانه يا كم داندانه و گلهاي نر نزديك به هم دارند و همانند سنبلههاي توپي، 1 تا3 ميوه در گريباني(پوشش گل كه گلبرگها را در بر ميگيرد) چهار برگه خاردار بوجود ميآيد. ارتفاع آنها تا 30 متر و گاهي بيشتر مي رسد و شاخههاي فرعي زياد و برگهاي سبز براق آنها در پاييز زرد ميشوند. دندانه برگها ملايم است. بعنوان پرچين يا حصار هم ميتوان از آن استفاده كرد.
6- بيد معمولي:Salix alba Salicaceae : تيره بزرگترين بيد است كه ارتفاع آن به 15 متر ميرسد. برگهاي آن دراز و باريك و ميوه آن كم و بيش بدون كرك است. گونه S.chrysocoma يا بيد مجنون كه خيلي سريع رشد ميكند. در باغ ايراني كمتر مورد استفاده قرار ميگيرد به طور كلي از بيد در جاهايي كه سايه وجود داشته استفاده ميگرديده و هرگز كنار استخر يا در مسيرهاي اصلي باغ كاشته نميشده است.
7- بيدمشك : Salix aegyptica Sali caceae:تيره داراي گلهاي سفيد يا خاكستري بسيار معطر است. ازگل آن عرق بيدمشك تهيه مي شود كه استفاده داروئي دارد و استفاده از آن درگذشته بسيار معمول و متداول بوده است. اين درخت از جمله گياهاني است كه به جز جنبه زيبايي آن، داراي استفاده هاي فراوان ديگري نيز ميباشد.
8- درخت ابريشم:(شب خسب)Albizia julibrissin Mimosacae: تيره ارتفاع اين درخت به 8 متر ميرسد پوست آن خاكستري تيره است و برگهاي شانهاي دارد. محور برگ به طول 10تا 28 سانتي متر داراي يك غده در قاعده دمبرگ بوده و در محل بين آخرين جفت شانه،(برگهاي مقابل هم )گوشوارك دارد. شانه هاي برگ به تعداد 4 الي 14 جفت به طول 15 سانتي متر است كه تعداد برگچه هاي آن 10 الي 30 جفت مي باشد. طول برگچهها تا 18 و عرض آنها 3تا7 ميلي متر است. دانههاي گل به تعداد 8 تا 15 عدد بوده و فصل گلدهي آن بين خرداد تا مرداد ماه است و زمان رسيدن ميوه شهريور ماه تا مهرماه است .اين درخت در قديم بسيار استفاده بسيار مرسوم و متداول بوده است. بويژه در تهران كه اين درخت با آب و هواي اين شهر سازگاري دارد. اين درخت درشمال مركز ايران ديده ميشود. در شمال و مركز ايران ديده ميشود.
9-كهور ايراني: Prosopis Mimosaceae : تيره ارتفاع اين درخت به 10 متر و گاهي 15 متر ميرسد. پوست آن متمايل به خاكستري رنگ است. خارهايي بامنشأ اپيدرمي( خارجي ترين لايه گياه) دارد كه طول آنها بين 3 تا 7 ميلي متراست. خارها (اكثر درختان مناطق گرمسير خاردارند) معمولاً راست و گاهي خميده است. مخروطي شكل و قاعده آن پهن است.گل آذين آن شبه سنبله به طول 7تا 16 سانتي متر ميباشد گلهاي آن زرد، بدون كرك و كاسه گل كوچك است. طول گلبرگها 5/3 تا 5/4 سانتي مترو زمان گلدهي اسفند ماه تاس خرداد و زمان رسيدن ميوه خرداد و تير است.
10- ممرز( اولس):Carpinus betulus Mimosaceae : تيره بيشتر در نواحي شمال ميرويد و برگهاي آن دندانه داراست. گلهاي نر با خوشههاي دراز همراهند و ميوههاي آن شبيه ميوه رازك هستند. در هر نوع خاك حتي خاكهاي سنگين نيز بعمل ميآيد و در آفتاب يا نيم سايه بعمل ميآيد.
11-اقاقيا معمولي: Robinia psedo acaia Legaminosae :تيره ارتفاع اين درخت به 15 متر ميرسد تاج آن گسترده است و برگهاي آن متناوب، شاخهها شفاف و قهوهاي رنگ هستند، گل آن كاسه اي استكاني، جام سفيد، شيري رنگ معطر و موسم گل آن ارديبهشت مي باشد. اقاقيا درخت مقاومي است كه با انواع آب و هوا سازگاري يافته و در اكثر باغهاي قديمي نيز كاشته ميشده است.
12- ارغوانCeris siliquastrum Leguminoseae : تيره درخت يا درختچهاي به ارتفاع 5 تا 10 متر با برگهاي قلبي شكل با گل آذين صورتي ارغواني و به شكل خوشههاي كوچك است كه ميوه آن نيام (اين نوع ميوه از يك كارپل بوجود آمده و داراي دو رديف دانه است) نام دارد. موسم گلدهي آن فروردين و ارديبهشت قبل از پيدايش برگها مي باشد. درگرگان، گيلان، نواحي غرب كشور و زياد به چشم ميخورد.
13- بيد قرمز: Salix carmanica Salicaeae: تيره درخت كوچكي به ارتفاع 5 متر يا بيشتر است.و تنه آن ضخيم بوده و تا قطر 70 سانتي متر مي رسد. پوست آن خاكستري مايل به سياه با شكافهاي طولي عميق و شاخه هاي باريك كم و بيش آويخته است. پوست شاخه هاي جوان يكساله در پاييز و زمستان ارغواني و قرمز ميشود. گل اين درخت، تك جنسي، سنبله (به حالت خوشه سنبل)، تنك و سبز مات است. در نواحي خشك و كوهستاني، جنوب شرقي، بخش مركزي غرب آذربايجان و غرب ايران و كرمان، يزد، اصفهان، آذربايجان، اروميه و كرمانشاه انتشار دارد.
14- ختمي: Althea tehranica Malvaceae :تيره گياهي است پايا و پوشيده از كرك. ساقه آن به ظاهر فاقد كرك ولي پوشيده از كرك ستارهاي است. برگها به صورت سر نيزهاي پهن و گل به رنگ بنفش متمايل به قرمزاست. گلبرگها تخم مرغي واژگون و موسم گلدهي ارديبهشت تا تير ماه مي باشد. در تهران، شميرانات، قلهك، تپههاي ونك يافت ميشود.
-
درختان ميوه
باغ ايراني مظهر نظم و ثمر بخشي است. درگذشته در باغهاي تاريخي، درختان ميوه بخشي مهمياز باغ بوده و كاشت آنها درميان كرتها طبق قاعده و قانون و نظم خاص صورت ميپذيرفت. علاوه بر اقليمهاي متفاوت ايران كه در كاشت و انتخاب درختان ميوه در يك باغ موثر هستند، در قديم كاشت درختان ميوه داخل يك باغ نيز بسته به شرايط هر قسمت از باغ متفاوت بود. به طور مثال انجير را جايي ميكاشتند كه سايهدار بوده و از گزند باد و بارانهاي شديد محافظت شود و يا انار را در قسمتهاي خشك تر ميكاشتند. براي تهيه مطالب در خصوص درختان ميوه از كتاب درختكاري عملي تاليف غلامعلي وزيري كمك گرفته شده ه است، همچنين در مورد نوع درختان از منابع باغهاي ايراني (پيرنيا، محمد كريم) باغ ايراني (دانش دوست، يعقوب) استفاده شده است.
1- زردآلو:Prunus armeniaca Rosaceae : تيره درختي است كه ارتفاع آن تا 5 مترميرسد با برگهاي خزان كننده و به شكل قلب. روي برگها صاف و رنگ آنها سبز روشن است. شكوفههاي زردآلو تك گله و داراي دنباله دراز هستند. درخت آن داراي گلهاي مذكر و مونث و ميوهاي گوشتي و كروي است. زادگاه اصلي اين درخت ارمنستان، ايران و مصر است. درخت زردآلو در نواحي گرم و معتدل بهتر محصول ميدهد. ميوه درخت بيشتر روي شاخههاي يك ساله قوي ديده ميشود.
2-گيلاس: prunus cerasus Rosaceae : تيره درخت گيلاس از تيره گل سرخيها است كه برحسب نوع آن 4 تا 8 متر ارتفاع دارد. برگهاي آن غير دائميكشيده، نوك تيز و مضرس است. ميوههاي آن گوشتي به رنگ قرمز و صورتي ميباشد. گيلاس داراي انواع مختلفي است. يكي از واريتههاي آن آلبالوP.C.var avium است. كه ميوه آنها شفت و به مصرف خوراكي ميرسد. درخت گيلاس داراي تنهاي صاف است كه چوب آن در صنعت مصرف دارد. دم گيلاس وبرگ آن هم به مصارف دارويي ميرسد.
3-گوجه :Prunus spinosa Rosaceae : تيره درخت گوجه غالباً زمين عميق و تقريباً زمينهاي با خاك تازه را دوست دارد.خاك كميآهكي براي آن مناسب است. ارتفاع درخت به 5 تا 6 متر ميرسد. برگهايش متناوب، بيضي شكل كنگرهاي ودندانه دار است. گلهاي سفيد آن در فروردين ماه بعد از ظهور برگها، باز ميشود. ميوههايش به شكل بيضي تا گرد و رنگ آن سبز است. اين درخت بوميشمال ايران بوده و ممكن است در مناطق سرد با سرمازدگي مواجه شود.
4- بادام:Prunus amygdalus Rosaceae: تيره از تيره گل سرخيها ميباشد. بيشتر در باغهاي مناطق سردسير كشت ميشود اما سرما نبايد آنقدر زياد باشد كه باعث سرمازدگي بادام شود. درخت بادام پيوند شده روي گوجه بهتر از پايههاي ديگر به عمل ميآيد. داراي واريتههاي فراواني است.
5- هلو:prunus persica Rosaceae :تيره درخت هلو در بيشتر نقاط دنيا وجود دارد و مشهور است كه اصل درخت از ايران آمده است ولي بعضي معتقدند اصل آن از چين ميباشد. ارتفاع آن بين 3 تا 5 متر است. برگهاي آن كنگرهاي و غالباً در قاعده غدهدار است. گلهايش به پنج قسمت و به رنگ صورتي كم رنگ و پررنگ است. پوست آن پرزدار ولي در واريته شليل صاف ميباشد. درخت هلو در زميني كه خاك آن رس آهكدار و يارس شني است محصول زياد ميدهد. هلو را به وسيله كاشتن هسته و پيوند زدن تكثير ميكنند.
6- سيب:Malus Rosaceae: تيره در بيشتر نواحي ايران ميرويد و بارور ميشود و هر ناحيهاي سيب مخصوص خود دارد. سيب گلاب، سيب دماوند، سيب شميران، سيب قندك، سيب ترش، سيب خراسان، سيب شيرين و غيره. گل آن در اواسط بهار ظاهر ميشود. در خاك رسي و غني شده خوب محصول ميدهد. تكثير آن از دو طريق تخم و پيوند است.
7- به:Cydonia vulgaris Rosaceae : تيره از چهار هزار سال قبل در ايران كاشته ميشده است. ارتفاع آن از سيب و گلابي كمتر است و به 2 تا 4 متر ميرسد.برگ آن كركدار و شبيه بيضي، گلهايش درشت و منفرد و ميوه آن مخروطي يا كروي است. روي ميوه هم قشري كرك وجود دارد. از تخم به كه معروف به (به دانه) است لعابي ميگيرند، كه در نساجي برا ي آهار زدن پارچه و در طب براي درمان سرفه استفاده ميكنند، شكل برگ آن بيضي است كه زير آن داراي كركهاي سفيد است. شكوفهاش سفيد و ميوهاش زرد ميباشد. تكثير آن بوسيله قلمه، پاجوش، پيوند و خواباندن شاخه است. خطر سرمازدگي براي آن وجود دارد.
8- گلابي:Pyrus communis Rosaceae : تيره ارتفاع آن بين 5 تا 15 متر و شكل ميوه آن تخم مرغي است كه انتهاي آن باريك ميشود. برگهايش بيضي شكل و نوك تيز و دم دار و شاخههاي آن به شكل هرم است. گلهاي آن بصورت دسته اي به رنگهاي سفيد تا صورتي است. آب و هواي مناسب براي گلابي آب وهواي، معتدل است. گلابي را روي پايه (به) پيوند ميزنند. پيوند آن بر روي زالزالك نيز ديده شده است. نياز زيادي به هرس وكود دهي زمستانه و پاييزه دارد. بهتر است در زمينهاي عميق كشت شود. ميوه آن داراي دو نوع تابستانه و پاييزه است. و داراي واريتههاي بسيار متنوعي ميباشد
9- انجير: Ficus Moraceae : تيره اين درخت بوميجنوب اروپا است. اما از قديم در ايران نيز كشت ميشده است. درخت انجيردر اكثر اوقات بيشتر از يك بوته نيست، بخصوص در مناطق معتدل،كميسرد كه بيشتر اين حالت را دارد. برگهاي آن متفاوت غير دائميو پنجه اي شكل است. آنچه كه ما به عنوان ميوه انجير ميشناسيم مجموعهاي از پرچم و مادگي و ديگر اندامها ميباشد، كه در داخل آن جاي خالي باروري و لقاح گلهاي كوچك نرو ماده متحد با هم تعبيه شده است.
10- انگور:Vitis vinifera Vitaceae (Ampelidaceae ) : تيره بوته مو از دير باز كاشته ميشده است. تاريخچه اصلي آن نامعلوم است و به نظر ميرسد از آسيا به يونان وسپس به فرانسه و ايتاليا برده شده است. واريتههاي مختلف آن در آب و هواهاي مختلف به عمل ميآيد. در آب و هواي گرم يا معتدل و خشك عموماً اين درخت بهتر عمل ميآيد. در باغهاي قديميبه دو صورت ( سواره( و (پياده (1 كاشته ميشده است. معمولاً رو به سمت شرق باغ كه آفتاب آن بهتر است، كاشته ميشد. مو از طريق خوابانيدن يا قلمه زدن به خوبي تكثير ميشود در درخت مو در بيشتر نواحي ايران به عمل ميآيد. اين درخت با داشتن پيچكها به داربست يا درختان مجاور پيچيده ميشود و از آنها بالا ميرود يا اينكه ساقههايش كوتاه است و روي زمين ميخزد.
11- توت: Morus alba Moraceae : تيره درخت توت از درختان بزرگ و تنومند با برگهاي پهن و مفيد است كه به مصرف تغذيه كرم ابريشم ميرسد. ميوه آن ريز و آبدار و شيرين است. نوع معروف آن توت هرات است. توت مجنون نيز نوعي توت است كه شاخههاي آن چتري و مانند بيد مجنون اندكي آويخته و سرازير است.
12- شاهتوت:Morus nigra Citraceae:تيره درختي است بزرگ و تناور كه پيوند آن را به درخت توت رسميميزنند. ميوه آن توتي است سياه رنگ و آبدار كه اندكي ترش مزه است.
13- پرتقال: Citrus auratium Citraceae: تيره شاخههاي اين درخت تيغ دارد و برگش بيضي شكل و گل آن خوشبو است. در باغهاي شهرهاي گرمسيري مثل شيراز گاهي از مركبات به جاي درختان بيثمر در مسيرهاي اصلي هم استفاده ميشد. تكثير آن بوسيله تخم، پيوند و خوابانيدن انجام ميشود. كاشتن بذر آن باعث بوجود آمدن درخت پربار و تنومند ميشود معمولاً پرتقال را روي پايه نارنج پيوند ميزنند.
14- ليموترش: Citrus limonum Citraceae : تيره ليموترش در برابر سرما حساس تر از پرتقال و نارنگي است. از چاشنيهاي معروف غذايي است. پوست آن فوق العاده معطر است و عصاره خوشبويي دارد كه از آن عطر ميگيرند.
15- ليمو شيرين: Citrus limonum var. dulcisCitraceae: تيره ارتفاع اين درخت به 6 متر ميرسد. شاخههايش دراز بيتيغ وگلهاي آن سفيد است ميوهاش درشت و پرآب و شيرين است. خاك مناسب آن خاك رس است. اين درخت كه واريتهاي از ليموترش است را به وسيله پيوند زدن روي پايه نارنج تكثير ميكنند. از ديگرگونههايي كه مربوط به تيره Citraceae ميباشد و كشت آن در ايران از قديم رواج داشته است ميتوان به نارنج Citraceae vulgaris، نارنگي Citrus delicivsusو دارابيCitrus decumana اشاره كرد.
16- خرما(نخل): Phoenix dactylifera Palmaceae: تيره از مهمترين محصولات نواحي جنوبي ايران ميباشد. درخت خرما همه جا ميرويد ليكن فقط درمناطق گرمسير و آب و هواي گرم محصول ميدهد. تكثير آن بوسيله هسته و يا با جوش ميباشد. آبياري آن از اوايل بهار هفتهاي يكبار ميباشد. و براي هر 25 نهال ماده يك نهال نر غرس ميكنند. در باغهاي تاريخي قسمتهاي جنوبي و نواحي گرمسير كشور كشت آن معمول بوده است.
17- پسته:Pistacia vera Anacardinaceae : تيره درخت پسته در آب و هواي معتدل و زمينهاي با خاك سبك بارور ميشود. در شهرهاي كرمان، دامغان، سمنان و قزوين به عمل ميآيد. درخت پسته را از طريق بذر و خوابانيدن شاخه و پيوند زياد ميكنند. بهترين پيوند براي پسته پيوند لولهاي است. بهترين پايه پيوند درخت بنه يا پسته كوهي P.mutica است.
18- انار:Punica granatum Punicaceae : تيره درخت انار درآب و هواي معتدل و در خاكهاي رسي، شني عميق محصول ميدهد. درجنگلهاي شمال خود به خود ميرويد. داراي انواع مختلف است كه معروفتر از همه انار ساده و انارگن، انار شيرين و انار ترش است. درخت انار شيرين از سرماي زياد آسيب ميبيند درحاليكه انار ترش به سرما مقاوم است. درخت انار در آب و هواي خشك مشروط به اينكه مرتب آبياري ميشود بيشتر و بهتر بار ميدهد.
-
درخت آهن
نام علمي : Parrotia persica
نام عمومي:ironwood ، درخت آهن ، توی ، انجیلی
خانواده:Hamamelidaceae
این درخت با شكوه و به طور طبيعي بيش از 20 متر رشد مي كند كه به نام F.W.Parrotia كه يك طبيعی شناس آلماني ، جهانگرد و پروفسور علوم دارويي كه اولين صعود را از كوه عرفات در سال 1829 داشت است، نام گذاری شده است. اهل جنگل هاي منطقه ي جنوب و جنوب غربي درياي خزر است ، اولين بار در Kew در سال 1841 معرفي شد. در جنگل ها گاهي به صورت بوته ديده مي شود ، ساقه هايش به شكل گروهي محكم هستند . بعضي اوقات با خودش پيوند ميدهد يا با ساير گياهان، حتي يك ساقه ي تنها هم قادر به رشد كامل است . درختي برجسته است و اخيرا در منابع به درختاني از اين گونه با 80 پا اشاره شده است. چوب آن بافت بسيار ظريف و بهم پيوسته اي دارد ، سخت ومحكم است ، از اين رو اسم رايج آن ironwood است.
برگ ها بیضوی تا تخم مرغی، بطول حدود 12 سانتی متر و عرض 6 سانتی متر، در حاشیه مواج و در راس بصورت نوک تیز، سبز براق.
پوست ساقه قهوه ای تا خاکستری. گل ها کوچک، فاقد گلبرگ، و دارای پرچم های قرمز رنگ بوده و در اواخر زمستان تا اوایل بهار ظاهر می شوند. میوه فندقه مانند، کپسولی قهوه ای بطول 8 میلی متر.
-
پرورش درخت برف
درخت برف
Chionanthus virginica
درخت برف Chionanthus virginica L. گونه ای از گیاهان تیره زیتونها یا اولئاسه Oleaceae میباشد .
اصل این گیاه از کشور آمریکا بوده و درختچه ای است به بلندی 3 تا 4 متر .
خیلی پُرشاخه ، با برگهای کوچک متقابل کشیده و نوک تیز که در اردیبهشت و خردادماه گلهای خوشه ای راست سفید رنگ از بغل دمبرگها یا انتهای شاخه های آن بیرون می آید .
این درخت را باید در زمین قوی و خاک تازه بکارند .
تکثیر :
برای زیاد کردن این گیاه ، می توان به دو روش کاشتن بذر آن و یا قلمه زدن شاخه ها اقدام کرد .
همچنین چون این گیاه با درخت زبان گنجشک از یک تیره است گاهی آنرا روی زبان گنجشک پیوند می زنند . ولی این پیوندها بیش از چند سالی دوام ندارد .
-
ژينكگو(Ginkgo) ـ بخش اول
درخت ژينكگو بيلوبا (Ginkgo biloba) يك درخت منحصر به فرد ويكي از قديمي ترين گونه هاي زنده در جهان است. اين درخت بهترين مثال براي فسيل زنده است(اصطلاحي كه چارلز داروين در كتاب منشا گونه ها به كار برد). از نظر موقعيت تاكسونوميك، اين گياه در شاخه ژينكگوفيتا، در رده ژينكگوپسيدا،در راسته ژينكگوآلز ودرخانواده ژينكگوآسه قرار دارد. ژينكگوها وسيكادها تنها گروه گياهان دانه دار(اسپرماتوفيت) زنده هستند كه سلولهاي نر متحرك دارند و در طبقه بندي هاي تاكسونوميكي قبل از مخروطيان قرار مي گيرند. نخستين شواهد فسيلي برگ خانواده ژينكگو (Ginkgoaceae)به حدود 250ميليون سال پيش دوره پرمين مربوط مي شود. درآن زمان تاكسونهاي چندي در اين خانواده گياهي وجود داشتند. در طول ژوراسيك مياني تحول چشمگيري در تعداد گونه ها روي داد و تنوع وسيعي در طول دوره كرتاسه، در مناطقي كه امروزه آسيا، اروپا و آمريكاي شمالي ناميده مي شود صورت پذيرفت اما بعد از آن زمان به دليل وقوع پديده هاي زمين شناسي اين تنوع رو به افول رفت كه احتمالا انقراض دايناسورها و خزندگان بزرگ به عنوان پراكنش گران مهم دانه درا ين افول نقش داشته است. فسيلهاي شاخه ژينكگوفيتا در خانواده ها و جنسهاي زير طبقه بندي مي شوند:
Ginkgoaceae : Arctobaiera, Baiera, Eretmophyllum, Ginkgo, Ginkgoites, Sphenobaiera, Windwardia
Trichopityaceae : Trichopitys
در پي عدم كشف شواهد فسيلي از ژينكگو از 5/2ميليون سال گذشته،دانشمندان تصور مي كردند كه نسل آن منقرض شده است اما در سال 1691، Engelbert Kaempfer آلماني آنرا در ژاپن يافت. ژينكگو در چين بقا يافته بود ودر آنجا عمدتا در كوهها و باغهاي معابد كه توسط راهبان كاشته شده بود(و از نظر آنان درختي مقدس بود) يافت مي شدو از چين به ژاپن و كره برده شده بود. همچنين دانه هاي آن در اوايل قرن هجدهم از ژاپن به اروپا برده شد و در اواخر قرن نيز به آمريكا انتقال يافت. زماني كه تاكسونوميست هاي اروپايي براي نخستين بار ژينكگو را شناختند آن را به عنوان يكي از مخروطيان در نظر گرفتند و در خانوادهTaxaceae قرار دادند، اما در سال 1895،هيراس كه گياهشناسي در دانشگاه توكيو بود كشف نمود كه تخمك ژينكگو توسط سلولهاي نر متحرك كه داراي لوله اي مشابه لوله گرده هستند تلقيح مي شود. سلولهاي نر متحرك تنها در گياهان پست تر، سرخسها و سيكادها وجود دارند. امروزه ژينكگو در دو منطقه كوچك در چين در حالت وحشي رويش دارد اما وضعيت وحشي آن كاملا قطعي نيست زيرا در اين مناطق هزاران سال است كه فعاليت هاي انساني صورت مي پذيرد. درخت ژينكگو در كشورهاي بسياري در دنيا و در اطراف اماكن مذهبي در كشورهاي آسياي شرقي به عنوان يك درخت تزئيني و مقدس كاشته شده است. علاوه بر زيبايي، ژينكگو يكي از متحمل ترين درختان شهري است كه به ندرت در گير بيماري مي شود يا در معرض حملات حشرات و قارچها قرار مي گيرد. بقاي ژينكگو مطمئنا به دليل ايمني طبيعي يا نوعي مزيت ژنتيكي است. اين درختان داراي عمرهاي طولاني هستند و يك درخت با عمر 3000سال در چين گزارش شده است. همچنين ژينكگوها موضوعات مناسبي در تهيه bonsai هستند گياهاني كه مي توانند به صورت مصنوعي كوچك نگه داشته شوند و بيش از چند قرن پايدار بمانند. برگ ژينكگوداراي تركيبات فلاوونوئيد و ترپنوئيد است كه داراي اثرات بسياري بر سيستم گردش خون، افزايش جريان خون به مغز بافتها و اندامها، سلامت چشمها و تقويت حافظه است (البته ممكن است كه در برخي افراد اثرات منفي هم داشته باشد). پس از بمباران اتمي هيروشيما در ژاپن به سال 1945كه تقريبا همه گياهان و جانوران در منطقه از بين رفتند، ژينكگوها از معدود موجودات زنده اي بودند كه در اين شرايط زنده ماندند. امروزه 4 درخت درفاصله 2- 1كيلومتري محل بمب گذاري رشد مي كنند. ژينكگو مقاومت نسبتا بالايي نسبت به عوامل جهش زا نظير تشعشعات دارد.
-
ژينکگو ـ بخش دوم
فرم رويشي(Habit)
ژينكگوها درختان دوپايه با اندازه هاي متوسط تا بزرگ هستند (35-20متر) وبرخي نمونه ها نيز در چين به بيش از 50 مترمي رسند. داراي تاجي زاويه دار وانشعابات طويل هستند. تاج به موازات افزايش سن درخت پهن تر مي گردد. ريشه در ژينكگو طويل است. برخي از ژينكگوهاي پير ريشه هاي هوايي توليد مي كنند كه اين ريشه ها بر روي سطوح زيرين شاخه هاي بزرگ تشكيل مي شوند. ژينكگو داراي يك تنه مركزي است. شكل هرمي دارد وداراي انشعابات منظم جانبي نامتقارن باز است. از جوانب شاخه هاي بلند كه داراي فواصل منظم برگي هستند شاخه هاي كوتاه در سال دوم رشد توسعه مي يابند. شاخه هاي كوتاه ميانگره هاي كوتاهي دارند وبه دليل وجود همين ميانگره ها به نظر مي رسد كه برگها به صورت خوشه در انتهاي شاخه هاي كوتاه قرار مي گيرند. تشكيل برگهاي جديد در بخشهاي مسن تر تاج در شاخه هاي كوتاه صورت مي پذيرد.برگها دولبه و بادبزني شكل و داراي رگبرگهاي دوشاخه هستند. برگهاي ژينكگو شبيه برگ سرخس آديانتوم است. تنوع زيادي از نظر درجه لبه دار شدن در يك درخت وهمينطور در بين درختان مختلف وجود دارد. رنگ برگ خاكستري ـ سبز تا زرد تا سبز تيره در فصل تابستان است و در پاييز زرد مي شود.
توليد مثل(Reproduction)
ژينكگو دو پايه است. درختان نر استروبيلهاي آويزاني(به حالت شاتون) را توليد مي كنند كه حاوي ميكروسپوروفيلهايي است كه هر يك دو ميكروسپورانژ را كه به صورت مارپيچي در اطراف يك محور قرار گرفته اند ايجاد مي نمايند. گياهان ماده تخمكها را به صورت دوتايي در انتهاي يك محور توليد مي كنند و پس از گرده افشاني به دانه نمو پيدا مي كنند. دانه 2ـ5/1سانتي متر است. لايه بيروني آن ساركوتستا به رنگ قهوه اي ـ زرد روشن نرم و شبيه ميوه آلوست (اما ميوه نيست چون اين گياهان فاقد ميوه هستند و دانه توسط ديواره تخمدان احاطه نمي شود). در زير ساركوتستا، اسكلروتستاي سخت، اندوتستا وخورش قرار دارد. جنين داراي دو يا سه لپه است. فرآيندهاي مربوط به توليد مثل و توليد دانه رسيده در حدود 14ماه طول مي كشد. گرده افشاني، بلوغ گامتوفيت هاي نر و ماده و لقاح دربهار و تابستان اتفاق مي افتد اما تكميل جنين زايي به زمان بيشتري تا بهار آينده نيازمند است.
-
كاربرد بيوتكنولوژي در كاهش اثر تنش هاي غير زنده ي محيطي بر جنگل ها و مراتع
چكيده :
جنگل ها و مراتع ، سرمايه هاي سبز با ارزشي هستند كه تخريب آن ها ، بستر بسياري عوامل موثر بر سلامتي جوامع انساني را دچار چالش مي كند . در شرايط فعلي ، بسياري از كشور ها در صدد هستند كه به هر شكل ممكن اين گنجينه ي طبيعي را حفظ كنند . بيوتكنولوژي به عنوان روشي موثر مي تواند تنش هاي محيطي را به كنترل درآورد . توليد پايه هاي مقاوم در مقابل تنش هاي خشكي ، از طريق بكارگيري روش هاي بيوتكنولوژي و مهندسي ژنتيك و انتقال ژن هاي مقاوم ، اهميت بسزايي در حفظ منابع طبيعي كشور دارد . براي مثال انتقال ژن هاي القا پذير در مقابل تنش كم آبي و ... به گياهان كه بتوانند شرايط كمبود آب را تحمل كنند ، قابل ذكر مي باشد . در مورد تنش شوري نيز بيوتكنولوژي با توليد پايه هايي كه بتوانند در شرايط شوري رشد و نمو كنند امكان زير كشت بردن ده ها هزار از اين اراضي بسيار مهم را فراهم مي آورد . همچنين نقش هورمون هاي گياهي و وجود آئرانشيم ها در مورد گياهاني كه تحت تنش غرقاب قرار دارند نيز از عواملي است كه توسط بيوتكنولوژي بررسي مي شود . گرچه تنش سرما به علت سازگاري طبيعي جنگل ها و مراتع از اهميت كمتري برخوردار است ، لكن بيونكنولوژي در اين زمينه نيز راهكارهايي را به در بر خواهد داشت . نتيجه گيري كلي اينكه تنش هاي محيطي تاثيرات زيادي بر عرصه هاي منابع طبيعي مي گذارد و تا كنون خسارات قابل توجهي نيز داشته است . توليد گونه هاي مقاوم به تنش هاي محيطي از طريق انتقال ژن هاي مقاوم به گونه هاي مختلف ، شايد از جمله بهترين روش هايي باشد كه بشر امروز مي تواند به خدمت بگيرد . مقاله حاضر اين هدف را دنبال مي كند كه نشان دهد بيوتكنولوژي ، مي تواند در خدمت حفظ جنگل ها و مراتع باشد .
مقدمه :
از جنگل ها و مراتع ، سرمايه هاي سبز با ارزشي هستند كه تخريب آن ها ، بستر بسياري عوامل موثر بر سلامتي جوامع انساني را دچار چالش مي كند . در شرايط فعلي ، بسياري از كشور ها در صدد هستند كه به هر شكل ممكن اين گنجينه ي طبيعي را حفظ كنند . براي دستيابي به اين هدف ، شيوه هاي گوناگوني به خدمت گرفته شده است . از آنجا كه تنش هاي محيطي غير زنده به نوعي بر عرصه هاي جنگلي تاثيرات منفي قابل توجهي مي گذارد ، كنترل اين تنش ها ، براي وجود محيط زيستي پايدار ، اجتناب ناپذير است . بيوتكنولوژي ، به عنوان روشي قدرتمند و موثر مي تواند تنش هاي مورد اشاره را به كنترل درآورد . تحقيقات بيوتكنولوژي و مهندسي ژنتيك با هدف افزايش بازده از يك سو و جلوگيري از خسارات و ضايعات از سوي ديگر ، اين امكان را مي دهد تا با حداقل ضايعات زيست محيطي و صرف حداقل سرمايه ، مشكلات اين بخش را حل كرده و موجبات افزايش توليد اين بخش جنگل ها و مراتع را در سطح كلان و با هدف توسعه پايدار فراهم كرد .
جنگل ها و مراتع كشور با گستره ي وسيع و پهناور از حيث تامين مواد غذايي جامعه ، مصنوعات چوبي و محصولات كاغذي ، تامين تعداد زيادي از مايحتاج عمومي جامعه ، جلوگيري از فرسايش و از بين رفتن خاك ، حفظ آب و نزولات آسماني ، نقش مهمي دارد و تلاش در جلوگيري از نابودي اين منابع براي رسيدن به خودكفايي از اهميت حياتي برخوردار است .
در گذشته ، اولين رهيافت براي كاهش اثرات تنش هاي محيطي ، عموماً بر استفاده از كودها ، اصلاح خاك ، آبياري و آفت كش ها متكي بود . چنين رهيافت هايي ، اكنون به عنوان عوامل بي ثباتي اكوسيستم تلقي شده و مسلماً گزينه اي براي رفع اين محدوديت ها نخواهد بود . بنابراين هدف اصلي در علوم گياهي جديد براي سازگار نمودن گياهان
به شرايط محيطي اين است كه مكانيسم هاي مقاومت گياهان به تنش ها درك گرديده و از اين دانش براي تغيير ژنتيكي گياهان و حتي به منظور افزايش مقاومت به تنش ها بهره برداري گردد . اين امر يكي از جالب ترين و پويا ترين زمينه هاي تنش هاي گياهي است كه جنبه هاي مختلفي از زيست شناسي مولكولي و سلولي را از طريق فيزيولوژي و اكولوژي گياهي تا قلمرو زراعت ، اصلاح نباتات و فن آوري زيستي ( بيوتكنولوژي ) در برمي گيرد .انجام تحقيقات بيوتكنولوژي در راستاي بهينه سازي استفاده از چوب ، فرآوري و افزايش بازده جنگل هاي طبيعي و دست كاشت و بهبود كيفي آن ها به منظور استفاده بهينه در بخش صنعت نقش به سزايي در رفع نيازهاي كشور خواهد داشت . و نيز در بحث مقاومت گونه هاي جنگلي در مقابل تنش هاي غير زنده به شكل چشمگيري مي تواند موثر واقع شود . مقاله ي حاضر قصد دارد در حد بضاعت اين مهم را مورد بررسي قرار دهد .
تنش هاي محيطي :
در يك تقسيم بندي كلي ، مي توان تنش ها را به دو گروه زنده و غير زنده تقسيم كرد و تنش هاي زنده شامل تاثير قارچ ها ، باكتري ها ، ويروس ها و حشرات بوده ، و تنش هاي غير زنده به تاثيرات سوء عواملي همچون خشكي ، شوري ، دما ، باد ، سرما و ... مربوط مي شود كه مجموع اين دو دسته تنش مي تواند تاثير منفي قابل توجهي بر عملكرد ، از بين رفتن حاصلخيزي خاك و در مواردي عدم امكان تداوم كشاورزي گردد. نوشتار حاضر بر تنش هاي غير زنده تاكيد خواهد داشت . گفتني است كه اصولاً تنش ها ، عواملي هستند كه به نوعي روند زندگي و زيستي گياهان اعم از زراعي و يا جنگلي را دچار اختلال مي كند . ذيلاً ضمن بررسي مختصر در مورد هر يك از عوامل تنش زا ، نقش بيوتكنولوژي در كاهش تنش مورد نظر روي جنگل ها نيز مورد كنكاش قرار مي گيرد .
تنش خشكي :
گياهان حدود 400 ميليون سال است كه از زمان ترك درياها و سكني گزيدن در خشكي هاي كره ي زمين همواره با تنش رطوبتي مواجه هستند . هنگامي كه خشكي روي مي دهد ، گياهان عالي هميشه مجبور بوده اند كه آن را تحمل نموده يا چرخه ي زندگي شان را جهت دوري جستن از آن تنظيم نمايند . لذا در تكامل گياهان خشكي زي ، نياز آن ها به جستجو ، جذب ، انتقال و نگهداري آب به عنوان يك نيروي عمده ي محرك عمل كرده است . با وجود اين ، خشكي ، هنوز عمده ترين محدوديت در توليد محصولات زراعي است . مكانيزم هاي متضمن مقاومت به خشكي ، كه در چنين دوره ي زماني طولاني به وجود آمده اند ، فراوان بوده و هنوز به طور كامل شناخته نشده اند .
در خصوص جنگل ها و مراتع نيز گفتني است كه كمبود آب و نزولات آسماني ، به ويژه در جنگل هاي زاگرس از عوامل عمده ي كاهش رشد و استقرار گونه ها در اين عرصه هاست . با توجه به گستره ي وسيع اين جنگل ها و مراتع و اهميت آن ها از نظر اكولوژيكي و نيز حفظ خاك و نزولات آسماني ، جستار هاي پژوهشي در اين مورد كاملاً ضروري است . توليد پايه هاي مقاوم در مقابل تنش هاي خشكي ، از طريق بكارگيري روش هاي بيوتكنولوژي و مهندسي ژنتيك و انتقال ژن هاي مقاوم ، اهميت بسزايي در حفظ منابع طبيعي كشور دارد . براي مثال انتقال ژن هاي القا پذير در مقابل تنش كم آبي و ... به گياهان كه بتوانند شرايط كمبود آب را تحمل كنند ، قابل ذكر مي باشد . اين مهم در حوزه ي فعاليت هاي بيوتكنولوژي قابل دستيابي است ، كه مي توان به انتقال ژن هايي همچون اسموتين اشاره كرد كه به منظور اصلاح و توليد گونه هايي كه در شرايط كمبود آب ، بهتر مستقر شده و رشد و نمو كنند ، راه حلي پويا و عملي در مبارزه با عارضه ي خشكي و عاري از پوشش شدن عرصه هايي است كه مقدار بارندگي در آن ها كم است .
تنش شوري :
وقتي كه خاك شور مي شود ، پتانسيل آب آن ( انرژي آزاد آب در يك سيستم ) توسط پتانسيل اسمزي ناشي از نمك هاي حل شده ، پايين مي آيد ، در نتيجه ، پتانسيل آب در كل گياه نيز در هر نقطه اي ، كم مي شود ( علامت مشخصه ي تنش آب ) كه در نهايت به صورت ترموديناميكي نسبت به شيب پتانسيل خاك به آب ، به حالت تعادل مي رسند .
شوري نيز از ديگر عواملي است كه به خصوص در كاهش توليد بخش مرتع ( گونه هاي جنگلي طبيعي ، اگر
ماندگار شده باشند ، با شرايط محيطي ، از جمله شوري سازگارند ) و بياباني شدن عرصه هاي مرتعي نقش اساسي دارد . عرصه هاي وسيعي از اراضي حاشيه كوير و اراضي حاشيه درياچه ها ( مانند درياچه اروميه ) به دليل شوري ، عاري از پوشش گياهي هستند ، كه راه حل مبارزه با اين مشكل ، اصلاح و توليد گياهاني است كه بتوانند در شرايط شوري رشد و نمو كنند ، كه اين مهم نيز از بيوتكنولوژي ساخته است . از سويي در مناطق وسيعي از كشور ، شرايط كشت براي توليد درختان سريع الرشد ، مناسب است . اين اراضي شامل سواحل درياچه اروميه و كناره ي رودخانه هاي پر آب جنوب كشور مي باشد . كاربرد بيوتكنولوژي براي توليد پايه هايي كه بتوانند در شرايط شوري رشد و نمو كنند ، امكان زير كشت بردن ده ها هزار هكتار از اين اراضي بسيار مناسب را فراهم مي آورد . بنابراين ، بهره گيري از بيوتكنولوژي براي توليد گياهان مقاوم به خشكي و شوري ، از نخستين عوامل موفقيت در امر بيابان زدايي است .
تنش غرقاب يا نقش اكسيژن :
به نظر مي رسد زنده ماندن ريشه ها در شرايط كمبود اكسيژن ، بسته به گونه گياهي ، مستلزم چندين مكانيسم مي باشد . دو مكانيسم متابوليكي مهم در اين خصوص وجود دارد . وجود آئرانشيم ها در گياهان مناطق مرطوب و مناطق غير مرطوب ، اثر قابل توجهي در مقاومت دراز مدت ريشه ها به شرايط بي هوازي با حمايت تنفس هوازي ريشه ها و رشد گياه در خاك هاي غرقاب دارد . نقش هورمون هاي گياهي در مقاومت به غرقاب هنوز روشن نيست . اطلاعات بشر در مورد غرقاب بودن و اثرات آن بر خاك يا نقش اكسيژن به واسطه ي مكانيسم هاي به كار گرفته شده در چند سال گذشته با استفاده از روش هاي مولكولي افزايش يافته است . گرچه برخي از آن ها جنبه هاي فرضيه اي داشته و نياز به شواهد بيشتري دارد .
تنش سرما :
اگر چه تنش سرما ، به ويژه به شكل يخ زدگي در اندام هاي گياهي ، همواره يكي از مشكلات جدي زراعت ها و باغ ها بوده است ، ليكن به نظر مي رسد در بخش جنگل و مرتع ، از اهميت كمتري برخوردار باشد ، چرا كه به ويژه در جنگل ها و مراتع طبيعي ، سازگاري طبيعي كه در طي زمان هاي طولاني صورت گرفته ، موجب گرديده كه اين گياهان از مقاومت لازم برخوردار باشند . معهذا در اينجا نيز بيوتكنولوژي با ايجاد و توليد گونه ها و ارقام مقاوم به سرما و تنش هاي دمايي پايين ، اين مشكل را تا حد زيادي كنترل نمايد .
نتيجه گيري :
تنش هاي محيطي غير زنده از قبيل : خشكي ، شوري ، سرما و ... مي تواند تاثيرات زيادي بر عرصه هاي منابع طبيعي ( جنگل ها و مراتع ) بگذارد و خسارات قابل توجهي را به همراه داشته باشد . يكي از بهترين شيوه هايي كه مي تواند اين تنش ها را كنترل كند ، بهره گيري از بيوتكنولوژي و مهندسي ژنتيك است . اگر چه از اين فن آوري جديد در بخش جنگل ها و مراتع ، همپاي زراعت و باغباني استفاده نشده است ، اما به ناچار براي حفظ تعادل زيست محيطي و دستيابي به توسعه پايدار ، بايستي از اين دست مايه علم بشري استفاده شود . توليد گونه هاي مقاوم به تنش هاي خشكي ، شوري ، غرقابي شدن و سرما و يخ زدگي از طريق انتقال ژن هاي مقاوم به گونه هاي مختلف ، شايد از جمله بهترين روش هايي باشد كه بشر امروز مي تواند به خدمت بگيرد . مقاله حاضر اين هدف را دنبال كرد كه نشان دهد بيوتكنولوژي ، مي تواند در خدمت حفظ جنگل ها و مراتع باشد .
-
اقلیم های ایران از نظر پرورش درختان میوه
از نظر پرورش درختان میوه می توان ایران را به پنج اقلیم بزرگ تقسیم کرد که عبارتند از :
اقلیم سردسیری شمالی و ارتفاعات بالای 1500 متر در استانهای جنوبی تر که مناسب پرورش درختان میوه سردسیری از قبیل گیلاس ٬ آلبالو ٬ سیب ٬ گردو ٬ بادام و .... هستند .
اقلیم نیمه سردسیری و خشک فلات مرکزی که بیشتر به کشت میوه های نظیر انگور ٬ انار ٬ انجیر و پسته اختصاص دارند.( انگور در مقیاس زیاد در اقلیم اول نیز کشت می شود )
اقلیم نیمه گرمسیری ساحلی در شمال و جنوب که به کشت مرکبات و سایر انواع میوه های نیمه گرمسیری از قبیل خرمالو اختصاص دارد.
اقلیم گرمسیری و خشک که بیشتر مخصوص کشت خرما است.
اقلیم گرمسیری که خیلی محدود بوده و در این اقلیم علاوه بر خرمالو میوه هایی نظیر موز انبه و پاپایا به عمل می آید .
-
چنار مقدس ترین درخت ایران
امروزه بسیار از اهمیت حفظ و نگهداری درختان به عنوان یكی از اصلیترین منابع زیستی سخن میرود. انسان امروزی چنان از طبیعت فاصله گرفته كه نسبت به منابع گیاهی از جمله درختان بیتوجه گشته و غالبا از یاد برده كه در روزگاری نه چندان دور، درختان نه فقط نقشی زیست محیطی بلكه اعتقادی در زندگی آدمی داشتهاند. در میان تمام ملتهای بشری درخت در باورهای اعتقادی چندان رسوخ كرده بود كه هالهای از تقدس پیرامون آن را فرا میگرفت. هر ملتی غالبا با توجه به اقلیم خود یك نوع درخت را بیش از سایر درختان محترم میشمرد. در ایران، درخت چنار و سرو از اهمیت ویژهای برخوردار بوده و هستند.
بلوط در میان سلتیها، بابونه در میان آلمانیها، زبان گنجشك در میان ملل اسكاندیناوی، زیتون در میان مسلمانان، درخت عرعر و غان در سیبری، همه جزو درختان مقدساند. همه این درختان در چند ویژگی مشتركاند. از همه بارزتر نوزایی هر ساله آنهاست.
مرگ درختان در زمستان و تولد دوباره آنها با فصل بهار درخت را همواره به نمادی از زندگی و جاودانگی تبدیل كرده و جایگاه خاصی بدان بخشیده است. از طرفی، تمامی درختانی كه به نوعی مقدس بودهاند، معمولا درختانی بزرگ با عمری طولانی هستند. انسان از قدیم برای درختان وجود روان را قائل بوده است. اعتقادی كه به اساطیر و قصههای مردم نیز راه یافته است. مثلا در آفریقا، درخت نارگیل را دارای روان و زندگی بخش میدانند و افكندن یك درخت نارگیل برابر با مادركشی است. در میان بسیاری از ملل از جمله در فیلیپین اعتقاد بوده كه ارواح در گذشتگان بر نوك بلندترین درختان زندگی میكنند.
در قصه های پریان، دختر شاه پریان از میوه درختی و غالبا درخت انار بیرون میآید. درخت انار و خرما نیز جزو درختان بركت بخش در ایران هستند. در مورد درخت خرما، كهنترین متنی كه وجود دارد، منظومه درخت آسوریك به زبان پهلوی است كه اصل آن را از پارتی میدانند. این منظومه، مناظرهای است میان درخت خرما و بز كه هر یك فواید خود را بر میشمرند و سرانجام درخت خرما در این مناظره پیروز می شود.
باز هم تاكیدی دیگر بر بركت بخشی و اهمیت این درخت. مهمترین نتیجهای كه چنین باورهایی دارد، قائل شدن قدرتی خاص برای درختان است. هنوز هم در روستاهای ایران، درختان كهنسالی را میبینیم كه به آنها دخیل بستهاند. این درختان در اعتقادات مردمی قادرند باران بیاورند، خورشید را به درخشش وادارند، گلهها را افزایش بخشند، زنان را به بارداری و زایش یاری دهند و سرانجام نذری را بر آورده سازند. غالب این درختان مقدس از میان درختان چنار انتخاب شدهاند.
چنار كهن چنان خصوصیاتی طبیعی دارد كه میتوان اعجاب مردم ساده را برانگیزد. چنار عظیمترین و از پرعمرترین درختان ایران است.
چنار چنان بلند و افراشته است كه از دور دست دیده میشود. دهقانان ایران چنار را شاه درختان میدانند. اما عظمت چنار تنها دلیل تقدس آن نیست. چنار هر ساله پوست میاندازد و شاخههای تنومند آن رنگ سبز روشنی به خود میگیرد. این جوان شدن هر ساله چنار نیز قداست خاصی به آن بخشیده است. زیرا حفظ قدرت جوانی یكی از شرایط لازم برای باروری است و در نتیجه، آن را مظهر بركت و نعمت بخشیدن ابدی خدایان و ارواح میسازد. از آنجا كه مردم غالبا برای حفظ اعتقادات كهن رنگ و بویی از اعتقادات تازه به آن میبخشند، در مورد درخت چنار نیز این اتفاق افتاده است و در باورهای مردمی، در زیر هر چنار مقدس و كهنی امامزادهای مدفون است. این كه واقعا امامزادهای مدفون باشد یا خیر، معلوم نیست آنچه مهم است تقدس چنار است كه با این عنوان حفظ گشته است. حتی در یكی از روستاهای منطقه طالقان، درخت چنار مقدسی است كه بنابر اعتقادات مردم منطقه، روز عاشورا از آن خون میآید.
در مورد پادشاهان هخامنشی نیز نقل است كه چنار از چنان تقدسی برخوردار بوده كه در خوابگاه شاهان چنار زرینی به همراه تاكی زرین آراسته به زیور نگهداری میشده است و گویی دستیابی به این چنار به معنای به دست آوردن سلطنت بوده است. ظاهرا چنار مظهر غنای طبیعت بوده اما همراه شدن آن با تاك چه توجیهی دارد؟ تنها مطلبی كه در مورد درخت اخیر میدانیم روایت هرودوت است كه آخرین شاه ماد در خوابی میبیند تاكی از شكم دخترش، ماندانا رویید و سراسر آسیا را پوشاند.
خوابی كه به تولد كوروش و فتوحات وی تعبیر شد. از طرفی، انگور در اساطیر ایران مظهر خون است و خون نیروی اصلی حیات. از آنجا كه خون سلطنت از طریق زنان ادامه مییافت، شاید بتوان تاك زرینی را كه بر چنار زرین میپیچید مظهر خون و دوام سلطنت هخامنشیان دانست. در واقع چنار مظهر شاه و تاك مظهر همسر او بوده است.
علاوه بر چنار، سرو افراشته و همیشه سبز نیز جایگاه خاصی در میان قوم آریا داشته است. گرچه سرو قداستی چون چنار نیافته اما از درختان مورد احترام ایرانیان بوده است. احترام به این درخت با باورهای میترا به اروپا رفت و همچون سایر اعتقادات مهرپرستی در مسیحیت ریشه دواند تا بدانجا كه امروزه جزو لاینفك جشن سال نو مسیحیان در هر گوشه جهان گشته است.
اهمیت درختان به خصوص درختان چنار و سرو چنان بوده كه كاشتن درخت در ایران جنبه اعتقادی هم یافته بود و جزو ثوابهای بزرگ به شمار میآمد.
سنتی كه پس از اسلام هم ادامه یافت و هنوز هم ادامه دارد. روز ۱۵ اسفند را سالیان سال است كه با عنوان جشن درختكاری میشناسیم و در این روز، میكوشیم با طبیعت آشتی كنیم. سنتی كه بنیان آن منسوب است به پیامبر و اندیشمند بزرگ ایران، اشو زرتشت. او با دست خود درخت سروی در شهر كاشمر غرس كرد كه سالیان سال پس از او هم این سرو زیست تا آنكه در دوره خلفای عباسی به درخت كهنسال و مقدسی بدل گشته بود كه مورد نذر و نیاز مردم ایران قرار میگرفت. شهرت این سرو را خلیفه عباسی تاب نیاورد و دستور داد تا آن را از بن درآورند.
«باری، خلیفهی بغداد / آن برگزیده شیوهی شدادی / بر باد رفت، حتی / نام خلیفهی خودخواه خودپرست / از یاد رفت / اما / در كاشمر هنوز / در ذهن هر خردور ایرانی / سروی به پاست / آن سرو / سرفرازتر از هر چه سرو / پا برجاست.» (حمید مصدق)
در پایان، در اهمیت درخت به جاست از دو درخت مهم اساطیری ایران نیز صحبت كنیم. درخت بس تخمه یا همه تخمه كه منشا تمامی گیاهان جهان است و همه نوع گیاه از او میروید. سیمرغ، پرنده اساطیری ایران، بر این درخت آشیان دارد و هر سال، بنا بر متن پهلوی گزیده های زاد سپرم، «آن درخت را بیفشاند، آن تخمهای (فرو ریخته) در آب آمیزد، تیشتر (ایزد باران در اساطیر ایران) آنها را با آب بارانی ستاند، به كشورها باراند» و به این ترتیب، همه نوع گیاه در همه جای زمین روید.
این درخت در دریای فراخكرد، دریای بیانتهای كیهانی، به همراه درخت «گوكرن» یا «هوم سفید» قرار دارد. درخت گوكرن درخت مهم اساطیری دیگری است كه اكسیر جاودانگی را در هنگام بازسازی جهان به مردمان میبخشد و بر اثر آن، همه مردم جاودانه بیمرگ میشوند. بنابر متن پهلوی بندهشن، این درخت برای بازداشتن پیری بد دم است. اهریمن برای از بین بردن این درخت وزغی را در دریای فراخكرد به وجود میآورد اما در مقابل، اورمزد دو ماهی مینوی به نام «كر» میآفریند كه مامور نگاهبانی از این درخت میشوند و همواره یكی از این ماهیها وزغ را زیر نظر دارد.
در آغاز آفرینش آدمی نیز درخت به یاری مشی و مشیانه، نخستین زوج بشر، میآید. مشی و مشیانه برای طبخ غذای خود نیازمند آتش بودند و آتش مورد نیاز آنان را دو درخت كنار و شمشاد كه بنابر اساطیر ایران آتش دهندهترند، فراهم كردند.
درخت در دینهای دیگر هم از جایگاه خاصی برخوردار است. در دین یهود، خداوند در میان شعلههای آتشی كه از درون درختی سر بر میآورد، با حضرت موسی (ع) سخن گفت. حضرت مریم زیر درخت خرمایی با ریزش خرمای آن روزه خود را گشود و در اسلام، درخت طوبی درخت مقدسی است كه در بهشت جای دارد. نماد معرفت نیز در همه این دینها درختی است كه میوه آن، ممنوعه است و با خوردن آن، آدم و حوا هبوط میكنند و از بهشت رانده میشوند.
-
درخت ژینکوبیلوبا
این درخت از کهنترین گونه های باقی مانده در روی زمین است که قدمت آن به حدود ۲۰۰ میلیون سال پیش در عصر دایناسورها باز میگردد. زمانی بر این باور بودند که درخت پرسیاوش مویی دارای قدرتهای جادویی است و امروزه این مطلب پذیرفته شده است که جینکو دارای نقش و اثر دارویی بر حقی است.
● مکانیسم عمل ترشحات ژینکو برای بهبود بعضی بیماریها
ترشحات جینکو که به صورت قرص ، مایع یا تزریق درون رگی تهیه میشوند به دلایل بسیاری برای نارسایی مغزی مصرف میشوند. مکانیسم عمل آن به این صورت است که با افزایش دادن جریان خون به سمت مغز و توسعه و بهبود ارسال پیامهای عصبی موجب کاهش نارسایی مغز میشود. همچنین این محصول یک تنظیف کننده بدون رادیکال آزاد است. نارسایی مغزی میتواند باعث ایجاد مشکلاتی در مهارتها و قابلیتهای معمولی فردی ، کاهش انرژی و توانایی فیزیکی ، افسردگی ، پرخاشگری ، سرگیجه ، سردرد و صدای زنگ در گوش شود. با آن که بعضی از افراد مبتلا به طنین صدا در گوش به مفید بودن جینکو ایمان دارند افراد دیگری اعتقاد دارند که جینکو رویهمرفته در این مورد بیاثر است.
در مورد مکانیسم این عمل باید گفت مهمترین اجزای جینکو شامل فلاونوئیدها و ترپنوئیدها میشوند. جینکولید B ، ترپنوئیدی که تاکنون وجود آن در هیچ گونه دیگری گزارش نشده است. در شرایط آزمایشگاهی از عمل عاملهای فعال کننده پلاکتهای خونی جلوگیری میکند. این عاملها برای شروع تجمع یافتن پلاکتهای خونی ضروری هستند و این مرحله در حقیقت مرحله آغازین انعقاد خون است. پس بنابراین ممکن است جینکو بتواند در شرایط طبیعی بر روند لخته شدن خون تأثیر منفی بگذارد و این میتواند دلیلی باشد برای آنکه چرا روز به روز بر تعداد خونریزش بینی در میان افرادی که از جینکو استفاده میکنند افزوده میشود.
● اسامی ژینکو بیلوبا
نام قدیمی جینکو بیلوبا Salisburia adiantifolia بوده است و نیز دارای نامهای رایج درخت پر سیاوش مویی و درخت چهل تاج میباشد و همچنین نامهای چینی زیادی برای آن وجود دارد. در ژاپن نیز به آن Icho و به میوه آن Ginnan میگویند. این درخت وقتی که جوان است دارای شکل هرمی با شاخههای بلند قائم و قلمی است و هنگامی که مسنتر شد تاج آن پراکنده و نامنظم میشود. این درخت میتواند تا ۳۵ متر طول و ۱۰ متر قطر ساقه داشته باشد. این درخت برگ ریز است و برگهای آن بر روی شاخههای بلند پراکنده هستند در حالی که در رأس شاخههای کوتاه تراکم یافتهاند. شاخههای کوتاه این درخت نمود بسیار جالبی از گیاه جینکو هستند که هر ساله تاجی از برگهای جدید درست میکنند و همچنین تولید میکروسپورانژیوم و تخمک توسط این شاخهای کوتاه صورت میگیرد.
شاخههای کوتاه پس از چند سال که زمان آن در واریته های مختلف فرق میکند بلند شده و تولید برگهای پراکنده و غیر مجتمع مینمایند. شاخههای بلند معمولا یک شاخه کوتاه انتهایی برای چند سال بعد ایجاد مینمایند. این قابلیت تولید شاخههای کوتاه میتواند دلیل آن باشد که چرا مدت زمان رشد درخت در مقایسه با سایر نهاندانگان طولانی است. و همچنین میتواند روشن سازد که چگونه درخت میتواند از این قابلیت خوب برای بقا برخوردار باشد. برگهای جینکو دارای دمبرگ بلند بوده و در شکل و اندازههای متنوع هستند. در کل برگهای جینکو دارای دو لوب ، فاقد رگبرگ میانی و بطور غیر عادی کنگرهدار هستند.
رگبرگها مکررا منشعب میشوند و بعضی از آنها درهم ادغام میگردند. این گیاه دوپایه بوده و اسپورانژیومهای آن روی شاخههای کوتاه تشکیل میشوند. میکرواسپورانژیومها با آرایش نگینی یا تسمهای به تعداد ۳ تا ۶ عدد بر روی شاخه قرار گرفتهاند و هر یک مانند یک محور نوسانی پرچمهای زیادی را که نزدیک بهم مرتب شدهاند، در بر میگیرند. پرچم در حقیقت یک برآمدگی با پایه کوتاه با ۲ تا ۴ کیسه گرده است که به صورت طولی شکاف میخورند.
مگاسپورانژیومها معمولا به تعداد ۱تا ۳ عدد به صورت افراشته بر روی شاخه قرار میگیرند و هر یک شامل یک شاخه بلند هستند که یک تخمک را در هر سمت خود نگه میدارد. تخمک بدون پایه و صاف بوده و در پایه دارای یقه می باشد و برهنه است. میوه ی جینکو شفت مانند با گوشت نارنجی است که یک درون بر چوبی را می پوشاند. جنین معمولا ۲ تا ۳ لپه است. میوههای جینکو در پاییز در هنگام افتادن مقادیر زیادی بوتیریک اسید تولید میکنند که سبب ایجاد بوی نامطبوع و زنندهای میشود.
● پراکنش و خاستگاه
خاستگاه راسته جینکوآلس متعلق به دوره پرمین (۲۰۰ تا ۲۲۵ میلیون سال پیش) میباشد. به نظر میرسد که تکامل این گیاه در دوره ژوراسیک (۱۰۰ میلیون سال پیش) به اوج خود رسیده باشد و فرم برگهای جینکو از آن زمان تغییر نکرده است. جینکو پراکندگی بسیار وسیعی در سطح کره زمین داشته است و فسیل آن تقریبا در هر مکانی از جمله استرالیا و نیوزیلند یافت میشود. شایان ذکر است که فسیل گونه دیگری به نام Baiera برگهایی بسیار شبیه به برگهای جوان جینکو و برگهایی که از پایه درخت تولید میشوند دارد. از این سابقه مشخص میشود که چرا جینکو با نام فسیل زنده نامیده میشود. تکامل این درخت در حدود ۱۲۵ میلیون سال پیش هنگامی که هنوز دایناسورها بر روی زمین پرسه میزدند پایان یافت و از آن زمان بدون تغییر باقی مانده است.
جینکو بیلوبا در حقیقت یک عضو تنهای زنده از نژاد مقتدر گیاهان شاخه خود است و بنابراین پیوست با ارزش و دقیقی میان حال و گذشته دور زمین محسوب میشود. امروزه درخت جینکو بطور طبیعی در مناطق کوهستانی دور در چین شرقی میروید با این حال بطور مصنوعی در مناطق وسیعی از جهان از جمله چین ، کره و ژاپن کاشته میشود. قدیمیترین نمونههای جینکو در باغهای کهن معابد ، قصرها و پرستشگاههای ژاپن وحود دارد و چند درخت مشهور جینکو نیز در این مکانها قرار دارد. جینکو به دلیل مقاومت در برابر آلودگی هوا در شهرهای آلوده بسیرا مناسب است و نیز در برابر حملات قارچی و حشره ای و آفات مقاوم است.