PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : •"انتظار" در اشعار امام خميني



tina
11-12-2011, 09:57 AM
امام خمینی رضوان الله علیه در اشعار خود، شیفتگی خود نسبت به حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف نشان می دهد. وی حضور امام عصر را به بهار تشبیه می کند. یادداشت زیر به بررسی انتظار در اشعار امام خمینی پرداخته است
بهار آرزوي امام خميني، در ظهور دولت يار تجلي مي‌كند، در اشعار امام، ظهور حضرت حجت(عج) همچون فرا رسيدن بهار است كه همه استعدادهاي طبيعت دست به دست هم داده و براي حيات مجدد و رويش نو آماده مي‌شوند و ظهور حضرت مهدي(عج)، حيات مجدد بشريت براي رشد و بالندگي است،
غزل، بهار آرزو، ص ۱۱۸

ديوان امام خميني(ره) چنين به توصيف بهار ظهور پرداخته است:
بر در ميكده‌ام پرسه‌زنان خواهي ديد
پير دل باخته با بخت جوان خواهي ديد
نوبهار آيد و گلزار شكوفا گردد
بي‌گمان كوتهي عمر خزان خواهي ديد
مرغ افسرده كه در كنج قفس محبوس است
بر فراز فلك از شوق‌پران خواهي ديد
دلبر پردگي از پرده برون خواهد شد
پرتو نور رخش در دو جهان خواهي ديد

و در غزل "با كه گويم" ص ۱۲۱ روز ميلاد امام زمان(عج) را نوبهار خوانده و همه را به شادي و سرور دعوت مي‌كند:
... نوبهار است، در ميكده را بگشائيد
نتوان بست در ميكده در فصل بهار
باده آريد در اين فصل به ياد ساقي
نسزد رفت به گلزار بدين حال خمار
روز ميلاد مهين عاشق يار است امروز
مددي كن، سر خم را بگشا بر ابرار

و گاهي از طولاني شدن ايام انتظار، گله كرده و از اينكه آن معشوق جان پرور، هنوز نمي‌آيد ناله‌ها سرداده و چون مرغي محبوس در قفس، در آرزوي رهايي شكوه مي‌كند:
عمر را پايان رسيد و يارم از در درنيامد
قصه‌ام آخر شد و اين غصه را آخر نيامد
جام مرگ آمد بدستم جام مي‌ هرگز نديدم
سال‌ها بر من گذشت و لطفي از دلبر نيامد
مرغ جان در اين قفس بي‌بال و پر افتاد و هرگز
آنكه بايد اين قفس را بشكند از در نيامد
كاروان عشق رويش صف به صف در انتظارند
با كه گويم آخر آن معشوق جان پرور نيامد

و باز ابراز اميدواري مي‌كند و پايان انتظار و روز شيرين وصل را مژده مي‌دهد:
آيد آن روز كه خاك سر كويش باشم
ترك جان كرده و آشفته رويش باشم
ساغر روح‌افزا از كف لطفش گيرم
غافل از هر دو جهان بسته مويش باشم
سر نهم بر قدمش بوسه‌زنان تا دم مرگ
مست تا صبح قيامت زسبويش باشم
همچو پروانه بسوزم بر شمعش همه عمر
محو چون مي‌زده در روي نكويش باشم

قصيده
از سه قصيده مندرج در ديوان امام خميني(ره) دو قصيده در انتظار و مدح حضرت مهدي(عج) مي‌باشد.
قصيده بهاريه انتظار، ص ۲۶۲ -۲۵۸ كه در آغاز جواني امام سروده شده، داراي ۴۶ بيت در سبك خراساني است، امام خميني(ره) اين قصيده را در فاصله سال‌هاي ۱۳۰۹ تا ۱۳۲۴ هـ.ش. در عصر زعامت مرحوم حضرت آيت‌الله العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي سروده است، اين قصيده هم تشبيب و تغزل دارد و هم حسن تخلص و در مدح حضرت ولي‌عصر(عج) ساخته شده است،
آمد بهار و بوستان، ‌شد رشك فردوس برين
گلها شكفته در چمن، چون روي يار نازنين گسترده باد
جانفزا، فرش زمرد بي‌شمر
افشانده ابر پر عطا، بيرون زحد، در ثمين
از ارغوان و ياسمن طرف چمن شد پرنيان
و ز اقحوان و نسترن، سطح دمن ديباي
” در اشعار امام خميني ظهور مهدي موعود(عج) همچون فرا رسيدن بهار است كه همه استعدادهاي طبيعت دست به دست هم داده و براي حيات مجدد و رويش نو آماده مي‌شوند و ظهور منجي موعود، حيات مجدد بشريت براي رشد و بالندگي است “

چين
و بعد از تشبيب و تغزل منظور اصلي خويش را از سرودن اين قصيده بيان مي‌كند:
مهدي امام منتظر، نوباوه خيرالبشر
خلق دو عالم سر به سر، بر خوان احسانش نگين...
مرآت ذات كبريا، مشكوه انوار هدا
منظور بعث انبيا، مقصود خلق عالمين...
ايزد به نامش زد رقم، منشور ختم‌الاوصيا
چونان كه جد امجدش گرديد ختم‌المرسلين
و در آخرين ابيات، با عنايت بر ولايت تكويني حضرت حجت(عج) دعا كرده و از دست غيبي آن ولي خدا، طلب ياري مي‌كند:
اي حضرت صاحب زمان، ‌اي پادشاه انس و جان
لطفي نما بر شيعيان،‌ تاييد كن دين مبين
توفيق تحصيلم عطا فرما و زهد بي‌ريا
تا گردم از لطف خدا از عالمين عاملين
و قصيده ديگر، صفحه ۲۶۳ تا ۲۶۷ با عنوان در مدح ولي‌عصر(عج) كه در سبك خراساني است و ۴۳ بيت دارد، از سروده‌هاي ايام تحصيل حضرت امام در قم - اواسط دوره حكومت رضاخان پهلوي - مي‌باشد، ‌اين قصيده در سالي سروده شده كه ميلاد حضرت امام زمان(عج) مصادف با عيد نوروز شده بود.
دوستان آمد بهار عيش و فصل كامراني
مژده آورده گل و خواهد زبلبل مژدگاني
باد در گلشن فزون از حد نموده مشك بيزي
ابر در بستان برون از حد نموده درفشاني....
كي چنين خرم بهاران ديده چشم اهل ايران
كرده نوروز كهن از نو خيال نوجواني
يا خداوند اين بساط عيش را كرده فراهم
تا به صد عزت نمايد از ولي‌اش ميهماني
حضرت صاحب زمان مشكوه انوار الهي
مالك كون و مكان مرآت ذات لامكاني

و سپس از ويژگي‌ها و الطاف وجودي حضرت مهدي(عج) داد سخن داده است:
مظهر قدرت، ولي‌عصر، سلطان دو عالم
قائم آل محمد. مهدي آخر زماني
با بقاء ذات مسعودش، همه موجود باقي
بي‌لحاظ اقدسش يكدم، همه مخلوق فاني
خوشه‌چين خرمن فيضش، همه عرشي و فرشي
ريزه‌خوار خوان احساسش، همه انسي و جاني
امام خميني در ابيات بعدي، از ظلم و ستم ظالمان و كافران شكوه كرده و عدم موافقت خود را با حكومت انگليسي‌ها بر ايران توسط رضاخان پهلوي اعلام مي‌كند:
تا به كي اين ناكسان باشند بر ما حكمرانان
تا كي اين دزدان كنند اين بي‌كسان را پاسباني
تا به كي بر ما روا باشد جفاي انگليسي
آن كه در ظلم و ستم فرد است و او را نيست ثاني
خوا ركن شاها تو او را در جهان تا صبح محشر
آنكه مي‌زد در بسيط ارض، كوس كامراني

مسمط
دو مسمط مخمس در ديوان امام خميني چاپ شده است كه مسمط اول در توصيف بهاران و مديح اباصالح امام زمان نام دارد، اين مسمط در سبك خراساني داراي ۲۶ بند در صفحات ۲۷۱ تا ۲۷۹ ديوان امام(ره) مي‌باشد كه در دوران زعامت مرحوم حضرت آيت‌الله العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي (در فاصله سال‌هاي ۳۰۹ تا ۱۳۲۴ هـ.. ش) سروده شده است:
مژده فروردين ز نو بنمود گيتي را مسخر
جيشش از مغرب زمين بگرفت تا مشرق سراسر
رايتش افراشت پرچم زين مقرنس چرخ اخضر
گشت از فرمان وي در خدمتش گردون مقرر
بر جهان و هر چه اندر اوست، يكسر حكمران شد
مضامين والا و محتواي زيباي رشته‌هاي اين مسمط، همه بيانگر ذوق ادبي و روح عرفاني امام خميني(ره) مي‌باشد. معظم‌له بعد از توصيف زيبايي‌هاي بهار، از شور و غوغاي هشت جنت و جشن شادي‌افزاي قدسيان در لاهوت گزارش مي‌دهد:
ني اساس شادي اندر توده غبرا مهياست
يا كه اندر بوستانهاي زميني عيش برپاست
خود در اين نوروز اندر هشت جنت شور و غوغاست
قدسيان را نيز در لاهوت، ‌جشني شادي افزاست

چون
” انتظار" در اشعار امام خميني، رمز بقا و شور و سازندگي در حيات بشري است و "ولايت" حضرت حجت(عج) بر همه انديشه و فعل انسان سايه‌افكن و فيض‌بخش مي‌باشد “
كه اين نوروز با ميلاد مهدي توامان باشد
پس اين شادي در زمين و آسمان، به علت مصادف شدن عيد نوروز با ميلاد حضرت مهدي(عج) است.
امام خميني(ره) سپس به معرفي حضرت مهدي(عج) پرداخته و اصل و نسب و ويژگي‌هاي آن حضرت را بيان مي‌‌كند و در حقيقت، امام عصر(عج) را دارنده تمام كمالات چهارده معصوم(ع) مي‌داند:
مصطفي سيرت، علي ‌فر، فاطمه عصمت حسن خو
هم حسين قدرت،‌ علي زهد و محمد علم مهر و
شاه جعفر فيض و كاظم حلم و هفتم قبله گيسو
هم تقي تقوا، نقي بخشايش و هم عسگري مو
مهدي قائم كه در وي جمع، اوصاف شهان شد
پادشاه عسگري طلعت، تقي حشمت نقي فر
بوالحسن فرمان و موسي قدرت و تقدير جعفر
علم باقر، زهد سجاد و حسيني تاج و افسر
مجتبي حلم و رضيه عفت و صولت چو حيدر
مصطفي اوصاف و مجلاي خداوند جهان شد

مخلص كلام
انتظار در اشعار ناب امام خميني(ره)، رمز بقا و شور و سازندگي در حيات بشري است و "ولايت" حضرت حجت(عج) بر همه انديشه و فعل انسان سايه‌افكن و فيض‌بخش مي‌باشد و از حضور او، كون و مكان باقي است كه اين انسان كامل، امام زمان(عج)، به اذن الهي در كائنات تصرف مي‌كند، امام خميني در قصيده‌اي چنين تبيين مي‌كند:
با بقاء‌ ذات مسعودش همه موجود باقي
بي‌لحاظ اقدسش يكدم همه مخلوق فاني
خوشه‌چين خرمن فيضش همه عرشي و فرشي
ريزه‌خوار اخوان احسانش همه انسي و جاني
از طفيل هستي‌اش، هستي موجودات عالم
جوهري و عقلي و نامي و حيواني و كافي
(ديوان امام، ص ۲۶۵)
و امام خميني(ره) پرورش يافته اين مكتب انتظار بود كه با تمام توان كوشيد تا مقدمات ظهور و تحقق دولت كريمه آن سرور عالميان را فراهم آورد، آن رهبر فرزانه، دست غيبي آن ولي خدا را در امور مشاهده مي‌كرد و از محضر كريمانه‌اش استمداد مي‌طلبيد و گفتار و رفتار و كردار خود را به نام مقدس حضرت مهدي(عج) مزين مي‌ساخت:
به تو دل بستم و غير تو كسي نيست مرا
جز تو‌اي جان جهان دادرسي نيست مرا
عاشق روي توام‌اي گل بي‌مثل و مثال
به خدا غير تو هرگز هوسي نيست مرا
(ديوان امام، ص ۴۱)

*منبع: شمس ولايت، شماره ۱۷
*منابع:
۱. جان جهان (ويژه نامه نيمه شعبان ۱۳۸۰ش.)، ستاد بزرگداشت نيمه شعبان مسجد آيت‌الله انگجي، تبريز، مقاله تجلي انتظار در انديشه و سيره عملي امام خميني، صفحات ۱۲۰ تا ۱۲۹، نوشته خانم سيما محمدپور دهكردي.
۲. ديوان امام خميني، موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، تهران، ۱۳۷۲.
۳. شمس ولايت (ويژه نامه سالانه نيمه شعبان، سال ۱۳۸۲)، ستاد بزرگداشت نيمه شعبان مسجد آيت‌الله انگجي، تبريز، مقاله آسيب‌شناسي شعر مهدوي در زبان فارسي، صفحات ۲۰۱ تا ۲۱۱ نوشته استاد محمدعلي مجاهدي.
۴. شمس ولايت (ويژه نامه سالانه نيمه شعبان، سال ۱۳۸۷)، ستاد بزرگداشت نيمه شعبان مسجد آيت‌الله انگجي، تبريز، مقاله‌ جلوه‌اي از انتظار و ظهور در شعر فارسي، صفحات ۱۴۵ تا ۱۵۸ نوشته دكتر غلامرضا ستوده.
۵. فرهنگ ديوان امام خميني، موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، تهران، ۱۳۷۳
۶ - فصلنامه علامه (ويژه ادبيات و عرفان)، دانشگاه تبريز، شماره ۱۶، زمستان ۱۳۸۶، مقاله تحليل محتوا و دورنمايه‌هاي غزل امام خميني، صفحات ۱۴۵ تا ۱۶۲ نوشته دكتر محمد مهدي‌پور.
مرجع : روزنامه جمهوری اسلامی